به گزارش اقتصادنیوز، آنچه در این یادداشت آمده، گزیدههایی از کتاب منتشر نشده شهرام اتفاق درباره نفت و وقایع منتهی به مرداد 1332 در ایران است. نویسنده در توضیح درباره لزوم انتشار این مقاله در مقطع زمانی فعلی نوشته است: «این روزها بحثهای زیادی درباره صنعت نفت ایران و ماجراهای سیاسی آن دوران مطرح میشود و گمان کردم که انتشار بخشی از تاریخچه این صنعت، مددکار گفتگوها و پژوهشهای مربوط به این حوزه باشد».
قسمت نخست را اینجا بخوانید.
قسمت دوم را اینجا بخوانید.
پیش از کشف نفت در ایران، قراردادهای نفتی از ریسک بسیار بالاتری برای سرمایهگذار (به ویژه خارجی) برخوردار بودند. اما پس کشف نفت، ریسک سرمایهگذاری نفتی در ایران به شدت کاهش یافته بود. اما نکته قابل تأمل آن است که مجموعه شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور به گونهای بود که کلیه قراردادهای نفتی پس از کشف نفت، همچون قراردادهای پیش از کشف نفت، به دلیل نامساعد بودن فضای کسب و کار در ایران، همچنان ناکام میماندند. مرور این نمونهها برای درک آن اوضاع راهگشاست:
خ) اعطای امتیازنامه به شرکت آمریکایی استاندارد اویل
به اتکای مصوبه (با قید فوریت) دوره چهارم مجلس شورای ملی در 30 آبان 1300 (1921)، امتیاز نفت مناطق آذربایجان، خراسان، گیلان، استراباد و مازندران، میتوانست به شرکت آمریکایی استاندارد اویل (Standard Oil) واگذار شود. مطابق مصوبه مذکور، سقف مدت امتیاز 50 سال بود. در آذرماه همان سال، امتیازنامه نفت شمال مطابق مصوبات مجلس به استاندارد اویل اعطا میشود و از طرف ایران، قوامالسلطنه قرارداد را امضا میکند.
استاندارد اویل با شرکت نفت ایران و انگلیس وارد مذاکره میشود و به توافقات تجاری اولیهای برای همکاری مشترک در نفت ایران دست پیدا میکنند. اما دولت ایران، اعطای امتیازنامه به استاندارد اویل را منوط به عدم همکاری این شرکت با شرکت نفت ایران و انگلیس میکند. بنابراین در عمل استاندارد اویل تا سال 1332 (1943) به ایران بازنمیگردد.
د) اعطای امتیازنامه به شرکت آمریکایی سینکلر
در 25 خرداد 1301 (1923)، مجلس بهناگزیر مصوبه پیشین خود را تغییر میدهد تا امکان مشارکت سایر شرکتهای آمریکایی و زمینه لازم برای جذب سرمایهگذاران خارجی در مصوبه جدید مهیا شود. از اینرو در مصوبه جدید، «هر شرکت آمریکایی معتبر» همچون استاندارد اویل مجاز به عقد قرارداد با دولت ایران میشود. محدوده نفوذ این مصوبه، نواحی آذربایجان، خراسان، گیلان، استراباد و مازندران بود. به اتکای این مصوبه و مجموعهای از رایزنیهای تجاری و سیاسی، شرکت آمریکایی سینکلر (Sinclair Oil Company) کاندیدای همکاری در پروژههای نفتی ایران شد. سپس «قرارداد سینکلر» توسط دولت وقت تنظیم شده و در خرداد سال 1302 به تصویب مجلس رسید و در آذرماه همان سال نیز به امضای سینکلر رسید. در فروردین 1303، همان ایامی که سردار سپه (رضاشاه) سمت ریاست دولت احمدشاه را برعهده گرفته بود، در ساختار جدید، این قرارداد مورد تأیید او نیز قرار گرفت. در نهایت، این قرارداد نیز بر اثر مجموعهای از حوادث داخلی و خارجی قرارداد در 1304 (1925) فسخ میشود.
ذ) امتیازنامه شرکت آمریکایی نفت آمیرانین
مورد بعدی، اعطای امتیاز نفت شرق و شمال شرقی ایران به شرکت نفت آمیرانین (Amiranian Oil Company) بود. این شرکت، زیرمجموعه یک هولدینگ نفتی آمریکایی به نام سیبورد (Seaboard Oil Company) بود. اعطای این امتیاز، در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در 1315 (1937) به تصویب رسیده بود. شرکت همچنین مجاز به احداث خط لوله انحصاری به خلیج فارس بود. اما دو سال تلاش برای اکتشاف نفت به نتیجهای نمیرسد و این شرکت نیز از همکاری نفتی با ایران انصراف میدهد.
