به گزارش اقتصادنیوز، اعتراضات و خشونتهای اخیر در فرانسه بار دیگر شکافهای اقتصادی و اجتماعی این کشور و چالشهای دولت امانوئل مکرون در مدیریت نارضایتیهای عمومی را به کانون توجه تبدیل کرده است.
افزایش هزینههای زندگی، فشار ناشی از گرانی انرژی، فقر در حاشیه شهرها و مسئله مهاجرت، از جمله عواملی هستند که در تحلیل ریشههای این ناآرامیها مطرح میشوند.
اقتصادنیوز: با فرارسیدن شب، پاریس ناگهان به شهری تبدیل شد که هم فضاهای باز و گسترده داشت و هم در بسیاری از نقاط، سردرگمی و آشفتگی بر آن حاکم بود؛ گویی قواعد معمول شهر برهم خورده بود. نیروهای پلیس در مناطق مختلف با فشار زیادی مواجه بودند و در برخی نقاط نمیتوانستند اوضاع را کنترل کنند.
در این میان، اظهارات مکرون درباره ارتباط افزایش قیمت سوخت با جنگ علیه ایران، پرسشهایی درباره تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی بر اقتصاد اروپا و پیامدهای آن برای معیشت شهروندان ایجاد کرده است.
ماهیت اعتراضات در فرانسه
علی بیگدلی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالمللی، که تحصیلات خود را در فرانسه گذرانده است، در گفتوگو با اقتصادنیوز، در خصوص علل و ریشههای اعتراضات و خشونتهای اخیر در فرانسه اظهار داشت: ساختار سیاسی فرانسه پس از انقلاب این کشور، بر پایه اندیشه سیاسی ژانژاک روسو شکل گرفته است. روسو نظریهای تحت عنوان «اراده عمومی» دارد که طبق آن، فرد به تنهایی صاحب اراده نیست، بلکه در جمع و توده صاحب اراده میشود.
بیگدلی گفت: به همین دلیل، فرانسه بر خلاف انگلیس و آمریکا تنها دموکراسی محسوب میشود که مردم برای احقاق و احراز حقوق خود حتماً به صورت دستهجمعی به خیابانها میآیند و اعتراضات در این کشور ماهیت گروهی و سازمانی دارد.
او تصریح کرد: در این راستا، دانشآموزان دست به اعتصاب و شورش میزنند، دانشجویان، کارگران، معلمان و حتی کشاورزان وارد میدان میشوند که این امر یکی از هستهها و پایههای اصلی این اعتراضات است.
این کارشناس مسائل بینالمللی ادامه داد: عامل دوم در اعتراضات جاری این است که معترضان، حاشیهنشینان پاریس هستند که زندگی بسیار فقیرانهای دارند، از شغل مناسبی برخوردار نیستند و اکثراً مهاجرانی از کشورهایی هستند که فرانسه با آنها روابط استعماری و اقتصادی داشته است.
او افزود: در حال حاضر حدود ۶ میلیون مسلمان در فرانسه زندگی میکنند که غالباً اهل کشورهای الجزایر، مراکش و تونس هستند و همچنین مهاجران سیاهپوست آفریقایی نیز در این کشور حضور دارند.
بیگدلی بیان داشت: اگر فرانسه بخواهد این مهاجران را اخراج کند، بازار داخلی خود برای آنها را از دست خواهد داد؛ بنابراین با مشکلی مواجه است که از زمان نیکولا سارکوزی -در سال ۲۰۱۴ یا مقطع پیش از آن زمانی که وی وزیر کشور مقارن با ریاستجمهوری بود و سپس رئیسجمهور شد- وجود داشته و در آن مقطع نیز بلوای بزرگی رخ داد و چند نفر کشته شدند.
اعتراضات اجتماعی مسأله جدیدی در فرانسه نیست اما...
وی خاطرنشان کرد این اعتراضات اجتماعی همواره در فرانسه وجود داشته، مسئله تازهای نیست و اساساً ساختار سیاسی این کشور به همین شکل است.
او گفت: با این حال، ریشه اصلی مشکلات و معترضانی که دست به شورش میزنند، قطعاً مسئله اقتصادی است.
وی با اشاره به تجربه تحصیل خود در پاریس افزود: معترضان به شکلی بسیار فلاکتبار در حاشیه شهر زندگی میکنند و به دلیل هزینههای بالا و تعداد زیاد فرزندان توانایی زندگی در داخل شهر را ندارند، لذا دچار فقر شدید اقتصادی هستند.
هزینههای زندگی در سراسر اروپا افزایش یافته
او درباره اظهارات امانوئل مکرون مبنی بر ارتباط اعتراضات به موضوع جنگ ایران و گران شدن قیمت انرژی، یادآور شد: اگرچه ممکن است کمبود اندک انرژی وجود داشته باشد که موضوعی جداگانه است، اما هزینههای زندگی در سراسر اروپا افزایش یافته و این رشد هزینهها با درآمدهای ثابت مردم ناهمخوان است.
