به گزارش اقتصادنیوز، دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در آیین رونمایی از کتاب «روزگار محسن» گفت: پیش از اینکه به این جلسه بیایم، در جلسه دیگری با دانشآموزان المپیادی بودیم.
اقتصادنیوز: محسن جلال پور، نویسنده «روزگار محسن» با اشاره به دوران کودکی خود گفت: شاید این کتاب باعث شود هر کدام از خوانندگان یک بار به گذشته و دوران کودکی خود بازگردند؛ دورانی که هر روز آن میتواند آرزوی بسیاری از ما باشد. دوران کودکی ما پر از صداقت، شفافیت، سلامت نفس، همراهی و همدلی بود.
وی افزود: در آنجا گفتم من امروز شانس آوردم که در دو جلسه شرکت کردم؛ یک جلسه که از حال به آینده است و جلسه دیگری که از گذشته به حال است؛ آن جلسه که از گذشته به حال است، سرگذشت یک فرد است که اگر میتوانستید جای وی باشید به جایگاهی که انتخاب کردید خیلی مصممتر میشدید. یک فردی شاید در سنین کمتر از سن شما تصمیم گرفت که یک آینده برای خودش بسازد و امروز آقای محسن جلالپور شده است و شما هم میتوانید، هر کدامتان در این سنی که هستید که کلاس دهم و یازدهم بودند؛ اگر سرگذشت ایشان را بخوانید و یاد بگیرید، میببینید که چقدر میشود کار کرد و مؤثر بود.
وی گفت: آقای جلالپور میدانند که چقدر دوستشان دارم، چون واقعاً هم دوستداشتنی هستند.
این اقتصاددان با اشاره به موضوع اخلاق و کارآفرینی اظهار کرد: سیر تحولاتی که بشر داشته، از آن مرحله سنتی که میآید به سمت یک جامعه مدرن، اینطور است که هرچه ما به گذشته میرویم، نقش اخلاق فردی پررنگتر میشود و هرچه به سمت دنیای مدرن میآییم، نقش نهادها و تکنولوژی بیشتر میشود و عرصه اخلاق را در ملات زندگی اجتماعی می آورد.
نیلی ادامه داد: ما وقتی سالهای خیلی دور به بانک میرفتیم و یک کار بانکی داشتیم، اولاً آن موقع همه باید به بانک مراجعه میکردند. ثانیاً هرکس که قدش بلندتر بود و زورش بیشتر بود، میتوانست برود جلو و کارش را راه بیندازد و اگر یک فرد ضعیفی بود، آن کنار میماند. اما الان این تکنولوژی که متحول شده و دستگاه نوبتگیر آنجا گذاشته شده، جای اخلاق را گرفته؛ همانجایی که باید توصیه میکردیم اخلاق را رعایت کنیم، این آمده جای آن را گرفته است.
وی افزود: از این مهمتر، نهادها در حال حاضر چنین نقشی را ایفا میکنند. این اتفاق متاسفانه در کشور ما نیفتاده و نهادها رشد نکردهاند که این نقش بخواهد به مقدار قابل توجهی آنجا قرار بگیرد. اتفاقاً این باعث شده است که کمی برعکس هم شود؛ یعنی افراد را از اخلاق دورتر و وسوسه کند که برای موفقیت سراغ روشهایی بروند که از اصول انسانی و اصول اخلاقی دورشان میکند. مثلا یک ارز ارزانقیمت، یک وام ارزانقیمت بگیرند یا یک رابطهای با یک مقام مسئول برقرار کنند تا کارشان راه بیفتد و دهها مورد از اینها که همه ما از آن خبر داریم.
نیلی گفت: چیزی که من واقعاً در آقای جلالپور دیدم، این بود که هیچوقت این همه وسوسه نزدیک شدن به سمت اینها را واقعاً بزرگمنشانه کنار گذاشتند و یک زندگی پاک و درست و حرفهای را در کارآفرینی دارند که باعث شدند که نمونه باشد.
وی افزود: به همین خاطر هم آنجا به آن دانشآموزان گفتم که یک طلای المپیادی داریم و میرویم امروز از او قدردانی کنیم تا شما ببینید که میشود اینطور بود. آقای جلالپور، از نظر من، احترام خیلی زیادی که برای ایشان قائلم، این است که نشان دادند علیرغم همه محیط نامساعدی که وجود دارد اما میشود موفق بود و پاک زندگی کرد و به نظر من این فوقالعاده با ارزش است.
وی در پایان گفت: از خدا میخواهم که همیشه خداوند به ایشان عمر بیشتر بدهد، همینطور بتوانند اثرگذار باشند، موفق باشند