به گزارش اقتصادنیوز، چین، روسیه و ایران با گسترش رقابت به حوزههای نظامی، اقتصادی و امنیتی مختلف، آمریکا را همزمان در چند جبهه تحت فشار قرار دادهاند. محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی، گسترش دامنه درگیریهای نظامی و حملات ترکیبی علیه زیرساختها، بخشی از راهبردی است که با هدف فرسایش منابع آمریکا و افزایش هزینه حمایت از متحدانش دنبال میشود.
این رویکرد که «تشدید افقی» نامیده میشود، واشنگتن را با چالشی فراتر از رویارویی مستقیم مواجه کرده است.
اقتصادنیوز: بر اساس نتیجه نظرسنجی ها، حدود سهچهارم آمریکاییها انتظار دارند که جنگ دستکم تا شش ماه دیگر ادامه پیدا کند. این تغییر نشان میدهد که انتظارات اولیه درباره پایان سریع عملیات نظامی جای خود را به نگرانی از یک درگیری طولانیمدت داده است.
میدان رقابت فراتر از رویارویی مستقیم است
پیتر راف در هیل نوشت: واکنش چین به تعرفههای آمریکا در آوریل ۲۰۲۵، نمونهای از گسترش رقابت به حوزههایی فراتر از تقابل تجاری بود. پکن در آن مقطع صادرات عناصر خاکی کمیاب و آهنرباهای مرتبط با آنها را محدود کرد و زنجیرههای تأمین متحدان آمریکا را در سراسر جهان تحت فشار قرار داد؛ محدودیتهایی که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد.
از سوی دیگر، پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه، تهران دامنه درگیری را به کشورهای حاشیه خلیج فارس گسترش داد.
همزمان، نگرانی کشورهای اروپایی از اقدامات خرابکارانه و تهدیدهای ترکیبی روسیه افزایش یافته است؛ تا جایی که وزیران دفاع اتحادیه اروپا ماه گذشته در بروکسل برای بررسی راههای مقابله با این تهدیدها گرد هم آمدند و دولت سوئیس نیز درباره اقدامات مسکو هشدار داد. کشف یک پهپاد حامل مواد منفجره در فرودگاه لایپزیگ آلمان در ماه اوت، نمونهای از نگرانیهای امنیتی فزاینده اروپا به شمار میرود.
تشدید افقی در دستور کار است
این تحولات بیانگر گسترش استفاده از راهبرد «تشدید افقی» است؛ به این معنا که یک کشور برای افزایش فشار بر رقیب، دامنه رقابت را به مناطق جغرافیایی یا حوزههای عملیاتی جدید منتقل میکند.
در چنین شرایطی، رقابت دیگر به یک جبهه نظامی یا اقتصادی محدود نمیماند، بلکه از پیوند میان حوزههای مختلف برای افزایش هزینههای طرف مقابل بهره میگیرد.
ساختار سیاستگذاری آمریکا معمولاً بر اساس حوزههای مجزا، از جمله ناتو، سیاست تجاری و امنیت تایوان، شکل میگیرد. در مقابل، چین، روسیه و ایران از ارتباط میان این حوزهها برای گسترش فشار استفاده میکنند. این سه کشور از نظر توانمندیها و اهداف تفاوتهای مهمی دارند، اما هر سه در پی تغییر نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا هستند.
شی جینپینگ در سالهای اخیر، بارها از وقوع «تحولات بزرگی که در یک قرن گذشته سابقه نداشتهاند» سخن گفته است؛ عبارتی که در دیدار سال ۲۰۲۳ او با ولادیمیر پوتین در مسکو نیز مطرح شد و با تأکید بر پیشبرد مشترک این روند همراه بود.
همکاری ایران، روسیه و چین و فرسایش توان آمریکا
همکاریهای نظامی و اقتصادی میان این کشورها، ظرفیت آنها را برای مقابله با فشارهای واشنگتن افزایش داده است.
نویسنده مدعی شد: ایران در مقطعی که روسیه در جنگ اوکراین با محدودیتهایی مواجه بود، قابلیتهای مهم پهپادی خود در اختیار مسکو قرار داد. روسیه نیز در مقابل، کمکهای نظامی پیشرفتهای به ایران ارائه کرده و گزارشهایی درباره کمک این کشور به توسعه موشکهای کروز مافوق صوت ایران منتشر شده است. چین هم با تأمین اقلام دارای کاربرد دوگانه برای صنایع دفاعی روسیه و ادامه خرید نفت تحریمی ایران، به کاهش اثر فشارهای آمریکا علیه مسکو و تهران کمک کرده است.
