محلهای در تایلند که با اشک محرم شکل گرفت
اقتصاد ایران: در روزگاری که آیین بودا بر معابد طلایی سیام سایه انداخته بود و نامی از محافل شیعی شنیده نمیشد، مهاجری از قم پا به دربار پادشاهی آیوتایا گذاشت و بازرگانی را با تبلیغ دین درهم آمیخت.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، ماه تأمل، عبادت و یادگیری ارزشهای دینی، توجه به کتابهایی که میتوانند هم آموزنده باشند و هم روایتگر تجربههای تاریخی و مذهبی، اهمیت ویژهای پیدا میکند. در این ایام، علاقهمندان به مطالعه، فرصتی پیدا میکنند تا با زندگی شخصیتهای برجسته اسلامی، مسیرهای فرهنگی و مذهبی و تأثیر آنها بر جوامع مختلف آشنا شوند.
بر همین اساس، به سراغ کتابهایی رفتهایم که روایتگر تاریخ و مذهب، اخلاق و تجربههای اجتماعی است؛ آثاری که میتوانند هم جنبه آموزشی داشته باشند و هم در قالب داستان و روایت، مخاطب را با زندگی افرادی آشنا کنند که ارزشهای دینی و انسانی را در عمل دنبال کردهاند. یکی از این آثار، رمان «محله چائوسنها» نوشته سید سعید هاشمی است که زندگی و فعالیتهای شیخ احمد قمی، عالم و بازرگان ایرانی در قرن هفدهم میلادی، را در تایلند روایت میکند و همزمان با داستانی قابل توجه، تصویری از تعامل دین، فرهنگ و جامعه ارائه میدهد.
کتاب «محله چائوسنها» منتشر شده در انتشارات جمکران، یکی از آثار در حوزه رمان تاریخی برای بزرگسالان به شمار میرود. این اثر روایت زندگی شیخ احمد قمی، شخصیت برجسته ایرانی در قرن هفدهم میلادی است که از ایران به سیام (تایلند امروزی) مهاجرت کرد و طی سالها توانست نقش بسزایی در عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این کشور ایفا کند.
رمان نه تنها داستانی جذاب ارائه میدهد، بلکه با استفاده از تحقیقات تاریخی و بازسازی دقیق رخدادهای دوران صفویه و سیام، تصویری منسجم و قابل اعتماد از روابط فرهنگی و مذهبی ایران و کشورهای آسیای جنوب شرقی ارائه میکند. کتاب نشان میدهد چگونه یک شخصیت تاریخی با ترکیب تجارت، سیاست و مذهب توانست جامعهای چندفرهنگی و چندمذهبی را مدیریت کند و تأثیرات خود را در نسلهای بعدی باقی بگذارد.
مردی میان دو جهان
شیخ احمد قمی، متولد سال ۹۲۲ هجری شمسی در ایران، یکی از چهرههای تاثیرگذار در دوران صفوی است. او که از خانوادهای ایرانی برخاسته بود، در اوایل قرن هفدهم میلادی به سیام مهاجرت کرد. ورود شیخ احمد به این کشور آسیای جنوب شرقی، مقارن با دورهای از تحولات سیاسی و اجتماعی بود که در آن زمان در سیام رخ میداد.
مهارتهای تجاری و مدیریتی شیخ احمد باعث شد به زودی مورد توجه دربار پادشاه سونگتام قرار گیرد. او ابتدا در زمینه تجارت و مدیریت امور اقتصادی فعالیت کرد و به مرور به منصبهای بالاتری دست یافت. به واسطه دانش و تجربه او، موقعیتهای کلیدی مانند مدیریت امور تجاری و حل اختلافات بین خارجیها به جز چینیها به وی سپرده شد. این ارتقای موقعیت نشاندهنده اعتماد و اعتباری است که دربار سیام به شیخ احمد داشت.
در سالهای بعد، منصب چولا راجمونتری (شیخالاسلامی مسلمانان سیام) به او داده شد که اهمیت مذهبی و اجتماعی بالایی داشت و امکان تأثیرگذاری مستقیم بر جامعه مسلمانان سیام را فراهم کرد. این امر شیوه تعامل بین مسلمانان ایرانی و محلی و بوداییها را به شکلی تازه و سازماندهی شده شکل داد.

