200 روز «بعثت مردم»؛ چگونه حضور ملت محاسبات دشمن را برهم زد؟
اقتصاد ایران: مهرجردی با اشاره به تداوم حضور مردم در خیابان این عامل را علت اصلی ناکامی دشمن در جنگ علیه ایراناسلامی دانست.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، حضور مستمر مردم در صحنه، در روزهایی که کشور با یک تهدید و فشار خارجی کمسابقه مواجه شده است، صرفاً یک واکنش مقطعی و احساسی تحلیل نمیشود این حضور در طول زمان به پدیدهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده که میتوان ابعاد مختلف آن را از منظر جامعهشناسی سیاسی و جامعهشناسی مقاومت بررسی کرد.
اکنون که از «دویستمین روز بعثت مردم» سخن گفته میشود، پرسش اصلی این است که این حضور مستمر چه معنایی برای جامعه ایران دارد و چگونه توانسته است بر معادلات سیاسی، اجتماعی و حتی محاسبات دشمن اثر بگذارد؟ آیا خیابان در این مدت صرفاً محل نمایش حمایت عمومی بوده یا به عرصهای برای بازتعریف هویت جمعی، تقویت سرمایه اجتماعی و شکلگیری نوعی سازمانیابی مردمی تبدیل شده است؟
در این میان، مفاهیمی همچون «ساختار فرصت سیاسی»، «معناسازی»، «بسیج منابع و شبکههای اجتماعی»، «سرمایه اجتماعی» و «جامعهشناسی مقاومت» میتوانند به فهم دقیقتر این پدیده کمک کنند؛ بهویژه آنکه دشمن در محاسبات خود بر ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت و فروپاشی از درون حساب کرده بود، اما استمرار حضور مردم، این محاسبات را با چالش مواجه کرد.
در گفتوگوی پیشرو، با علیرضا مهرجردی، دانش<موخته جامعه شناسی سیاسی و استاد دانشگاه این پدیده را از منظر جامعهشناسی سیاسی بررسی و درباره الزامات تداوم این مسیر و نقش حکمرانی هوشمند در تقویت رابطه متقابل بین مردم و حاکمیت گفتوگو کردیم.
در ادامه مشروح این گفت وگو را میخوانید:
تسنیم: در آستانه دویستمین روز حضور و اجتماع مردم در حمایت از دفاع نیروهای نظامی در برابر دشمن هستیم. این استمرار حضور مردم را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ آیا این حضور صرفاً یک واکنش هیجانی به شرایط جنگی است؟
مهرجردی: از منظر جامعه شناختی با تداوم این اجتماع مردمی با یک واقعیت عینی مواجه میشویم که اساساً برخلاف بسیاری از برداشتهای سطحی و بعضاً برداشتهایی که دشمنان دارند، این حضور یک واکنش هیجانی نیست. حضور مردم در خیابانها و تداوم این حضور، به مثابه یک پروژه سیاسی ـ هویتی است که تبدیل به یک «آیین اجتماعی» شده است.
در چارچوب این آیین، مرزهای ما با دیگران ترسیم شده و این «ما» در محور مقاومت خودش را بازتعریف و نگاه خودش را به جریان خصم، استکبار و هژمون جهانی برجسته میکند.
نکته دیگری که در چارچوب این بحث قابل توجه است، بحث افزایش یا رخنمودن سرمایه نمادین در جامعه ایران است. این سرمایه نمادین، مشروعیت نظام سیاسی ایران و همچنین قواعد و سازوکارهای آن را به رخ میکشد و ظرفیت تابآوری اجتماعی ایرانی را در مقابل فشارها و تهاجمات بیرونی منعکس میکند.
خیابان به «پارلمان مردمی» تبدیل شده است
نکته دیگری که میشود در کنار مفهوم آیین به آن اشاره کرد، این است که امروز در نتیجه این حضور و بعثت مردم و حمایت آنها از مرزهای ملی، عقیدتی و اسلامی، خیابان به یک امر نمادین و به مثابه «پارلمان مردمی» تبدیل شده است.
