«بند»؛ از زخمِ ماندگار یک زن تا تجربه خلق هراس در دل محدودیتها
اقتصاد ایران: ایسنا/اصفهان کارگردان فیلم «بند» گفت: فیلم «بند» برای من تجربهای بود که نشان داد حتی در دل محدودیتها نیز میتوان با همراهی یک تیم همدل و پرانرژی، اثری تأثیرگذار و قابل توجه خلق کرد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
مهلا هاشمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مسیر ساخت فیلم «بند» برای من از دل مجموعهای از چالشهای شخصی و حرفهای آغاز شد؛ چالشهایی که از سالهای دانشجویی تا امروز همراه من بوده و بهنوعی نگاه و مسیر فیلمسازیام را شکل داده است. برای من که چهار سال دوره کارشناسی سینما را در اصفهان گذراندهام و سپس برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسیارشد به تهران رفتم، با وجود تجربه ساخت چند مستند و فیلم کوتاه در اصفهان، پیداکردن یک گروه منسجم برای ادامه فعالیت حرفهای در شهر خودم چالش بزرگی بود.
وی افزود: با این حال ترجیح دادم در اصفهان بمانم، مسیرم را همانجا ادامه دهم و برای شهر خود فیلم بسازم؛ مسیری که هرچند دشوار بود، اما هویت حرفهای مرا شکل داد و به تجربهای ماندگار تبدیل شد. در شش تا هفت ماه اخیر موفق شدم دو فیلم کوتاه تولید کنم؛ نخست فیلمی در قالب پروژه «فیلم ۱۰۰» با عنوان «زاد» که نسخه سهدقیقهای آن را بسیار دوست داشتم و تجربهای فشرده، اما خلاقانه برای من بود و دیگری، حدود پنج ماه بعد، فیلم «بند» که از نظر تولید و اجرا تجربهای متفاوت و چالشبرانگیز محسوب میشد.
این کارگردان و برنده بخش جنبی شانزدهمین جشنواره فیلم فجر بیان کرد: هر دو پروژه دشواریهای خاص خود را داشتند، اما در حال حاضر ترجیح میدهم تمرکزم بر «بند» باشد. فیلم «زاد» نیز در بخش جنبی شانزدهمین جشنواره فیلم فجر اصفهان موفق به دریافت جایزه شد؛ اتفاقی که برای منِ کارگردان جوان، انگیزهای جدی برای ادامه مسیر حرفهای بود.
هاشمی ادامه داد: فیلم کوتاه «بند» روایتگر آشفتگی ذهنی زنی است که پنج سال پس از تجربه سقط، همچنان درگیر زخم روانی آن است و رهایی از این خاطره برایش ممکن نشده است. برای پرداخت درست این موضوع، ماهها تحقیق کردیم؛ از بررسی علمی پزشکی و روانشناسی گرفته تا گفتوگو با افرادی که چنین تجربهای داشتهاند و مطالعه مقالات تخصصی، تا بتوانیم تصویری واقعی، انسانی و قابللمس ارائه دهیم.
وی توضیح داد: از همان ابتدا میدانستیم فیلم دقیقاً با همان فضای آغازین نسخه نهایی شروع خواهد شد، اما درباره پایانبندی، ایدههای متعددی مطرح شد. تلاش کردیم بهترین انتخاب را داشته باشیم تا ضربه احساس نهایی، عمیق و ماندگار منتقل شود و مخاطب را درگیر کند. یکی از چالشهای مهم دیگر، یافتن بازیگر نقش اول زن بود؛ فردی که بتواند از نظر حسی و روانی باشخصیت پیوند برقرار کند و بار درونی نقش را بهدرستی منتقل سازد.
این کارگردان تصریح کرد: تنها دو روز مانده به فیلمبرداری، با شیما مهرآ آشنا شدم. با اینکه خودشان تجربه مادری نداشتند، اما به شکل شگفتانگیزی با نقش ارتباط برقرار کردند و حس موردنظر را منتقل کردند. چالش سوم ما یافتن لوکیشن مناسب بود، زیرا باید کل فیلم در یک روز ضبط میشد و نیاز به درمانگاهی با راهرویی طولانی، باریک و اتاقهایی نزدیک به هم داشتیم تا فضای بسته و خفهکننده ذهن شخصیت را تداعی کند.
هاشمی بیان کرد: تلاش گروه تولید، طراحی صحنه و همراهی فرهنگسرای نور این امکان را فراهم کرد تا برخی تکنیکها و حقههای سینمایی را تجربه کنم. واقعیت این است که هر پروژهای ترکیبی از سختی و شیرینی است، اما وقتی تیمی همراه، پرانرژی و همدل در کنار تو باشد، در پایان مسیر خستگی از تن بیرون میرود و فشارها کمرنگ میشود.
