تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : استان‌ها
لینک : econews.ir/5x4295708
شناسه : 4295708
تاریخ :
کرج؛ کلان‌شهری بدون روایت مشترک اقتصاد ایران: ایسنا/البرز یک مدرس دانشگاه و پژوهشگر معماری، با تشریح ویژگی‌های ساختاری کلان‌شهر کرج اظهار کرد: این شهر نمونه‌ای کلاسیک از یک شهر چندپاره است که بر اثر مهاجرت‌های شتاب‌زده، توسعه صنعتی و سکونت‌های غیررسمی شکل گرفته است. شهروندان کرج اگرچه در یک شهر زندگی می‌کنند، اما روایت‌های متفاوتی از شهر دارند. مدیریت کلان باید با طراحی پروژه‌های شهری و فضاهای عمومی مشترک، تجربه‌ای مشترک و حس تعلق جمعی را بازتولید کند.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

قاسم علیپور خیبر در تشریح وضعیت کلان‌شهر کرج در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: کرج از مسیر رشد تدریجی و طبیعی یک شهر تاریخی شکل نگرفته است، بلکه حاصل همنشینی شتاب‌زده موج‌های مختلف مهاجرتی بوده که بخشی از آن ناشی از استقرار صنایع، بخشی ناشی از سکونت‌های غیررسمی و بخشی دیگر نتیجه گسترش نقش خوابگاهی تهران بوده است.

 وی افزود: این روند سبب شده کرج دارای محلاتی با هویت‌های کاملاً ناهمگون باشد، به‌گونه‌ای که تفاوت‌های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی میان مناطقی همچون گوهردشت و عظیمیه با حصارک و کمالشهر به‌ وضوح دیده می‌شود.

علیپور افزود: پیامد این وضعیت، شکل‌گیری شکاف‌های عمیق در سرمایه اجتماعی، قدرت چانه‌زنی شهروندان و میزان دسترسی به خدمات شهری در میان محلات مختلف بوده است. از طرفی تمرکز سیاست‌گذاری شهری بر میانگین شهر نهادینه شده، نه بر واقعیت چندگانه و متنوع آن.

علیپور تأکید کرد: مسئله اصلی کرج تنوع آن نیست، بلکه یکدست بودن مدیریت آن است؛ مدیریتی که همچنان متمرکز عمل می‌کند و توان درک و تنظیم این تنوع پیچیده را ندارد.

این پژوهشگر معماری گفت: بنابراین این پرسش مطرح است که چگونه می‌توان برای شهری با تنوع بالای قومی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی، یک مدیریت واحد طراحی کرد که نه موجب فروپاشی انسجام اجتماعی شود و نه به مدیریت یک‌جانبه‌نگر بینجامد و در عین حال کارآمد، پاسخگو و قابل اجرا در ساختار حکمرانی ایران باشد.

وی در ادامه فرضیه پیشنهادی خود را چنین بیان کرد: انسجام مدیریتی الزاماً به معنای تمرکز تصمیم‌گیری نیست، بلکه حاصل هماهنگی نهادی به‌همراه تفکیک هوشمند مقیاس‌ها است.

وی تصریح کرد: راه‌حل نه در ادغام کامل محلات و نه در رهاسازی آنهاست، بلکه در گذار از مدیریت یکپارچه متمرکز به حکمرانی چندسطحی هماهنگ‌کننده قرار دارد.

علیپور با اشاره به اینکه کرج را باید یک شهر-منطقه دانست نه یک شهر منفرد، توضیح داد: این شهر دارای پیوندهای قوی یا ضعیف عملکردی، اجتماعی و اقتصادی با مناطق پیرامونی و به‌ویژه پایتخت است و بنابراین اداره آن با الگوی کلاسیک یک شهرداری واحد، نوعی خطای ساختاری محسوب می‌شود.

این پژوهشگر پیشنهاد کرد: اداره کرج باید در سه سطح حکمرانی تعریف شود. در سطح راهبردی کلان‌شهر و منطقه باید سیاست‌گذاری‌های کلان در حوزه زمین، حمل‌ونقل، محیط‌زیست، مسکن و سایر سیاست‌های اصلی شهری انجام شود.

 وی افزود: در سطح میانی، شهر باید نه صرفاً بر اساس مرزبندی‌های اداری، بلکه بر پایه تیپ‌های اجتماعی-اقتصادی، نوع بافت شهری شامل رسمی، فرسوده، غیررسمی، ویلایی یا صنعتی و نیز الگوهای تقاضای خدمات، به زون‌های اجتماعی-فضایی تقسیم شود و برای هر زون برنامه اجرایی و بودجه نیمه‌مستقل تعریف شود.

این مدرس دانشگاه همچنین تأکید کرد: در سطح محلی باید تمرکز بر خدمات روزمره، حل تعارضات خرد و تقویت مشارکت‌های محلی باشد و در عین حال اختیارات واقعی اما محدود و مؤثر به این سطح واگذار شود.