ردپای یک ایرانی در تحولات سیاسی سیام
شیخ احمد در دوران خود، شاهد و فعال در بحرانهای متعدد سیاسی سیام بود. پس از گذشت بیش از یک قرن از حکومت سلسله سوخوتای، شورشیان برمهای و شهر سیام را تهدید کردند. شورشیان تا دروازههای شهر پیش رفتند و شالیزارها را به آتش کشیدند. سربازان شاه یکی پس از دیگری فرار کردند و فرماندهان ارشد به اسارت درآمدند. نخستوزیر ژاپنی نیز که در واقع جاسوس بود، نقش مخربی در ناآرامیهای شهر ایفا میکرد.
در این شرایط بحرانی، چائومن، مشاور پادشاه، به کمک شیخ احمد نیاز داشت. دوستی این دو شخصیت به سال ۱۵۹۰ در پکن بازمیگشت، زمانی که شیخ احمد با زیرکی توانست او و خدمتکارانش را از اسارت نجات دهد. این سابقه اعتماد و تجربه همکاری، زمینه را برای ورود شیخ احمد به بحرانهای سیام فراهم کرد.
شیخ احمد با یاران وفادار خود، که به «چائوسنها» مشهور شدند، توانست نیروهای شورشی را کنترل کند و امنیت شهر را بازگرداند. کتاب به تفصیل توضیح میدهد که چگونه شیخ احمد با هوش سیاسی و استراتژیک خود توانست نخستوزیر ژاپنی و جاسوسانش را خنثی کند و پایههای قدرت دربار را مستحکم سازد.
پلی میان مسجد و معبد
یکی از برجستهترین جنبههای کتاب، روابط فرهنگی و مذهبی شیخ احمد است. او در سیام با مردمی بودایی مواجه شد که مراسم عبادتی خود را در معابد ویژه برگزار میکردند، در حالی که شیخ احمد و یارانش مسلمان بودند و عبادت خود را در خانه یا عبادتگاههایی که خود ساخته بودند انجام میدادند.
چائومن، مشاور پادشاه، بارها از شیوه عبادت شیخ احمد شگفتزده میشد. شیخ احمد برخلاف عرف محلی، عبادات خود را شبانه و با حالتی عمیق از خشوع و گریه انجام میداد. همچنین، او نماز را به سبک شیعه برگزار میکرد و همواره بر کمک به دیگران و خدمت اجتماعی تأکید داشت.
یکی از نکات قابل توجه، نحوه تعامل شیخ احمد با دیگر ادیان بود. او با بوداییها محترمانه رفتار میکرد و تلاش میکرد تا عدالت و احترام متقابل در جامعه برقرار شود. این تعاملات فرهنگی و مذهبی نه تنها موجب اعتماد مردم شد، بلکه الگویی برای همزیستی مسالمتآمیز بین مذاهب و فرهنگها ارائه داد.
تاجر سیاستساز
شیخ احمد به تجارت زعفران ایران در بازارهای سیام، چین و هند اهمیت ویژهای میداد. تجارت برای او تنها فعالیت اقتصادی نبود، بلکه ابزاری برای توسعه اجتماعی و فرهنگی نیز محسوب میشد. او درآمد حاصل از تجارت را برای تجهیز عبادتگاهها و حسینیهها هزینه میکرد و به این ترتیب، نه تنها تجارت خود را گسترش داد، بلکه جامعه مسلمانان سیام را نیز تقویت کرد.
کتاب به تفصیل توضیح میدهد که شیخ احمد چگونه با استفاده از شبکه تجاری خود، ایرانیان و مسلمانان محلی را به یکدیگر نزدیک کرد و روابط فرهنگی و مذهبی را مستحکم ساخت. این بخش از کتاب، جنبه آموزشی و مدیریتی زندگی شیخ احمد را برجسته میکند و نشان میدهد که چگونه یک فرد میتواند تجارت و مسئولیت اجتماعی را همزمان مدیریت کند.

تأسیس محله چائوسنها و حسینیه
یکی از مهمترین دستاوردهای شیخ احمد، تأسیس محله چائوسنها و ایجاد اولین حسینیه در تایلند است. این اقدام علاوه بر بعد مذهبی، جنبه اجتماعی و فرهنگی مهمی داشت. حسینیه به مکانی برای تجمع مسلمانان تبدیل شد و مراسم عزاداری در ایام محرم و صفر، حضور جمعی مردم و حتی تأثیرگذاری بر بوداییها را به همراه داشت.
