تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4367026
شناسه : 4367026
تاریخ :
نمکدوست: روزنامه‌نگاری ایران در «اغما» است | ما یک ریاکاری سیستماتیک داریم؛ اگر راست بگویید تنبیه می‌شوید اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: حسن نمک‌دوست تهرانی، روزنامه‌نگار و استاد علوم ارتباطات اجتماعی، با توصیف وضعیت امروز روزنامه‌نگاری جریان اصلی در ایران به‌عنوان «اغما»، گفت: بحران رسانه در ایران حاصل برهم‌کنش فشارهای تاریخی بر رسانه‌ها از یک‌سو و ناتوانی رسانه‌های جریان اصلی در پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه از سوی دیگر است؛ وضعیتی که به گفته او، اعتبار و اعتماد رسانه‌ای را فرسوده و مرجعیت داخلی رسانه‌ها را با افول جدی مواجه کرده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عطنا، حسن نمک‌دوست تهرانی در نشست تخصصی «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایت‌سازی از منظر اخلاق رسانه» که دوشنبه ۹ شهریورماه به همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری برگزار شد، در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت روزنامه‌نگاری و رسانه در ایران، تعبیر «اغما» را برای توصیف موقعیت امروز روزنامه‌نگاری جریان اصلی به کار برد و تأکید کرد که این تعبیر، بیش از آنکه ناظر بر پایان روزنامه‌نگاری باشد، بیانگر شرایط بسیار دشوار و بحرانی آن است.

دو لبه بحران؛ فشار تاریخی و بی‌پاسخ ماندن نیاز جامعه

نمک‌دوست با اشاره به سابقه تاریخی رابطه حاکمیت و رسانه در ایران گفت: فشار بر رسانه‌ها پدیده‌ای متعلق به سال‌های اخیر نیست و در بخش بزرگی از تاریخ روزنامه‌نگاری ایران استمرار داشته است.

به گفته او، مالکیت و مدیریت بخش مهمی از رسانه‌های جریان اصلی در دوره‌های مختلف در اختیار حکومت بوده و همزمان فشار بر بخش کوچک‌تر و مستقل روزنامه‌نگاری نیز ادامه داشته است.

نمک‌دوست افزود: در کنار این فشار تاریخی، عامل دیگری نیز در شکل‌گیری وضعیت کنونی نقش داشته است؛ رسانه‌های جریان اصلی در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند به نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهند و در نتیجه، به تدریج از دایره مراجعه عمومی خارج شده‌اند.

وی برای توضیح این تغییر به وضعیت مطبوعات در گذشته اشاره کرد و گفت: زمانی دکه‌های روزنامه‌فروشی مملو از نشریات بود و مردم درباره مطالب، نویسندگان و تحلیل‌های مطبوعاتی گفت‌وگو می‌کردند، اما امروز مراجعه به بسیاری از رسانه‌های جریان اصلی دیگر همان احساس و کنش اجتماعی گذشته را ایجاد نمی‌کند.

از مرجعیت تا بی‌اعتمادی

این استاد علوم ارتباطات، افول مرجعیت رسانه‌ای را نتیجه مستقیم همین فرایند دانست و اظهار کرد: مسئله امروز صرفاً کاهش مخاطب نیست، بلکه با بحران اعتبار و اعتماد رسانه‌ای مواجهیم.

او با اشاره به وضعیت ایران در برخی رتبه‌بندی‌های بین‌المللی روزنامه‌نگاری، تأکید کرد: چنین رتبه‌هایی به تنهایی نمی‌توانند تمام واقعیت رسانه‌ای کشور را توضیح دهند، اما نادیده گرفتن آنها نیز درست نیست.

به گفته نمک‌دوست، ریشه بحران را باید در ساختار تاریخی مالکیت و مدیریت رسانه‌های جریان اصلی و مناسبات قدرت با رسانه جست‌وجو کرد.

نمک‌دوست در ادامه، سه سازوکار «تبعیض، تهدید و تحقیر» را از مؤلفه‌های مهم مناسبات ارتباطی قدرت با شهروندان و رسانه‌ها در ایران دانست و اظهار کرد: استمرار این مناسبات، به تعمیق خودسانسوری و در نهایت افول مرجعیت داخلی رسانه‌ها منجر شده است.

وقتی رسانه از مأموریت اصلی خود فاصله می‌گیرد

به باور این روزنامه‌نگار، یکی از ریشه‌های اصلی بحران کنونی آن است که رسانه از مأموریت ذاتی خود فاصله گرفته است؛ مأموریتی که در وهله نخست باید «جست‌وجوی حقیقت و تلاش برای نزدیک شدن به حقیقت» باشد.

