به گزارش اقتصادنیوز، با نزدیک شدن به انتخابات اسرائیل، و فاصله اندک آن تا انتخابات آمریکا، در دو گانه جنگ و صلح، به ندرت خبری پیدا میشود که علامتی از صلح و پایان جنگ در خود داشته باشد، گویی انتظار وقوع جنگ در اکثریت اخبار به چشم میخورد.
همزمان خبر اعزام تجهیزات نظامی و تفنگداران دریایی آمریکا به خلیج فارس، گزارشها درباره ارائه گزینههای حمله به تأسیسات هستهای و زیرساختی ایران به دونالد ترامپ و هشدار وزارت خارجه آمریکا به اتباع این کشور درباره سفر به برخی کشورهای منطقه، سیگنال جنگ را تقویت میکند. تا جایی که پرسش آیا جنگ میشود به این پرسش تبدیل شده است که درگیریها کی ازسرگرفته میشوند؟
در همین رابطه اقتصادنیوز با دیاکو حسینی، تحلیلگر مسائل بینالملل، به گفتوگو نشسته است. حسینی معتقد است جنگ احتمالی آینده میتواند شدیدتر از درگیریهای قبلی باشد.
اقتصادنیوز: یک تحلیلگر مسائل بینالملل، با بعید دانستن آغاز جنگ تازه پیش از انتخابات آمریکا، تأکید کرد تحرکات اسرائیل جنبه انتخاباتی دارد و امید اصلی برای جلوگیری از درگیری به میانجیگری روسیه و چین است.
به گفته او، محاسبات آمریکا و اسرائیل برای دستیابی سریع به اهداف نظامی ممکن است با تابآوری ایران و تداوم توان پاسخگویی این کشور با خطا مواجه شود و در نتیجه، جنگ به درگیریای طولانی و فرسایشی تبدیل شود. او همچنین احتمال حمله پیشدستانه ایران و استفاده سیاسی نتانیاهو از تحولات نظامی را مطرح میکند و معتقد است حتی در صورت تغییر دولت اسرائیل، آمریکا ممکن است جنگ را ادامه دهد.
از نگاه او، چشمانداز توافق دیپلماتیک چندان امیدوارکننده نیست و اروپا نیز توان اثرگذاری تعیینکنندهای بر روند مناقشه ندارد؛ هرچند چین از ظرفیت بالقوه میانجیگری برخوردار است، اما انگیزه چندانی برای ورود به این مسیر ندارد.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
****
* آقای دیاکو حسینی! اخیراً آمریکا تعدادی تجهیزات نظامی و تفنگدار دریایی به سمت خلیج فارس اعزام کرده است. گزارشهایی هم منتشر شده مبنی بر اینکه پنتاگون چند گزینه نظامی، از جمله حمله به زیرساختها و تأسیسات هستهای، به ترامپ ارائه کرده است. از طرف دیگر، وزارت خارجه آمریکا به اتباع این کشور درباره سفر به چندین کشور منطقه هشدار داده است. در تهران هم صحبت از این میشود که شانس موفقیت دیپلماسی پایین است و از طرفی ایران تهدید کرده است که در صورت حمله، کابلهای زیردریایی اینترنت یا تأسیسات برخی کشورها را هدف قرار میدهد. شما فکر میکنید در صورت ازسرگیری درگیری نظامی چقدر ممکن است شاهد درگیری منطقهای گستردهتر باشیم؟
به نظرم منازعه در حال حاضر کاملاً جنبه منطقهای دارد. همه کشورهای حوزه خلیج فارس و فراتر از آن، تا اردن و هر جایی که پایگاه آمریکا در آن قرار دارد، به نحوی درگیر این منطقه و جنگ هستند. اگر قرار باشد جنگ با شدتی بیشتر از گذشته از سر گرفته شود، فکر میکنم ایران هم ناگزیر خواهد بود با شدت بیشتری اهداف آمریکایی یا اهداف کشورهای زمینهساز حمله به ایران را مورد هدف قرار دهد. این حملات حتماً ابعاد تازهای خواهد داشت.
انتظار میرود آمریکاییها و اسرائیلیها، در صورت آغاز جنگ، از ابزارهای نظامی جدید یا حتی مقیاسهای متفاوتی استفاده کنند. طبیعتاً ایران هم ناگزیر خواهد بود از ابتکارهایی بهره بگیرد که نشاندهنده تازگی اقدامات و ابتکار عمل این کشور باشد.
