تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4373560
شناسه : 4373560
تاریخ :
راز ۲۵ هزار درصد افزایش ثروت چه بود؟ | بازار چگونه کار می‌کند؟ | آزادی اقتصادی انسان‌ها را خلاق و ثروتمند می‌کند اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: اقتصاد بازار همواره با این پرسش روبه‌رو بوده است که آیا سازوکار عرضه و تقاضا واقعاً می‌تواند بدون مداخله گسترده دولت، نیازهای انسان را سامان دهد یا اینکه «نقص‌های بازار» آن‌قدر جدی‌اند که دخالت سیاست‌گذار را اجتناب‌ناپذیر می‌کنند. دیردره مک‌کلاسکی، اقتصاددان و مورخ اقتصادی، در نقد این نگاه، به تجربه روزمره زندگی و شواهد تاریخی تکیه می‌کند و استدلال می‌کند که بازارها بیش از آنکه به اصلاح دائمی نیاز داشته باشند، نمونه‌ای از یک نظم خودجوش‌اند؛ نظمی که آزادی انسان‌ها در آن می‌تواند به خلاقیت، فراوانی و افزایش ثروت منجر شود.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، بحث بر سر کارآمدی بازار و میزان دخالت دولت در اقتصاد، همچنان یکی از مناقشه‌های اصلی میان اقتصاددانان است. دیردره مک‌کلاسکی، اقتصاددان و مورخ اقتصادی، در یادداشتی با دفاع از سازوکار عرضه و تقاضا، استدلال می‌کند که بسیاری از «نقص‌های بازار» که اقتصاددانان بر آن تأکید می‌کنند، بدون ارائه شواهد کافی بزرگ‌نمایی شده‌اند.

او با اشاره به تجربه زندگی روزمره در سائوپائولو و تحولات تاریخی اقتصاد جهان، بازار را نمونه‌ای از یک نظم خودجوش می‌داند که در صورت مداخله کمتر، ظرفیت بیشتری برای ایجاد خلاقیت، فراوانی و ثروت دارد.

دیردره نانسن مک‌کلاسکی، اقتصاددان و مورخ اقتصادی، در فولا ده سائو پائولو نوشت:

می‌گویم «برخی». برای مثال، همکارم در مؤسسۀ کِیتو، رایان بورنِ انگلیسی چنین است. دوستم در دانشگاه اَکس-مارسی، پی‌یر گارلو فرانسوی هم همینطور. ما آدم‌هایی جدی هستیم؛ حاضریم به استدلال و واقعیت‌ها گوش بدهیم. ما خود را وقف یافتن حقیقت و سپس اعلام آن کرده‌ایم. از روی چیزی که مخالفانمان آن را «بنیادگرایی» می‌نامند، باور نمی‌کنیم، یعنی ــ‌ضمناً با این تعبیر به برخی مسیحیان معتقد توهین می‌کنند‌ــ از سر انگیزه‌هایی غیرعقلانی که هیچ مبنایی در استدلال علمی و واقعیت ندارند.

باقی اقتصاددانان ــ‌بله، حتی اقتصاددانان‌ــ باور ندارند که عرضه و تقاضا تقریباً همان‌طور که انتظار دارید، حتی اگر هرگز اقتصاد نخوانده باشید، عمل می‌کنند. برعکس، آن‌ها معتقدند «نقص‌ها» و «کاستی‌های» بسیار بسیار زیادی وجود دارد که باعث می‌شوند اقتصاد به‌شدت بد عمل کند ــ‌آن‌قدر بد که اقتصاددانان خردمند دانشگاه یواس‌پی باید دخالت کنند تا اثر شیوهٔ احمقانه‌ای را که بازارهای عرضه و تقاضا عمل می‌کنند خنثی کنند. آن‌ها می‌گویند انحصارهای دائمی، آثار خارجیِ عظیم و گرایش‌های شدیدی به بیکاری گسترده وجود دارد. این فهرست تمام‌شدنی نیست. یک‌بار فهرستی از این موارد تهیه کردم و بدون دردسر چندانی توانستم دست‌کم ۱۰۸ «نقص» را به یاد بیاورم که اقتصاددانان و ضداقتصاددانان روی تخته‌سیاه تصور کرده بودند. مشکل اینجاست که اقتصاددانان دانشگاه یو‌اس‌پی یا ام‌آی‌تی یا ال‌اس‌ای و قطعاً ضداقتصاددانان، به خودشان زحمت نداده‌اند کوچک‌ترین شاهدی ارائه دهند که بگوید این نقص‌ها واقعاً مهم‌اند. صرفاً با عصبانیت غرولند می‌کنند که کاملاً بدیهی است که این نقص‌ها بزرگ و مهمند.