وی توضیح داد: یکی از دشوارترین بخشهای کار، همکاری با بازیگر کودک است و اینجاست که حرفهای بودن گروه اهمیت خود را نشان میدهد. من پیشتر تجربه کار با کودک را داشتم و مرسانا و خانوادهاش نیز همکاری و همراهی بسیار خوبی با پروژه داشتند که روند کار را برای ما هموارتر کرد.
این کارگردان جوان تأکید کرد: برای ایجاد حس ترس در کودک، بهجای مواجهه مستقیم با موضوع، فضایی فانتزی، اما نزدیک به واقعیت و متناسب با سن او ساختم. به او گفته بودم آقای جراح در واقع دندانپزشک است و باید از او بترسد. در مرحله پیشتولید حدود یک هفته با مرسانا تمرین کردیم؛ از بازی با بادکنک هلیومی بهعنوان نماد رحم گرفته تا تمرین زمینخوردن، جداشدن از مادر و گریه، تا واکنشهای طبیعی و باورپذیر شکل بگیرد.
هاشمی بیان کرد: در تست بازیگری، واکنشهایی مانند دستوپازدن و جیغزدن را از او امتحان گرفتیم و نسبت به سایر گزینهها عملکرد بهتری داشت. بازیگر زن فیلم نیز به دلیل تحصیل در رشته روانشناسی، توانست ارتباط عمیقی با لایههای درونی نقش برقرار کند. از آنجا که فیلم دیالوگ نداشت، مهمترین چالش، ارائه بازی درونی، زیرپوستی و مبتنی بر حس بود.
وی ادامه داد: برای حفظ تداوم حسی نقش، حتی ترجیح میدادم بازیگر زن با مرسانا غذا نخورد تا صمیمیت میانشان شکل نگیرد، همچنین در طول تولید اجازه نمیدادم کسی بیش از حد با مرسانا مهربان باشد تا حس ترس و فاصله از فضا در او باقی بماند و واکنشها طبیعیتر ثبت شود.
این کارگردان تأکید کرد: پس از انتخاب فرهنگسرای نور به دلیل راهروی مناسب، تغییراتی برای ایجاد فضای مخوفتر انجام دادیم. دیوارهای سفید به رنگی تیره و متمایل به آبی تغییر داده شد و روی زمین نیز نوار زردی طراحی کردیم که به سمت اتاق عمل هدایت میکرد تا حس اجبار و حرکت ناگزیر را القا کند.
هاشمی گفت: ایده ساخت دری شبیه درِ اتاق عمل توسط طراح صحنه مطرح شد و در انتهای راهرو نیز در یکتکه برش خورد تا دریچه شیشهای ایجاد شود. سکانس ابتدایی که شبیه اتاق انتظار دیده میشود، در واقع یک انباری بود که با صندلی و گل مصنوعی به فضایی بیمارگونه و سرد تبدیل شد.
وی ادامه داد: با وجود اینکه صحنه در نور روز دیده میشود، این بخش در ساعت ۱۱ شب فیلمبرداری شد و نتیجه، حاصل مهارت فیلمبردار بود. یکی از اتاقهای فرهنگسرا را که حدود ۱۰ متر با اتاق انتظار فاصله داشت نیز با طراحی صحنه و چیدمان مناسب به فضای موردنظر نزدیک کردیم تا پیوستگی بصری حفظ شود.
کارگردان فیلم «بند» تصریح کرد: به دلیل سفر کاری به تهران نتوانستم در جشنواره حضور داشته باشم، اما از سازمان فرهنگ و ارشاد اصفهان و داوران جشنواره فیلم فجر اصفهان که فیلم را شایسته دانستند و موردتوجه قرار دادند، صمیمانه قدردانی میکنم.
هاشمی در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم بتوانم در آثار آینده پاسخ این لطف و اعتماد را بدهم.
فیلم کوتاه «بند» روایتگر زندگی زنی است که پس از گذشت پنج سال هنوز درگیر تفکرات و دغدغههای ذهنی خود است. این اثر به کارگردانی مهلا هاشمی ساخته شده و بازیگران آن شامل شیما مهرآ و بازیگر خردسال مهرسانا کرمی هستند. «بند» توانست در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر اصفهان، جایزه بهترین فیلم کوتاه را در بخش جوانی جمعیت و تقویت بنیان خانواده از آن خود کند و توجه مخاطبان و منتقدان را به روایت دقیق و تأثیرگذار خود جلب نماید.
انتهای پیام