تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4368440
شناسه : 4368440
تاریخ :
خاقانی: تداوم جنگ به نفع کاسبان جنگ و تحریم و مافیاهای اقتصادی است | محاصره اقتصادی، تاب‌آوری مردم را هدف گرفته است اقتصاد ایران: مدیرکل پیشین وزارت نفت و کارشناس حوزه انرژی می‌گوید: بحث اصلی دشمنان اکنون بر روی چگونگی شکستن تاب‌آوری و مقاومت متمرکز شده است. یکی از راهکارهای آنان برای شکستن این مقاومت، اعمال محاصره دریایی و اقتصادی و اقداماتی است که تحت عنوان «طرد اقتصادی» مطرح می‌شود.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، تشدید فشارهای خارجی علیه ایران در ماه‌های اخیر، علاوه بر ابعاد سیاسی و امنیتی، پیامدهای قابل توجهی برای اقتصاد کشور به همراه داشته است. در این میان، موضوع تاب‌آوری اقتصادی، تداوم تجارت خارجی، وضعیت انرژی، آثار تحریم‌ها و همچنین آینده دیپلماسی ایران از جمله محورهایی است که همچنان محل بحث و تحلیل کارشناسان قرار دارد.

محمود خاقانی، مدیرکل پیشین وزارت نفت و کارشناس حوزه انرژی، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز ضمن بررسی این تحولات، از تبعات اقتصادی فشارهای خارجی، وضعیت تجارت و انرژی و همچنین چالش‌های پیش روی دیپلماسی کشور سخن گفته است.

او در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به مقاله‌ای که شبکه خبری یورونیوز منتشر کرده است، گفت: «در این زمینه اخیراً مقاله‌ای را که شبکه خبری یورونیوز منتشر کرده بود مطالعه کردم که بسیار حائز اهمیت و قابل توجه بود. این مقاله به تحلیل دلایل طولانی شدن جنگ روسیه با اوکراین پرداخته و مطرح کرده است که چرا روسیه بر خلاف تصور اولیه مبنی بر پایان سریع نبرد در چند روز، اکنون نزدیک به چهار و نیم تا پنج سال است که درگیر این جنگ شده است. بر اساس این تحلیل، تمام امکانات نظامی، وسعت و قدرت اقتصادی روسیه نتوانست اهداف تعیین‌شده در اسفندماه سال ۱۴۰۰ تحت عنوان «عملیات ویژه» در اوکراین را محقق سازد. نویسنده مقاله یکی از دلایل اصلی این مسئله را کمک‌های گسترده نظامی و اقتصادی اروپا و آمریکا به اوکراین دانسته است.»

خاقانی افزود: «علاوه بر کمک‌های نظامی و اقتصادی دریافتی توسط اوکراین، یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد و آن مقاومت مداوم مردم اوکراین است که تا به امروز نیز ادامه دارد. این مقاله در ادامه، شرایط ایران را بسیار عجیب و متفاوت توصیف کرده است. در مورد ایران، اهداف مشترک آمریکا، اسرائیل، متحدان اروپایی و شیوخ عرب مبنی بر براندازی نظام و روی کار آوردن یک دولت دست‌نشانده از طریق حمله نظامی به ایران، شهادت رهبری و ترور و شهادت نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ تن از فرماندهان نظامی تعریف شده بود. اما سوال این است که چرا آمریکا و اسرائیل نتوانستند به اهداف تعیین‌شده خود دست یابند؟»

خاقانی

او ادامه داد: «نتیجه حاصل‌شده این است که شکل و ماهیت جنگ‌ها در قرن بیست و یکم به طور کلی تغییر یافته است. در واقع، داشتن نیروی هوایی، نیروی دریایی و توان نظامی قوی نمی‌تواند یک قدرت بزرگ‌تر را تا زمانی که مردم آن کشور نخواهند، به اهداف سیاسی‌اش برساند. از این رو، بحث اصلی دشمنان اکنون بر روی چگونگی شکستن تاب‌آوری و مقاومت متمرکز شده است. یکی از راهکارهای آنان برای شکستن این مقاومت، اعمال محاصره دریایی و اقتصادی و اقداماتی است که تحت عنوان «طرد اقتصادی» مطرح می‌شود.»

