به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که سطح تنشها میان ایران و آمریکا درحال افزایش است، پرسش درباره زمان و نحوه پایان درگیری شاید از اساس پرسش درستی نباشد، چراکه به باور برخی ریشههای این جنگ عمیق، بازیگران آن متعدد و منافع آنها درهمتنیده است و آنچه اکنون در میدان نبرد جریان دارد، بیش از آنکه به سمت پایان حرکت کند، میتواند به مرحلهای تازه و گستردهتر از درگیری تبدیل شود.
اقتصادنیوز: مواضع اماراتیها بیش از آنکه به معنای کنار گذاشتن اختلافات عمیق میان ایران و کشورهای عربی باشد، نشاندهنده پذیرش یک واقعیت ژئوپلیتیک است: ایران بخشی ثابت از معادلات امنیتی خلیج فارس است و حتی پس از پایان جنگ نیز حذف آن از محاسبات منطقهای ممکن نخواهد بود.
الیوت ای. کوهن در آتلانتیک نوشت: در جریان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، دیوید پترائوس که در آن زمان سرلشکر ارتش آمریکا بود، جملهای معروف به ریک اتکینسون، روزنامهنگار و مورخ، گفت: «به من بگویید که این جنگ واقعا چگونه تمام میشود؟»
این همان پرسش بدیهی درباره جنگ ایران است؛ اما در شرایط کنونی، شاید پاسخ کمی متفاوت باشد.
در میانه یک جنگ، کمتر کسی به گذشته و ریشههای دور آن فکر میکند. در سال ۱۹۱۷، احتمالا پیامدهای الحاق بوسنی و هرزگوین به امپراتوری اتریش مجارستان در سال ۱۹۰۸ چندان مورد توجه فرماندهانی مانند فردیناند فوش، داگلاس هیگ یا جان پرشینگ نبود. با این حال، برای درک یک جنگ، دانستن اینکه چرا و چگونه آغاز شده، اهمیتی اساسی دارد.
در مورد جنگ ایران نیز باید درگیری کنونی را نه یک جنگ مستقل،
بلکه تازهترین مرحله از جنگی دانست که از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ ادامه داشته است؛ جنگی که بخش عمده آن با عملیاتهای مخفی، درگیریهای دریایی و حملات محدود پیش رفته است.
چکش نیمهشب ادامه جنگی تاریخی بود
آغاز حمله به ایران با نام عملیات چکش نیمه شب در سال ۲۰۲۵، که طی آن آمریکا تأسیسات هستهای ایران را هدف قرار داد، مرحله تازهای را در این جنگ رقم زد. این درگیری میان آمریکا، اسرائیل و بیشتر پادشاهیهای خلیج فارس از یک سو و ایران جریان داشته است.
مهمترین واقعیت درباره این درگیری، ریشههای عمیق تاریخی و مذهبی آن و در عین حال، نبود چشماندازی روشن برای یک مصالحه واقعی و صلح پایدار است.
نویسنده مدعی شد: ممکن است در مقاطعی آتشبس یا توقف موقت خشونت شکل بگیرد، اما پایان واقعی جنگ مشخص نیست.
اما این ارزیابی بدبینانه تنها یک بخش از ماجراست. جنگ بهخودی خود بسیاری از مناسبات را تغییر میدهد؛ درست مانند صفحه شطرنجی که به هوا پرتاب شود و پس از فرود، مهرهها دیگر در جای قبلی خود قرار نداشته باشند. حتی ممکن است قواعد بازی نیز تغییر کرده باشند.
جنگی که هر بار وارد مرحلهای جدید میشود
نویسنده مدعی شد: حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با چندین موج بزرگ خشونت دنبال شد. حمله گسترده اسرائیل به حزبالله در سپتامبر ۲۰۲۴ و سپس فروپاشی بشاراسد سوریه، دو بخش مهم از ساختار راهبردی تهران را دستخوش تغییر کرد.
پس از آن، حوثیها در یمن حملات خود علیه اسرائیل را آغاز کردند و اسرائیل نیز برای نخستین بار حملات گستردهای را علیه صنعا و بنادر یمن انجام داد. از آوریل ۲۰۲۴، ایران نیز نخستین حملات مستقیم و گسترده موشکی خود علیه اسرائیل را آغاز کرد.
در ژوئن ۲۰۲۵، حملات هوایی اسرائیل و آمریکا علیه ایران انجام شد و سپس در فوریه ۲۰۲۶، عملیات خشم حماسی به اجرا درآمد.
تمام این تحولات، گسترشهای بیسابقه خشونت در چارچوب جنگ ایران بودهاند. تلاش تهران برای مسدود کردن تنگه هرمز و اکنون تلاش حوثیها برای ایجاد وضعیتی مشابه در تنگه بابالمندب نیز بخشی از همین روند است.
بازگشت به وضعیت قبلی ممکن نیست
در مجموع، این تحولات به این معناست که اگرچه جنگ پیچیدهتر و گستردهتر احتمالا ادامه خواهد یافت، دیگر هیچ بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ وجود نخواهد داشت. هر توافق یا ترتیبی که شکل بگیرد نیز احتمالاً موقتی خواهد بود. این جنگ به شکلی برگشتناپذیر جهان پیرامون خود را تغییر داده است.
سوءبرداشتهایی که گره را کورتر میکند
بسیاری از جنگها در فضای مهآلودی از سوءتفاهم متقابل پیش میروند. دولت ترامپ و اسرائیل، شکنندگی حکومت ایران را بیش از حد برآورد کردند؛ ایران با وجود حملات گسترده خشم حماسی و دیگر عملیاتهای هدفمند آمریکا، به فعالیت خود ادامه داده است.
