تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4369603
شناسه : 4369603
تاریخ :
آیا تنگه هرمز را می‌توان بی‌اهمیت کرد؟ | تهدیدات پیش‌روی بلندپروازانه‌ترین طرح‌های روی میز برای دور زدن تنگه هرمز اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: حملات اخیر به عربستان سعودی، خوش‌بینی‌ها نسبت به کم‌اهمیت کردن تنگه هرمز را با تردید مواجه کرده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، اخیرا اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، پیش‌بینی جسورانه دیگری مطرح کرده است. او در نشست اخیر گروه ۲۰ اظهار داشت ممکن است تنگه هرمز ظرف دو سال به آبراهی «بی‌ارزش» تبدیل شود، زیرا تولیدکنندگان حوزه خلیج فارس به‌طور فزاینده‌ای به جای نفت‌کش‌ها، به خطوط لوله متکی می‌شوند.

خبر مرتبط
چرا خط لوله «شرق-غرب» عربستان برای بازار جهانی نفت اهمیت دارد؟
چرا خط لوله «شرق-غرب» عربستان برای بازار جهانی نفت اهمیت دارد؟

اقتصادنیوز: تعطیلی موقت خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق به غرب عربستان سعودی تا 5 درصد بر عرضه جهانی نفت تأثیر گذاشته است.

با این حال، توقف فعالیت بزرگ‌ترین مسیر جایگزین عربستان سعودی نشان می‌دهد که تحقق این چشم‌انداز چندان آسان هم نخواهد بود. حملات پهپادی اخیر عربستان سعودی را مجبور کرده تا عملیات خط لوله «شرق-غرب» خود را متوقف کند؛ مسیری که از زمان محدود شدن کشتیرانی در هرمز به دلیل جنگ، اهمیتی حیاتی پیدا کرده است.

طی شش ماه گذشته، این پادشاهی از خط لوله مذکور برای تغییر مسیر روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت (معادل ۴ درصد از عرضه جهانی) به بندر ینبع در دریای سرخ استفاده کرده است. این ماجرا، نقص آشکاری را در خوش‌بینی بسنت نسبت به خطوط لوله به عنوان راهی برای گریز از بحران کنونی به نمایش می‌گذارد.

کریدورهایی برای کاهش وابستگی به هرمز

به نوشته خبرگزاری رویترز، روی کاغذ، مجموعه‌ای از پروژه‌ها وجود دارد که می‌تواند وابستگی به هرمز را کاهش دهد. امارات متحده عربی در حال گسترش ظرفیت صادراتی خود در خارج از محدوده هرمز از طریق پروژه جدید خط لوله «غرب-شرق» است، در حالی که عراق نیز برای ایجاد یک کریدور صادراتی جدید از مسیر سوریه، اردن و ترکیه برنامه‌ریزی می‌کند.

عکس1

این پروژه‌ها در نهایت می‌توانند امکان انتقال حدود ۴ میلیون بشکه نفت اضافی در روز را فراهم کنند. اگر این رقم را با حجم اضافیِ منتقل‌شده از طریق خط لوله شرق-غرب عربستان از زمان آغاز درگیری‌ها جمع کنیم، می‌توان گفت که حدود ۴۰ درصد از آن ۲۰ میلیون بشکه نفتی که پیش‌تر از طریق هرمز جریان داشت، قابل جایگزینی خواهد بود.

با این حال، همان‌طور که عربستان سعودی دریافته است، چنین پروژه‌هایی ممکن است به جای حذف ریسک ژئوپلیتیک، صرفاً آن را به مکان دیگری منتقل کنند. خط لوله شرق-غرب که در دوران جنگ ایران و عراق برای دور زدن هرمز ساخته شده بود، اکنون صرفاً به هدفی بزرگ‌تر تبدیل شده است. این مسیر در سال ۲۰۱۹ هدف پهپادهای حوثی قرار گرفت و اکنون بار دیگر مورد حمله واقع شده است.