بنابراین، بسته به شدت حملات و اهمیت راهبردی اهداف، این احتمال وجود دارد که زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه، زیرساختهای کشورهای میزبان آمریکا یا کشورهایی که با آمریکا همکاری میکنند، و حتی کابلهای زیردریایی در خلیج فارس هدف قرار بگیرند و آسیب ببینند.
البته همانطور که گفتم، این موضوع به شدت حملات و مناطقی بستگی دارد که هدف قرار میگیرند. فکر میکنم واکنش ایران هم به همان اندازه شدید خواهد بود و میتواند همه مواردی را که اشاره کردم، از زیرساختهای انرژی تا کابلهای اینترنتی عبوری از زیر دریا، دربر بگیرد.
تهدید اخیر ترامپ با هدف پیشبینیناپذیر نگه داشتن دولت ترامپ بود
* علاوه بر تحرکات آمریکا که به آنها اشاره کردم، ترامپ تهدید به حمله نظامی کرده است. فکر میکنید این نوع تهدید با هدف تأثیرگذاری بر انتخابات آمریکا یا حتی بازارهای جهانی، مطرح میشود؟ یا این اظهارات را تهدید جدی نظامی ارزیابی میکنید؟
فکر میکنم این اظهارات تلاشی برای پیشبینیناپذیر نگه داشتن دولت ترامپ در قبال این جنگ و ایجاد آمادگی روانی، بهویژه در بازارهای جهانی، است.
حمله پیشدستانه ایران توجیهکننده حملات بعدی آمریکاست
الزاماً وقتی آقای ترامپ میگوید فردا حمله خواهد کرد، به این معنا نیست که واقعاً فردا حمله میکند. با این حال، در امور نظامی عنصر غافلگیری همواره اهمیت دارد. بنابراین، اگر موضوع را از منظر محاسبات نظامی بررسی کنیم، قاعدتاً نباید از پیش اعلام شود که حمله در چه زمانی انجام خواهد شد.
وقتی چنین اظهاراتی مطرح میشود، هدف نخست این است که فضای روانی بازارها در حالت آمادهباش باقی بماند. هدف دوم، حفظ پیشبینیناپذیری آمریکا است. سوم اینکه این اظهارات ممکن است به خطای محاسباتی ایران منجر شود.
در چنین شرایطی، اگر ایران حملهای پیشدستانه را آغاز کند، حملات بعدی آمریکا توجیه بیشتری پیدا خواهد کرد. افکار عمومی نیز، حتی اگر با حمله مخالف باشد، در صورت پیشقدم شدن ایران در جنگ، ناگزیر خواهد بود با واقعیت حملات بعدی آمریکا علیه ایران کنار بیاید.
آمریکا و اسرائیل دنبال جنگ طولانیمدت و فرسایشی با ایران نیستند
* همانطور که اشاره کردم، انتظار وقوع جنگ هم در کشورهای منطقه و هم در اظهارات مسئولان داخلی ایران بهوضوح دیده میشود. آقای عراقچی در فایننشال تایمز گفته است که نمیتوان انتظار پیشرفت دیپلماسی را داشت و دلایل کمی برای چنین انتظاری وجود دارد. در عین حال، العربیه هم دیروز مدعی شد که ایران از طریق پاکستان پیشنهادهایی به آمریکا ارائه کرده است؛ موضوعی که البته تکذیب شد. با توجه به نکاتی که گفتید، ارزیابی شما از شدت حمله احتمالی چیست؟ آیا فکر میکنید جنگی شدیدتر در راه است؟
فکر میکنم این جنگ از جنگهای قبلی شدیدتر خواهد بود، اما الزاماً طولانیتر نخواهد شد. دلایل مختلفی، از جمله ملاحظات اقتصادی، نظامی و سیاسی، وجود دارد که نشان میدهد نه آمریکا و نه اسرائیل خواهان جنگی طولانیمدت و فرسایشی با ایران نیستند.