اگرچه در پی حمله دشمنان و رژیم صهیونیستی و آمریکا شاهد بودیم جلسات پارلمان رسمی دچار اختلال شد، اما با حضور مردم در صحنههای اجتماعی و در میدان، به نوعی خود مردم به صورت مستقیم در عرصه اجتماعی حاضر شدند و مطالبات و حمایتگری خود را از نظام سیاسی و چارچوبهای مرز ملی به رخ کشیدند.

میتوانیم این مبعوث شدن مردم را یک پارلمان جایگزین در قبال پارلمان رسمی که نمایندگان مردم هستند، بدانیم و تعریف کنیم.
حمله دشمن، ساختار فرصت سیاسی را تغییر داد
پس این پدیده، یک پدیده آیینی، بدیع و مبتنی بر ابتکارات متکی بر اعتقادات و باورهای دینی مردم ایران است که برتری جامعه ایرانی و اسلامی را در مقابل سایر جوامع نشان میدهد.
از زوایا و ابعاد گوناگونی میتوانیم این موضوع را مورد واکاوی قرار دهیم، یکی از این زوایا، موضع جامعهشناسی یا دانش جامعهشناسی سیاسی است. ما در چارچوب نظریات جامعهشناسی یا نظریات جامعهشناسی سیاسی، با نظریات و الگوهای نظری برخورد میکنیم که تلاش میکنند رخدادها و رویدادهایی از این دست را تحلیل کنند و طبیعتاً هدفشان این است که با تحلیل در چارچوب نظریههای مشخص، این رخدادها و رویدادها را قابل پیشبینی بدانند و به نتایج، دستاوردها و پیامدهای آن بپردازند.
تسنیم: نظریههای جامعهشناسی سیاسی چگونه میتوانند حضور و بعثت مردم ایران در این وقایع را توضیح دهند؟
مهرجردی: یکی از این چارچوبهایی که در تحلیل این پدیده میشود از آن استفاده کرد، چارچوبی است که ما در حوزه جامعهشناسی سیاسی داریم و به نام «ساختار فرصت سیاسی» شناخته میشود. چارچوب نظری ساختار فرصت سیاسی توجهش بیشتر به عاملیت خارجی در شکلگیری یک پویش و یک جنبش اجتماعی است.
اگر حضور مردم در خیابان را در پی ترور ناجوانمردانه و شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب و بسیاری از نخبگان فکری جمهوری اسلامی ایران، یک پویش و یک نوع جنبش فرض کنیم، معمولاً در چارچوب دانش جامعهشناسی، این جنبشها یا پویشها در پی شکافها و تهدیدات به وجود میآیند.
در اینجا هم میتوانیم مفروض بداریم که حضور مردم و بعثت مردم در پی یک تهدید بیرونی، یعنی حمله یک دشمن، شکل گرفته و این عامل خارجی را که باعث شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب اسلامی و بسیاری از مقامات سیاسی و نخبگان فکری ما شد، به مثابه عامل تحریککننده و ایجادکننده این جنبش و این پویش فرض کنیم.
پس در چارچوب نظریه ساختار فرصت سیاسی که متأثر از یک عاملیت خارجی، یک پدیده و رویداد ــ که اینجا جنبش یا همان بعثت مردم است ــ را به تحلیل مینشیند، این تهاجم خارجی به مثابه یک شوک فرض میشود که ساختار فرصت را هم باز میکند و هم میبندد.
بسته شدن فرصت سیاسی به این معناست که از آنجا که دشمنان ما، یعنی رژیم صهیونیستی و آمریکا، با هدف براندازی یا به زانو درآوردن جامعه ایران ضربهای را به قلب نظام جمهوری اسلامی وارد کردند، این جنبش و این پویش باعث بسته شدن این مسیر در مقابل این حمله متجاوزانه شد.
پس این به معنای ساختار فرصت سیاسی است که در نتیجه یک عامل خارجی ایجاد شده، اما منجر به بسته شدن فرصت برای نیروی بیرونی شده است.