گزینه‌هایی برای کاهش وابستگی به گلوگاه‌های استراتژیک

همین مخاطرات، بلندپروازانه‌ترین طرحِ روی میز را نیز تهدید می‌کند: خط لوله‌ای جدید که میادین نفتی شمال عراق را به سواحل مدیترانه‌ای سوریه متصل می‌کند. این پروژه که با حمایت کنسرسیومی متشکل از شرکت بزرگ نفتی شورون، تی‌آی کپیتال و شرکت قطری یو‌سی‌سی هولدینگ پیش می‌رود، ممکن است دست‌کم ۱۵ میلیارد دلار هزینه داشته باشد.

با این وجود، خط لوله قدیمی «کرکوک-بانیاس» که مسیر جدید در واقع احیاکننده آن خواهد بود، اطمینان‌بخش نیست. این مسیر بارها بر اثر درگیری‌های منطقه‌ای مختل، در جریان جنگ ایران و عراق تعطیل و با حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق عملاً از کار افتاده است. توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری در حال حاضر بر این امید استوار است که بغداد بتواند به‌تدریج کنترل اوضاع را در دست گیرد؛ هرچند رویدادهای اخیر نشان می‌دهد که این تلاش‌هایِ در جریان به نتیجه نهایی نرسیده است.

عکس2

ریسک‌های امنیتی ممکن است تأمین مالی پروژه جدید عراق-سوریه را دشوارتر کند. در تئوری، یک مسیر جایگزینِ باثبات می‌تواند ارزش بالاتری نسبت به صادراتِ متکی بر تنگه هرمز داشته باشد؛ اما سرمایه‌گذاران خواهان تضمین‌هایی هستند که نشان دهد درآمدها در برابر اختلالات سیاسی یا امنیتی مصون می‌مانند. وضعیت شکننده مالی عراق و خاطره خط لوله این کشور که از عربستان سعودی می‌گذشت و پس از حمله صدام حسین به کویت در سال ۱۹۹۰ توسط ریاض مصادره شد، ممکن است بغداد را در ارائه تضمین‌های گسترده محتاط کند.

این بدان معنا نیست که چنین پروژه‌هایی فاقد ارزش هستند. خط لوله پترولاین عربستان سعودی و خط لوله سومد مصر نشان می‌دهند که مسیرهای جایگزین می‌توانند وابستگی به گلوگاه‌های استراتژیک را کاهش دهند. با این حال، این مسیرها مکمل تنگه هرمز بوده‌اند، نه جایگزین آن. و اگر مهم‌ترین مسیر جایگزینِ خلیج [فارس] نیز از کار بیفتد، امیدها به اینکه خطوط لوله بتوانند بحران کنونی را حل کنند، رنگ خواهد باخت.

این امر واشنگتن و کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار می‌دهد تا به توافقی با ایران دست یابند که اعتماد به تنگه هرمز را احیا کند؛ توافقی که ممکن است چندان خوشایندشان نباشد.

موثر بر بحران کنونی؟

در همین رابطه، عرب نیوز هم در گزارشی این پرسش را مطرح کرده که طرح‌های دور زدن تنگه هرمز با استفاده از خطوط لوله جدید نفت تا چه حد واقع‌بینانه هستند؟ بر اساس این گزارش، جمعه گذشته دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده بر خوش‌بینی وزیر خزانه‌داری‌اش صحه گذاشت و به خبرنگاران در کاخ سفید گفت: «خطوط لوله نفتی بسیاری در خاورمیانه در حال ساخت هستند». او همچنین از گزارش‌هایی مبنی بر اینکه کاروان‌هایی متشکل از هزاران کامیون روزانه نفت را در مسیری ۱۵۰۰ کیلومتری از جنوب عراق به بندر مدیترانه‌ای بانیاس در سوریه حمل می‌کنند، استقبال کرد.

