تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4373474
شناسه : 4373474
تاریخ :
جنگ چگونه جغرافیای نفوذ ایران را تغییر داد؟ | افزایش هزینه‌های اقتصادی جنگ برای آمریکا و اعراب خلیج فارس با ناامن شدن آبراه‌ها اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: کارزار ترامپ تاکنون نتوانسته ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند، اما در عین حال فرصت‌های تازه‌ای برای تهران و شرکای آن ایجاد کرده است تا اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهند.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، سقوط بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴ و رخدادهای مرتبط با حزب‌الله، هر چند به اعتقاد برخی ناظران ممکن است نفوذ تهران در شام را کاهش داده باشد، اما جنگ گسترده‌تر فرصت‌هایی را برای ایران و شرکایش به‌ویژه در اطراف آبراه‌هایی که برای تجارت جهانی و صادرات انرژی اهمیت حیاتی دارند، ایجاد کرده است. به این ترتیب، تهران در عرصه‌ای دیگر منابع تازه‌ای برای اعمال فشار به دست می‌آورد.

خبر مرتبط
آمریکا گام اول را بر‌می‌دارد یا ایران؟ | تنگه هرمز «اهرم چانه زنی» برای رسیدن به توافق؟ | زمان‌بندی فشرده‌تر، شروط سخت‌گیرانه‌تر!
آمریکا گام اول را بر‌می‌دارد یا ایران؟ | تنگه هرمز «اهرم چانه زنی» برای رسیدن به توافق؟ | زمان‌بندی فشرده‌تر، شروط سخت‌گیرانه‌تر!

اقتصادنیوز: تهران چگونه می‌خواهد اهرم فشار در هرمز را به مسیری برای توافق با واشنگتن تبدیل کند؟

تایم در گزارشی نوشت: تلاش‌های ایران برای کنترل عبور و مرور از تنگه هرمز تنها بخشی از این تصویر است. گسترش نفوذ حوثی‌ها در دریای سرخ به شرکای تهران اهرم فشار بر یک آبراه راهبردی می‌دهد.

برای همسایگان ایران، حتی مسیرهایی که قرار است راه فراری از یک خطر باشند، خود در معرض خطر دیگری قرار دارند. تهران همچنان با فشارهای نظامی و اقتصادی روبه‌روست، اما ناکامی‌های آن در مراکز سنتی نفوذش به این معنا نیست که توانایی تحمیل هزینه در نقاط دیگر منطقه را از دست داده است.

ایران خلیج فارس

نفوذ ایران از مدیترانه تا دریای سرخ چقدر است؟

در سال ۲۰۲۴، یحیی رحیم صفوی، مشاور ارشد رهبر فقید ایران، در کنفرانسی از رزمندگان جنگ ایران و عراق که از تلویزیون دولتی به‌صورت زنده پخش می‌شد، سخنرانی کرد. او در این سخنان از گسترش نفوذ ایران از طریق سوریه و لبنان گفت.

صفوی اعلام کرد که عمق راهبردی ایران تا سواحل مدیترانه و منطقه‌ای در شمال اسرائیل گسترش یافته است. 

به ادعای نویسنده اما بنیان‌های این راهبرد از آن زمان تضعیف شده‌اند. برکناری بشار اسد یکی از متحدان تهران را از ایران گرفت و همزمان، عملیات اسرائیل ظرفیت حزب‌الله برای پاسخ‌گویی به نیابت از ایران را کاهش داد.

حملات بعدی اسرائیل و آمریکا به خود ایران نیز پیامدهای این وضعیت را آشکار کرد: دیگر نمی‌شد روی شرکای منطقه‌ای ایران حساب کرد که مانع از تبدیل شدن درگیری‌ها به یک جنگ مستقیم شوند.

اما ایران خود را با شرایط جدید وفق داده است. حتی در شرایطی که تهران مستقیما درگیر جنگ با آمریکا بود، تلاش کرد منابع دیگری برای ایجاد اهرم نفوذ منطقه‌ای توسعه دهد. در هشتم ژوئن، سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، که مسئول عملیات برون‌مرزی این نهاد است، از ایجاد یک کمربند امنیتی جدید خبر داد که از تنگه هرمز تا باب‌المندب و از خلیج فارس تا دریای سرخ امتداد دارد.