از آن سمت باعث باز شدن فضا برای فرصت سیاسی شد؛ به این معنا که این تهدید خارجی یا این تهاجم خارجی، از آنجا که تهدیدی وجودی برای نظام سیاسی ایران بود، آستانه تحمل را به شدت بالا برد و حضور مردم در خیابانها دیگر به مثابه یک نوع جنبش اعتراضی نیست، بلکه به مثابه یک وظیفه وجودی و به مثابه مقاومت در برابر خصم خارجی تعبیر میشود. این بُعد باز به نوعی باعث تضمین امنیت وجودی نظام اسلامی و حاکمیت ملی ایران شده است.
تسنیم: آیا چارچوب نظری دیگری هم وجود دارد که بتواند استمرار حضور مردم را در این وقایع توضیح دهد؟
مهرجردی: یکی دیگر از چارچوبهای نظری که در حوزه جامعهشناسی میتواند در تحلیل این رویداد یا پدیده حضور مردم و بعثت مردم به کار بیاید، نظریه یا چارچوب نظری تحت عنوان «معناسازی» است. به عبارتی، جنبشها و پویشها بتوانند به بازآفرینی معنا برای مخاطبان نقشآفرینی کنند.
اگر اتفاقاتی که قبل از تهاجم خارجی به ایران را مفروض بداریم و در ذهنمان بررسی یا مرور کنیم، متوجه میشویم اهمیت و این حضور و بعثت مردمی میشویم. پس از اتفاق تلخ 9 اسفندماه، علیرغم وجود یکسری گلایههای اقتصادی و اعتراضات اقتصادی در جامعه ایران، شاهد این بودیم که یک معناسازی جدیدی، این پویش و بعثت برای جامعه مخاطبان خودش شکل میدهد و بازتعریف میکند.
چگونه مطالبات اقتصادی به دفاع تمدنی ارتقا پیدا کرد؟
بر اساس واقعیتهای موجود، پیش از این اتفاق، ما در جامعه ایران شاهد نارضایتیهای کمابیش اقتصادی بودیم که ناشی از ضعیف شدن ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته بود. اما آنچه که در نتیجه این هجوم خارجی توانسته یک معناسازی جدیدی را در چارچوب حضور مردم شکل بدهد، این است که توطئه خارجی و شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب باعث شد این اعتراضات میانی، یا به عبارتی مطالبات میانی که ما اسمش را مطالبات اقتصادی میگذاریم، به یک دفاع تمدنی ارتقا پیدا کند.
بسیج منابع و شبکههای اجتماعی؛ مردم چگونه خود را سازمان دادند؟
حضور مردم در صحنه و میدان و بعثت اجتماعی، شکافهای میانی و خرد را که بعضاً ما آنها را در قالب عرصه اقتصادی تعبیر و تفسیر میکنیم، به یک دفاع سیاسی ـ تمدنی ارتقا داده است.
تسنیم: چارچوب دیگری در جامعه شناسی سیاسی وجود دارد که این بعثت مردمی را تحلیل کند؟
مهرجردی: یک کانون دیگری که در نظریات اجتماعی یا در چارچوب نظریات جامعهشناسی سیاسی مورد توجه است، بحث الگوی نظری «بسیج منابع» و «شبکههای اجتماعی» است. حضور مردم در خیابانها و تداوم حضور آنها صرفاً یک حرکت نمادین نباید تفسیر شود، بلکه به یک شبکه سازمانی مبدل میشود.
ما در اینجا شاهد هستیم که در این حرکت و در این پدیده و در این رخدادی که ناشی از تخاصم و خصم دشمنان اتفاق افتاده، بسیاری از نهادهای مردمی و مردمپایه ابتکار عمل را به دست گرفتند و بسیار پیشتر از حکمرانی و دولت به نقشآفرینیهای اجتماعی میپردازند و شبکه سازمانی قدرتمندی را تعبیه کردند که خیلی خودجوش و مبتکرانه میتواند در مقابل حرکتهایی که دشمنان در ادامه حرکت اولیهای که مرتکب شدند، ظهور و بروز این جنبش یا به عبارتی این بعثت را شکل دهد.