عکس اصلی

بی‌شک درست است که برخی خطوط لوله که پیش از جنگ کنونی وجود داشتند اکنون با تمام ظرفیت فعال هستند و برنامه‌هایی برای احداث چندین خط لوله دیگر در منطقه در دست تدوین است. اما تحلیل‌گران در این باره تردید دارند که آیا چنین شبکه‌هایی می‌توانند به‌موقع راه‌اندازی شوند تا تأثیری بر بحران کنونی بگذارند، آیا ظرفیت این خطوط لوله هرگز با ظرفیت ناوگان نفتکش‌ها برابری خواهد کرد، و حتی اینکه آیا شرکت‌های نفتی که اکنون به سرمایه‌گذاری در آن‌ها فکر می‌کنند، در صورت بازگشایی مسیر هرمز پیش از آغاز عملیات اجرایی، از این طرح‌ها کنار خواهند کشید یا خیر.

رویکرد واقع بینانه یا شو تبلیغاتی؟

به گفته ریچارد برونز، تحلیلگر حوزه انرژی و از بنیان‌گذاران و مدیر اجرایی مؤسسه تحلیل اطلاعات بازار انرژی اسپکتس «به نظر من، این ایده که تنگه هرمز اهمیت خود را از دست می‌دهد یا بی‌ارزش می‌شود، صرفاً یک ادعای تبلیغاتی است. پروژه‌های خط لوله‌ای وجود دارند که می‌توانند ظرفیت بیشتری برای انتقال نفت بدون عبور از تنگه هرمز فراهم کنند؛ اما بسیاری از آن‌ها هنوز در مرحله برنامه‌ریزی هستند. حتی اگر تمام این پروژه‌ها هم اجرا شوند، صرفاً از منظر جریان‌های انرژی، تصور اینکه تنگه هرمز دیگر اهمیتی نخواهد داشت، واقع‌بینانه نیست؛ چه برسد به در نظر گرفتن سایر انواع کالاهایی که از این آبراه عبور می‌کنند.»

عکس4

برونز افزود که حمل‌ونقل نفت با کامیون نیز راه‌حلی بلندمدت محسوب نمی‌شود: «ما شاهد استفاده در مقیاس نسبتاً بزرگ از کامیون‌ها بوده‌ایم که عمدتاً برای انتقال نفت کوره عراق و مقداری نفت خام از طریق سوریه به کار گرفته می‌شوند اما این روش جایگزینی بسیار پرهزینه برای خطوط لوله است. کارایی آن به‌مراتب کمتر و سرعتش پایین‌تر است؛ هزینه انتقال هر بشکه نفت با این روش بسیار بیشتر است و شما با محدودیت ظرفیت و تعداد کامیون‌های در دسترس مواجه هستید. بنابراین، این راهکاری برای شرایط بحرانی است، اما گزینه‌ای مطلوب برای بلندمدت محسوب نمی‌شود. حمل‌ونقل ریلی نیز می‌تواند یک گزینه باشد — و گمان می‌کنم ایران در حال حاضر به دلیل تحریم‌های آمریکا در حال بررسی آن است — اما این‌ها راهکارهایی موقت برای زمانی هستند که تولیدکننده با دشواری‌های جدی روبروست. این روش‌ها مطلوب یا گزینه نخست نیستند؛ چرا که گزینه‌های اصلی و ترجیحی همواره نفتکش‌های دریایی یا خطوط لوله بوده‌اند».

رابرت مک‌نالی، تحلیلگر حوزه انرژی، اخیراً در گفتگو با رادیو ملی عمومی (NPR) اظهار داشت که سخن گفتن از اینکه تنگه هرمز ممکن است به‌زودی اهمیت خود را از دست بدهد، «بیش از حد اغراق‌آمیز و نادرست» است. مک‌نالی که پیش‌تر مدیر ارشد بخش انرژی بین‌الملل در شورای امنیت ملی دولت جورج دبلیو بوش بوده ، افزود: «وقتی صحبت از جریان انرژی در میان است، تنگه هرمز حیاتی‌ترین گلوگاه استراتژیک در جهان به شمار می‌رود. حتی اگر تولیدکنندگان منطقه بتوانند خطوط لوله و مسیرهای جایگزینی برای انتقال نفت بدون عبور از تنگه هرمز ایجاد کنند، آن مزیت حاصله — که قطعاً وجود خواهد داشت — هرگز باعث نخواهد شد که تنگه هرمز اهمیت خود را از دست بدهد.»