کتاب نشان میدهد که چگونه شیخ احمد با نوآوری و مدیریت خود، عبادتگاه قدیمی را به مکانی تبدیل کرد که افراد بتوانند در آن عبادت کنند و فرهنگ شیعی را در جامعه گسترش دهند. این اقدامات باعث شد تا شیعیان در سیام رشد کنند و جامعه مسلمانان سازمانیافتهای شکل گیرد. این اقدام حتی آنچنان بازتاب داشت که کسانی که فقط برای دریافت غذا به آن جا میآمدند، مسلمان شدند و به عزاداری میپرداختند.
عنوان چائوسن از جایی آمد که، برادر شیخ احمد شروع کرد به روضهخوانی و سینهزنی و ذکر یاحسین را تکرار کرد. آنان که نمیتوانستند یاحسین را به زبان فارسی بگویند با همان لهجه خودشان عبارت «چائوسن» را تکرار میکردند. به همین علت به آنان «چائوسنها» میگفتند.
مردی برای مردم
شیخ احمد، علاوه بر فعالیتهای سیاسی و اقتصادی، به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی پایبند بود. او معتقد بود که بیتفاوتی در برابر ظلم و نیازمندی دیگران، گناه است و کمک به دیگران وظیفه هر مسلمان محسوب میشود. عبادت، تجارت و خدمات اجتماعی برای او بخشی از یک زندگی متعادل و متعهدانه بود و نشان میداد که یک فرد میتواند همزمان در عرصههای مختلف زندگی تأثیرگذار باشد. کتاب به تفصیل شرح میدهد که چگونه شیخ احمد با اقدامات خود، اصول اخلاقی اسلام را در عمل پیاده کرد و جامعه را به سمت همکاری و همدلی هدایت نمود. او حتی قبرستانی مخصوص برای مسلمانان فراهم کرد تا آنان مجبور نباشند همچون آیین بوداییها جنازههای خود را بسوزانند.
پلی میان ایران و سیام
شیخ احمد نه تنها جامعه مسلمانان را سازماندهی کرد، بلکه با ایجاد فضای اعتماد و همکاری، توانست تعاملات بین فرهنگی را نیز تسهیل کند. او با بوداییها و دیگر گروهها محترمانه رفتار میکرد و به مردم نشان میداد که میتوان با رعایت اصول اخلاقی و مذهبی، جامعهای چندفرهنگی و چندمذهبی ساخت. این بخش از کتاب به خوبی نشان میدهد که چگونه یک شخصیت تاریخی میتواند با خرد و تدبیر، تأثیرات بلندمدت بر جامعه و فرهنگهای مختلف داشته باشد.
رمان «محله چائوسنها» با زبان روان و داستانپردازی دقیق، تاریخ و روایت زندگی شیخ احمد قمی را با جزئیات گسترده ارائه میدهد. نویسنده با ترکیب منابع تاریخی و تخیل داستانی، تصویری زنده از زندگی سیاسی، اقتصادی و مذهبی شیخ احمد ارائه کرده است. خواننده علاوه بر آشنایی با تاریخ سیام و مهاجرت ایرانیان، با ارزشهای اخلاقی و دینی شیخ احمد، تعاملات فرهنگی او و تأثیرات بلندمدت فعالیتهای او آشنا میشود.
کتاب «محله چائوسنها» نه تنها رمانی تاریخی است، بلکه منبعی غنی برای مطالعه روابط فرهنگی ایران با کشورهای آسیای جنوب شرقی، نقش ایرانیان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی این منطقه و تأثیر دین و مذهب بر تحولات اجتماعی به شمار میرود. این اثر، با ترکیب دقت تاریخی، تحلیل فرهنگی و روایت داستانی، تصویری جامع از زندگی شیخ احمد قمی ارائه میدهد و جایگاه او را در تاریخ سیام و جامعه مسلمانان تثبیت میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
محمد سعید دم گرفته بود: «یا حسین ... یا حسین ...»
صدای قشنگی داشت و غم عجیبی در صدایش موج میزد. همه با او تکرار کردند گفتن یا حسین. برای کسانی که اهل آیوتایا بودند کمی سخت بود. آنها با لهجه خودشان حسین را صدا میزدند «چائوسن»
نخست وزیر تازه میفهمید که چرا به این گروه میگویند: «چائوسنها»