بازی هوشمندانه ایران؛ چرا کلینتون از فرسایش قدرت آمریکا سخن میگوید؟
اقتصاد ایران: اظهارات کلینتون درباره تقویت ایران، بار دیگر نتایج سیاستهای 25 ساله آمریکا در قبال تهران را برجسته کرده است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، اظهارات اخیر هیلاری کلینتون درباره ایران بسیار مهم و قابل تأمل است. وقتی وزیر خارجه پیشین این کشور میگوید «ما باعث تقویت ایران شدهایم» و در ادامه از «بازی بسیار هوشمندانه» ایران با کمک چین و روسیه برای کاهش ظرفیت آمریکا در دفاع از خود و متحدانش سخن میگوید، در واقع مسألهای را مطرح میکند که دامنه آن بسیار فراتر از مناسبات تهران و واشنگتن است و سیاست خارجی 25 سال اخیر این کشور در قبال ایران را به چالش میکشد.
برای فهم اهمیت این سخنان باید کمی به عقب برگشت. آمریکا طی حدود 25 سال گذشته تقریبا همه ابزارهای اصلی قدرت خود، از تحریم و فشار دیپلماتیک گرفته تا ائتلافسازی و تهدید نظامی، را برای محدود کردن قدرت ایران بهکار گرفته است. اما اگر تعبیر خود کلینتون را مبنا قرار دهیم، حاصل این سیاست با انتظارات کاخ سفید تطابق ندارد. حتی میتوان گفت در برخی حوزهها، نتیجه معکوس بوده و به افزایش قدرت نسبی ایران انجامیده است.
نمونه روشن این تغییر را میتوان در سرنوشت ائتلافسازی علیه ایران دید. زمانی که خود کلینتون وزارت خارجه آمریکا را بر عهده داشت، به گفتهی او واشنگتن توانسته بود علاوه بر متحدان اروپایی خود، چین و روسیه را نیز در سازوکار فشار بینالمللی و تحریم ایران همراه کند. یکی از دستاوردهای راهبرد آمریکا در آن مقطع همین بود: تبدیل اختلاف با تهران به مسألهای بینالمللی و شکلدادن به نوعی اجماع میان قدرتهای بزرگ علیه ایران.
امروز اما خود کلینتون از چین و روسیه به عنوان دو کشوری نام میبرد که به ایران در اجرای راهبردش کمک میکنند. این تغییر بسیار مهم و تعیین کننده است. دو قدرتی که زمانی بخشی از سازوکار فشار بر تهران بودند، اکنون از نگاه یکی از مهمترین چهرههای سیاست خارجی آمریکا به پشتوانه افزایش قدرت مانور ایران تبدیل شدهاند. پس آنچه که تغییر کرده نهتنها چند مؤلفه نظامی، بلکه بخش مهمی از معماری سیاسی و بینالمللی مهار ایران نیز فرو پاشیده است.
تعبیر «بازی هوشمندانه ایران» در سخنان کلینتون از همینجا اهمیت پیدا میکند. ایران برای تغییر موازنه نیازی ندارد از نظر قدرت نظامی با آمریکا برابر شود و چنین برابری اساساً طبق آمارها وجود ندارد؛ فاصله دو کشور در بودجه نظامی، نیروی هوایی، توان دریایی و بسیاری از فناوریهای پیشرفته همچنان زیاد است. پرسش اصلی چیز دیگری است: یک قدرت منطقهای تحت تحریم و تهدید و توطئههای گوناگون چگونه میتواند هزینه استفاده از قدرت را برای رقیبی که به مراتب بزرگتر است را افزایش دهد؟
این وضعیت نوعی «فرسایش نامتقارن» دانسته میشود. در چنین الگویی، هدف، نابودی قدرت نظامی طرف مقابل نیست. کافی است قدرت بزرگتر برای حفظ برتری خود مجبور شود منابعی به مراتب بیشتر مصرف کند.
آمریکا برای دفاع از پایگاهها و نیروهای خود در منطقه، حفاظت از ناوها و دفاع از متحدانش به شبکه بزرگی از سامانههای پدافندی، رهگیرهای موشکی، هواپیماها، شناورها و زیرساختهای لجستیکی متکی است. بر این اساس حتی حملهای که از نظر تاکتیکی با موفقیت دفع میشود، بدیهی است که هزینه راهبردی داشته باشد. اگر برای دفع آن بخشی از ذخایری مصرف شود که تولید و جایگزینیشان ماهها یا سالها زمان میبرد، تکرار همین «موفقیتهای تاکتیکی» به تدریج میتواند مسألهای راهبردی ایجاد کند.
اعداد منتشر شده در این زمینه، مهم و قابل تأمل است. طبق برآوردهای کارشناسی رسانههای مطرح آمریکا، این کشور در آغاز جنگ 40 روزه در مجموع نزدیک به 2800 رهگیر Patriot و THAAD در اختیار داشت، اما تا پایان جولای 2026 این رقم به حدود 1100 فروند رسیده بود؛ یعنی نزدیک به 60 درصد ذخیره اولیه مصرف شده است.
ضمن آنکه موضوع را نباید محدود به پدافند موشکی دانست. گزارشهای منتشر شده، از جمله گزارش رویترز حاکی از آن است که آمریکا تقریبا تمام ذخیره قابل دسترس ATACMS و PrSM خود را در جنگ مصرف کرده و نیمی از موجودی جهانی موشکهای Tomahawk نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
آیا اهمیت این اعداد فقط در خالی شدن بخشی از انبارهای تسلیحاتی آمریکاست؟ قطعاً خیر چراکه بخشی از همین تسلیحات برای سناریوهایی بسیار بزرگتر، بهویژه در رویارویی احتمالی با چین، اهمیت حیاتی دارد. هر موشکی که در خاورمیانه مصرف میشود، صرفاً یک موشک کمتر در این جبهه نیست؛ در مقیاسی بزرگتر میتواند بخشی از حاشیه امنیت و قدرت مانور نظامی آمریکا در صورت بروز بحران در شرق آسیا را نیز کاهش دهد.
کیوان ساعدی