دو خط لوله اصلی و عملیاتی و باقی گزینه‌ها

در حال حاضر دو خط لوله اصلی و عملیاتی وجود دارند، اما هر دوی آن‌ها پیش از آغاز جنگ در ماه فوریه، با ظرفیت کامل یا نزدیک به آن کار می‌کردند. خط لوله پترولاین — خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی—ظرفیت انتقال روزانه تا ۷ میلیون بشکه نفت خام را دارد که حداکثر ۵ میلیون بشکه آن به صادرات اختصاص می‌یابد. در ماه ژوئیه گزارش شد که پادشاهی عربستان در حال بررسی افزایش ظرفیت پترولاین به میزان ۲ میلیون بشکه دیگر در روز است.

عکس5

خط لوله ۳۶۰ کیلومتری نفت خام ابوظبی که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد و میدان نفتی «حبشان» را به بندر فجیره در دریای عمان متصل می‌کند، تنها ظرفیت انتقال ۱.۵ میلیون بشکه در روز را دارد. در ماه مه، شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) اعلام کرد که در حال تسریع تلاش‌ها برای دو برابر کردن ظرفیت این خط لوله تا سال ۲۰۲۷ است.

عراق نیز در حال بررسی ایجاد شبکه‌ای از خطوط لوله دیگر است و در این خصوص با کشورهایی از جمله سوریه و اردن مذاکره می‌کند. در جریان سفر ماه ژوئیه «علی الزیدی»، نخست‌وزیر عراق، به واشنگتن، شرکت‌های نفتی آمریکایی از جمله شورون مجموعه‌ای از تفاهم‌نامه‌ها را امضا کردند. این تفاهم‌نامه‌ها مربوط به طرح‌هایی برای احیای یک خط لوله نفتی ۷۴ ساله و ۸۵۰ کیلومتری است که در سال ۱۹۵۲ ساخته شده و از کرکوک در شمال عراق تا بندر «بانیاس» سوریه امتداد دارد. این خط لوله که ظرفیت انتقال حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز را داشت، در سال ۱۹۸۲ به دلیل تنش‌ها میان سوریه و عراق تعطیل شد. اگرچه در سال ۲۰۰۰ برای مدت کوتاهی بازگشایی شد، اما در سال ۲۰۰۳ بار دیگر قربانی جنگ شد و در جریان تهاجم به رهبری آمریکا به عراق، بر اثر حملات هوایی آسیب دید.

موفقیت پروژه خط لوله کرکوک-بانیاس نیز تا حد زیادی به بهبود روابط میان بغداد و دولت اقلیم کردستان در اربیل بستگی دارد. عراق از سال ۱۹۷۶ بخشی از نفت خود را از طریق مسیری زمینی به طول ۹۷۰ کیلومتر و با عبور از خاک ترکیه به دریای مدیترانه صادر کرده است. خط لوله دوقلوی کرکوک-جیحان ظرفیتی معادل حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز دارد، اما عملکرد این خط نیز بارها تحت تأثیر درگیری‌های منطقه مختل شده است.

عکس6

توافق‌نامه بهره‌برداری که دهه‌ها میان دو کشور برقرار بود، قرار بود در پایان ماه جاری منقضی شود؛ اما آنکارا و بغداد در اول اوت توافق کردند که آن را برای یک سال دیگر تمدید کنند و اعلام کردند که مذاکرات برای دستیابی به توافقی بلندمدت جهت استفاده از این خط لوله در جریان است.

