چرا سیاستهای قیمتی در مدیریت انرژی شکست خوردند؟
اقتصاد ایران: یک کارشناس حکمرانی، فناوری را کلید مهار ناترازی خواند و برجایگزینی سیاستهای قیمتی با توانمندسازی تأکید کرد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، ولیالله فاطمی اردکانی فناور و کارشناس ارشد حوزه حکمرانی مهمان ویژه رویداد اکران مستند «لبه خاموشی» بود. این مستند به واکاوی علل وقوع بحران ناترازی انرژی در کشور تنها از دید گروهی خاص از جامعه اقتصاد ایران که معتقد به گرانسازی انرژی هستند پرداخته است.
البته در بخشهایی از آن به طرح «مهان» به عنوان یکی از نسخههای موجود درمان معضل ناترازی انرژی ایران میپردازد. راهکاری که نه از مسیر گرانسازی بلکه باتمرکز بر صرفهجویی(به عنوان یک سیاست غیرقیمتی) به دنبال کاهش ناترازی است.
فاطمی اردکانی در ابتدای سخنان خود با اشاره به فضای روانی و تحلیلی حاکم بر مستند «لبه خاموشی» و پرسشهای بنیادین مطرحشده در آن درباره علل رسیدن کشور به ناترازیها و بحرانهای جاری، اظهار داشت: این رویداد فرصتی برای واکاوی آسیبشناسانه نقش جامعه مهندسی و فناوران در فرایند تصمیمگیری کلان کشور است.
وی با ابراز تأسف از تکرار تحلیلهای انتزاعی طی 40 سال گذشته توسط اقتصاددانان و کارشناسان بدون ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرایی، خاطرنشان کرد: بخش مهمی از چالشهای فعلی ناشی از ضعف عملکرد و کمکاری خودِ جامعه فناوری در ورود به عرصه حل مسائل حاکمیتی بوده است.
به گفته این کارشناس حوزه حکمرانی، یکی از معضلات اصلی کشور این است که فناوران هنوز در ذهن سیاستگذاران به عنوان بازیگران اصلی و تصمیمساز شناخته نشدهاند و شکاف عمیقی میان حوزه سیاستگذاری و زیرساختهای فناوری وجود دارد.
وی تأکید کرد: هرگونه سیاستگذاری کلان اقتصادی یا اجتماعی بدون اتکا به زیرساختهای فناوری مناسب و سیستمسازی دقیق، در عمل عقیم مانده و نمیتواند اهداف مصوب را محقق سازد.
آسیبشناسی پروندههای ملی؛ چرا هدفمندی یارانهها و کارت سوخت ناکام ماندند؟
فاطمی اردکانی با مرور تاریخچه 30 ساله برخی پروژههای ملی، به تحلیل دقیق دو تجربه بزرگ کشور پرداخت:
درسآموختههای بانکداری الکترونیک؛ الگوی موفق اعتمادسازی ملی
فاطمی اردکانی با مقایسه ناکامیهای حوزه انرژی با جهش موفق کشور در عرصه «بانکداری الکترونیک، تصریح کرد: فناوری توانسته است در دهه 1380 باورهای غیرممکن را به واقعیتی ملموس تبدیل کند. وی یادآور شد در شرایطی که برخی مدیران وقت ادعا میکردند امکان حذف اسکناس یا ایجاد زیرساختهای بانکی وجود ندارد، جامعه فناوری اثبات کرد که مشکل اصلی نه در زیرساخت و امکانات، بلکه در عرضه مدیریت هوشمند است.
به گفته وی، موفقیت حذف اسکناس و جایگزینی پرداختهای الکترونیک بر دو پایه استوار بود:
چهار رکن اساسی در الگوی بومی مدیریت انرژی و طرح «مهان»
فاطمی اردکانی با استناد به تجربه طراحی و اجرای طرح «مهان» مدل عملیاتی خود را برای حل ناترازی انرژی بر پایه چهار رکن اصلی تبیین کرد:
در مدلهای سنتی، پاداشها یا ارزیابیهای صرفهجویی به انتهای ماه یا سال واگذار میشد که اثر رفتاری خود را از دست میداد. اما در الگوی فناوریمحور طرح مهان، مشترک با ثبت و ارسال تصویر کنتور یا از طریق سامانههای هوشمند، در همان روز یا لحظه، میزان صرفهجویی تحققیافته را مشاهده کرده و معادل ریالی آن مستقیماً به کیف پول دیجیتال وی واریز میشود. این بازخورد آنی، اعتماد کامل عمومی را جلب میکند.