بااینحال، فشار بر آمریکا صرفا به همکاری مستقیم این کشورها وابسته نیست. ادامه جنگ روسیه در اوکراین، ذخایر موشکهای پدافند هوایی غرب را مصرف میکند؛ درگیری با ایران بخشی از هواپیماها، کشتیها و سامانههای رهگیر آمریکا را در خاورمیانه مشغول نگه میدارد و گسترش توان نظامی چین نیز واشنگتن را وادار میکند تا بخشی از قابلیتهای محدود خود را برای احتمال درگیری در دریای چین جنوبی حفظ کند.
در نتیجه، هر یک از این رقابتها منابع نظامی و عملیاتی آمریکا را در منطقهای خاص درگیر میکند و امکان استفاده از همان منابع در مناطق دیگر را کاهش میدهد. حتی بدون هماهنگی رسمی میان پکن، مسکو و تهران، اقدامات آنها میتواند در مجموع توان واشنگتن را تحت فشار قرار دهد و هزینه حفظ حضور نظامی آمریکا در چندین جبهه را افزایش دهد.
شبکه متحدان؛ نقطه قوت یا آسیبپذیری؟
شبکه اتحادهای آمریکا، یکی از پایههای اصلی قدرت جهانی این کشور است، اما گستردگی آن در عین ایجاد مزیت راهبردی، آسیبپذیریهایی را نیز به همراه دارد. رقبای واشنگتن برای اعمال فشار بر آمریکا لزوماً نیازی به رویارویی مستقیم با این کشور ندارند؛ آنها میتوانند متحدان ضعیفتر آمریکا را هدف قرار دهند.
آنها میتوانند زیرساختهای حیاتی را تخریب کنند یا زنجیرههای تأمین را مختل سازند. چنین اقداماتی واشنگتن را وادار میکند تا منابع بیشتری برای حفاظت از متحدان و جبران خسارتهای اقتصادی و امنیتی اختصاص دهد.
برای کاهش این آسیبپذیریها، آمریکا و متحدانش باید منابع تأمین کالاهای راهبردی را متنوع کنند، زیرساختهایی را که جایگزینکردن آنها دشوار است مقاومتر سازند و ذخایر تجهیزات نظامی کمیاب را افزایش دهند. همچنین متحدانی که از ظرفیت بیشتری برخوردارند، باید سهم بزرگتری از مسئولیت بازدارندگی را بر عهده بگیرند.
بااینحال، اتکا به اقدامات دفاعی کافی نیست. آمریکا نمیتواند در همه شرایط از تمام نقاط آسیبپذیر خود محافظت کند و تلاش برای دفاع همزمان از همه حوزهها ممکن است به رقبا امکان دهد تا با هزینهای محدود، منابع قابلتوجهی از واشنگتن را درگیر کنند. بنابراین، راهبرد بازدارندگی باید علاوه بر افزایش تابآوری، شامل گزینههایی برای انتقال فشار به حوزههایی باشد که برای طرف مقابل اهمیت راهبردی دارند.
فشار رقبا میتواند نتیجه عکس بدهد؟
گسترش فشار از سوی چین، روسیه و ایران ممکن است نتیجهای معکوس نیز داشته باشد و همکاری میان آمریکا و شرکایش را تقویت کند.
زمانی که چین در واکنش به تعرفههای آمریکا، زنجیرههای تأمین اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داد، واشنگتن و اروپا برای ایجاد مشارکتی تازه در زمینه مواد معدنی حیاتی گام برداشتند. این تجربه نشان میدهد که فشار بر متحدان آمریکا میتواند به شکلگیری منافع مشترک و افزایش هماهنگی میان آنها منجر شود.
به همین ترتیب، حمایت چین از ایران و کمک روسیه به کره شمالی ممکن است کشورهای حاشیه خلیج فارس و متحدان آسیایی آمریکا را به بازنگری در روابط خود با پکن و مسکو سوق دهد. تلاش برای گسترش رقابت به مناطق و حوزههای جدید، در نتیجه میتواند بهجای منزوی کردن آمریکا، دامنه ائتلاف مقابل قدرتهای رقیب را افزایش دهد.
تحمیل هزینههای بالا به واشنگتن
بنابراین، تشدید افقی نشان میدهد که رقابت راهبردی دیگر به رویارویی مستقیم نظامی یا اقتصادی محدود نیست. چین، روسیه و ایران میتوانند با گسترش فشار به جبهههای مختلف، منابع آمریکا را پراکنده کنند و هزینه حفظ نظم بینالمللی تحت رهبری واشنگتن را افزایش دهند.