تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4373659
شناسه : 4373659
تاریخ :
دامنه جنگ علیه ایران به کویت، بحرین و اقلیم کردستان کشیده می‌شود؟ | تغییر جدی در محاسبات تهران در مقابل واشنگتن اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: در شرایط کنونی و پس از ماه ها تنش، به نظر می رسد که سیاست جدید ایران صرفاً با هدف پاسخ دادن به حملات آمریکا دنبال نمی‌شود، بلکه می‌تواند تلاشی برای افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا در منطقه باشد.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، پس از ماه‌ها درگیری و رویارویی نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا، شرایط جدیدی در منطقه شکل گرفته است؛ شرایطی که در آن تهران، با وجود خسارت‌هایی که متحمل شده، همچنان توانسته بخش مهمی از ظرفیت‌های سیاسی و نظامی خود را حفظ کند.

خبر مرتبط
صباح زنگنه: جنگ جدید حتما گسترده‌تر است و ایران پاسخ قوی خواهد داد | نتیجه انتخابات آمریکا بر تصمیمات ترامپ اثر دارد
صباح زنگنه: جنگ جدید حتما گسترده‌تر است و ایران پاسخ قوی خواهد داد | نتیجه انتخابات آمریکا بر تصمیمات ترامپ اثر دارد

اقتصادنیوز: یک کارشناس روابط بین‌الملل می‌گوید: درنهایت منازعه ایران و آمریکا از راه دیپلماسی و گفت‌وگو به پایان خواهد رسید، اما احتمال جنگ گسترده در این میان، منتفی نیست.

جنگی که آمریکا از ۲۸ فوریه با هدف محدود کردن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران و اعمال فشار بر ساختار سیاسی این کشور آغاز کرد، به اهداف مورد نظر واشنگتن به‌طور کامل دست نیافت و در مقابل، ایران نیز توانست با ادامه حملات خود، هزینه‌های قابل توجهی به طرف مقابل وارد کند.

آتش بس یا توافق احتمالی به معنای پایان درگیری نیست

محمد آیت‌اللهی طباطبایی در فارن افرز نوشت: در جریان این درگیری، تهران کنترل تنگه هرمز را در اختیار گرفت و محدودیت‌های گسترده‌ای بر تردد در این مسیر اعمال کرد؛ اقدامی که پیامدهای آن در بازار انرژی نیز دیده شد. نیروهای نظامی ایران همچنین توانستند با وجود حملات گسترده، بخشی از توان عملیاتی خود را حفظ کنند و به حملات علیه مواضع آمریکا در منطقه ادامه دهند. در همین حال، حمایت داخلی در آمریکا از ادامه جنگ کاهش یافته و مخالفت‌های بین‌المللی با اقدامات واشنگتن افزایش پیدا کرده است.

با این حال، این شرایط به معنای آن نیست که نگرانی‌ها در تهران پایان یافته است. مقام‌های ایرانی همچنان احتمال افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی آمریکا را جدی می‌دانند و معتقدند محدودیت‌هایی که در مقطع فعلی بر واشنگتن وجود دارد، ممکن است در آینده تغییر کند.

از این منظر، ادامه فشار متقابل برای تهران صرفاً به معنای تداوم درگیری نیست؛ بلکه بخشی از محاسبات امنیتی جدیدی است که پس از جنگ شکل گرفته است. در این چارچوب، هرگونه توافق یا آتش‌بس نیز لزوما به معنای پایان اختلافات نخواهد بود، زیرا در تهران این نگرانی وجود دارد که آمریکا پس از تجدید قوا بار دیگر فشارهای نظامی و اقتصادی را افزایش دهد.

جنگ ایران

چرا رویکرد تهران تهاجمی تر شد؟

در آغاز جنگ، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در حال ارائه گزارشی به مقام‌های ارشد کشور درباره افزایش احتمال درگیری بود که حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد. محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز در میان اهداف اولیه قرار گرفت و شماری از مقام‌های ارشد کشور جان خود را از دست دادند.