یکی از چارچوبهای نظری در حوزه جامعهشناسی سیاسی که میتواند مفهوم بعثت مردم را به زیبایی در پس این حمله تجاوزکارانه به ایران اسلامی نشان دهد و حضور و ظهور مردم را در قالب شبکه اجتماعی مبعوثشده بازتعریف کند، بحث ساختار بسیج و شبکه سازمانی است و نشان دهد که در پس رخدادهای تهدیدآمیز، چون مثلاً تهاجم نظامی دشمن، معمولاً جنبشها و پویشهایی شکل میگیرد که منشأ و تولد آنها نه از بالا، که از پایین به بالاست.
مطالبات مردم تعیین کننده نحوه حکمرانی کشور
یعنی الان دیگر بحث تداوم جنگ و تداوم دفاع، دیگر تصمیم حکمرانی و اینها نیست. اگر چه تصمیم حکمرانی در آن مؤثر است، اما مطالبات مردم در کف میدان تعیین میکند که در نحوه مواجهه با دشمن باید چگونه حرکت کرد. پس میتوانیم بگوییم یک شبکه سازمانی قدرتمندی را نیروهای مردمی، نهادهای مردمی و مردمپایه شکل دادند که یکی از کارکردهای آن، رصد کنش حکمرانان یا مدیران ارشد نظام سیاسی در قبال محرک بیرونی، یعنی دشمن خارجی است.

لذا امروز دیگر خیلی راحت نمیتوان بحث مذاکره یا مثلاً تداوم جنگ را با تصمیمات سیاسی در عرصه حکمرانی پیوند داد. به عبارتی حکمرانی دیگر یک ضلع قدرتمند مردمی پیدا کرده و بدون نظر و نقش مردم نمیتوان این مسیر را ادامه داد یا در مورد آن تصمیم گرفت.
تسنیم: با توجه به استمرار این حضور و نزدیک شدن به دویستمین روز، آیا میتوان گفت که این پدیده از یک واکنش مقطعی عبور کرده و به یک پدیده هویتی و اجتماعی تبدیل شده است؟
مهرجردی: همانطور که عرض کردم، ما در آستانه دویستمین روز حضور مردم در خیابانها در پی شهادت رهبر شهید هستیم. امروز باید واقعاً به این پدیده و این رخداد به مثابه یک پدیده و رخداد هویتی که برای خودش تبدیل به یک آیین سیاسی ـ اجتماعی شده است، نگاه کرد.امروز بسیاری از کشورها و بسیاری از ملتها، از جمله ملتهای منطقه، دارند به این نوع کنشگری در جامعه ایران توجه لازم را میکنند.
از سوی دیگر، در ساختار داخلی نظام سیاسی ایران هم حضورمردم در صحنه و میدان، بسیاری از قواعد حکمرانی و قواعد مدیریت سیاسی را تحت تأثیر قرار داده است. این نشان از این است که جامعه ایران و ظرفیتهای اجتماعی مردم ایران و نظام مردمسالاری دینی، در شرایط اضطرار و در شرایط متنوعی که رخ میدهد، خودش را بروز یا ظهور میدهد و میتواند قواعد رسمی و بعضاً قواعد عرفشده را تغییر بدهد.
200 روز حضور مردمی؛ «تحکیم هویت جمعی و تقویت حافظه جمعی»
نکته مهمی که ما میتوانیم در رابطه با اجتماع مردم و بعثت مردم اشاره کنیم، این است که امروز با یک آیین سیاسی ـ اجتماعی جدیدی مواجه هستیم که این آیین، «تحکیم هویت جمعی و تقویت حافظه جمعی» را منجر شده و کمک میکند که بتوان عرصه منازعه و دفاع را با دشمن بیرونی بهتر به فرجام و سرانجام برساند.
این آیین، به تدریج به یک آیین حماسی تبدیل میشود که انرژی لازم را برای نظام سیاسی یا برای ادامه حرکت جریان دفاع در برابر تهاجم دشمن فراهم کند و این ظرفیت را به شکل پویا متحول کند.
امیدواریم این رخداد و این رویداد بهتر و دقیقتر توسط صاحبنظران حوزه سیاسی و اجتماعی مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد و مبنای شکلگیری نظریات جدید در حوزه جامعهشناسی جنگ و جامعهشناسی سیاسی ایران باشد.