نمک‌دوست گفت: در سال‌های مختلف، این مأموریت جای خود را به نقش‌هایی همچون ابزار تبلیغاتی و سلاح جنگ روانی داده است؛ در حالی که روزنامه‌نگاری زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند واقعیت را جست‌وجو کند و درباره آن پرسشگری داشته باشد.

او افزود: وقتی جست‌وجوی حقیقت به‌عنوان مأموریت ذاتی روزنامه‌نگاری، «مزاحم» تلقی شود و از رسانه خواسته شود در میدان جنگ رسانه‌ای نقش سلاح را ایفا کند، طبیعی است که کارکرد اصلی آن تضعیف شود.

22

انحصار رسانه‌ای و ناامنی حرفه‌ای

نمک‌دوست در بخش دیگری از سخنان خود، «انحصار رسانه‌ای» را یکی از عوامل مؤثر بر وضعیت موجود دانست و با اشاره به انحصار رادیو و تلویزیون، گفت: چنین ساختاری خود به بازتولید مناسبات تبعیض، تهدید و تحقیر منجر می‌شود.

او همچنین با اشاره به ناامنی شغلی، فشارهای حقوقی و حرفه‌ای بر روزنامه‌نگاران، گفت: روزنامه‌نگاری در ایران به حرفه‌ای پرخطر تبدیل شده است؛ شرایطی که در کنار رانت، ناامنی شغلی و محدودیت‌های قانونی، فشار مضاعفی بر بدنه حرفه‌ای رسانه وارد می‌کند.

«خاموشی دیجیتال»؛ وقتی ارتباط قطع می‌شود

این استاد علوم ارتباطات، «خاموشی دیجیتال» را یکی دیگر از مؤلفه‌های جدید بحران رسانه در ایران دانست و بیان کرد: قطع دسترسی به اینترنت، به‌ویژه برای روزنامه‌نگاران، می‌تواند ارتباط حرفه‌ای آنان با منابع، مخاطبان و جریان اطلاعات را مختل کند.

او با طرح این پرسش که چرا با وجود انبوه مسائل اجتماعی و اقتصادی، بخش قابل توجهی از رسانه‌های داخلی درباره برخی از این مسائل سکوت می‌کنند، گفت: پاسخ را باید در ساختار سانسور و خودسانسوری جست‌وجو کرد؛ ساختاری که گاه به مدیران مسئول و سردبیران گفته می‌شود درباره موضوعاتی مشخص ننویسند.

به گفته نمک‌دوست، نتیجه این وضعیت آن است که بخشی از روزنامه‌نگاران از حرفه خود کناره می‌گیرند و برخی نیز از کشور خارج می‌شوند یا به حوزه‌های دیگری روی می‌آورند؛ اتفاقی که در شرایط عادی نباید رخ دهد.

شبکه‌های اجتماعی؛ از حباب الگوریتم تا اتاق پژواک

نمک‌دوست در ادامه، بحران رسانه‌ای ایران را در بستر تحولات شبکه‌های اجتماعی و فضای اینترنت بررسی کرد و گفت: این فضا نیز با وجود ظرفیت‌های گسترده، سازوکارهایی دارد که در صورت مدیریت نشدن می‌تواند وضعیت موجود را پیچیده‌تر کند.

او «حباب الگوریتم» را یکی از این سازوکارها دانست و خاطرنشان کرد: که الگوریتم شبکه‌های اجتماعی معمولاً کاربران را در معرض محتوایی قرار می‌دهد که با باورها و علایق آنها سازگار است. نتیجه آن، شکل‌گیری فضایی است که در آن افراد بیش از پیش با کسانی مواجه می‌شوند که شبیه خودشان فکر می‌کنند.

نمک‌دوست این وضعیت را با مفهوم «اتاق پژواک» توضیح داد؛ فضایی که در آن کاربران ایده‌ها و دیدگاه‌های مشابه را تقویت می‌کنند و کسانی را که خارج از این دایره قرار دارند، به‌سادگی به‌عنوان «مخالف»، «متفاوت» یا حتی «دشمن» طبقه‌بندی می‌کنند.

اقتصاد توجه و فرسایش مطالعه عمیق

وی همچنین از پدیده‌ای سخن گفت که در ادبیات رسانه‌ای از آن با عنوان «تب اسکرول» یاد می‌شود؛ حرکت مداوم کاربران میان حجم عظیمی از محتوا که با سازوکار پاداش‌های لحظه‌ای، توجه آنان را درگیر نگه می‌دارد.