این اظهارات نشان‌دهنده تاکید بر توانایی ایران و شرکای آن برای تهدید مسیرهای کشتیرانی در هر دو آبراه بود.

تصرف المخا، یک شهر بندری در ساحل دریای سرخ، و جزیره پریم که در محدوده باب‌المندب قرار دارد، به حوثی‌ها موضعی مستحکم‌تر در ورودی جنوبی دریای سرخ داده است. این مواضع می‌توانند به حوثی‌ها امکان دهند کشتی‌های عبوری را با دقت بیشتری زیر نظر بگیرند و تسلیحات خود را در نزدیکی مسیرهای کشتیرانی مستقر کنند.

حوثی‌ها برای اعمال نفوذ بر این مسیر لزوما نیازی ندارند که تمام رفت‌وآمد دریایی را متوقف کنند. اگرچه حوثی‌ها مدعی هستند که تنها کشتی‌های مرتبط با عربستان سعودی را هدف قرار می‌دهند، صرف تهدید حمله باعث افزایش هزینه بیمه شده و شرکت‌های کشتیرانی را وادار کرده است مسیرهای طولانی‌تری را انتخاب کنند.

حوثی‌ها دستورکار خاص خود را دارند. انگیزه‌های داخلی آنها همچنان اهمیت زیادی دارد. کارزار حوثی‌ها علیه گروه‌های رقیب یمنی با هدف تحکیم سلطه آنها دنبال می‌شود و حملات علیه عربستان با هدف وادار کردن ریاض به کاهش مداخله خود در یمن، پایان دادن به آنچه حوثی‌ها «محاصره» می‌دانند و به رسمیت شناختن آنها به‌عنوان قدرت حاکم بر این کشور انجام می‌شود.

به ادعای نویسنده، در مجموع، حوثی‌ها به‌طور فزاینده‌ای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران را تهدیدی علیه محور مقاومت گسترده‌تری می‌دانند که خود بخشی از آن هستند. این مسئله به شکل‌گیری یک رابطه راهبردی نزدیک میان آنها و تهران منجر شده است.

از نگاه حوثی‌ها، حمایت از تهران هم منافع ایران و هم منافع خود آنها را تامین می‌کند.

این منافع در حال تقویت یکدیگر هستند. اختلالی که ایران در تنگه هرمز ایجاد کرده، اهمیت راهبردی مسیرهای صادراتی دریای سرخ را افزایش داده است. در نتیجه، حوثی‌ها اهرم فشار بیشتری بر عربستان سعودی پیدا کرده‌اند و ریاض را وادار کرده‌اند بخشی از صادرات خود را دوباره به سمت هرمز منتقل کند؛ جایی که با وجود افزایش قابل توجه اخیر در تردد کشتی‌ها، عبور و مرور همچنان با عدم قطعیت روبه‌روست.

از نگاه ایران، هدف از فشار بر صادرات نفت عربستان این است که هزینه جنگ را برای واشنگتن و اقتصاد جهانی افزایش دهد و به این ترتیب، دلیل دیگری برای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، ایجاد کند تا پیش از تشدید کارزار نظامی، بیشتر تأمل کند.

میان هرمز و باب‌المندب

برای عربستان سعودی، ارتباط میان جبهه‌های هرمز و باب‌المندب یک آسیب‌پذیری جدی ایجاد می‌کند.

درست است که رفت‌وبرگشت‌های نفتکش‌ها از طریق تنگه به صادرکنندگان نفت خلیج فارس کمک کرده است محصولات خود را به بازار برسانند و فشار بر بازار را کاهش دهند، اما محموله‌ها همچنان در معرض اختلال قرار دارند.

همانند وضعیت حوثی‌ها در باب‌المندب، تهران برای اعمال فشار لزوما نیازی به بستن کامل تنگه هرمز ندارد. حملات پراکنده می‌تواند نااطمینانی را حفظ و هزینه حمل‌ونقل دریایی را افزایش دهد.