با این حال، ساختار سیاسی و نظامی ایران از مدت‌ها قبل برای احتمال آسیب دیدن یا از دست رفتن برخی از مقام‌های ارشد آماده شده بود. طی ماه‌های پیش از جنگ، بخشی از ساختارهای سیاسی و نظامی کشور به شکل غیرمتمرکزتری سازمان‌دهی شده بود تا در صورت قطع ارتباط با مرکز، مقام‌های محلی و فرماندهان نظامی بتوانند فعالیت خود را ادامه دهند. برای بسیاری از مسئولان ارشد نیز جانشینانی مشخص شده بود.

همزمان، گسترش حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی، تأسیسات انرژی و شبکه‌های حمل‌ونقل باعث شد در تهران این برداشت تقویت شود که دامنه اهداف جنگ فراتر از برنامه هسته‌ای یا توان موشکی ایران است. در این میان، بخش‌هایی از زیرساخت‌های کشور نیز در معرض آسیب قرار گرفته‌اند.

این تحولات در نهایت موجب شد تا رویکرد تهران در قبال آمریکا و اسرائیل تهاجمی‌تر شود. برخی فرماندهان و چهره‌های نظامی با گرایش‌های سختگیرانه‌تر در موقعیت‌های کلیدی قرار گرفتند و بر ضرورت تقویت توان بازدارندگی و آمادگی برای عملیات متقابل تأکید شد.

در همین چارچوب، ایران دامنه برخی اقدامات خود را نیز افزایش داد و علاوه بر اهداف نظامی آمریکا، زیرساخت‌ها و منافع کشورهای منطقه را که از نظر تهران در حمایت از عملیات آمریکا نقش داشتند، در محاسبات خود وارد کرد.

هدف افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه است

در شرایط کنونی و پس از ماه ها تنش، به نظر می رسد که سیاست جدید ایران صرفاً با هدف پاسخ دادن به حملات آمریکا دنبال نمی‌شود، بلکه می‌تواند تلاشی برای مقابله با افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا در منطقه باشد.

ایران در سال‌های گذشته عمدتاً از طریق مجموعه‌ای از گروه‌ها و بازیگران منطقه‌ای نفوذ خود را دنبال می‌کرد، اما پس از جنگ اخیر، بخشی از این فشارها به شکل مستقیم‌تر دنبال شده است.

منطق این رویکرد آن است که با افزایش هزینه‌های نظامی و اقتصادی حضور آمریکا، توان واشنگتن برای حفاظت از نیروها و متحدانش در منطقه کاهش پیدا کند و در نهایت، حضور نظامی گسترده آمریکا با چالش بیشتری روبه‌رو شود.

در چنین شرایطی، تنگه هرمز جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. این مسیر یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است و هرگونه محدودیت در آن می‌تواند بازارهای نفت و گاز را تحت تأثیر قرار دهد. تهران می‌تواند از این موقعیت به‌عنوان یک اهرم فشار استفاده کند؛ هرچند ادامه چنین وضعیتی برای اقتصاد ایران نیز بدون هزینه نخواهد بود.

از سوی دیگر، برخی مسیرهای جایگزین انرژی در منطقه همچنان فعال هستند. به همین دلیل، در صورت ادامه محدودیت‌ها در هرمز، تهران ممکن است تلاش کند مسیرهای دیگر، از جمله مسیرهای عبوری از دریای سرخ، نیز تحت فشار قرار گیرند.

در این سناریو، همکاری با حوثی‌ها در یمن یکی از گزینه‌هایی است که مطرح می‌شود. این گروه پیش از این نیز با حمله به کشتی‌های تجاری، تردد در دریای سرخ را با اختلال مواجه کرده بود.

بی‌اعتمادی شدید تهران به واشنگتن

یکی از مهم ترین علل عدم پایان جنگ، تغییر نگاه مقام‌های ایرانی به امکان توافق پایدار با آمریکاست.