یکی از گرههای اصلی بهینهسازی، عدم توجیه اقتصادی آن به دلیل قیمتهای یارانهای بسیار پایین گاز و برق بود. برای مثال، تعویض یک بخاری کهنهکار با نرخ گاز یارانهای خانگی (حدود 400 تومان)، به 185 سال زمان برای بازگشت سرمایه نیاز داشت. اما با ورود به بازار و تسویه صرفهجویی بر اساس قیمت واقعی گاز در تابلوی بورس انرژی (که از 18 هزار تومان گذشته و به حدود 50 هزار تومان رسید)، سرمایهگذاری برای بهینهسازی کاملاً اقتصادی و دارای سودآوری بالا گردید.
فاطمی اردکانی با نقد دیدگاه برخی اقتصاددانان که آزادسازی قیمتها را مجوزی برای اصلاح خودکار رفتار مردم میدانند، تأکید کرد بر اساس منطق نیازهای جامعه و هرم مازلو، دریافت یارانه نقدی در شرایط فشارهای معیشتی هرگز منجر به خرید تجهیزات جدید خانگی توسط مردم نمیشود. راهکار اجرایی، «توانمندسازی تجهیزاتی» است؛ یعنی حاکمیت و شرکتهای فناور باید مستقیماً در تعویض بخاریها، کولرها و تجهیزات پرمصرف با نمونههای استاندارد و کممصرف اقدام کنند (نظیر عرضه بخاریهای کممصرف 5 میلیون تومانی با دریافت مبالغ بسیار ناچیز 500 هزار تومانی از مصرفکننده).
رکن چهارم این الگوی اجرایی، ایجاد مشوقها و بسترهای بازار برای تولیدکنندگان تجهیزات سرمایشی و گرمایشی است تا خطوط تولید خود را به سمت فناوریهای هوشمند، ترموستاتهای دقیق و ردههای انرژی بالاتر ارتقا دهند و محصولاتی سازگار با الگوی بهینهسازی به بازار عرضه نمایند.
تحلیل رفتاری دهکها و چالش قبوض انرژی
این کارشناس ارشد حکمرانی با اشاره به آمارها و گزارشهای تحلیلی اندیشکدهها (از جمله اندیشکده ایتان) و بررسیهای میدانی در استانهایی نظیر یزد و سمنان، به اصلاح یک تصور اشتباه درباره الگوی مصرف دهکهای مختلف پرداخت:
فاطمی اردکانی خاطرنشان کرد که تجربه طرح مهان اثبات کرده است مردم هیچگونه عناد یا مقاومتی در برابر بهینهسازی ندارند و در صورت فراهم شدن ابزارهای فناورانه نظیر ترموستاتهای هوشمند و تجهیزات کممصرف، صداقت و همراهی کامل خود را نشان میدهند.
نقشه راه اجرایی برای حل بحران بنزین و سایر حاملها
وی در بخش دیگری از اظهارات خود به حساسیت فوقالعاده روانی و اجتماعی نرخ بنزین در جامعه اشاره کرد و افزود: اگرچه نسبت به 20 سال گذشته درآمد خانوارها افزایش یافته و هزینه سوخت سهم ناچیزی از سبد هزینه خانواده را تشکیل میدهد، اما تقابل مستقیم مردم با کارتخوان و نازل در جایگاههای بنزین، این موضوع را به یک نقطه بحرانزا تبدیل کرده است.
راهکار پیشنهادی فناورانه برای سوخت:
وی اعلام کرد که الگوی شرکتهای کارور انرژی اکنون در حال تسری به حوزههای آب و برق نیز هست و با تصویب آییننامهها، امکان توسعه بازار بهینهسازی در تمامی ابعاد حاملهای انرژی فراهم شده است.
دستاوردهای تقنینی و چشمانداز 30 درصدی صرفهجویی انرژی
فاطمی اردکانی با تشریح مسیر طیشده برای تثبیت این الگوی فناورانه در ارکان حاکمیت گفت: زمانی که این طرح آغاز شد، بسیاری از مدیران آن را نادیده گرفته یا غیرممکن میدانستند؛ اما با ارائه گزارشهای رسمی مرکز پژوهشهای مجلس و انعکاس دادههای عملیاتی، موضوع به سطح اول تصمیمگیری کشور راه یافت.
وی نقطه عطف این مسیر را تصویب ماده 47 قانون برنامه هفتم توسعه دانست که صراحتاً الگوی اثباتشده بهینهسازی فناورانه و استفاده از ظرفیت شرکتهای کاربر انرژی را به قانون مصوب کشور تبدیل کرد.
این کارشناس حکمرانی در پایان تأکید کرد که با اجرای کامل این الگو و بکارگیری بازار بورس انرژی، ظرف 1 تا 2 سال آینده میتوان شاهد دستاوردهای بزرگی همچون تحقق 30 درصدی صرفهجویی در کل مصرف انرژی کشور و منفی شدن رشد شدت انرژی بود؛ دستاوردی که کشور را از ناترازیهای خانمانسوز نجات داده و ثروت ملی را حفظ خواهد کرد.
انتهای پیام/