تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : استان‌ها
لینک : econews.ir/5x4301971
شناسه : 4301971
تاریخ :
چراغ‌سازی؛ یک سند تاریخی از سبک زندگی اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی در خراسان رضوی، دو صنعت حیاتی که زمانی قلب زندگی روزمره را تأمین می‌کردند، در حال محو شدن هستند؛ چراغ‌سازی و سماورسازی. این حرفه‌ها دیگر صرفاً یادآور فقدان برق و گاز نیستند؛ آن‌ها نماد مهارت و استقلالی هستند که نسل‌های پیشین در دل فلزات خلق می‌کردند.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

چراغ‌های نفتی نظیر گردسوز، والر و پریموس، نه ابزارهای ساده، بلکه محصول دانشی تجربی بودند که با دقت و صبر نسل به نسل منتقل شد. در همین راستا، سماورهای برنجی زغالی، فراتر از یک ظرف آب جوش، مرکز تجمع خانواده در آن روزگاران بودند.

ورود فناوری‌های جدید، این صنایع را از چرخه مصرف خارج کرد و بسیاری از کارگاه‌ها را به سکوت کشاند؛ اما ارزش این مشاغل در همین افول نهفته است؛ این‌ها تنها یادگارهای فنی نیستند، بلکه بازتابی از روحیه کار و زیبایی‌شناسی خاص مردم خراسان هستند.

امروز، این کارگاه‌های اندک باقی‌ مانده، بیشتر شبیه موزه‌های فعال‌اند؛ جایی که ابزارهای قدیمی هنوز بوی تجربه می‌دهند و هر چکش‌کاری، تلاشی برای ثبت یک بخش از هویت منطقه است.

چراغ‌سازی و سماورسازی، فراتر از یک صنعت از دست رفته، یک سند تاریخی از سبک زندگی است. اگر این مهارت‌ها ثبت نشوند، با آخرین استادکاران، آخرین شعله‌های این میراث روشنایی نیز برای همیشه خاموش خواهد شد.

حسن قلعه‌نویی یکی از بازماندگان این حرفه قدیمی در خراسان رضوی و حافظ بخشی از حافظه محلی است.

زمانی در هر شهر و روستایی، دست‌کم یکی دو چراغ‌ساز یا سماورساز وجود داشت؛ آن‌ها با دقتی وسواس گونه فتیله‌ها، پیچ‌ها و مخزن‌های نفتی را چنان می‌ساختند که شعله‌ای آرام، خانه‌ای را گرم و روشن نگه دارد. حالا اما بیشتر آن‌ها یا از دنیا رفته‌اند یا چکش را زمین گذاشته‌اند، البته هنوز چند کارگاه که تعدادشان شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسد با نور زرد چراغ گردسوز روشن است.

قلعه‌نویی از دوران جوانی خود سخن می‌گوید؛ از زمانی که بازار این حرفه رونق داشت. آن روزها مردم به چراغ وابسته بودند. برق بسیار کم‌رنگ بود و شب، تاریکی واقعی داشت. فانوس را که روشن می‌کردی، خانه نفس می‌کشید.

 حرف‌های این سماورساز و چراغ‌ساز رنگی از نوستالژی دارد. در آن زمان، چراغ نه صرفاً ابزار، بلکه نشانه زندگی بود. در هر خانه‌ای، چراغ گردسوز جای مخصوصی داشت؛ وسیله‌ای شیشه‌ای با مخزن فلزی که نفت درونش می‌ریختند و فتیله‌اش با پیچ کوچک تنظیم می‌شد.

چراغ‌سازی؛ یک سند تاریخی از سبک زندگی

قلعه‌نویی گفت: ساخت چراغ گردسوز، کار آسانی نیست. از برش شیشه تا تراش جای فتیله و جوشکاری محل سوخت، همه باید با دقت و ظرافت انجام می‌شد تا شعله بدون دود بسوزد. فتیله را خودشان می‌بافتند؛ با نخ‌های پنبه‌ای خاصی که حرارت را تحمل می‌کرد و نور را یکنواخت می‌داد. در آن روزگار، هر استادکار فتیله خود را می‌شناخت و به رنگ و دوام آن افتخار می‌کرد.

وی بیان کرد: در کنار گردسوز، چراغ والر و چراغ پریموس نیز از دیگر ساخته‌های استادان این حرفه بودند. والر، چراغی بزرگ‌تر و پرقدرت‌تر برای پخت‌وپز بود، شعله‌ای دارد شبیه اجاق که در بسیاری از خانه‌ها برای جوشاندن آب یا پخت خوراک استفاده می‌شد.