ایرانیها نیز، مانند بسیاری از مفسران آمریکایی، میزان دشمنی عمیق دونالد ترامپ با ایران را دستکم گرفتند. ترامپ رئیسجمهوری است که تاکنون از جنگ عقبنشینی نکرده و حاضر نشده است تا هزینههای انجامشده را بپذیرد و از درگیری خارج شود.
حوثیها نیز ممکن است پیامدهای بلندمدت به خطر انداختن امنیت نهفقط عربستان سعودی، بلکه مصر، اسرائیل و مجموعهای از کشورهای دیگر را بهطور کامل درک نکرده باشند.
مصر به درآمدهای کانال سوئز وابسته است؛ درآمدهایی که اکنون بهدلیل تهدیدهای منطقهای در معرض خطر قرار گرفتهاند. اسرائیل نیز برای دسترسی دریایی به آسیا به مسیر عبوری بابالمندب وابسته است.
بازیگران کوچکتر همیشه تحت کنترل قدرتهای بزرگ نیستند
یک اشتباه دیگر این است که تصور کنیم قدرتهای بزرگ در این جنگ کنترل کاملی بر متحدان کوچکتر خود دارند.
اسرائیل همانطور که در مواردی نیز چنین کرده است، ممکن است مستقل از آمریکا تصمیم بگیرد و اقدام کند. حوثیها از ایران کمک فنی و حمایت دریافت میکنند، اما دستور کار و محاسبات خاص خود را نیز دارند.
جنگ نامتقارن بیسابقه
در همین حال، یک لایه پیچیده دیگر بر جنگ سایه انداخته است: این درگیریها نمونهای کمسابقه از جنگ نامتقارن بودهاند. موجهای موشکهای بالستیک در برابر سامانههای پیچیده اما بسیار پرهزینه دفاع موشکی قرار گرفتهاند. طرفهای درگیر از انبوه پهپادها، اطلاعات ماهوارهای، ترور گسترده رهبران و نخبگان طرف مقابل، بمباران متعارف، مین و موشکهای کروز استفاده کردهاند.در پسزمینه نیز روسیه و چین قرار دارند که اطلاعات و تجهیزات کلیدی در اختیار ایران میگذارند.
آنچه در این جنگ در حال رخ دادن است، همانند جنگ اوکراین، نشاندهنده چهرهای تازه از جنگ در عصر جدید است.
احتمال توقف کمتر از احتمال گسترش است؟
این درگیری بیش از آنکه به پایان نزدیک باشد، در معرض گسترش قرار دارد.
ممکن است در مقطعی برای مثال عربستان سعودی با حوثیها به توافقی موقت دست پیدا کند، اما پس از تحمل حملات علیه زیرساختهای غیرنظامی خود و حتی حملات پهپادی و موشکی به ریاض و مناطق اطراف مکه، برای ریاض قابل قبول نخواهد بود که تهدید حوثیها در بلندمدت ادامه پیدا کند.
همزمان، محاصره صادرات نفت ایران نیز ادامه خواهد یافت و این مسئله فشارها را تشدید خواهد کرد.
ائتلافهای جدید نیز همین حالا در حال شکلگیری هستند. نمونه روشن آن، گزارش آکسیوس درباره نشست دو هفته پیش فرماندهان ارشد نظامی در یک اقامتگاه کوهستانی در آلمان است؛ نشستی که با میزبانی فرماندهی مرکزی آمریکا برگزار شد و فرماندهان ارشد اسرائیل و هفت کشور عربی، از جمله امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر، در آن حضور داشتند.
مسئله بر سر بقاست
وقتی سطح اهمیت و حساسیت یک جنگ تا این حد بالا میرود، تمایل طرفهای درگیر برای تشدید خشونت نیز افزایش پیدا میکند.
خطر لغزش به سمت دور تازهای از تشدید
نویسنده مدعی شد: حوثیها در مرحله کنونی از حمله مستقیم به اسرائیل خودداری کردهاند، زیرا ممکن است که در صورت موج دیگری از حملات، اسرائیل با یک عملیات هوایی گسترده، صادرات نفت، شبکه برق و حتی تأسیسات محدود آبشیرینکن آنها را هدف قرار دهد.
با این حال، حوثیها پیش از این نیز دست به چنین ریسکهایی زدهاند و ممکن است بار دیگر همین مسیر را انتخاب کنند.
بیشتر جنگها طولانی هستند و بسیاری از آنها نیز همانگونه که کارل فون کلاوزویتس پیشبینی کرده بود، به سمت تشدید حرکت میکنند؛ زیرا ترس، نفرت و تلاش برای غلبه بر دشمن، طرفهای درگیر را به سمت وارد کردن آسیب بیشتر به یکدیگر سوق میدهد.
در جنگ جهانی دوم، محدودیتهایی که پیش از جنگ درباره حمله زیردریاییها به کشتیهای تجاری و بمباران جمعیتهای غیرنظامی وجود داشت، در ماههای ابتدایی جنگ بهتدریج کنار گذاشته شد.
خصومت میان طرفهای درگیر در جنگ کنونی نیز طی سه سال گذشته نهتنها کاهش نیافته، بلکه افزایش پیدا کرده است. این وضعیت میتواند در صورت بروز شرایطی تازه، خطرناکتر هم شود.
جنگ چگونه به پایان میرسد؟
نویسنده مدعی شد: به همین دلیل، پرسیدن اینکه «این جنگ چگونه تمام خواهد شد؟» احتمالا از اساس پرسش درستی نیست.
حتی اگر آتشبس یا توافقی موقت با حوثیها یا ایران شکل بگیرد، پرسش مهمتر این است: این جنگ چگونه میتواند بدتر شود؟