مدیرکل پیشین وزارت نفت با مقایسه شرایط ایران و اوکراین گفت: «برخلاف اوکراین که از تمامی کمک‌های بین‌المللی اعم از دارو، مواد غذایی و منابع مالی برخوردار است، ایران در برابر تمام این کشورها تنها مانده است. بر اساس تحلیل منتشرشده در شبکه خبری یورونیوز، تا زمانی که انسجام ملی مردم ایران تداوم داشته باشد، آمریکا پیروز نخواهد شد. به همین دلیل، هدف اصلی آنان شکستن این انسجام ملی قرار گرفته است.»

اقتصاد گل‌آلود و فعالیت مافیاهای اقتصادی

خاقانی در ادامه با تشبیه اقتصاد به جریان آب در رودخانه اظهار کرد: «به طور کلی، می‌توان اقتصاد را به جریان آب در یک رودخانه تشبیه کرد. اگر این آب شفاف باشد، همگان ته رودخانه را می‌بینند، آب در جریان است و همه از آن بهره‌مند می‌شوند؛ حتی اگر در نقطه‌ای سدی ایجاد شود، مسیر جانبی خود را پیدا کرده و به حرکت خود ادامه می‌دهد. اما زمانی که اقتصاد شفاف نباشد، مانند آبی گل‌آلود می‌شود که همچنان جریان دارد. در این آب گل‌آلود، عده‌ای ماهی‌های مورد نظر خود را صید می‌کنند.»

او افزود: «در ایران نیز امروزه عده‌ای تحت عنوان «کاسبان جنگ»، مافیای قاچاق سوخت و مافیای طلا فعالیت می‌کنند. به عنوان نمونه، افزایش شدید قیمت طلا در ایران موجب می‌شود که طلا از سایر کشورها به داخل ایران قاچاق شود. در چنین شرایطی، حتی فعالان اقتصادی و بازرگانانی که پیش‌تر به صورت شفاف فعالیت می‌کردند، ممکن است مجبور شوند تا حدی در سایه به کار خود ادامه دهند.»

این کارشناس حوزه انرژی ادامه داد: «جریان این اقتصاد گل‌آلود همچنان ادامه دارد و مسئله اصلی، میزان تاب‌آوری مردم در برابر فشارهای آمریکا است. این در حالی است که خود دولت آمریکا نیز به واسطه این جنگ دچار بحران شده است. به عنوان مثال، در آستانه برگزاری اولین کنگره حزب جمهوری‌خواه با حضور ترامپ، اقدام به فروش بلیت‌های ۱۰۰ تا 1000 هزار دلاری کردند تا از این طریق کمک مالی جمع‌آوری کرده و حضور افراد را در سالن تامین کنند. اما در کمال تعجب، هیچ‌کس برای خرید بلیت ثبت‌نام نکرد.»

به گفته او، «در نتیجه، صاحبان جدید ثروت و قدرت مانند ایلان ماسک، مالک آمازون و فعالان صنعت هوش مصنوعی که معتقدند دولت آمریکا باید ایران و ونزوئلا را به دلیل دارا بودن عناصر کمیاب زیرزمینی و انرژی مورد نیاز هوش مصنوعی تصرف کند، هزینه برگزاری این کنگره را پرداخت کردند. آنان سپس اعلام کردند شرکت در مراسم مجانی است. این رویداد نشان‌دهنده بحران در دولت آمریکا است.»

خاقانی با اشاره به شرایط اقتصادی آمریکا گفت: «از سوی دیگر، قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا افزایش یافته و گازوئیل به بالاترین قیمت خود رسیده است.»

او ادامه داد: «با این تفاوت که قوه قضاییه آمریکا مستقل عمل می‌کند و اگر دادستان زیر نظر ترامپ علیه فردی به دلیل انتقاد از ترامپ اقامه دعوا کند، قاضی به سرعت تبعیت نکرده و مستقلاً رأی می‌دهد؛ چنان‌که بارها شاهد صدور آرایی علیه ترامپ در دادگاه‌ها بوده‌ایم. همچنین مردم آمریکا از آزادی نسبی برای بیان نظرات خود برخوردارند و نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد که ۶۸ درصد مردم آمریکا با ادامه جنگ علیه ایران مخالف هستند.»