بنابراین، فکر میکنم طراحی اولیه حملات بهگونهای خواهد بود که با شدت بسیار بالا انجام شوند، سیستم فرماندهی و کنترل ایران را مختل کنند و در کوتاهمدت به اهداف موردنظر برسند. البته اینها آرزوهای طرف مقابل است و اینکه در عمل نیز همینطور پیش برود، بسیار بعید به نظر میرسد. ایران تاکنون تابآوری بالایی از خود نشان داده است. فکر نمیکنم در جنگ آینده، صرفنظر از سطح تنشی که به ایران تحمیل شود، این تابآوری کاهش پیدا کند.
بنابراین، ممکن است آمریکا و اسرائیل دچار خطای محاسباتی شوند و جنگ پیشرو طولانیتر از آن چیزی شود که انتظار دارند. تصورم این است که جنگ پرشدت خواهد بود. آرزوی آنها این است که جنگ کوتاهمدت باشد، اما در عمل ممکن است همه این محاسبات اشتباه از آب دربیاید. دلیلش این است که ایران، صرفنظر از ضربهای که تحمل خواهد کرد، همچنان توان پاسخگویی و انتقامجویی را حفظ خواهد کرد. این مسئله میتواند ناخواسته به جنگی طولانیتر و فرسایشیتر منجر شود. باید دید در عمل چه اتفاقی میافتد.
* مسئولان داخلی از آمادگی برای جنگ سخن میگویند. با توجه به اینکه شما به حمله پیشدستانه ایران اشاره کردید، چقدر احتمال میدهید ایران این بار تصمیم بگیرد پیشدستی کند؟
معادله از زمان آغاز جنگ تقریباً ثابت مانده است. به این معنا که آمریکا خود را پیروز این جنگ میداند و در سطوحی از حاکمیت ایران نیز چنین تصوری وجود دارد. بنابراین، فکر میکنم هر دو طرف در نهایت میخواهند بهعنوان پیروز از این جنگ خارج شوند. این تصورات و برداشتها از میزان موفقیت هر یک از طرفین آنقدر عمیق است که عملاً باعث شده دیپلماسی به نتیجه نرسد. انتظارات هر دو طرف از خودشان بسیار بالاست. هر کدام انتظار دارند بخش بزرگی از امتیازها را به دست بیاورند. این مسئله در عین حال مانع از آن میشود که شاهد جنگی کوتاهمدت باشیم.
طرف ایرانی هم تصور میکند که ایالات متحده توان تحمل فشار اقتصادی را در داخل کشورش ندارد. به هر حال، نارضایتی در آمریکا همین حالا هم بالاست. جنگ از همان روز نخست حامیان بسیار کمی داشت و مخالفان آن در اقلیت نبودند. از طرف دیگر، فشار بر اقتصاد جهانی در مقایسه با روزهای نخست بیشتر شده است؛ بهویژه در حوزه امنیت غذایی و انرژی.
این تصور وجود دارد که با جنگ فرسایشی آمریکا عقبنشینی میکند اما...
همانطور که گفتم، در برخی لایههای تصمیمگیری ایران این تصور وجود دارد که اگر جنگ فرسایشی شود و بیش از آنچه آمریکا انتظار دارد ادامه پیدا کند، در نهایت آمریکا عقبنشینی خواهد کرد و ایران میتواند امتیازهای بیشتری در مذاکرات به دست بیاورد.
این تصور، صرفنظر از اینکه تا چه اندازه درست باشد، به نظرم میتواند مشوق طولانی شدن جنگ باشد. همچنین ممکن است ایران حتی دست به اقدامات پیشدستانه بزند تا آمریکا را غافلگیر کند و نشان دهد اراده محکمتری از آنچه آمریکا تصور میکند دارد. فکر میکنم این انگیزه سیاسی میتواند یکی از دلایل وقوع حمله پیشدستانه از سوی ایران باشد. البته این اتفاق ضرورتاً رخ نخواهد داد، اما چنین انگیزهای وجود دارد.
دست نتانیاهو خالی شده است
* در آستانه انتخابات اسرائیل هستیم. برخی گزارشهایی که در رسانههای اسرائیلی منتشر شده که، حاکی از آن است نظرسنجیهای انتخاباتی برای پیروزی نتانیاهو شانس پایینتری پیشبینی میکنند. فکر نمیکنید نتانیاهو برای حفظ موقعیت خود و فرار از بحران، بحران بزرگتری ایجاد کند و در همین ساعات باقیمانده دست به اقدام نظامی بزند؟
ممکن است چنین کاری انجام دهد، اما مشکل نتانیاهو این است که رقبایش از قبل نسبت به چنین اقدامی هشدار دادهاند. در واقع، دست نتانیاهو برای استفاده از چنین غافلگیری یا تکنیکی بهمنظور پیروزی در انتخابات یا تغییر موازنه تا حدی خالی شده است.