ر) امتیازنامه شرکت هلندی آلکسین اکسپلوراتی ماچاپیچ
مورد بعدی، حق امتیازی است که در 1318 (1393) توسط مجلس تصویب میشود. به موجب این مصوبه، شرکت هلندی آلکسین اکسپلوراتی ماچاپیچ (Algemeene exploratie Maatschappij) حق انحصاری اکتشاف و استخراج معادن را در دو منطقه شمالی و جنوبی کشور تصاحب میکند. چند ماه بعد از این مصوبه، جنگ جهانی دوم در سپتامبر 1939 آغاز میشود و این توافقنامه تجاری و صنعتی نیز، مانند بسیاری دیگر، با ناکامی موجه میشود.
ز) قرارداد قوام–سادچیکف
مورد بعدی، پیشنویس قرارداد قوام–سادچیکف فیمابین ایران و شوروی است. با پایان یافتن جنگ جهانی دوم در 1325 (1946)، توافقنامهای میان نمایندگانی از ایران و شوروی تدوین میشود که بر اساس آن: (i) نیروهای نظامی شوروی باید از ایران خارج شوند، (ii) ایران و شوروی یک شرکت نفتی مشترک تأسیس کنند که عواید حاصل از فعالیتهای تجاری آن، بهصورت پنجاه - پنجاه تسهیم شود، (iii) شوروی در مسئله آذربایجان ایران دخالت نکند. اما مجلس شورای ملی آن را نپذیرفت و با اعطای هر امتیاز جدیدی مخالفت نمود.
ژ) شرکتهای آمریکایی و اروپایی استاندارد واکیوم ، سینکلر و شل
در اواخر سال 1943 و اوایل سال 1944 (1322)، نمایندگانی از شرکتهای آمریکایی و اروپایی استاندارد واکیوم (Socony – Vacuum Oil Company of New York)، سینکلر و شل، در چند نوبت به صورت جداگانه به ایران میآیند تا درباره سرمایهگذاری در صنعت نفت شمال و جنوب شرقی با دولت ایران مذاکره کنند. اما این تلاشها نیز به ثمر نمیرسد و نمایندگان شرکتهای مزبور ایران را ترک میکنند.
س) قراردادها و امتیازنامههای دیگر
به جز موارد یادشده، فعالیتهای اکتشافی و حفاری متعددی توسط طرفهای خارجی (روسها، فرانسویان و شرکتهای چند ملیتی) و مشارکتهای داخلی و خارجی در مناطق مختلفی از جمله سمنان صورت پذیرفت که جملگی با مشکلات فنی، مالی، اجرایی یا سیاسی مواجه شدند و قرین موفقیت نبودند.

قراردادهای نفتی پس از 28 مرداد تا 1357
ش) قرارداد کنسرسیوم (امینی – پیچ)
پیآمد واقعه به اصطلاح ملی کردن نفت و مصادره سرمایهگذار خارجی در ایران، «تحریم صنعت نفت» ایران توسط دولت بریتانیا، ایالات متحده و شرکتهای نفتی جهان بود. تحریمها سبب شد تا ایران، نزدیک به 70 درصد از درآمد ارزی 180 میلیون دلاری خودش در سال 1329 را از دست بدهد. دولت مصدق ابتدا کوشید تا با دستاندازی به ذخایر ارزی 14 میلیون پوندی مشکلات را در کوتاه مدت حل کند. اما با تداوم تحریمها افزایش نقدینگی را پیشه کرد و امواج تورم و بحران کشور را درنوردید. در این مدت، نفت ایران به صورت قاچاق و بسیار کمتر از قیمت واقعی به خریداران گمنام و اشباح دریایی (ایدمیتسو یا Idemitsu Kosan) فروخته میشد.
پس از عزل مصدق از نخستوزیری در 28 مرداد 1332 (1953)، مذاکرات میان ایران و طرفهای خارجی از سر گرفته شد تا تدبیری برای همکاری و رفع تحریمها اتخاذ شود. در طی این مذاکرات، توافق شد تا طرفهای خارجی در قالب یک کنسرسیوم چندملیتی با ایران همکاری کنند. اعضای این کنسرسیوم هلندی، فرانسوی، امریکایی و انگلیسی، عبارت بودند از: شرکت نفت ایران و انگلیس که اکنون تغییر نام یافته بود و بریتیش پترولیوم (British Petroleum Company Limited) نامیده میشد 40 درصد سهام کنسرسیوم را در اختیار داشت، رویال داچ شل (Royal Dutch Shell) با 14 درصد سهام، شرکت نفت فرانسه (Compagnie française des pétroles) که نام کنونی آن توتال انرژیز (TotalEnergies) است با 6 درصد سهام، شرکتهای گلف اویل (Gulf Oil Corporation) با 8 درصد سهام، تکساکو (Texaco) با 8 درصد سهام، استاندارد اویل کالیفرنیا (Standard Oil Company) با 8 درصد سهام، استاندارد اویل نیوجرسی (Standard Oil of New Jersey) با 8 درصد سهام و استاندارد اویل نیویورک (Standard Oil of New York) با 8 درصد سهام.