تداوم جنگ به نفع کاسبان تحریم و مافیاهای اقتصادی است

خاقانی در ادامه گفت: «این در حالی است که در داخل کشور ما، اگر فردی مانند آقای روحانی سخنی بگوید، انواع و اقسام تهمت‌ها را نثار او می‌کنند. مشکل ما وجود عده‌ای است که مردم را کاره‌ای نمی‌دانند. این افراد، همان اصحاب ثروت و قدرتی هستند که از سال ۱۳۸۴ تحت عناوین، کاسبان تحریم و مافیاها شکل گرفته‌اند. تداوم جنگ و برهم خوردن یادداشت تفاهم ترک مخاصمه میان آمریکا و ایران به نفع این جریان و نتانیاهو بوده است.»

او افزود: «این مسئله برای اقتصاد ما مشکل‌آفرین است و ما گرانی‌ها و کمبودهایی را تجربه می‌کنیم. اما وقتی کالایی گران باشد، برای عده‌ای در کشورهایی نظیر ترکیه، پاکستان و ترکمنستان سودآور خواهد بود که اجناس را به ایران صادر کنند و این کار را انجام می‌دهند. بنابراین باور من این است که آمریکا در پروژه طرد اقتصادی ایران، همانند پروژه نظامی خود با بحران روبرو خواهد شد و موفق نخواهد شد.»

در آن یادداشت تفاهمی که امضا کردیم، صراحتاً قید شده است که ما سلاح هسته‌ای نمی‌خواهیم

این کارشناس حوزه انرژی درباره یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا نیز گفت: «برای اولین بار یادداشت تفاهمی امضا شد که هم خود آقای ترامپ و هم رئیس‌جمهور ما آن را امضا کردند. دیپلماسی رئیس‌جمهور ایران دیپلماسی بسیار مثبتی است و تأکید دارد که ما باید به همان یادداشت تفاهم امضاشده متعهد باشیم. این رویکرد موجب شد چهره ترامپ در جهان به عنوان فردی نشان داده شود که حتی به امضای خود نیز احترام نمی‌گذارد؛ فردی که تا پیش از این به اوباما فحاشی می‌کرد و مدعی بود اوباما برجام را امضا کرده است.»

خاقانی افزود: «در آن یادداشت تفاهمی که امضا کردیم، صراحتاً قید شده است که ما سلاح هسته‌ای نمی‌خواهیم، خودمان تولید نمی‌کنیم و از هیچ جایی هم نمی‌خریم.»

عده‌ای در ایران که نفوذی، قدرت‌طلب و کاسب جنگ هستند، اجازه پیشبرد این مسیر را نمی‌دهند

او ادامه داد: «اما هنگامی که ترامپ دید اشتباه کرده است، به دلیل ناراحتی نتانیاهو و تهدید وی مبنی بر افشای اسناد جزیره اپستین و آبروریزی برای او، تغییر مسیر داد. در این میان، عوامل نفوذی در ایران برنامه‌ای طراحی کردند تا در روز ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، هم‌زمان با برگزاری اجلاس ناتو، هنگامی که کشتی قصد عبور از آن مسیر را داشت، فردی از ایران به سمت آن شلیک کند تا این بهانه‌سازی صورت گیرد که ایران آتش‌بس را شکسته است و تا به امروز نیز این موضوع را بهانه کرده‌اند.»

او درباره رویکرد دولت پزشکیان نیز گفت: «دیپلماسی دولت آقای پزشکیان این است که آن یادداشت تفاهم همچنان برای ما معتبر است و آمریکا باید به آن برگردد. اما عده‌ای در ایران که نفوذی، قدرت‌طلب و کاسب جنگ هستند، اجازه پیشبرد این مسیر را نمی‌دهند. یعنی وقتی فردی سخنی در راستای پیشبرد دیپلماسی می‌گوید، اقدام به مطرح کردن مباحثی می‌کنند تا به ترامپ پیام بدهند که رئیس‌جمهور کاره‌ای نیست و نباید به حرف او توجه کند و اگر قصد مذاکره دارد، باید با آنان که قدرت را به دست می‌گیرند مذاکره کند.»

خاقانی ادامه داد: «این مشکل امروزه در جامعه ما خود را نشان می‌دهد. به نظر من، کسانی که از سال ۱۳۸۴ تا کنون جایگاه‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی، نظامی، اجرایی و قانون‌گذاری را تصرف کرده‌اند، اکنون در حال رقابت و حتی درگیری با یکدیگر هستند تا جایگاه خود را حفظ کرده یا گسترش دهند.»