در حال حاضر، خط لوله کرکوک-جیحان با حدود ۵۰ درصد ظرفیت خود کار می‌کند، اما آنکارا در حال مذاکره با بغداد برای امتداد دادن این خط به میادین نفتی جنوب عراق است. سال گذشته، عملیات احداث یک خط لوله جدید به طول ۱۷۰۰ کیلومتر آغاز شد که میادین نفتی جنوب عراق در حوالی بصره را به بندر عقبه اردن در ساحل دریای سرخ متصل می‌کند. پس از تکمیل، پروژه خط لوله نفت بصره-عقبه قادر خواهد بود روزانه تا ۲.۵ میلیون بشکه نفت خام را منتقل کند.

همچنین صحبت‌هایی درباره بازگشایی یک خط لوله نفتی تاریخی عراق مطرح شده است. خط لوله کرکوک-طرابلس که نفت را در مسیری ۹۲۸ کیلومتری و با عبور از خاک سوریه به بندر لبنان می‌رساند، در اوایل دهه ۱۹۳۰ ساخته شد؛ اما از سال ۱۹۸۴ تاکنون غیرفعال و متروکه مانده است. کشورهای دیگر نیز در حال بررسی احتمالات و گزینه‌های موجود هستند.

صادرات نفت کویت عملاً متوقف شده است و ماه گذشته مشخص شد که این کشور در حال مذاکره با همسایگان خود برای بررسی امکان احداث خط لوله نفت خام جهت دور زدن تنگه هرمز است. طارق سلیمان الرومی، وزیر نفت کویت، ماه گذشته اظهار داشت: «ما در حال حاضر به دنبال بهترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین گزینه هستیم.» او افزود که هر پروژه‌ای از این دست، «عظیم» و بسیار پرهزینه خواهد بود.

دو مسیر احتمالی  ولی بسیار طولانی

تاکنون درباره دو مسیر احتمالی بحث شده است، اما هر دو مسیر بسیار طولانی هستند و ساخت آن‌ها در بازه زمانی کوتاهی که بتواند نقشی در مقابله با بحران فعلی ایفا کند، دشوار خواهد بود. یکی از مسیرهای پیشنهادی، کویت را از طریق خاک عربستان سعودی به دریای سرخ متصل می‌کند. احداث خط لوله‌ای از کویت به بندر ینبع عربستان — که فاصله‌ای مستقیم و بیش از ۱۰۰۰ کیلومتری دارد — مستلزم عبور از روی رشته‌کوه «سروات» یا ایجاد تونل در آن است؛ رشته‌کوهی که از مرز اردن در شمال تا یمن در جنوب امتداد دارد.

عکس7

این پروژه که نیازمند عملیات عظیم تونل‌سازی یا مجموعه‌ای از ایستگاه‌های پمپاژ برای انتقال نفت به بالای کوه‌ها و عبور از آن‌هاست، بسیار پرهزینه‌تر از پروژه‌ای خواهد بود که مسافتی مشابه را در زمین‌های هموار و بیابانی طی می‌کند.

گزینه دیگر، احداث خط لوله‌ای است که تا بندر فجیره امارات در حاشیه دریای عمان امتداد یابد. مسافت زمینی از کویت تا فجیره بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر است و از آنجا که مسیر آن باید از قلمرو هر دو کشور عربستان و امارات بگذرد، نیازمند توافقی سه‌جانبه خواهد بود. حتی پس از تکمیل چنین پروژه‌ای، نفتکش‌هایی که در فجیره بارگیری می‌کنند، همچنان در معرض خطر احتمالی حملات پهپادی و موشکی ایران خواهند بود.

نیاز بازار تامین می‌شود؟

با این حال، «برونز»، تحلیلگر حوزه انرژی، می‌گوید حتی اگر تمام این خطوط لوله جدید و توسعه‌یافته به بهره‌برداری برسند، باز هم ظرفیت آن‌ها با ظرفیت مسیرهای دریاییِ منتهی به بازارهای مصرف برابری نخواهد کرد. در سال ۲۰۲۵، بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت خام و مایعات نفتی از تنگه هرمز عبور کرد.