در فروردین 1333 (مارس 1954) نمایندگان کنسرسیوم تازه تأسیس، به دعوت دولت ایران به تهران سفر کردند و مذاکرات نفتی فیمابین با این ترکیب جدید ادامه یافت. سرانجام مذاکراتی که از شهریور 1332 آغاز شده بود، در شهریور 1333 به نتیجه رسید و علی امینی، وزیر دارائی کابینه سپهبد زاهدی پیشنویس توافقنامهای 25 ساله را با هوارد پیچ (Howard Page) دبیر کنسرسیوم امضا کردند و سپس در مهر و آبان 1333 (سپتامبر و اکتبر 1954)، این قرارداد به تصویب مجالس شورا و سنا رسید. بر اساس این قرارداد، 12.5 درصد از بهای نفت استخراج شده، باید به عنوان بهره مالکانه (حقالارض) به دولت ایران پرداخت میشد و 50 درصد از کل سود ویژه حاصله نیز به ایران تعلق میگرفت.

ش -1) الحاقیه قرارداد کنسرسیوم
در سالهای بعد، اختلافاتی درباره چگونگی محاسبه بهره مالکانه و سود ویژه، فیمابین ایران و کنسرسیوم به وجود آمد که پس از تصویب مجلس در تاریخ 30 دی 1343، منجر به تدوین و امضای قرارداد الحاقی در سال 1343 (1965) شد و منافع ایران افزایش یافت.
ش -2) قرارداد اصلاحی سن موریتز
در 3 بهمن 1351 (23 ژانویه 1973)، محمدرضا شاه طی یک سخنرانی، خواستار تغییر قرارداد کنسرسیوم شد. شاه تأکید داشت که با توجه به افزایش فزاینده قیمتها و تقاضای نفت، قرارداد کنونی متضمن منافع ایران نیست. حدود سه هفته بعد، نمایندگان طرفین جلسات خود را در سن موریتز سوئیس آغاز کردند. از طرف ایران، رضا فلاح در مذاکرات شرکت میکرد. فلاح جزو ایرانیانی بود که با استفاده از بورس شرکت نفت ایران و انگلیس، در رشته مهندسی نفت در دانشگاه بیرمنگام انگلیس تا مقطع دکترا تحصیل کرده بود. با استناد به پیشنویس توافقات، مجلس شورای ملی در 8 آبان 1352 (30 اکتبر 1973) قرارداد پیشین را ملغاء اعلام کرد و قرارداد جدید را جایگزین آن نمود. در عین حال، قرارداد سن موریتز تکاملیافته و اصلاحشده قرار کنسرسیوم بود.
قرارداد با شرکت ایتالیایی آجیپ مینراریا
چند عامل سبب شکلگیری قراردادی با یکی از توابع شرکت ایتالیایی انی (Ani) به نام آجیپ مینراریا (AGIP Minraria) شده بود. اولا در سال 1333 (1954)، اعضای کنسرسیوم، ایتالیاییها را بازی نداده بودند و آنها قصد داشتند تا آن بیاعتنایی را در صنعت نفت ایران جبران کنند. دوم اینکه، دولتهای ایران چه پیش از واقعه به اصطلاح ملی شدن نفت و چه در دوران تحریم پس از آن، همواره در مضیقه مالی بودند و غالبا نمیتوانستند به کفایت از موضع قدرت مذاکره کنند؛ اما در حوالی 1336، اضطرار مالی برطرف شده بود. سومین عامل این بود که کارشناسان ایرانی بهتدریج بر مبانی حقوقی و تجاری حوزه نفت مسلط شده بودند، عامل چهارم، رشد فنآوری در صنعت نفت بود که هزینههای عملیاتی و ریسک را کاهش میداد. همه این عوامل سبب شد که در سال 1336، قانونی در مجلس تصویب شود که بر اساس آن، قراردادهای نفتی در کشور (به جای نوع قدیم امتیازی) باید خدماتی یا مشارکتی باشند. بر همین اساس نیز قراردادی به شکل 75 – 25 فیمابین ایران و «آجیپ» منعقد شد که به دلیل سهم بالای مالک، بدعتی در قراردادهای نفتی جهان محسوب میشد. به موجب این قرارداد، که متن آن در تاریخ 24 مرداد 1336 به تصویب مجلس رسید، شرکتی ایرانی به نام شرکت سهامی نفت ایران و ایتالیا (سیریپ) تأسیس شد که حاصل مشارکت شرکت نفت ایران و آجیپ بود.
قرارداد پانآمریکن
یک سال پس از قرارداد با ایتالیاییها، قرارداد دیگری ملهم از همان مبانی، با شرکت پانآمریکن پترولیوم (Pan American Petroleum) منعقد شد. به موجب این قرارداد نیز، یک شرکت به نام ایران پانآمریکن که حاصل مشارکت طرفین بود در ایران تأسیس شد.
برخی از منابع و مراجع:
پدرام، متین (1392)؛ نفت بیخطر، انتشارات دنیای اقتصاد.