بهمحض اینکه اسرائیل جنگی با ایران آغاز کند، رقبای نتانیاهو، که در حال حاضر نیز کموبیش در نظرسنجیها وضعیت بهتری دارند، او را متهم خواهند کرد که همانطور که پیشبینی کرده بودند، از جنگ برای تحت تأثیر قرار دادن انتخابات سوءاستفاده کرده است. این مسئله میتواند نتیجه معکوسی برای نتانیاهو داشته باشد.
بنابراین، هرچند آنچه شما میگویید اصولاً ممکن است اتفاق بیفتد، همانطور که گفتم، دست نتانیاهو برای رقبایش رو شده است. برای او آسان نخواهد بود که از طریق جنگافروزی علیه ایران، انتخابات را بهراحتی تحت تأثیر قرار دهد و نتیجه را به نفع خود تغییر دهد.
اساساً جامعه اسرائیل، آمادگی و پذیرش ازسرگیری جنگ با ایران را دارد
* در همین چند روز اخیر هم تهدیدهای نتانیاهو علیه ایران کم نبوده است. با این حساب فکر میکنید اسرائیل چه زمانی میخواهد وارد جنگ با ایران شود؟
باید به یک نکته اساسی توجه کنیم. جامعه اسرائیل اساساً جامعهای راستگراست. همانطور که میدانید، در طول جنگ هم نگاه مثبتی به جنگ با ایران داشت و از آن، با هدف تغییر رژیم در ایران، حمایت میکرد.
بنابراین، شاید رقبای نتانیاهو از این وضعیت استفاده کنند تا او را عامل مشکلات اسرائیل معرفی کنند، اما جامعه اسرائیل اساساً آمادگی و پذیرش ازسرگیری جنگ با ایران را دارد. هدف این است که به امید خودشان، آنچه را تهدید ایران میدانند، برای همیشه پایان دهند. فکر میکنم باید این احتمال را در نظر گرفت که جنگ با ایران، به شکلی، پیش از انتخابات اسرائیل آغاز شود. بهویژه اگر جنگ با حمله پیشدستانه ایران شروع شود.
در چنین شرایطی، تصور میکنم نتانیاهو امیدوار است ایران پیشدستانه به اسرائیل حمله کند یا گروههای نزدیک به ایران دست به حمله علیه اسرائیل بزنند. در این صورت، نتانیاهو میتواند بدون اینکه میدان را به رقبایش واگذار کند یا متهم شود که برای تأثیرگذاری بر انتخابات وارد جنگ شده است، جنگ با ایران را آغاز کند و همزمان به هدف سیاسی خود در داخل اسرائیل دست یابد.
بهترین حالت برای نتانیاهو این است که ایران قبل از انتخابات اسرائیل حملهای انجام دهد یا عملیات فالس فلگ رخ دهد
بنابراین، بهترین حالت برای نتانیاهو این است که ایران پیش از انتخابات اسرائیل حملهای انجام دهد یا متحدان ایران به اسرائیل حمله کنند. حتی ممکن است یک «فالس فلگ» یا عملیات با پرچم دروغین، از سوی خود اسرائیل انجام شود و مسئولیت آن به ایران نسبت داده شود تا اسرائیل بتواند از این طریق جنگ با ایران را آغاز کند. فکر میکنم این احتمال آخر را باید بسیار جدی گرفت.
* محتملترین سناریو را همین میدانید؟
این سناریو مطلوبترین حالت برای نتانیاهو است. اما اگر نتانیاهو بتواند در انتخابات پیروز شود و در دولت باقی بماند، فکر میکنم با خیال راحتتری جنگ را ادامه خواهد داد.
شاید امیدوار باشد دولتی که احتمالاً با تزلزل تشکیل خواهد شد، از طریق چنین جنگی به انسجام داخلی برسد و حمایت داخلی از نتانیاهو افزایش پیدا کند. به این ترتیب، او میتواند دولت خود را منسجمتر و یکدستتر کند.
