به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با تلاشهای واشنگتن برای کشاندن مسکو به میز مذاکره، روسیه دامنه حملات ترکیبی خود علیه اروپا را گسترش داده است؛ روندی که از حملات پهپادی و سایبری تا خرابکاری و فشار بر زیرساختهای کشورهای اروپایی امتداد یافته و این پرسش را پررنگتر کرده که آیا کرملین اساسا مذاکره را راهی برای پایان بحران میبیند یا ابزاری برای افزایش فشار بر غرب؟
اقتصادنیوز: اصل ریگان در مذاکرات با شوروی روشن بود: «اعتماد کن، اما راستیآزمایی را فراموش نکن.» همین واقعگرایی باید امروز نیز مبنای مذاکرات اوکراین و روسیه قرار گیرد.
امتیازهای اقتصادی و سیاسی مسکو را راضی می کند؟
لارنس هاس در نشنال اینترست نوشت: همزمان با ادامه تلاشهای آمریکا برای دستیابی به توافقی با روسیه بر سر جنگ اوکراین، تحولات میدانی و امنیتی اروپا تصویر متفاوتی از رفتار کرملین ترسیم میکند. از حملات پهپادی در نزدیکی مرز لهستان گرفته تا اخلال در سامانههای ناوبری، عملیات خرابکارانه در چند کشور اروپایی و افزایش تحرکات نظامی در اطراف مرزهای ناتو، مجموعه این رخدادها نشان میدهد که فضای دیپلماسی با تشدید فشارهای امنیتی روسیه همزمان شده است.
در چنین شرایطی، این پرسش بیش از گذشته مطرح شده که آیا پیشنهادهای اقتصادی و کاهش فشارهای سیاسی میتوانند مسکو را به تغییر مسیر وادار کنند، یا اینکه کرملین این اقدامات را نشانهای از عقبنشینی طرف مقابل تلقی میکند.
ماموریت دشوار ویتکاف و کوشنر
در هفتههای اخیر، دیدار استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه آمریکا، با ولادیمیر پوتین در مسکو بار دیگر بحث درباره شیوه تعامل واشنگتن با کرملین را زنده کرد. در این مذاکرات، موضوع همکاری اقتصادی و احتمال کاهش تحریمها بهعنوان بخشی از مسیر رسیدن به توافق مطرح شد؛ رویکردی که همزمان با افزایش فشار آمریکا بر کییف برای محدود کردن برخی حملات به زیرساختهای انرژی روسیه دنبال شد.
در مقابل، حملات روسیه به زیرساختهای حیاتی و مناطق غیرنظامی اوکراین همچنان ادامه یافته است؛ مسئلهای که باعث شده منتقدان این رویکرد، توازن میان فشارها بر دو طرف را زیر سؤال ببرند.
دامنه جنگ به اروپا می رسد
همزمان با جریان داشتن مذاکرات، روسیه دامنه اقدامات موسوم به جنگ ترکیبی را در اروپا گسترش داده است؛ الگویی که تنها به عملیات نظامی محدود نمیشود و مجموعهای از حملات سایبری، خرابکاری، جنگ اطلاعاتی، مداخله در روندهای سیاسی و اقدامات نظامی محدود اما تحریکآمیز را در بر میگیرد.
ویژگی این اقدامات آن است که معمولا از آستانهای که واکنش مستقیم ناتو را فعال کند پایینتر باقی میمانند، اما در عین حال هزینه امنیتی و سیاسی قابل توجهی برای کشورهای اروپایی ایجاد میکنند.
فشار پوتین؛ از اوکراین تا لهستان
یکی از جنجالیترین رخدادهای اخیر، حمله پهپادی روسیه به قطاری در نزدیکی مرز لهستان بود؛ حملهای که تنها چند دقیقه پس از عبور قطاری حامل بوریس جانسون، نخستوزیر پیشین بریتانیا، و گروهی از مقامهای اروپایی رخ داد.
در همان محدوده نیز قطاری قرار داشت که دیوید پترائوس، رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، در آن حضور داشت؛ موضوعی که حساسیت این حادثه را دوچندان کرد.
