تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4369285
شناسه : 4369285
تاریخ :
پیش‌بینی آینده منازعه ایران و آمریکا | شعیب بهمن: آمریکا تمایلی به میانجی‌گری چین ندارد | ترامپ فعلا دنبال مذاکره نیست اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: یک کارشناس روابط بین‌الملل معتقد است که دارایی اصلی ایران همچنان تنگه هرمز است. او می‌گوید باب‌المندب می‌تواند یک اهرم بالقوه یا چماقی باشد که بالا برده شده اما هنوز بر سر طرف مقابل فرود نیامده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با ادامه تنش ها در تنگه هرمز بین ایران و آمریکا، منازعه میان یمن و عربستان نیز بالا گرفته است. موفقیت‌های اخیر حوثی‌ها در اطراف باب‌المندب، قیمت نفت را به سطح بی‌سابقه‌ای افزایشی کرده است. در این میان، نشست مشترک ایران و عمان برای اعلام توافقی درباره نحوه عبور کشتی ها و نفتکش‌ها از تنگه هرمز، با رایزنی‌های عربستان به تعویق افتاد. 

در همین رابطه، اقتصادنیوز، با شعیب بهمن، رئیس موسسه مطالعات جهان معاصر و تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل، درباره علل تعویق نشست عمان، رویکرد و اهداف عربستان سعودی، میانجی‌گری احتمالی چین و چشم‌انداز تنش میان تهران و واشنگتن به گفت‌وگو نشسته است.

خبر مرتبط
کوروش احمدی: بعید است حملات به ایران فراگیر شود | چین و روسیه تمایلی به میانجی‌گری ندارند | مذاکره‌ در دستور کار نیست
کوروش احمدی: بعید است حملات به ایران فراگیر شود | چین و روسیه تمایلی به میانجی‌گری ندارند | مذاکره‌ در دستور کار نیست

اقتصادنیوز: تحلیلگر سیاست خارجی و دیپلمات پیشین می‌گوید: روسیه بیشترین منفعت را از درگیری‌ها در خلیج فارس و تقابل میان ایران، آمریکا و اسرائیل برده است. این جنگ باعث شد تا توجهات بین‌المللی از جنگ اوکراین منحرف شود.

او معتقد است که عربستان همزمان درحال پیشبرد اهدافی چندگانه در منطقه است و تلاش می‌کند تا پای بازیگران جدیدی را به منازعه خود با یمن بکشاند. 

او همچنین اراده فعلی آمریکا را در جهت مذاکرات با ایران نمی‌داند و بیشتر اظهارات ترامپ درباره توافق را به کنترل قیمت جهانی نفت نسبت می‌دهد. 

***

*آقای بهمن! نشست عمان که قرار بود روز دوشنبه برگزار شود، به تعویق افتاد، ارزیابی شما چیست، آیا این اقدام صرفا یک وقفه در روند گفتگوهای منطقه‌ای است یا نشانه‌ای از تغییر موازنه دیپلماتیک در پرونده ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس؟

به نظر می‌رسد نکته دوم به واقعیت نزدیک‌تر است. با توجه به وضعیت تنگه هرمز و همچنین پیشروی‌های میدانی انصارالله در یمن و تسلط کامل آن‌ها بر تنگه باب‌المندب، شرایط ژئوپلیتیکی در منطقه کاملاً دگرگون شده و موازنه قوا در سطح منطقه به نفع ایران و متحدانش تغییر یافته است. قاعدتاً این مسئله برای کشورهایی نظیر عربستان سعودی خوشایند نیست. این ناخوشایندی هم به این دلیل است که خود عربستان به طور مستقیم در این موازنه قوا آسیب دیده و با چالش‌های جدی مواجه شده است، و هم به این دلیل که سعودی‌ها متحد درجه‌یک آمریکا در منطقه محسوب می‌شوند.