وی تأکید کرد: تمامی اتفاقاتی که در پاریس و سایر شهرها رخ میدهد زمینهای کاملاً اقتصادی دارد و تودههای فقیر حاشیهنشین دست به این اقدامات میزنند.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش «با توجه به اینکه دولت فعلی فرانسه به رهبری مکرون عمدتاً سیاستهای سوسیالیستی در پیش گرفته، چرا نتوانسته رضایت گروههای چپگرا و مهاجران را جلب کند؟» اظهار داشت: مکرون تمایلات سوسیالیستی پررنگی ندارد. او ناچار است تقصیرها را به گردن دیگران بیندازد.
وی افزود: حزب کمونیست از گروههای فقیر و کمدرآمد حمایت میکند و دبیرکل آن نیز به همین دلیل اقدامات حمایتی انجام داده است.
این کارشناس ادامه داد: مشخص نیست مارین لوپن، رهبر راستگرایان افراطی که شدیداً ضد مهاجران است، در آینده چه خواهد کرد، اما احتمال میرود پس از پایان ماههای باقیمانده از ریاستجمهوری مکرون، لوپن به پیروزی برسد.
او تصریح کرد: از آنجا که لوپن راست افراطی و ضد مهاجرت است، اما نمیتواند همه مهاجران را بازگرداند -چرا که بازارهای اقتصادی از دست میروند و بحران دیگری ایجاد میشود- این مسئله به معضلی برای تمام احزاب سیاسی فرانسه تبدیل شده است.
مکرون ناچار به استعفا است زیرا...
بیگدلی گفت: با توجه به این شرایط، مکرون باید استعفا دهد و اگرچه این استعفا شکستی فاحش برای وی محسوب میشود، اما وی ناچار به انجام این کار خواهد بود.
وی افزود: معترضان همانند جریان «جلیقهزردها» که در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ روزهای شنبه پاریس را اشغال میکردند رفتار میکنند، اما این بار اقدامات آنها با خشونت به مراتب بیشتری همراه است.
وی یادآور شد: فرانسه دچار بلاتکلیفی است زیرا اقتصاد آن بسیار آسیبپذیر شده، بازارهای خود را از دست داده و فضای بینالمللی نیز با بحران اقتصادی روبرو است.
بیگدلی اضافه کرد: اگرچه کمبود و گرانی انرژی به ویژه برای کشاورزان بار سنگینی بر دوش مکرون گذاشته و کشورهای جنوب اروپا نظیر اسپانیا و ایتالیا نیز درگیر آن هستند، اما در کشورهای کمجمعیت و پردرآمدی چون هلند، دانمارک و سوئد این اتفاقات رخ نمیدهد؛ با این حال در کشورهای اطراف فرانسه به دلیل وضعیت نامناسب اقتصادی، اعتراضات آغاز شده و امکان گسترش بیشتر آن وجود دارد.
این کارشناس مسائل بینالمللی در خصوص احتمال مداخله اروپاییها برای کاهش تنش در خاورمیانه به منظور حل بحران داخلی بیان داشت: اروپاییها دست به چنین اقدامی نخواهند زد، چرا که روابط صمیمانهای با دونالد ترامپ ندارند.
وی افزود: با توجه به اینکه ترامپ برخی تحریمهای روسیه را لغو کرده و مسئله اوکراین را نادیده گرفته است، در حالی که اروپاییها شدیداً از زلنسکی حمایت میکنند، روابط گرمی میان آنها وجود ندارد. بر این اساس، بسیار بعید است که اروپاییها به نفع آمریکا در مسائل خاورمیانه مداخله کنند و چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
بیگدلی درباره ارزیابی سیاست مهاجرتپذیری دولتها اظهار داشت: محرک اصلی نارضایتیهای موجود، همان مهاجرتهای گستردهای است که فرانسه اجازه انجام آن را داده است.
وی افزود: دلیل استفاده از مهاجران، پرداخت دستمزدهای پایینتر و عدم ارائه بیمه به آنها است که باعث شده زندگی روزمرهای داشته باشند.
او تصریح کرد: این روند بازار کارگری را اشباع کرده در حالی که از ابتدا هم شغل کافی وجود نداشته است. به دلیل کاهش تولید و سرمایهگذاری و از دست رفتن بازارها در بحران اقتصادی بینالمللی، اقتصاد فرانسه لرزان شده است. وجود ۶ میلیون مسلمان به همراه مهاجران سیاهپوست آفریقایی و فقر اقتصادی شدید این گروهها، عامل ایجاد این بحران در فرانسه بوده است.