به گزارش اقتصادنیوز، سعید عریان، پیشکسوت میراث فرهنگی، در آیین بزرگداشت حافظ گفت: تخصص من در زبانهای ایران پیش از اسلام است و اگر در حوزه میراث فرهنگی عنوان فاخری به من دادهاند، نمیدانم به چه دلیل بوده است؛ چرا که هر کاری انجام دادهام، وظیفهام بوده و تصور نمیکردم روزی به خاطر انجام وظیفه از من تقدیر شود.
وی افزود: زمانی که با من صحبت میکردند، از من پرسیدند که دوست دارم چه عنوانی به من بدهند؛ چه در زمان حیاتم و چه پس از آن. گفتم که هیچ عنوانی را نه پیش از اسم خودم و نه پس از آن، درست نمیدانم. من همینم که هستم. عنوانهایی مانند استاد نیز در کشور ما رایج شدهاند؛ گاهی بهحق و گاهی ناحق، بنابراین نمیتوان چندان به این عناوین دل خوش کرد.
این چهره پیشکسوت میراث فرهنگی با بیان اینکه دوست داشت در جایگاه یک حافظشناس سخن بگوید، اظهار کرد: من فقط حافظ را دوست دارم و میدانم که او شعر فارسی را به نهایت خود رساند. ما در ایران شخصیتهای بزرگی داشتهایم؛ همانطور که فردوسی حماسه را به اوج خود رساند و پس از او دیگران، چه استادانه و چه غیر استادانه، از او تقلید کردند، حافظ نیز غزلسرایی را به نهایت رساند و آفرینش صور خیال در شعر فارسی را به اوج خود رساند. پس از او نیز دیگران از حافظ الهام میگیرند.
عریان ادامه داد: سعدی نهایت استحکام را به سخن فارسی بخشید. من پس از سعدی هرچه دیدم، تقلید بود؛ چراکه سخن او به اندازهای استوار و زیباست که نظیرش را بهسختی میتوان یافت. حافظ نیز تکرارنشدنی است. فردوسی، فردوسی است و مولانا هم جای بحث ندارد؛ مولانا، مولاناست.
وی با تأکید بر پیوستگی سنت ادبی و فرهنگی ایران بیان کرد: من همیشه گفتهام که بهشدت معتقدم در ایران با یک سلسله بههمپیوسته روبهرو هستیم. اینطور نبوده که هر از چندگاهی یک نفر ظهور کند و شخصیتی بزرگ پدیدار شود؛ بلکه این بزرگان در امتداد یکدیگر قرار دارند.
این پیشکسوت میراث فرهنگی افزود: من بهشدت معتقدم فردوسی و مولانا دو روی یک سکه هستند؛ آنچه مولانا در عرفان و طریقت به کمال رسانده، فردوسی در حماسه به انجام رسانده است. بهحق، این سخن فردوسی که «مرا از دستانم آرزوست» نشان میدهد که او میدانسته رستم دستان چیست، کیست و چگونه شخصیتی است و چرا باید آرزوی داشتن چنین پهلوانی را داشت. هیچکس جز او چنین سخنی نگفته است.
عریان در پایان با ابراز تأسف از اینکه نتوانسته است سخنی زیبا و متناسب با شأن این مجلس بیان کند، گفت: متأسفم که نتوانستم مطلبی بگویم که زیبا و درخور این مجلس فاخر باشد، اما به هر حال از لطف شما سپاسگزارم.