بنابراین، از هر دو حیث، شرایط جدید برای آن‌ها غیرقابل پذیرش است. به همین علت، حضور آن‌ها در یک مجمع منطقه‌ای که می‌تواند دست‌کم شرایط را در تنگه هرمز به نفع امنیت تثبیت کند، در حال حاضر برایشان خوشایند نیست و اقدام به تعویق آن کرده‌اند؛ اقدامی که البته قابل پیش‌بینی بود، هرچند پیش‌تر برای حضور در این اجلاس منطقه‌ای اعلام آمادگی کرده بودند.

سعودی‌ها چند هدف را همزمان پیش می‌برند

* بر اساس روایات تأییدشده، عربستان سعودی در تصمیم‌گیری برای تعویق این نشست نقش داشته است. آیا این اقدام را باید تلاش عربستان برای امتیازگیری پیش از هرگونه مذاکره در جهت مدیریت تنش با حوثی‌ها دانست یا بیشتر نوعی تلاش برای اثرگذاری بر دستور کار منطقه‌ای است؟

به نظر می‌رسد سعودی‌ها چند هدف را به صورت هم‌زمان دنبال می‌کنند. آن‌ها در وهله اول، در تلاشند تا ترتیبات مد نظر ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت نشناسند؛ چرا که حضور در این نشست، با توجه به اینکه قرار بود ترتیبات مورد توافق میان ایران و عمان به اطلاع سایر کشورهای منطقه برسد، به نوعی به رسمیت شناختن تسلط ایران بر تنگه هرمز تلقی می‌شد و سعودی‌ها با امتناع خود این هدف را دنبال می‌کردند.

هدف دوم، تحت فشار قرار دادن متحدان اصلی خود، به‌ویژه آمریکا است؛ زیرا با توجه به تحولات یمن، آمریکایی‌ها هیچ پاسخ مثبتی به درخواست سعودی‌ها برای ورود به جنگ با یمن در حمایت از آن‌ها ندادند.

اگر آمریکا ورود نکند عربستان بیش از این ضرر خواهد کرد

در شرایط فعلی، سعودی‌ها تلاش می‌کنند تا سایر بازیگران را نیز وارد معادله یمن کنند، زیرا اساسا توانایی مدیریت این معادله را به تنهایی ندارند و اگر آمریکایی‌ها مداخله نکنند، شرایط بیش از پیش به ضرر عربستان خواهد بود و موازنه به نفع جریان مقاومت در منطقه پیش خواهد رفت. به همین دلیل، ریاض از عدم مشارکت در سازوکارهای منطقه‌ای استفاده می‌کند تا توجه و حمایت متحدان خود را برای ورود به این رقابت منطقه‌ای را جلب نمایند.

البته باید دید آیا این قمار سعودی‌ها به نتیجه خواهد رسید یا خیر. تجربه تاریخی نشان داده است که قدرت‌های فرامنطقه‌ای تاکنون نتوانسته‌اند امنیت بازیگرانی را که چنین رویه‌ای را در سیاست خارجی خود دنبال می‌کنند، تضمین نمایند. با توجه به باتلاقی که در جنگ یمن برای آمریکایی‌ها به وجود آمده است، اتکا به آن‌ها از این به بعد نیز نمی‌تواند برای عربستان سعودی امنیت‌آفرین باشد یا موازنه قوا را به نفع ریاض تغییر دهد.

بحرین بازیگری تعیین‌کننده نیست

* پیش از نشست عمان، بحرین بیانیه تندی صادر کرد و حتی گفته شد حضور امارات نیز با اما و اگرهایی روبرو است. آیا این واکنش‌ها بر تعویق نشست تأثیرگذار بوده یا عامل اصلی همان مواردی است که درباره عربستان اشاره فرمودید؟

بحرین اساسا بازیگر تعیین‌کننده‌ای در معادلات منطقه‌ای نیست و به دلیل کوچک بودن، توانایی تأثیرگذاری بر کشورهای بزرگ‌تر را ندارد. در طول سال‌های گذشته ، همواره به صورت سنتی از عربستان به عنوان برادر بزرگ‌تر این کشورهای کوچک‌تر یاد شده است. در این معادلات، بیش از آنکه کشورهایی نظیر عربستان دنباله‌رو بحرین باشند، این بحرین بوده که همواره از سیاست‌های سعودی‌ها پیروی کرده است. بنابراین آنچه بحرینی‌ها انجام می‌دهند تأثیری بر معادلات ندارد و نمی‌تواند تعیین‌کننده خط‌مشی سیاست سعودی‌ها باشد، بلکه این سعودی‌ها هستند که بر بحرین و سیاست‌گذاری در این کشور تأثیر می‌گذارند.