تسنیم: برخی، عامل اساسی ناکامی یا شکست دشمن را همین حضور مستمر مردم میدانند. شما این مسئله را چگونه تبیین میکنید؟
مهرجردی: علاقهمندم این بحث یا پاسخ به این سؤال را در چارچوب نظریه جامعهشناسی مقاومت تبیین کنم؛ به عبارتی، این بحث را در چارچوب یک گزاره سیاسی تحلیل کنیم که شاید دقیقتر و علمیتر باشد.

استراتژی دشمن فشار حداکثری از خارج، انتظار فروپاشی از داخل بود
بالاخره دشمن (رژیم صهیونیستی و آمریکا) هدفی جز فروپاشی درونی نظام و کشور نداشتند و ندارند. آنها یک نگاه راهبردی را دنبال میکنند که بتواند ایران را متلاشی کنند. این استراتژی با فشار حداکثری از خارج، انتظار فروپاشی از داخل را میکشید. اما در ذیل همین راهبرد، آنها انتظار داشتند که با حذف نماد اصلی قدرت در ایران، که رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی بود، نظام سیاسی ایران و جامعه و ملت ایران را دچار یک شوک فلجکننده کنند و مشروعیت آن را در چشم شهروندان ایران فرو بریزند.
اما با حضور مستمر مردم در میدان و بعثت مردم در پی این شهادت بزرگ، پاسخ انکارکنندهای به این انتظار راهبردی دشمن داده شد.یعنی نظام با نشان دادن اینکه حتی با حذف فیزیکی رهبر، ساختار و بدنه اجتماعی آن همچنان پابرجاست، محاسبات دشمن را برهم میزند.
از منظر، تئوری بازیها، دشمن انتظار داشت هزینه مقاومت برای مردم از هزینه تسلیم بیشتر شود، اما حضور مستمر این معادله را برعکس کرد. هزینه تسلیم، یا به عبارتی هزینه از دست دادن هویت و امنیت را بسیار بالاتر از هزینه مقاومت نشان داده شد.
تسنیم: نقش سرمایه اجتماعی را در این روند چگونه ارزیابی میکنید؟
مهرجردی: آنطور که آقای بوردیو در حوزه سرمایه اجتماعی بیان میکند، در شرایط بحران و در شرایط جنگی، سرمایه اجتماعی در قالب حمایت متقابل خودش را نشان میدهد. یعنی حضور 200روزه مردم در خیابان، یک شبکه همبستگی و انسجام اجتماعی ایجاد کرده که کارکرد آن، تبدیل ترس به همبستگی در جامعه ایران بوده است.
سرمایه اجتماعی مقاومت، ترس را به شجاعت جمعی تبدیل کرد
ترس جمعی که در پس یک حادثه و رخداد جنگی میتواند به وجود بیاید، اگر مدیریت نشود، میتواند باعث فلج شدن جامعه بشود؛ اما وقتی افراد میبینند دیگران نیز با وجود تهدید در خیابان هستند، اثر همرنگی مثبت ایجاد میشود و ترس را به یک شجاعت جمعی مبدل میکند و همبستگی جمعی به عنوان نماد و بروز بیرونی آن شکل میگیرد.
نکته دیگر که حضور مستمر مردم در قالب سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی مقاومت را نشان میدهد، این است که در واقع نهادهای رسمی در مقابل نهادهای غیررسمی کمرنگ میشوند یعنی نقش و جایگاه نهادهای مردمبنیاد و مردمپایه مثل مساجد، هیئتها، تشکلهای اجتماعی مردم و سمنها به شدت بالاتر میرود و اینها توانستند انتظارات را مدیریت کنند و اعتماد نهادی را بازآفرینی کنند.
خیابانها به «همهپرسی روزانه» تبدیل شدند
این طبیعتاً میتواند جنگ شناختی دشمن را که درصدد از بین بردن اعتماد مردم به نهادهای سیاسی و بهخصوص نظام سیاسی بود را نقش بر آب کند. شکاف بین مردم و حاکمیت که دشمن روی آن کار کرده بود و سرمایهگذاری کرده بود، در این جنگ و در این تهاجم، با حضور مستمر مردم در 200 شب پیاپی پٌر شد. دشمن میخواست مشروعیت را از نظام بگیرد، اما خیابانها به یک همهپرسی روزانه مبدل شد.