عکس8

او تاکید دارد که مسائل دیگری نیز در این میان وجود دارد: «این محاسبات شامل فرآورده‌های پالایش‌شده نمی‌شود که اهمیت حیاتی دارند. بخش عمده بحران فعلی بازارهای انرژی مربوط به گازوئیل و سایر فرآورده‌های پالایش‌شده است، نه عرضه نفت خام. همچنین، این خطوط لوله کمکی به انتقال گاز طبیعی مایع نمی‌کنند. قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز مایع در جهان است و حدود یک‌پنجم از عرضه جهانی این محصول را با استفاده از نفتکش‌های مخصوص و از طریق مجتمع صنعتی راس‌لافان صادر می‌کند؛ و هیچ طرحی برای احداث خط لوله وجود ندارد که بتواند مشکل صادرات گاز مایع قطر را بدون وابستگی به تنگه هرمز حل کند».

در حال حاضر، بخشی از گاز مایع قطر از طریق خط لوله زیردریایی به ابوظبی منتقل می‌شود تا میان مشتریان در امارات و عمان توزیع گردد. این خط لوله ۳۶۴ کیلومتری، سالانه تنها ۲۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را منتقل می‌کند که بخش ناچیزی از صادرات معمول ۱۱۰ میلیارد متر مکعبی قطر محسوب می‌شود. اما احداث خطوط لوله‌ای با ظرفیت کافی برای جایگزینی نفتکش‌های مخصوص حمل گاز مایع، کاری بسیار دشوار و چالش‌برانگیز خواهد بود. پیش از بارگیری گاز طبیعی در نفت‌کش‌ها، این گاز باید تحت فرآیندهای پالایشی گسترده قرار گرفته و به حالت مایع درآید. اگر قرار بود گاز مایع از طریق خطوط لوله تازه احداث‌شده برای انتقال به نفت‌کش‌ها و توزیع گسترده‌تر جابه‌جا شود، این کار مستلزم ایجاد زیرساخت‌های ذخیره‌سازی برودتی (کرایوژنیک) و پایانه‌های اختصاصی «تبدیل مجدد به گاز» در سراسر زنجیره تأمین بود.

کالاهای غیرانرژی چطور؟

حتی اگر تمام نفت و گاز تولیدی در منطقه خلیج فارس مسیری برای رسیدن به بازار پیدا می‌کردند که نیازی به عبور از تنگه هرمز نداشت، باز هم انرژی تنها کالایی نیست که در این منطقه جابه‌جا می‌شود. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ سازمان تجارت و توسعه سازمان ملل متحد در خصوص حمل‌ونقل دریایی، بیش از ۳۰ میلیون کانتینر «تی‌ئی‌یو» - واحد معادل کانتینر ۲۰ فوتی) از تنگه هرمز عبور کرده و به سمت بنادری همچون «جبل‌علی» در دبی حرکت کرده‌اند.

برای نمونه، در ماه ژوئن ۲۰۲۵، از میان میانگین ۱۴۴ کشتی که روزانه از این تنگه عبور می‌کردند، ۴۸ فروند نفت‌کش بودند؛ اما ۲۴ فروند دیگر کشتی‌های کانتینربری بودند که طیف وسیعی از کالاها، از آیفون، پوشاک و تجهیزات تولیدی گرفته تا لوازم خانگی بزرگ، مبلمان و خودرو را حمل می‌کردند. در همین حال، ۱۸ فروند کشتی نیز از نوع فله‌بر بودند که محموله‌های بدون بسته‌بندی نظیر غلات، آلومینیوم، متانول و کود شیمیایی — که از اقلام صادراتی مهم کشورهای تولیدکننده نفت در منطقه خلیج [فارس] محسوب می‌شوند — را حمل می‌کردند.