در سال‌های گذشته، برخی همچنان این احتمال را در نظر می‌گرفتند که می توان از طریق مذاکره، چارچوبی برای مدیریت اختلافات با واشنگتن پیدا کرد. اما تحولات سال‌های اخیر، از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ تا حملات نظامی اخیر، این نگاه را در تهران تضعیف کرده است.

از دید مقام‌های ایرانی، اینکه حملات نظامی در شرایطی انجام شده که مذاکرات میان دو طرف در جریان بوده، بر سطح بی‌اعتمادی افزوده است. به همین دلیل، حتی در صورت دستیابی به یک آتش‌بس، احتمال دارد تهران آن را راه‌حلی دائمی تلقی نکند.

این نگرانی همچنین تحت تأثیر تحولات سیاسی داخل آمریکا قرار دارد. در تهران این احتمال مطرح است که محدودیت‌های سیاسی فعلی دولت ترامپ، از جمله نگرانی درباره انتخابات میان‌دوره‌ای، در آینده کاهش پیدا کند و واشنگتن پس از آن با آزادی عمل بیشتری سیاست خود را در قبال ایران دنبال کند.

از سوی دیگر، تغییر دولت در آمریکا نیز لزوما به معنای تغییر اساسی این وضعیت نخواهد بود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که حتی دولت‌هایی با رویکرد متفاوت نیز ممکن است در نهایت به دنبال ایجاد محدودیت‌هایی برای برنامه هسته‌ای و توان منطقه‌ای ایران باشند.

iran usa

گزینه های تهران برای افزایش فشار

نویسنده مدعی شده است: بر اساس این تحلیل، تهران در صورت ادامه فشارها گزینه‌های مختلفی برای افزایش اقدامات متقابل در اختیار دارد. یکی از این گزینه‌ها، هدف قرار دادن تأسیسات انرژی و بنادر کشورهای منطقه است که در تأمین منافع آمریکا نقش دارند.

حملات پهپادی و موشکی به پایگاه‌های آمریکا نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. در کنار آن، عملیات سایبری علیه زیرساخت‌های غیرنظامی در آمریکا یا کشورهای منطقه نیز یکی دیگر از گزینه‌های احتمالی است.

زیرساخت‌های آب و انرژی کشورهای خلیج فارس نیز در صورت تشدید درگیری می‌توانند در معرض تهدید قرار گیرند. این موضوع به‌ویژه درباره تأسیسات آب‌شیرین‌کن اهمیت دارد، زیرا بخش بزرگی از کشورهای منطقه برای تأمین آب به این زیرساخت‌ها وابسته‌اند.

احتمال گسترش دامنه جنگ به کویت و بحرین

در صورت گسترش جنگ، دامنه جغرافیایی رویارویی نیز می‌تواند افزایش یابد.

بحرین و کویت، به دلیل میزبانی از نیروها و تأسیسات نظامی آمریکا، از جمله نقاطی هستند که ممکن است در محاسبات تهران قرار گیرند. برخی چهره‌های سیاسی و تحلیلگران ایرانی نیز در جریان جنگ اخیر درباره احتمال هدف قرار دادن یا حتی ایجاد فشار نظامی بر این مناطق بحث کرده‌اند.

آذربایجان نیز می‌تواند یکی دیگر از نقاط حساس باشد. روابط تهران و باکو طی سال‌های اخیر با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده و همکاری نزدیک آذربایجان با اسرائیل از نگاه برخی مقام‌ها و تحلیلگران ایرانی، نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است.

نویسنده مدعی شد: در صورت افزایش تنش، تهران حتی ممکن است زیرساخت‌های انرژی آذربایجان را هدف قرار دهد. در سناریوهای شدیدتر نیز احتمال اقدامات نظامی در نزدیکی نخجوان مطرح شده است.

اقلیم کردستان عراق نیز از دیگر مناطق مورد توجه است. اگر ایران به این نتیجه برسد که از این منطقه برای پشتیبانی از عملیات آمریکا استفاده می‌شود، احتمال دارد اقدامات نظامی پیش‌دستانه را در نظر بگیرد.