ممکن است آمریکا به تنهایی جنگ ایران را ادامه دهد
اما اگر شکست بخورد، طبیعتاً معادله تغییر خواهد کرد و ممکن است از این وضعیت خارج شویم. با این حال، نباید فراموش کنیم که در آن شرایط نیز آمریکا جنگ با ایران را ادامه خواهد داد، حتی اگر نتانیاهو نباشد.
* بهتنهایی؟
بله، حتی بهتنهایی. البته این کار شاید دشوارتر و پرهزینهتر باشد. با این حال، آمریکا همچنان از همکاری اسرائیل برخوردار خواهد بود؛ هرچند این همکاری ممکن است به شکل همکاری علنی و نظامی تمامعیاری نباشد که نتانیاهو در اختیار آمریکا قرار داده بود. به هر حال، همکاری اطلاعاتی اسرائیل را نیز در کنار خود خواهد داشت، حتی اگر دولت اسرائیل تغییر کند. فکر میکنم جنگ میان ایران و آمریکا، با اسرائیل یا بدون آن، ادامه خواهد داشت تا ترامپ دستکم بتواند ادعا کند که به اهداف موردنظرش در حوزه موشکی، تسلیحاتی و هستهای ایران دست یافته است.
شاید ترامپ تصور کند حمله سریع، ارزش انتخاباتی برایش دارد
* چه سناریویی را از سوی آمریکا محتمل میدانید؟ فکر میکنید این کشور چه زمانی وارد ماجرا خواهد شد؟
عقل سلیم حکم میکند که آمریکا پس از انتخابات چنین اقدامی انجام دهد. اما ممکن است ترامپ تصور کند حمله نظامی گسترده به تأسیسات اتمی ایران، اگر به پیروزی سریع و روشنی منجر شود، ارزش انتخاباتی خواهد داشت و حتی میتواند در آستانه انتخابات به نفع دولت ترامپ و جمهوریخواهان تمام شود.
بنابراین، انگیزهای برای انجام این کار وجود دارد. نکته دوم این است که همچنان بسیاری انتظار دارند حمله پس از انتخابات اتفاق بیفتد. از آنجا که همانطور که گفتم، غافلگیری در حوزه نظامی عنصری کلیدی است، ممکن است ترامپ برخلاف انتظار غالب، حمله به ایران را پیش از انتخابات آغاز کند. او از این طریق دو هدف را دنبال خواهد کرد: نخست، غافلگیر کردن ایران؛ دوم، تلاش برای تأثیرگذاری مثبت بر انتخابات آمریکا به نفع جمهوریخواهان، از طریق یک پیروزی سریع و کوتاهمدت، دستکم در حوزه هستهای، و نابودی کامل ذخایر و برنامههای هستهای ایران.
رسیدن به توافق بعید به نظر میرسد
* نکتهای در صحبتهای شنبهشب ترامپ هم هست. او گفت که چه از طریق جنگ به نتیجه برسیم و چه از طریق توافق، در هر صورت برندهایم. احتمال این را چقدر میدانید که او با دیپلماسی همه را غافلگیر کند؟
فکر نمیکنم. عملاً شرایط لازم برای رسیدن به توافق از طریق گفتوگوها تقریباً وجود ندارد. تا امروز همه راهها طی شده و بارها گفتوگو صورت گرفته است، اما شکاف میان انتظارات طرفین، که پیشتر درباره آن صحبت کردم، مانع از رسیدن به توافق میشود.
توافقی که حاصل شود باید بهگونهای باشد که ترامپ بتواند ادعا کند به اهداف خود رسیده است و همزمان ایران نیز بتواند به آنچه خود را مستحق آن میداند، دست پیدا کند. رسیدن به چنین توافقی بسیار بعید است. این سناریو در مقایسه با سایر احتمالات، از کماحتمالترین گزینههاست.
فکر میکنم باید وقوع جنگ را قطعی در نظر گرفت. این اتفاق رخ خواهد داد، اما انتظارات ترامپ محقق نخواهد شد. یعنی آمریکا همچنان به اهداف موردنظر خود نخواهد رسید و این جنگ در نهایت در حد یک نمایش سیاسی باقی خواهد ماند.
