به گزارش اقتصادنیوز، پویا جبلعاملی، اقتصاددان، در بخشی از گفتوگوی خود با اقتصادنیوز در پاسخ به این سوال که « آیا اساساً امکان ترکیب الگوهای توسعه کشورهای مختلف برای ایران وجود دارد یا این مدلها به دلیل تفاوتهای نهادی قابل کپیبرداری نیستند؟» اظهار کرد: من معتقدم هر کشوری تاریخ خود را میسازد؛ اگرچه همه کشورهای توسعهیافته دارای شباهتهای بسیار پررنگی در مسیر دستیابی به توسعه هستند و شروطی وجود دارد که بدون تحقق آنها توسعه محال است. از جمله این شروط میتوان به ضرورت وجود یک اقتصاد بازارمحور، آزادی افراد برای بروز خلاقیت و نوآوری، حق بهرهمندی از نوآوریها، عدم مصادره دستاوردها توسط دولت و به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی از سوی حاکمیت اشاره کرد. اینها شباهتهایی بنیادین هستند که برای هر نوع توسعهای، هیچ چارهای جز پذیرش آنها وجود ندارد و راه دیگری متصور نیست.
اقتصادنیوز: پویا جبلعاملی، اقتصاددان، میگوید: توسعهیافتگی بدون اتکا به اقتصاد بازارمحور، بدون توجه به آزادیهای فردی، بدون احترام به مالکیت فردی و خصوصی، و بدون پذیرش این اصل که بخش خصوصی باید پیشران اقتصاد باشد، به هیچ وجه امکانپذیر نخواهد بود.
او افزود: با این حال، نحوه رسیدن هر کشور به توسعهیافتگی متفاوت است و واقعیت این است که من اعتقادی به امکان «مهندسی کردن» این فرآیند ندارم. یعنی نمیتوانیم صرفاً در ذهن خود برنامهریزی کنیم که شرایط اجتماعی و سیاسی خاصی را پدید آوریم تا از دل آن توسعه متولد شود. قرار گرفتن اقتصاد بر روی ریل و حرکت آن به سمت توسعهیافتگی در بسیاری از مواقع میتواند تصادفی باشد و امکان مهندسی اجتماعی آن وجود ندارد. من اساساً به مهندسی اجتماعی مسائل معتقد نیستم. آنچه لازم است، فراهم شدن بستر مناسب برای تکنوکراتها و شکلگیری ارادهای است که از دل آن توسعه و سعادت اقتصادی حاصل شود.
جبلعاملی ادامه داد: البته برخی توصیهها امکانپذیر است؛ مثلاً میتوان به سیاستگذاران توصیه کرد که باید به این اصول باور داشته باشند و اقتصاد را فراتر از سایر مسائل در اولویت اول خود قرار دهند. یا میتوان به روشنفکران و عموم مردم یادآور شد که برای دستیابی به توسعه پایدار، راهی جز برخورداری از یک جامعه مدنی قوی که بر حوزه قدرت نظارت کند وجود ندارد، تا بدین ترتیب حوزه قدرت ناگزیر به پیشبرد منافع عمومی شود. تمام این توصیهها را میتوان مطرح کرد، اما اینکه گمان کنیم صرفاً با این توصیهها حتماً توسعهیافتگی حاصل میشود، نادرست است.
او همچنین گفت: در واقع، نیاز به یک بزنگاه تاریخی در هر کشور وجود دارد تا عوامل مختلف دست به دست هم دهند و مسائل خارجی، داخلی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به یکدیگر پیوند بزنند تا توسعهیافتگی محقق شود.
آیا میتوان بدون احترام به مالکیت خصوصی به توسعه رسید؟
این اقتصاددان افزود: به طور خلاصه، توسعه و سعادت اقتصادی آنچنان از پیش تعیینشده نیست. به عنوان مثال، در مورد چین ممکن است تصور شود این الگوی توسعه کاملاً ارادی بوده است؛ در حالی که اگر تیم دنگ شیائوپینگ و همفکرانش قدرت را به دست نمیگرفتند و همسر مائو و اطرافیان او را از عرصه قدرت خارج (حذف) نمیکردند، چین هرگز توسعه نمییافت. این اتفاق چگونه رخ داد؟ آیا کاملاً ارادی بود؟ خیر؛ ممکن بود گروه مقابل برنده شود و چین برای همیشه در شرایط قبلی باقی بماند. بنابراین، حتی در مورد چین نیز جنبه تصادفی بودن شرایط بسیار تعیینکننده بوده است. بر این اساس، ما به عنوان اقتصاددان یا افرادی که در رسانهها و جامعه مدنی فعال هستیم، باید بر مبنای وظایف خود عمل کنیم، اما اینکه فرض کنیم وقتی ما هم این کارها را انجام دهیم حتماً به توسعهیافتگی میرسیم، خیر، اینگونه نیست.
جبل عاملی در بخش دیگری از این گفتگو تاکید کرد: آیا میتوان بدون احترام به مالکیت خصوصی به توسعه رسید؟ ما باید بپرسیم که آیا میتوان در یک اقتصاد کاملاً دولتی و دستوری که در آن سیگنالدهی قیمتها اتفاق نمیافتد، به توسعه دست یافت یا خیر؟ پاسخ مشخص است؛ تجارب نشان میدهد هر چقدر ما از اقتصاد دستوری خارج شدیم، رشد اقتصادی بیشتری را تجربه کردیم. همچنین، آیا میتوان بدون احترام به مالکیت فردی و بخش خصوصی به توسعهیافتگی رسید؟ باز هم پاسخ منفی است. این فهرست را میتوان همچنان طولانیتر کرد، اما اعتقاد دارم ما باید نقاط مشترکی را که این سه الگو ایجاد کردهاند -که در مورد چین جهش اقتصادی و در دو مورد دیگر (اروپا و آمریکا) به سعادت پایدار برای شهروندان منجر شده است- برگزینیم و از این شاخصهای مشترک بهرهبرداری کنیم.
اصلاحات صرفا اصلاحات اقتصادی نیست
این اقتصاددان با تاکید بر ضرورت اصلاحات در کشور گفت: ما به وضوح نیازمند اصلاحات هستیم و این اصلاحات نمیتواند صرفاً به حوزه اقتصادی محدود شود. مؤلفههایی که در ذهن دارم، اگرچه بخشی از آنها مسائل اقتصادی هستند، اما در عین حال معتقدم دستیابی به رشد و توسعه پایدار در اقتصاد ما بدون فراهم کردن زمینهای از لیبرال دموکراسی (یا حداقل اصولی از آن) محقق نخواهد شد. به این معنا که حوزه قدرت باید تحت نظارت مستقیم و پیش چشم جامعه باشد و جامعه بتواند هر زمان احساس کرد ساختار قدرت از رویکردهایی که جامعه به دنبال آن است فاصله گرفته، آن را پاسخگو و بازخواست کند. بدون این پاسخگویی در حوزه قدرت، به نظر من دستیابی به توسعه پایدار امکانپذیر نیست.
وی گفت: بنابر دیدگاه من، اصلاحات صرفاً اصلاحات اقتصادی نیست؛ هرچند که خود اصلاحات اقتصادی نیز میتواند به بسترسازی برای تحقق اصلاحات سیاسی کمک کند. با این حال معتقدم برای یک توسعه پایدار، همزمانی این اصلاحات و پیوند خوردن (جوین شدن) آنها با یکدیگر بسیار کمک میکند تا اطمینان یابیم کشور در مسیر و جادهای پایدار برای رسیدن به توسعهیافتگی قرار گرفته است.