* اخبار و گزارش‌هایی مبنی بر احتمال ورود انگلیس به درگیری میان عربستان و یمن مطرح است. گسترده‌تر شدن دایره این درگیری چه پیامدهایی برای ایران خواهد داشت؟

آنچه در یمن رخ می‌دهد بخشی از یک جنگ منطقه‌ای است که در طول بیش از یک سال گذشته شامل حال ایران نیز شده است. جنگ منطقه‌ای موضوع جدیدی نیست و برای تحلیل شرایط موجود باید به گذشته‌های دورتر نگاه کرد. بنابراین تحولات یمن از جنبه‌های مختلف می‌تواند بر تعیین سرنوشت آینده منطقه تأثیرگذار باشد، چرا که واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه دگرگون شده است.

آمریکایی‌ها که از روز نخست با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی ایران وارد کارزار شده بودند، امروز نه تنها با معادله تنگه هرمز و باز نگه داشتن آن مواجه هستند، بلکه تنگه دومی به نام باب‌المندب نیز به معادلات آن‌ها افزوده شده است. این شرایط جدید پدیدآمده در منطقه، قطعا بر محاسبات و معادلات رفتاری تمامی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تأثیر خواهد گذاشت و باید منتظر ماند و دید که آیا صورت‌بندی جدیدی از ائتلاف‌ها و اتحادها شکل خواهد گرفت یا خیر.

پیمان مکه توافقی کاغذی بود؟

آنچه تاکنون مشخص شده این است که نخست، آمریکایی‌ها به حمایت از سعودی‌ها وارد باتلاق یمن نشده‌اند. دوم، پیمان منطقه‌ای میان عربستان، ترکیه و پاکستان کارایی نداشته و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد وارد فاز عملیاتی نشده است که نشان می‌دهد آن‌ها هم در حوزه اتحادهای بین‌المللی با آمریکا و هم در اتحادهای منطقه‌ای دچار چالش شده‌اند.

0

درخواست کمک از اسرائیل برای جنگ یمن

نکته سوم این است که آن‌ها تلاش می‌کنند تا پای سایر بازیگران را به میان بکشند. حال باید دید آیا انگلیسی‌ها با توجه به سوابق و تجاوزات گذشته در یمن و این واقعیت که هر نیرویی وارد یمن شده موفقیت به دست نیاورده، دچار چنین خطایی خواهند شد یا خیر. همچنین بحث‌هایی که این روزها شدت گرفته پیرامون احتمال همکاری اسرائیل با عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه علیه یمن برجسته می‌شود. آیا سعودی‌ها برای خروج از باتلاق یمن ناگزیر به سمت همکاری با اسرائیل خواهند رفت؟ اگر چنین کنند، لکه ننگی تاریخی بر تارک خاندان آل‌سعود باقی خواهد ماند، چرا که همکاری با اسرائیل علیه یک کشور مسلمان دیگر، تبعات منفی بسیار سنگینی برای آن‌ها دارد.

با این حال، آنچه واضح است این است که سعودی‌ها در شرایط فعلی به هر ریسمانی چنگ می‌زنند تا شرایط را تغییر دهند؛ خواه این ریسمان آمریکا باشد، خواه پیمان مکه، انگلیس، یا همکاری‌های مخفیانه با اسرائیل و کشاندن پای سایر بازیگران به معادلات. بنابراین، باید منتظر آینده بود و دید آیا این استراتژی‌ها و تاکتیک‌های سعودی جواب خواهد داد یا خیر.