هسته‌ای؛ آخرین مرحله بازدارندگی تهران؟

یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین بخش‌های محاسبات آینده ایران، موضوع برنامه هسته‌ای است.

ایران همچنان به‌طور رسمی تأکید دارد که برنامه‌ای برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد، اما همزمان در داخل کشور دیدگاه‌هایی مطرح شده که دستیابی به چنین قابلیتی را راهی برای ایجاد بازدارندگی در برابر آمریکا و اسرائیل می‌دانند.

اینکه چنین دیدگاهی تا چه اندازه در میان تصمیم‌گیران ایرانی گسترش یافته، مشخص نیست. ضمن آنکه حرکت به سمت ساخت سلاح هسته‌ای می‌تواند واکنش شدید آمریکا و اسرائیل را به دنبال داشته باشد و به دور تازه‌ای از تشدید تنش منجر شود.

با این حال، اگر تهران به این جمع‌بندی برسد که سایر ابزارهای بازدارندگی نتوانسته‌اند از حملات بیشتر جلوگیری کنند، موضوع هسته‌ای می‌تواند بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های مورد بحث در محافل تصمیم‌گیری ایران تبدیل شود.

خلیج فارس

یک محاسبه پرریسک

تشدید تنش برای ایران نیز هزینه‌هایی به همراه دارد. ادامه درگیری می‌تواند فشار اقتصادی را افزایش دهد و نارضایتی اجتماعی ایجاد کند. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که حتی ساختارهای سیاسی قدرتمند، در صورت ورود به جنگ‌های طولانی و پرهزینه، ممکن است با فشارهای داخلی مواجه شوند.

به همین دلیل، مقام‌های ایرانی درصدد هستند تا میان افزایش فشار خارجی و مدیریت شرایط داخلی تعادل برقرار کنند. در اظهارات مقام‌های ارشد نیز بر این نکته تأکید شده که اقدامات نظامی باید از حدی از حمایت داخلی و بین‌المللی برخوردار باشد.

با این حال، در تهران این برداشت وجود دارد که حملات آمریکا و اسرائیل در ماه‌های اخیر، نگاه بخشی از جامعه ایران به مسئله جنگ را تغییر داده است. در چنین شرایطی، ادعای اینکه فشار خارجی می‌تواند تمامیت ارضی و ساختار سیاسی کشور را تهدید کند، برای بخشی از افکار عمومی ملموس‌تر از گذشته شده است.

تغییر جدی محاسبات تهران

بنابراین، ایران احتمالا در ماه‌های آینده سیاستی مبتنی بر افزایش تدریجی فشار را دنبال خواهد کرد؛ سیاستی که هدف آن تنها پاسخ به حملات گذشته نیست، بلکه تلاش برای تغییر محاسبات آمریکا درباره هزینه حضور نظامی در منطقه است.

با این حال، چنین رویکردی یک اقدام پرریسک نیز محسوب می‌شود. افزایش بیش از حد فشار می‌تواند واکنش شدیدتر آمریکا را به دنبال داشته باشد و حتی زمینه را برای افزایش حضور نظامی واشنگتن در منطقه فراهم کند.

از سوی دیگر، ادامه درگیری برای مدت طولانی می‌تواند فشارهای اقتصادی و اجتماعی داخل ایران را افزایش دهد. بنابراین تهران باید میان استفاده از اهرم‌های منطقه‌ای، حفظ بازدارندگی و جلوگیری از گسترش کنترل‌نشده درگیری توازن برقرار کند.

در نهایت، مسئله اصلی برای ایران این است که آیا می‌تواند با افزایش هزینه‌های حضور آمریکا، واشنگتن را به بازنگری در نقش نظامی خود در خاورمیانه وادار کند یا تشدید متقابل تنش، منطقه را وارد مرحله تازه‌ای از رویارویی خواهد کرد.

آنچه روشن است این است که تجربه جنگ اخیر، محاسبات امنیتی تهران را تغییر داده و احتمالاً تأثیر آن بر سیاست منطقه‌ای ایران برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت.