تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4367753
شناسه : 4367753
تاریخ :
جنگ روانی ترامپ علیه ایران | علی نصری: جنگ روانی دقیقاً زمانی به هدف خود می‌رسد که یک پیروزی واقعی در ذهن ملت بی‌اعتبار گردد اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: رویکرد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران، تنها به فشارهای نظامی و اقتصادی محدود نمی‌شود و واشنگتن همزمان با تهدید و تحقیر، در پی گشودن جبهه‌ای روانی برای بی‌اعتبار کردن دستاوردهای ایران و تبدیل احساس مقاومت و پیروزی به ادراک شکست در ذهن جمعی ایرانیان است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، علی نصری کارشناس روابط بین‌الملل در یادداشتی نوشت: رویکرد دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده در قبال ایران صرفاً در فشار نظامی و اقتصادی خلاصه نمی‌شود، یکی از شگردهای اصلی او ساختن فضایی روانی است که در آن ایران به عنوان یک ملت، علیرغم اینکه در برابر دو قدرت هسته‌ای و زیر سنگین‌ترین تحریم‌ها با قدرت ایستاده، خودِ این ایستادگی را باور نکند و هرگونه پیروزی، چه در میدان جنگ و چه در پشت میز دیپلماسی، را از دریچه تروماهای تاریخی و احساس ضعف و خودکم‌بینی در برابر غرب ادراک کند.

زبان تحقیرآمیز ترامپ بخش مهمی از این راهبرد است. او ایران را تهدید کرده که آن را «به عصر حجر» بازخواهد گرداند و با انتشار تصاویر تحقیرآمیز در شبکه‌های اجتماعی، همین پیام را به شکل نمادین تکرار کرده است. در یکی از این تصاویر، نقشه ایران به شکل نیم‌رخ چهره نیم‌رخ خود او درآمده و در تصویری دیگر، ترامپ با پتکی بزرگ با نقش پرچم آمریکا بر نقشه ایران می‌کوبد. در تصویری دیگر نیز خارک در میان آتش به نمایش گذاشته شده است.

اهمیت این تصاویر در معنایی است که منتقل می‌کنند. نمایش ایران به‌عنوان سرزمینی که یک فرد قدرتمند آمریکایی می‌تواند آن را ویران کند و ملتی که سرنوشتش به اراده و نوسانات روانی او وابسته است. ترامپ در میدان جنگ و دیپلماسی نتوانست اراده خود را بر ایران تحمیل کند؛ تفاهم‌نامه چارچوبی که در نهایت امضا شد — با توقف محاصره، بازگشایی هرمز و معافیت‌های نفتی — عملاً امتیازاتی به سود ایران در خود داشت. از همین رو، جبهه‌ای دیگر در میدان روح و روان جمعی ایرانیان گشوده است. آنچه با بمباران‌های بی‌وقفه و تحریم‌های «فلج‌کننده» به دست نیاورده را اکنون با القای ذلت و شکست در ذهن جمعی ملت دنبال می‌کند.

این القا به شکل مستقیمِ تهدید و توهین صورت می‌گیرد. هدف، فعال کردن لایه‌ای از حافظه جمعی ایرانیان است که پیش‌تر با تجربه تحقیر و مداخله خارجی شکل گرفته، به این امید که تهدید و تحقیر امروز با تصویر شکست‌های دیروز در هم آمیخته و افتخار مقاومت و ایستادگی، در ذهن و روان ملت، به شکست بدل شود.

وامیک ولکان، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل، مفهوم «هویت گروه بزرگ» را برای توضیح تعلق میلیون‌ها انسان به یک «ما»ی مشترک به کار می‌برد؛ هویتی که تاریخ، خاطره جمعی و شکست‌ها و پیروزی‌های مشترک آن را می‌سازند. بخشی از این حافظه را «تروماهای برگزیده» تشکیل می‌دهند؛ بازنمایی‌های مشترک از شکست و تحقیر که بار عاطفی خود را نسل‌به‌نسل منتقل می‌کنند.

هنگامی که گروه بزرگ با تهدیدی علیه هویت خود مواجه می‌شود، این تروماها می‌توانند دوباره فعال شوند. ولکان این فرایند را با مفهوم «فروپاشی زمان» (time collapse) توضیح می‌دهد: در این وضعیت، احساسات و تجربه یک شکست تاریخی با تهدید امروز درهم می‌آمیزد، به‌گونه‌ای که رویداد کنونی نه صرفاً بر اساس واقعیت موجود، بلکه از دریچه زخم‌های تاریخی ادراک می‌شود.

در حافظه جمعی ایرانیان، تروماهای تاریخی متعددی در نسبت با آمریکا وجود دارد و مخزن روانی‌ که ترامپ به آن متوسل می‌شود ریشه در تجربه‌های تاریخی واقعی و مستند دارد. سه رویداد را می‌توان از مهم‌ترین لایه‌های شکل‌دهنده این حافظه دانست؛ کودتای ۲۸ مرداد، که در آن سازمان سیا با همکاری اینتلیجنس سرویس بریتانیا دولت محمد مصدق را سرنگون کرد و به یکی از نخستین تجربه‌های مستقیم و مستند مداخله آمریکا در تعیین سرنوشت سیاسی ایران بدل شد؛ تأسیس و آموزش ساواک با کمک سیا و موساد در دوره پهلوی، که این سازمان را به نماد سرکوب داخلی با پشتوانه خارجی تبدیل کرد؛ و حمایت واشنگتن از صدام حسین در جنگ ایران و عراق، از جمله ارائه اطلاعات نظامی به بغداد، در شرایطی که آمریکا از استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه نیروها و غیرنظامیان ایرانی آگاه بود.

این رویدادها در کنار یکدیگر، لایه‌هایی از حافظه‌ای تاریخی را شکل داده‌اند که در آن مداخله خارجی، سرکوب و تحقیر به یکدیگر گره خورده‌اند. روایتی که همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان حضور دارد و ترامپ اکنون از این زخم‌ها به‌ عنوان بستری برای بازتعریف شرایط کنونی بهره می‌گیرد.

ایران در میدان واقعی، مقاومتی پرهزینه اما مؤثر و عزتمندانه از خود نشان داد و در مذاکرات نیز به تفاهمی دست یافت که امتیازات قابل‌توجهی برای منافع ملی و عزت کشور به همراه داشت اما این دستاوردها تنها زمانی به پیروزی واقعی تبدیل می‌شوند که جامعه آنها را پیروزی ببیند.

رئیس جمهور آمریکا که در میدان نبرد و سیاست ناکام مانده، امروز به همین پیروزی روانی نیاز دارد. او می‌خواهد ایرانیان، به‌عنوان یک ملت پیروز خود را همچنان مغلوب آمریکا و غرب ببینند. جنگ روانی دقیقاً زمانی به هدف خود می‌رسد که یک پیروزی واقعی، پیش از آنکه در حافظه تاریخی یک ملت ثبت شود، در ذهن او بی‌اعتبار گردد.