در اوج جنگ و در اوج تهاجماتی که دشمن انجام میداد، حتی یک ثانیه و یک دقیقه هم در شبانهروز جامعه ایران شاهد نبودیم که این اجتماعات تعطیل بشود یا این اجتماعات تعدیل بشود یا فروکش کند.
دشمن با حذف شخصیتها نتوانست اراده جمعی مردم را حذف کند
اگر بخواهیم به عبارتی تبیین کنیم آن ادعایی را که فرمودید، مبنی بر اینکه برخی ناکامی دشمن در این تهاجم را ناشی از حضور مردم میدانند، بله؛ استراتژی فشار حداکثری که دشمن به جامعه ایران وارد کرد، آستانه تحمل را در جامعه ایران مورد ارزیابی قرار داد یا به عبارتی نبضگیری کرد.حضور مردم و بعثت مردم و تداوم این حضور، یک بعثت مقاومتی تطبیقی را در مقابل آن فشار حداکثری به نمایش گذاشت و به عبارتی آن فشار را خنثی کرد.
تسنیم: از نظر شما مهمترین ویژگی این تجمعات چیست؟
مهرجردی: ما در این حرکت و بعثت مردم، سه عنصر یا سه ویژگی را برجسته میبینیم؛ یکی، حضور مداوم و مستمر است. دوم، فراگیری و تنوع این حضور و سوم مطالبهگری است. به عبارتی مطالبهگری خطدهی این حضور و بعثت است. بعضاً شاهد هستیم که این حضور و بعثت مردم، بسیاری از جریانهای سیاسی را در داخل، حرکتهای دیپلماتیک و حرکتهای دفاعی و نظامی را پشتیبانی و جهتدهی کرده است. اینها از ویژگیهای حضور مردم و در واقع این بعثت مردم بوده است. لذا دشمن شاید در حذف فیزیکی افراد و رهبر انقلاب اسلامی توانست توفیقاتی را کسب کرد، اما در حذف اراده جمعی مردم در حمایت از نظام و حمایت از سرزمین شکست خورد.
تسنیم: با توجه به این تحلیل، برای تداوم این وضعیت و حفظ دستاوردهای اجتماعی و سیاسی آن، چه ضرورتهایی لازم است؟
مهرجردی: تداوم این پیروزی و تداوم این افق طبیعتاً نیازمند مدیریت هوشمندانه است.طبعاً نقش و جایگاهی که دولتمردان و مدیریت اجرایی کشور در اداره ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه به عهده دارند، بسیار برجسته است. میتوانیم بگوییم که ادامه این مسیر و تداوم این فرجام و موفقیت این حرکت، به حرکت رفت و برگشتی میان جامعه و سیاست یا جامعه و کارگزاران نظام سیاسی مرتبط است.
لذا ما بیش از هر زمانی امروز نیازمند مدیریت هوشمندانه بالاتر و ارتقایافتهتر در جامعه سیاسی ـ اجتماعی ایران هستیم. امیدوار هستیم که با توجه به رهبری داهیانه رهبر انقلاب اسلامی و حرکتهای هوشمندانه مدیریت ارشد اجرایی کشور و سایر اضلاع و ابعاد حاکمیت سیاسی، شاهد باشیم که این دو ضلع بتوانند همدیگر را تقویت کنند و استحکام ببخشند.
تداوم این پیروزی به مدیریت هوشمندانه نیاز دارد
در بُعد اجتماعی، حرکتهای رادیکال و حرکتهای تفرقهافکنانهای را که بعضا شاهد هستیم را خیلی نمیتوان هوشمندانه تفسیر کرد و طبعاً میتواند ابعاد زیان و آزار و خسارات آن بسیار، بسیار آسیبزا باشد. لذا توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری، برای مسئولین، جریانهای سیاسی و برای حرکتهای مردمی که در قالب بعثت مردمی در حال شکلگیری است میتواند بسیار راهگشا باشد.