خبر مرتبط
نونهادگرایی هیچ پشتوانۀ تاریخی ندارد | آنچه جوامع را حفظ می‌کند، قانون نیست؛ اخلاق است | قانون مالکیت را نساخت، مالکیت پیش از دولت وجود داشت

دیردره مک کلاسکی

شبیه بنیادگرایانند، مگر نه؟

خب، چرا من، بعد از ۸۴ سال زندگی روی این سیاره (در ۱۱ سپتامبر، ممنونم) که بخش عمدۀ آن را به تفکر دربارۀ شواهد مربوط به نحوۀ کارکرد اقتصادها پرداخته‌ام، با این همه آدم غیرمعتقد مخالفم؟

یک دلیلش اینکه من به‌عنوان ساکن یک اقتصاد، هر روز درون آزمایش عظیمی زندگی می‌کنم که ثابت می‌کند اقتصاد تقریباً همان‌طور که عرضه و تقاضا می‌گوید، کار می‌کند. شما هم درون همین آزمایش زندگی می‌کنید.

خبر مرتبط
پشت ویترین ارزان‌فروشی ممدانی | خواربار ارزان، پیامدهای گران؛ تخفیف ۳۰ درصدی شهرداری چگونه به مالیات‌دهندگان نیویورکی برمی‌گردد؟
پشت ویترین ارزان‌فروشی ممدانی | خواربار ارزان، پیامدهای گران؛ تخفیف ۳۰ درصدی شهرداری چگونه به مالیات‌دهندگان نیویورکی برمی‌گردد؟

اقتصادنیوز: آیا خواربارفروشی‌های تحت مدیریت ممدانی، خواربار را برای بخش کوچکی از مصرف‌کنندگان ارزان‌تر خواهند کرد؟ قطعاً. اما این کار تنها از طریق انتقال این هزینه‌ها به مالیات‌دهندگان، از بین بردن ارزش اقتصادی و تحمیل بار مالی بر مالیات‌دهندگان انجام می‌شود تا بخش کوچکی از آنچه باقی می‌ماند، میان کسانی بازتوزیع کند که اتفاقاً در نزدیکی فروشگاه‌های تحت مدیریت شهرداری زندگی می‌کنند.

سائو پائولو شهر عظیمی است. رانندگی از یک سوی آن به سوی دیگرش برایم واقعاً خسته‌کننده است. بااین‌حال، به‌نوعی هر روز وقتی برای گرفتن یک قهوۀ صبحگاهی می‌روید، قهوه همان‌جاست. وقتی می‌خواهید یک پیراهن نو بخرید، آن هم همان‌جاست. اگر بداقبالی نصیبتان می‌شد و در کشوری زندگی می‌کردید که آن‌قدر منکر نیروهای بازار بود که آن‌ها را غیرقانونی اعلام می‌کرد، مثل کرۀ شمالی یا شوروی سابق، چنین چیزی اتفاق نمی‌افتاد. مردم شوروی دربارۀ همین نبودن کالاها و خدمات بی‌نهایت لطیفه ساخته بودند. 

دلیل دیگر اینکه، به‌عنوان یک مورخ اقتصادی، می‌دانم و می‌توانم شواهد عظیمی به شما نشان دهم که انسان‌های آزادشده به‌طرزی شگفت‌آور خلاق می‌شوند و سپس خودشان و همهٔ اطرافیانشان را به‌طرز شگفت‌آوری ثروتمند می‌کنند. این اتفاق، همان‌طور که بارها برایتان گفته‌ام، از سال ۱۷۷۶ تا امروز رخ داده است، آن هم به اندازهٔ ۲۵ هزار درصد، چیزی که برای نخستین بار در تاریخ بشر اتفاق افتاده است. طی حدود یک قرن، مشروط به عدم دخالت اقتصاددانان و سیاستمداران، همۀ مردم دو برابرِ یک فرد متوسط سوئیسیِ امروزی ثروتمند خواهند بود. منظورم در آفریقاست. منظورم در همه‌جاست.

دیگر دلیل اینکه، به‌عنوان اقتصاددانی با گرایش‌های ریاضی و فلسفی، اقتصاد را همچون یک نظم خودجوشِ عظیم می‌بینم، چیزی شبیه زبان پرتغالی یا تاریخ هنر یا حتی الگوی زندگی شیرین و دوست‌داشتنی خود شما.

زیباست. بگذارید کارش را بکند.