علیپور در ادامه خاطر نشان کرد: مهم‌ترین چالش‌های مدیریت شهری در کرج را می‌توان تنوع قومی و تعارض منافع، ناهمگونی تقاضای خدمات شهری، ضعف اعتماد عمومی و محدودیت‌های ساختار حقوقی کشور دانست.

وی بیان کرد: در خصوص تنوع قومی سیاست‌گذار باید تفاوت‌ها را به‌عنوان داده سیاسی شهر به رسمیت بشناسد و به‌جای یکسان‌سازی، مبتنی بر تفاوت‌ها تصمیم‌گیری کند. در مورد چالش دوم یعنی ناهمگونی تقاضای خدمات شهری، شاخص‌های سنجش رضایت و عملکرد باید متناسب با ویژگی‌های هر زون اجتماعی-فضایی تعریف شود و بودجه‌بندی خدمات شهری نیز بر همین مبنا صورت گیرد.

 وی همچنین تصریح کرد: در مورد ضعف دراعتماد عمومی، شفاف‌سازی تصمیمات در مقیاس محله و اجرای پروژه‌های کوچک‌مقیاس با نتایج ملموس کوتاه‌مدت می‌تواند به بازسازی اعتماد عمومی کمک کند. همچنین در مورد محدودیت ساختار حقوقی به عنوان یکی دیگر از چالش‌ها، راهکار در چارچوب قوانین موجود نیز می‌توان با استفاده از ظرفیت شوراها، کمیسیون‌ها و سازمان‌های تابع، مدل‌هایی قابل پیاده‌سازی طراحی کرد.

نقاط ضعف و قوت یکپارچه نبودن شهر کرج چیست؟

علیپور در ارزیابی نقاط قوت و ضعف غیر یکپارچه بودن کرج بیان کرد: این وضعیت می‌تواند انعطاف‌پذیری اجتماعی بالا، ظرفیت نوآوری فضایی و اقتصادی و امکان سیاست‌گذاری تفکیکی متناسب با ویژگی‌های هر زون را فراهم کند، اما در صورت فقدان مداخله هوشمند، به فرسایش انسجام شهری و حس ما بودگی، ناکارآمدی ساختارهای متمرکز، تعمیق نابرابری فضایی، تثبیت شکاف خدماتی، تبدیل فقر مکانی به فقر نسلی و افزایش شکنندگی شهر در برابر بحران‌های بزرگ منجر خواهد شد.

وی مطرح کرد: شهر غیر یکپارچه را نمی‌توان به سبک کلاسیک مدیریت کرد، در واقع مدیریت مؤثر در شهر چندپاره‌ای مثل کرج، هنر تنظیم تفاوت‌هاست نه حذف آنها. ایجاد عدالت اجتماعی لزوما به معنای برابری عینی شاید نباشد، بلکه عدالتی که بر اساس تفاوت‌های شهری صورت بگیرد.

مدیریت در شهر غیریکپارچه کرج یک تنظیم کننده ریتم شهری و مانند رهبر ارکست

وی مدیریت مطلوب در چنین شهری را به رهبر ارکستر تشبیه کرد و گفت: این شهر نوازنده‌ها و نهادهای متنوع و ماهری دارد و مدیریت شهری باید در مقیاس کلان آنها را هماهنگ کند. مدیریت کلان نباید مجری جزئیات باشد، بلکه باید نقش هماهنگ‌کننده تصمیمات پراکنده را ایفا کند. این مدیریت در شهر غیریکپارچه کرج باید تنظیم کننده ریتم شهری باشد.

این معمار ادامه داد: تمرکز بر هماهنگی لازمه این مدیریت است، مدیریت کلان در شهر غیر یکپارچه‌ای مانند کرج، پروژه ساز و مجری جزئیات نیست، بلکه هماهنگی تصمیمات پراکنده، تقویت یا مهار نیروها است.

وی مطرح کرد: ویژگی بعدی مدیریت کرج ،سیاست‌گذاری مبتنی بر تفاوت‌ها است، مدیریت کلان باید واحد ناهمگونی فضایی و جمعیتی شهر را بپذیرد. بنابراین خدمات شهری باید چند نسخه‌ای مبتنی بر عدالت کارشناسی شده باشد که عدالت آن با مداخله و نیاز تناسب دارد و عمل گراست.

وی در خصوص تصمیم گیری هوشمند گفت: در یک شهر یکپارچه زمانی بحران ایجاد می‌شود که تصمیم گیری‌ها محلی باشد. مدیریت کلان و مرزهای هوشمند در چنین شهرهایی مشخص می‌کند که چه مواردی قابل واگذاری است و کدام امور همچون شبکه حمل‌ونقل، محیط‌زیست و زیرساخت‌های حیاتی غیرقابل واگذاری‌اند.

 وی با تاکید بر اینکه قدرت واقعی مدیریت در خودمحدودسازی آگاهانه نهفته است، بیان کرد: نگاه منطقه‌ای به جای نگاه صرفاً شهرداری‌محور در مدیریت این شهر یکی از ضروریات است، مدیریت کرج باید رفت‌وآمد، اشتغال، مسکن و آلودگی را در مقیاس منطقه‌ای و در تعامل نهادی با شهرهای پیرامونی و پایتخت مدیریت کند.