باب‌المندب چماغی است که هنوز فرود نیامده

* برخی معتقدند که اقدامات و موفقیت‌های اخیر حوثی‌ها، به‌ویژه در تسلط بر باب‌المندب و افزایش قیمت نفت، اهرم و شرایط کم‌سابقه‌ای را برای ایران جهت امتیازگیری در مذاکرات آتی فراهم کرده است. آیا باب‌المندب وارد سبد اهرم‌های مذاکراتی ایران شده است یا تهران همچنان تنگه هرمز را ابزار اصلی چانه‌زنی می‌داند؟

تهران قطعا بر روی تمامی دارایی‌های استراتژیک خود محاسبات لازم را انجام می‌دهد، همان‌طور که طرف مقابل نیز در قبال ایران چنین می‌کند. در حال حاضر، دارایی اصلی ایران بحث تنگه هرمز است. درباره تنگه باب‌المندب، از ابتدای جنگ آنچه مطرح بود این بود که باب‌المندب می‌تواند یک اهرم بالقوه یا چماقی باشد که بالا برده شده اما هنوز بر سر طرف مقابل فرود نیامده است.

کارکرد بالا بردن این اهرم بدون فرود آوردن آن، حتی می‌تواند بیشتر از ضربه زدن باشد؛ یعنی خودِ تهدیدِ ناشی از استفاده از این اهرم کارکرد دارد و نیازی نیست حتما مانند تنگه هرمز دچار انسداد یا اختلال شود. بنابراین تهدید به استفاده از این ابزار، خود یک امکان قابل ملاحظه است.

البته تاکنون دلیلی برای استفاده عملی از این گزینه ندیده‌اند، زیرا سایر ابزارها و تحولات میدانی، از جمله پیشروی‌های یمنی‌ها، تعداد اسرا و کشته‌های طرف مقابل، غنائم جنگی قابل توجه و تسلط بر مناطق و جزایر استراتژیک، همگی ذاتا ارزش بسیار بالایی داشته‌ و شرایط هنوز به مرحله‌ای نرسیده که نیاز به استفاده از این تهدید باشد.

با این‌حال،‌اگر در مراحل بعدی جنگ، آمریکایی‌ها بخواهند از پلکان تشدید تنش بالا بروند و جنگی فراگیر را آغاز کنند، حتماً می‌توان از این اهرم استفاده کرد، هرچند در شرایط فعلی نیازی به حرکت به این سمت احساس نمی‌شود.

واشنگتن تمایلی به میانجی‌گری پکن ندارد چون...

* چین در ماه‌های اخیر به صورت غیرمستقیم در برخی رایزنی‌های منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرده و در حاشیه نشست بریکس نیز طرح چهارماده‌ای چین مطرح شد. با توجه به آشفتگی بازارهای جهانی، آیا احتمال ورود جدی تر چین به مذاکرات میان ایران و آمریکا وجود دارد؟

درباره نقش میانجی‌گرانه چین، به ویژه در مناقشاتی که یک سوی آن آمریکا قرار دارد، مباحث زیادی در نظام بین‌الملل مطرح شده است. از حیث سابقه تاریخی، جنگ اوکراین نمونه بارزی بود که مباحث زیادی درباره ورود چین برای میانجی‌گری میان روسیه و آمریکا و پایان دادن به جنگ مطرح شد. پاسخی که آن زمان و اکنون داده می‌شود این است که در ظرفیت و امکان چین برای میانجی‌گری در چنین مناقشاتی تردیدی وجود ندارد.

اما نکته کلیدی این است که یکی از طرفین درگیری، یعنی آمریکا، اساسا تمایلی به چنین نقش‌آفرینی از سوی چین ندارد. اینکه آمریکایی‌ها دست به دامان چین شوند تا آن‌ها را از باتلاق خارج کند.

میانجی‌گری پکن هم به پرستیژ آمریکا آسیب می‌زند و هم وزن و جایگاه چین را در نظام بین‌الملل ارتقا می‌دهد. بنابراین، اگرچه آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند روابط چین با ایران را به زعم خود مدیریت کنند، اما احتمال اینکه دست میانجی‌گری به سمت چینی‌ها دراز کنند بسیار کم است، زیرا پرستیژ جهانی آن‌ها زیر سوال رفته و به جایگاه چین در تعاملات بین‌المللی وزن می‌بخشد.