به گفته نمک‌دوست، این چرخه، توان مطالعه عمیق را کاهش می‌دهد؛ زیرا مخاطب دائماً در معرض محرک‌های کوتاه و متنوع قرار می‌گیرد و فرصت کمتری برای تمرکز، تحلیل و مواجهه انتقادی با اطلاعات پیدا می‌کند.

«مهندسی آشوب اطلاعاتی» و اعتبارزدایی از مراجع

این استاد علوم ارتباطات در ادامه از آنچه «مهندسی آشوب اطلاعاتی» نامید سخن گفت و آن را حاصل تلاقی قطبی‌شدن فضای فارسی‌زبان، جنگ روانی و فعالیت جریان‌های مختلف سایبری دانست.

به گفته او، یکی از پیامدهای این وضعیت، «اعتبارزدایی از هر مرجع قابل اتکای داخلی» است؛ به گونه‌ای که حتی اگر فرد یا رسانه‌ای مستقل، سخنی مستند و قابل دفاع مطرح کند، می‌تواند همزمان از سوی جریان‌های مختلف مورد حمله قرار گیرد.

ریاکاری سیستماتیک؛ «اگر راست بگویید تنبیه می‌شوید»

نمک‌دوست یکی از صریح‌ترین بخش‌های سخنان خود را به توصیف شرایط اخلاقی حاکم بر فضای رسانه‌ای اختصاص داد و گفت: «ما یک ریاکاری سیستماتیک داریم؛ اگر راست بگویید تنبیه می‌شوید و اگر دروغ بگویید تشویق می‌شوید.»

او تأکید کرد: نباید تمام مسئولیت وضعیت موجود را متوجه یک روزنامه‌نگار یا یک رسانه دانست؛ زیرا رسانه یک «امر اجتماعی» است و اخلاق رسانه‌ای نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار گیرد.

23

اخلاق رسانه‌ای در وضعیت اضطراری

این استاد علوم ارتباطات، راه برون‌رفت از وضعیت موجود را صرفاً در توصیه اخلاقی به روزنامه‌نگاران جست‌وجو نکرد و گفت: برای شکل‌گیری روزنامه‌نگاری مسئولانه، مجموعه‌ای از زیرساخت‌های اجتماعی و نهادی ضروری است.

به گفته او، جامعه به «نظام حقوقی مستقل»، «نظام اقتصادی روشن و آزاد»، «نظام فرهنگی ارزش‌گذار» و «نظام سیاسی پاسخگو» نیاز دارد تا اخلاق رسانه‌ای بتواند در چنین بستری معنا پیدا کند.

نمک‌دوست در عین حال تأکید کرد: روزنامه‌نگار در شرایط اضطراری نباید صرفاً گزارشگر منفعل رویدادها باشد، بلکه باید در چارچوب نزدیک شدن به واقعیت، روزنامه‌نگاری کند.

از روزنامه‌نگاری هراس‌زده تا روزنامه‌نگاری آگاهی‌بخش

وی راهکار دیگر را «مقاومت روایی» دانست و گفت: روزنامه‌نگاری برای بازسازی نقش خود باید قاب‌بندی‌های متکثر ایجاد کند و منزلت و صدای سوژه‌ها، به‌ویژه مردم، را به مرکز توجه بازگرداند.

نمک‌دوست یادآور شد: کانون تمرکز رسانه باید واقعیت‌های جامعه و منافع مردم باشد، نه منافع حکومت‌ها. ضمن‌آنکه اینکه رسانه و روزنامه‌نگاری صرفاً تریبون حکومت باشد، نه‌تنها به انحطاط، بلکه به ابتذال روزنامه‌نگاری منجر می‌شود.

وی سه ضرورت را برای عبور از وضعیت موجود، بازتعریف «قرارداد اجتماعی رسانه» با جامعه، شفاف‌سازی قوانین و مقررات و جایگاه رسانه، و ارتقای «سواد شناختی» جامعه برشمرد.

این روزنامه‌نگار و استاد علوم ارتباطات خاطرنشان کرد: هدف باید عبور از روزنامه‌نگاری «وحشت‌زده، هراسان، زمین‌خورده و سانسورزده» و حرکت به سمت روزنامه‌نگاری آگاهی‌بخش باشد؛ روزنامه‌نگاری‌ای که بتواند بار دیگر به واقعیت‌های جامعه نزدیک شود و اعتماد از دست‌رفته مخاطب را بازسازی کند.