او افزود: «در این میان، سرویس‌های اطلاعاتی موساد، سی‌آی‌ای و سرویس انگلیس نیز فعال بوده و منتظرند ببینند در این دعواهای درونی چه کسی برنده می‌شود تا با او وارد گفت‌وگو شوند. اگر برنده همان فردی باشد که آنان پشت پرده حمایتش می‌کنند، به هدف خود می‌رسند.»

خاقانی در ادامه به گزارش نیویورک‌تایمز اشاره کرد و گفت: «در این خصوص به گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز اشاره می‌کنم که مطرح کرده بود چه کسی قرار بوده در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی قدرت را در ایران به دست بگیرد. اگرچه آنان نتوانستند و این مشکل ادامه دارد، اما انسجام ملی مردم ایران، تاب‌آوری و قدرتی که از دفاع حمایت می‌کند، می‌تواند آنان را باز هم با بحران‌های بیشتری روبرو سازد.»

مقاومت مردم ایران برای دیگر کشورها نیز قابل توجه است

مدیرکل پیشین وزارت نفت در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «مقاومت و پایداری مردم ایران حتی به‌نوعی برای مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، نیز قابل توجه بوده است. وقتی او دید مردم یک کشور، مانند ایران، در برابر فشار و حمله ایستادگی و مقاومت می‌کنند، این موضوع برایش قابل تأمل بود.»

او ادامه داد: «جالب اینکه خود مارک کارنی نیز در مواجهه با فشارهای آمریکا موضعی مشابه اتخاذ کرد و گفت: «به ما حمله شده و باید بایستیم و از خودمان دفاع کنیم.» البته منظور او از حمله، در وهله نخست، فشارهای تجاری و اقتصادی بود؛ اما در عین حال معتقد بود سیاست‌های ترامپ می‌تواند به نوعی تجاوز به حقوق کانادا و تلاش برای قرار دادن این کشور تحت سلطه آمریکا تعبیر شود.»

خاقانی افزود: «بنابراین، کارنی نیز اعلام کرد که در برابر این فشارها مقاومت خواهد کرد و بر موضع خود ایستاد. به نظر من، این تجربه نشان می‌دهد که مقاومت مردم و ایستادگی یک کشور در برابر فشارهای خارجی می‌تواند حتی برای دیگر کشورها نیز قابل توجه و الهام‌بخش باشد.»

دو مسئله کلیدی باید از سوی حاکمیت شفاف‌سازی شود

خاقانی در ادامه گفت: «معتقدم دو مسئله کلیدی باید توسط حاکمیت ایران شفاف‌سازی شود. نخست اینکه در ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ که رئیس‌جمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی جهت حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آیت الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای در عراق حضور داشت و در کشور نبود، چه کسی تصمیم گرفت، اجرا کرد و به آن کشتی‌های قطری و عربستانی شلیک کرد تا بهانه ابطال یادداشت تفاهم را به دست آقای ترامپ بدهد؟»

او افزود: «دوم اینکه در خصوص گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز در مورد رئیس دولت‌های نهم و دهم، یک اظهار نظر رسمی صورت گیرد که چرا آن گزارش را قبول ندارند و مشخص شود چه کسانی ایشان را در برخی مراسم‌ها شرکت می‌دهند اما مانع حضور آقایان خاتمی و روحانی می‌شوند؟»

مدیرکل پیشین وزارت نفت در پایان گفت: «خطری که کشور ما را تهدید می‌کند، خطر نفوذی‌هاست. اگر به این دو سوال من پاسخ داده شود، نقش نفوذی‌ها در این جریان کاملاً روشن خواهد شد. زیرا همین نفوذی‌ها بودند که در جلسه ۹ اسفند ۱۴۰۴، زمان دقیق جلسه را به آمریکا و اسرائیل اطلاع دادند تا بمباران انجام شود و حتی به گونه‌ای اصرار می‌کردند که تمام افراد دعوت‌شده حتماً در آن جلسه حضور داشته باشند. ما باید حتماً نفوذی‌ها را شناسایی و پیدا کنیم.»