اروپا دیگر در سیاستهای جهانی جایگاه مؤثری ندارند
* رسانه ارمنیوز در مطلبی مدعی شده که تروئیکای اروپایی به دنبال راهکاری بر اساس اصول برجام است. در مرحله نخست، بازگشایی تنگه هرمز و لغو بخشی از محاصره را دنبال میکند و مرحله دوم شامل کاهش سطح غنیسازی اورانیوم است. اما از یک سو، سعید خطیبزاده معاون وزیر خارجه به آن واکنش نشان داده و گفته است اروپا با انتخابهای غلطی که داشته، از مسائل مهم دنیا کنار گذاشته شده است. بنابراین، به نظر میرسد اروپا از سوی ایران نیز گزینه مناسبی برای پیشبرد این مسئله نباشد. از طرف دیگر هم ترامپ رویکرد مثبتی در قبال اروپاییها ندارد. شما سناریوی پیشبرد دیپلماسی از طریق اروپا را چطور ارزیابی میکنید؟
فکر میکنم بهطور کلی اتحادیه اروپا و تروئیکای اروپایی دیگر در سیاستهای جهانی جایگاه مؤثری ندارند. این وضعیت کلی اروپا است.
خواستههای آنها چندان اهمیت ندارد. نه آمریکا به آنها اعتماد دارد و حاضر است وزن و نیرویی را که انتظار دارند در اختیارشان بگذارد و نه از سوی ایران اعتمادی به اروپا باقی مانده است که بخواهد در این میان نقشآفرینی مثبتی داشته باشد. فکر میکنم نقش اروپاییها همچنان حاشیهای و کماهمیت باقی خواهد ماند. در شرایطی که امور بینالمللی بیش از پیش نظامیسازی میشوند، همانطور که در مورد ایران شاهد آن هستیم، نقش اروپاییها کاملاً حاشیهای است.
این مسئله حتی در خود اروپا نیز دیده میشود. برای مثال، در جنگ اوکراین میبینیم کشوری که نقش کلیدیتر و مهمتری دارد، ایالات متحده است. در مناقشه میان روسیه و اوکراین، سایر کشورهای اروپایی نقش حاشیهایتر و کماهمیتتری دارند و بیشتر در جایگاه پیرو عمل میکنند. علاوه بر این، در درون اتحادیه اروپا نیز اختلافنظرهایی وجود دارد. در مورد ایران هم وضعیت به همین ترتیب است. فکر نمیکنم دیدگاه اروپاییها در مناقشه جاری اهمیت خاصی داشته باشد؛ نه برای آمریکا و نه برای ایران.
فقط چینیها هستند که میتوانند بین ایران و آمریکا نقش ایفا کنند
* در این میان، چه کشوری میتواند نقش پررنگتری در روابط میان ایران و آمریکا ایفا کند؟ برای مثال، آیا چین و روسیه از چنین وزن و نقشی برخوردارند؟
روسیه بیش از حد درگیر جنگ اوکراین است. ضمن اینکه اعتبار خود را در اروپا نیز از دست داده است. اما چین تنها کشوری است که میتواند چنین نقشی ایفا کند. این کشور هم بر آمریکا نفوذ کافی دارد و هم از مناقشات جاری در اروپا و خلیج فارس فاصله گرفته است.
فکر میکنم اگر کشوری واقعاً آمادگی نقشآفرینی داشته باشد، آن کشور چین است. اما مشکل چینیها این است که به نظر نمیرسد هنوز اعتمادبهنفس کافی برای ورود به چنین مناقشات بینالمللی بهعنوان یک میانجی حرفهای را داشته باشند. علاوه بر این، تمایل زیادی هم به انجام این کار ندارند.
این مسئله یک علت راهبردی نیز دارد. چینیها از جنگ در اوکراین و ایران منتفع میشوند؛ البته به شرط آنکه روسیه شکست نخورد، پوتین سقوط نکند و ایران نیز دچار دگردیسی ناگهانی، بینظمی و هرجومرج نشود.
تا زمانی که این شرایط رعایت شود، ادامه جنگ در خلیج فارس و اوکراین، با وجود هزینههای اقتصادیای که برای چین ایجاد میکند، منافع راهبردی بلندمدتی نیز برای این کشور به همراه دارد.
بنابراین، فکر نمیکنم چینیها در این مرحله، یعنی در زمانی که امروز با هم صحبت میکنیم، انگیزه زیادی برای میانجیگری، مداخله یا ورود به روند حلوفصل این مناقشات داشته باشند.