ترامپ فعلا به دنبال مذاکره نیست

* با توجه به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر عدم تمایل فوری به توافق با ایران، آیا این مواضع را صرفا مانور رسانه‌ای می‌دانید یا آمریکا در شرایط کنونی واقعا به دنبال مذاکره نیست؟ با توجه به محاصره دریایی ایران، ارزیابی شما از تمایل آمریکا به مذاکره چیست؟

آمریکایی‌ها در شرایط فعلی اصلا به دنبال مذاکره نیستند، چرا که تصور می‌کنند با اعمال محاصره دریایی و گسترش تحریم‌ها به حوزه‌های هوایی و زمینی، می‌توانند اقتصاد ایران را دچار خفتگی کرده یا به تعبیر خودشان ایران را در سطح جهانی ایزوله اقتصادی نمایند. این اعتقاد در هیئت حاکمه آمریکا شکل گرفته که با طولانی شدن این وضعیت، اقتصاد ایران دچار آسیب‌های فراوان شده، مشکلات معیشتی باعث بروز آشوب و ناآرامی‌های اجتماعی و سیاسی می‌شود و در نهایت به تضعیف جمهوری اسلامی ایران می‌انجام؛ آن‌ها تصور می‌کنند که حتی اگر این فشارهای اقتصادی به سرنگونی منجر نشود، شرایطی ایجاد می‌کند که ایرانی‌ها از روی ناچاری درخواست مذاکره دهند.

ترامپ ایران

گفتار درمانی به سبک ترامپ!

در این میان، علت اینکه ترامپ سیگنال مذاکره می‌دهد کنترل بازارهای جهانی انرژی است. این رفتار ترامپ مسبوق به سابقه است؛ یعنی هرگاه قیمت نفت افزایش می‌یابد، ترامپ با گفتاردرمانی در قالب توئیت‌ها و مواضع خود، از نزدیک بودن توافق و انجام مذاکرات سخن می‌گوید تا بازار را کنترل کند.

نکته مهم این است که در دوره اخیر، اثرگذاری توئیت‌ها و مواضع ترامپ تا حد زیادی کاهش یافته و کاخ سفید نیز متوجه این موضوع شده است. به همین دلیل مواضع ترامپ نسبت به گذشته کاهش یافته است.

پیش از این ممکن بود او در یک روز ۳ یا ۴ بار موضع‌گیری کند، اما اکنون با کاهش تعداد پیام‌ها تلاش می‌کنند تا نظام اثرگذاری را بازسازی کنند.

واقعیت بازار را نمی‌توان کتمان کرد

با این حال، بازار با واقعیت‌های جدیدی روبرو است؛ اگر قبلا ذخایر کشورهای بزرگ مصرف‌کننده یا تولیدکننده پر بود، اکنون رو به کاهش است و پیوند خوردن آن با شرایط تنگه هرمز و باب‌المندب باعث شده تا بازار دیگر واکنش‌های سابق را نشان ندهد. وضعیت به قدری وخیم شده که ترامپ اخیرا مجبور شد از روسیه و اوکراین بخواهد تا از هدف قرار دادن پالایشگاه‌ها و منابع انرژی یکدیگر صرف‌نظر کنند. این درخواست نشان‌دهنده شرایط بحرانی انرژی جهانی و نگرانی شدید از افزایش بیشتر قیمت‌ها است.

تعلیق کنونی حداقل تا 2 سال آینده ادامه خواهد داشت

* چشم‌انداز و ارزیابی شما از آینده این منازعه میان ایران و آمریکا چیست؟

به نظر من این روند حداقل تا یک یا دو سال آینده ادامه خواهد داشت. ما در وضعیت تشدید تحریم‌ها، مذاکره، توافق و درگیری نظامی نوسان و چرخش خواهیم داشت. بنابراین، باید کاملاً آماده باشیم و از هر فرصتی مانند آتش‌بس یا توافق موقت، نهایت استفاده را برای آماده‌سازی در برابر درگیری‌های بعدی، که ممکن است شدیدتر از گذشته باشند، به عمل آوریم.