این چراغ‌ساز با لبخند گفت: وقتی والر را روشن می‌کردی، صدایش خانه را پر می‌کرد. آن صدا یعنی غذا دارد پخته می‌شود. پریموس اما اغلب چراغ مخصوص مسافران، چوپانان و عشایر بود؛ چراغی فلزی با نازل کوچک و فشار سوخت تنظیم‌ شده که در ارتفاعات و صحراها هم قابل استفاده بود.

ساخت آن به مهندسی دقیقی نیاز داشت و استادکار باید جنس فلز، اندازه سوراخ نازل و وزن مخزن را هم‌زمان تنظیم می‌کرد تا شعله یکنواخت بماند. به قول قلعه‌نویی، همه‌چیز حساب و کتاب داشت، ولی حسابش توی دفتر نبود، توی تجربه ما بود.

این سماورساز ادامه داد: بخش دیگر این حرفه، سماورسازی است؛ هنری که از روسیه به ایران آمد و در خراسان ریشه گرفت. سماورهای زغالی و نفتی که در مهمانی‌ها و دورهمی‌ها نقش مهمی داشتند، از غرب خراسان تا مشهد و برخی شهرهای دیگر ساخته می‌شدند.

 قلعه‌نویی بیان کرد: ساخت سماور مانند دوخت لباس ظریف است؛ اگر زاویه لوله بخار اشتباه باشد یا ضخامت بدنه درست نباشد، چای نه خوش‌طعم می‌شود نه سماور دوام دارد.

وی همچنان از سماورهای برنجی و سفیدکار یاد می‌کند که در کارگاه‌های محلی ساخته می‌شدند؛ سماورهایی براق آینه‌گون، با نقش‌های قلم‌زده که هرکدام امضای استادکار را بر خود داشتند.

چراغ‌سازی؛ یک سند تاریخی از سبک زندگی

این چراغ‌ساز خاطرنشان کرد: در کارگاه باید همه ابزارهای مورد نیاز ردیف شده باشند، سندان قدیمی، چکش‌های مخصوص قوس فلز، دستگاه خم‌کاری دستی و قوطی‌هایی پر از لحیم برنجی و قلع چون هرکدام نباشد کار با مشکل مواجه می‌شود.

در گذشته، چراغ‌سازی و سماورسازی نه فقط تولید، بلکه تعمیر هم بود. مردم چراغ‌هایشان را برای تعمیر فتیله یا تنظیم شعله نزد متخصص این کار می‌آوردند. در روزهای شلوغ زمستان، گاهی تا نیمه‌شب کار می‌کردند تا چراغ‌ها دوباره روشن شود.

وی با بیان اینکه با گذر زمان و ورود برق، این حرفه کم‌کم به حاشیه رانده شد، اظهار کرد: چراغ‌های نفتی جای خود را به لامپ‌های برقی دادند و سماورهای زغالی با مدل‌های گازی و برقی جایگزین شدند.

با تغییر سبک زندگی مغازه‌ها یکی‌یکی بسته شدند و نسل جدید کمتر کسی علاقه‌مند بود به فلز و شعله بپردازد. قلعه‌نویی با اندوهی آرام می‌گوید که امروز چراغ‌سازی در بازار ارزش اقتصادی ندارد، اما ارزش فرهنگی فراوانی دارد. چراغ‌های قدیمی، اگرچه خاموش شده‌اند، اما روح زندگی سنتی را در خود نگه داشته‌اند.

اگر کارگاه قدیمی پیدا کنی و واردشان بشوی هنوز پر از چراغ‌های قدیمی هستند؛ فانوس‌های دستی کوچک و بزرگ، برخی هنوز فتیله داخلشان دارند، برخی دیگر خاموش و زنگ ‌زده‌اند. گاهی گردشگران یا علاقه‌مندان صنایع دستی از شهرهای بزرگ که می‌آیند یکی از این یادگارها را می‌خرند.

این سماورساز بیان کرد: علیرغم افول این حرفه، هنوز امیدوار هستم. چند سالی است که اداره میراث فرهنگی استان طرحی را برای ثبت برخی صنایع در فهرست میراث معنوی محلی آغاز کرده است.

قلعه‌نویی افزود: اگر چراغ‌سازی و سماورسازی به عنوان بخشی از هویت هنری و تاریخی منطقه شناخته شوند، ممکن است جان تازه‌ای بگیرند.

هر چه زمان می‌گذرد، کارگاه‌های قدیمی بیشتر به یک موزه زنده شباهت پیدا می‌کند؛ موزه‌ای بدون دیوار شیشه‌ای و تابلوی توضیح، ولی با بو و صدای زندگی گذشته.

شاید روزی دوباره، در پسِ نمایشگاه‌ها یا موزه‌های کوچک شهری، نامی از آخرین چراغ‌سازهای خراسان نوشته شود؛ مردمی که شعله را زنده نگه داشتند، نه فقط در چراغ، بلکه در خاطره مردم.

انتهای پیام