با توجه به پیشروی حوثی‌ها در یمن، انتقال صادرات به بنادر دریای سرخ نیز لزوما گزینه امن‌تری نیست. ریاض می‌تواند میان مسیرهای مختلف جابه‌جا شود، اما نمی‌تواند به‌طور کامل از خطر اختلال در امان بماند.

این آسیب‌پذیری به داخل خاک هم کشیده شده است. در حمله پهپادی اخیر که از خاک عراق انجام شد، سه ایستگاه پمپاژ در خط لوله شرق به غرب عربستان آسیب دید و فعالیت این خط لوله متوقف شد.

اگرچه این خط لوله دوباره به‌صورت محدود فعال شده است، پیام حمله روشن بود: نمی‌توان احتمال حمله به مسیرهای جایگزین صادرات نفت را منتفی دانست.

انتقال نفت از مسیرهایی به‌جز تنگه‌های دریایی لزوما به معنای خارج شدن آن از دسترس ایران و شرکای آن نیست.

تنش‌های ناشی از این وضعیت همچنین می‌تواند در راستای منافع تهران باشد؛ چراکه به محدود کردن نفوذ رقبای ایران در خلیج فارس در عراق کمک می‌کند.

مجموع این تحولات به توضیح موضع سرسختانه تهران کمک می‌کند. ایران احساس می‌کند از راه‌های مختلف می‌تواند صادرات نفت عربستان را تهدید کند و در نتیجه هزینه‌های اقتصادی جنگ را برای آمریکا و شرکای آن افزایش دهد.

این وضعیت استدلالی را در میان رهبران ایران تقویت کرده است که باید مقاومت کنند و با گذشت زمان، موضع خود را برای مذاکرات احتمالی با واشنگتن بهبود بخشند.

اعراب و تنگه هرمز

هزینه‌های انتظار چقدر است؟

کارزار ترامپ تاکنون نتوانسته ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند، اما در عین حال فرصت‌های تازه‌ای برای تهران و شرکای آن ایجاد کرده است تا اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهند.

نویسنده مدعی شده است: تحولات اخیر ممکن است رهبران ایران را تشویق کند که خواسته‌های بیشتری مطرح و امتیازات کمتری ارائه کنند، با این تصور که افزایش هزینه‌های اقتصادی در نهایت ترامپ را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد.

اما چنین سناریویی به هیچ وجه قطعی نیست. واشنگتن ممکن است در مقابل، حملات بیشتری انجام دهد یا اجرای محاصره را تشدید کند. در این صورت، هر طرف ممکن است امتناع طرف مقابل از عقب‌نشینی را دلیلی برای افزایش فشار بداند؛ روندی که می‌تواند یک بن‌بست ناپایدار را طولانی‌تر کرده و دستیابی به توافق را دشوارتر کند.

مخالفت عربستان با نشست برنامه‌ریزی‌شده میان مقام‌های ایرانی و کشورهای حوزه خلیج فارس در عمان در اوایل ماه جاری، پیشاپیش محدودیت‌های راهبرد ایران را نشان داده است.

توافق در حال شکل‌گیری میان ایران و عمان درباره تنگه هرمز، ظاهرا مبنایی برای مذاکرات درباره عبور و مرور دریایی فراهم می‌کرد، اما دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس، به‌ویژه ریاض، در برابر ترتیباتی مقاومت کردند که از نگاه آنها می‌توانست خواسته ایران درباره کنترل عبور و مرور در این آبراه را مشروعیت ببخشد.

امتناع آنها از حضور در این نشست نشان داد که توانایی ایران برای ایجاد اختلال در تجارت کشورهای منطقه لزوما به پذیرش شروط تهران منجر نشده است.

گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران، چه به‌طور مستقیم و چه از طریق شرکایش، موضع تهران را در مذاکرات تقویت می‌کند. اما همین مسئله نیاز ایران به اطمینان‌بخشی به همسایگانش را نیز بیشتر کرده است.