علیپور گفت: در خصوص مدیریت تعارض‌ها، در شهر غیر یکپارچه، تعارض استثنا نیست بلکه قاعده است و مدیریت کلان باید نهادهای رسمی میانجی برای حل تعارض ایجاد کند و تصمیمات را قابل توزیع سازد.

وی داده‌محوری و رصد دائمی نابرابری‌ها را از دیگر ویژگی‌های حیاتی مدیریت در کرج دانست و بیان کرد: مدیریت بدون داده در شهر چندپاره، کور و دچار خطای تصمیم‌گیری می‌شود و باید نقشه‌های زنده از شکاف خدمات، درآمد، دسترسی و رضایت شهروندان تهیه کند، همیشه رصد شود تا مبتنی بر شواهد نه محلات پر قدرت علم داده به ابزار تحقق عدالت فضایی تبدیل شود.

شهر بدون روایت مشترک در واقع مجموعه‌ای از محلات همجوار است

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت تولید روایت مشترک شهری تأکید کرد و گفت: این ویژگی شاید غیراداری ترین اما حیاتی ترین مدیریت کلان باشد. شهروندان کرج اگرچه در یک شهر زندگی می‌کنند، اما روایت‌های متفاوتی از شهر دارند، مدیریت کلان باید با طراحی پروژه‌های شهری و فضاهای عمومی مشترک، تجربه‌ای مشترک و حس تعلق جمعی را بازتولید کند. شهر بدون روایت مشترک در واقع مجموعه‌ای از محلات همجوار است که ویژگی که ویژگی شهر بودن را از دست می‌دهد.

علیپور اظهار کرد: مدیریت واحد در کرج اگر به معنای یکسان‌سازی فرهنگی و اجرای رویه‌های یکسان در همه محلات باشد، محکوم به شکست است، اما اگر به معنای وحدت در قواعد بازی مدیریتی، قانون، فرایند و دسترسی برابر باشد، می‌تواند کارآمد و پذیرفتنی باشد.

 وی تأکید کرد: اصل کلیدی وحدت در قواعد و تنوع در بیان است. به این معنا که چارچوب‌ها و قوانین باید واحد باشند، دسترسی و فرآیند عمل واحد بوده اما صورت‌ها بر اساس فرهنگ‌ها و نمادها متنوع باشد. این امر باعث حفظ مدیریت شده و فرهنگ‌ها هم احساس تحمیل شدن رویکردهای مدیریتی را نخواهند داشت.

این پژوهشگر معماری خاطر نشان کرد: حکمرانی شهری در شهری مانند کرج باید به جای نمایندگی مدیریت شهری به یک میانجیگری فضایی بیاندیشد.

وی با ارائه پیشنهادهای عملی، گفت: فرهنگ‌ها یکدیگر را در شهر غیریکپارچه نمی‌شناسند و چون فضای برخورد ندارند پس گفتگو بین آنها اتفاق نمی‌افتد. از این رو بازطراحی فضاهای عمومی برای فعالیت‌های مشترک چندفرهنگی، تقویت اقتصادهای محلی بین‌فرهنگی از طریق تعاونی‌های خدماتی و بازارهای مهارتی، و ایجاد روایت شهری مشترک از طریق مستندسازی محلات و رویدادهای روایت‌محور از جمله راهکارهای تقویت انسجام شهری در کرج است.

فقر و نابرابری گفتگوی مشترک فرهنگی را غیرممکن می‌کند

وی ادامه داد: اقتصادهای محلی زمانی بینشان گفتگو شکل می‌گیرد که هدف مشترکی داشته باشند، فقر و نابرابری در یک زون شهری گفتگوی فرهنگی را غیرممکن می‌کند. یک راه حل تدوین و اجرای پروژه‌های اقتصادی محلی بین فرهنگی مثل تعاونی‌های خدماتی محلی و بازارهای مهارتی است.

علیپور گفت: راهکار بعدی ایجاد نظام روایت مشترک باشد، شهر کرج از یک داستان یکسان شهری ندارد و می‌توان راهکاری عملی ساخت روایت شهری از پایین بدنه به سمت کلان برای آن داشت. این کار می‌تواند با فراهم کردن ابزارهایی مثل مستند سازی محلات و تهیه عکس و.. توسط ساکنین میسر ‌شود.

وی تاکید کرد: با لایه‌بندی هوشمند حکمرانی و اعطای اختیارات واقعی اما محدود به سطوح محلی، می‌توان شهری پویا، سرزنده و عادلانه برای شهروندان کرج ایجاد کرد. مدیریت واحد و مقبول در کرج باید در قواعد و فرایندها واحد باشد اما در پیاده سازی و بیان تجربه می‌تواند محلی و چندگانه بوده و منجر به خواندن شعر وحدت بین قومیت‌های مختلف این شهر شود.

انتهای پیام