چند روز پیش از آن نیز حمله پهپادی دیگری در مولداوی موجب توقف موقت چندین پرواز شد؛ از جمله پروازی که قرار بود ولودیمیر زلنسکی را برای شرکت در مراسم خاکسپاری پادشاه نروژ به اسلو منتقل کند.
این رخدادها در کنار یکدیگر این تصور را تقویت کردهاند که پیامهای امنیتی روسیه تنها متوجه اوکراین نیست، بلکه کشورهای حامی کییف را نیز در بر میگیرد.
فشار بر چندین جبهه به طور همزمان
تحرکات روسیه در هفتههای اخیر به این دو حادثه محدود نمانده است. ورود جنگندهها و پهپادهای روسی به حریم هوایی کشورهای عضو ناتو، اختلال در سامانههای GPS و ناوبری در بخشهایی از اروپا، ادامه عملیات خرابکارانه علیه زیرساختها و تداوم جنگ اطلاعاتی، همگی بخشی از روندی هستند که نگرانیها درباره تشدید تنش را افزایش دادهاند.
در همین چارچوب، دانمارک اعلام کرد یک ناو روسی در دریای بالتیک به سمت بالگرد نیروی هوایی این کشور شلیک کرده است. آلمان نیز از تلاش برای حمله پهپادی به پایانه بار فرودگاه لایپزیگ خبر داد و بلغارستان تحقیقات درباره انفجارهایی در برخی انبارهای تسلیحاتی خود را آغاز کرد.
اروپا در میانه هشدار و تردید قرار دارد
واکنش کشورهای اروپایی تاکنون عمدتاً در قالب محکومیتهای سیاسی و بررسی گزینههای دفاعی بوده است.
وزیر خارجه دانمارک حمله به بالگرد کشورش را «کاملاً غیرقابل قبول» خواند و پارلمان اروپا نیز روسیه را بزرگترین تهدید ترکیبی علیه اتحادیه اروپا توصیف کرد.
در کنار این مواضع، بحثهایی نیز درباره این موضوع شکل گرفته که آیا حملات ترکیبی میتوانند در آینده مشمول ماده پنجم پیمان ناتو شوند یا خیر؛ همان بندی که حمله به یک عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
با این حال، هنوز تصمیم روشنی درباره نحوه پاسخ به این نوع اقدامات اتخاذ نشده و بسیاری از دولتهای اروپایی همچنان نگران آن هستند که واکنش تندتر به تشدید بحران منجر شود.
بازدارندگی یا تعویق بحران؟
در چنین فضایی، بحث درباره تقویت بازدارندگی بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است.
تقویت زیرساختهای انرژی و ارتباطات، افزایش توان دفاع سایبری، توسعه سامانههای دفاعی در کشورهای آسیبپذیرتر اروپا و ادامه حمایت نظامی از اوکراین، از جمله اقداماتی هستند که بهعنوان بخشی از راهبرد مهار روسیه مطرح شدهاند.
در کنار این اقدامات، تأکید شدیدی نیز بر تعیین خطوط قرمز روشن برای مسکو وجود دارد؛ خطوطی که عبور از آنها با واکنش عملی همراه باشد تا از محاسبه نادرست کرملین درباره میزان تحمل غرب جلوگیری شود.
مسیر مستقل میدان از روند مذاکرات
تداوم جنگ اوکراین، افزایش فشارهای امنیتی روسیه بر اروپا و همزمانی این روند با تلاشهای دیپلماتیک واشنگتن، معادلهای پیچیده ایجاد کرده است؛ معادلهای که در آن مذاکرات همچنان ادامه دارد، اما تحولات میدانی مسیر مستقلی را دنبال میکنند.
از یک سو، کانالهای گفتوگو همچنان باز ماندهاند و تلاش برای یافتن راهحلی سیاسی متوقف نشده است. از سوی دیگر، حملات ترکیبی، فشار بر زیرساختهای اروپا و افزایش تنشهای امنیتی نشان میدهد فضای پیرامون مذاکرات هر روز پرتنشتر میشود.
همین همزمانی میان گفتوگو و افزایش فشار، یکی از دشوارترین چالشهای پیش روی اروپا و آمریکا را شکل داده است: چگونه میتوان مسیر دیپلماسی را حفظ کرد، بدون آنکه اقدامات میدانی به برداشت نادرستی از میزان بازدارندگی غرب منجر نشود؟