به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با کنار گذاشتن مسیر مذاکره از سوی دولت دونالد ترامپ و تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی علیه ایران، تهران بیش از گذشته از گزینههای نظامی برای تغییر موازنه سخن میگوید. در حالی که مذاکرات بر سر تنگه هرمز متوقف مانده و تحریمها و محاصره دریایی ادامه دارد، مقامهای ایرانی از راهبردهای تازهای برای افزایش هزینههای فشار آمریکا و بازگرداندن طرف مقابل به میز مذاکره صحبت میکنند.
اقتصادنیوز: واشنگتن از طریق این سیاستها، بیشتر به دنبال تضعیف بنیه اقتصادی و استراتژیک ایران و درگیر کردن بیشتر کشور در بحرانهای متعدد است تا در نهایت زمینه کشیده شدن ایران به یک درگیری و مواجهه نظامی فراهم شود.
از پایان مذاکرات تا فشار همهجانبه
مصطفی سالم و آیدا عزیزی در سیانان نوشتند: با تیره شدن فضای مذاکرات میان واشنگتن و تهران، دولت ترامپ راهبرد فشار حداکثری اقتصادی خود را وارد مرحله تازهای کرده است؛ راهبردی که مجموعهای از تحریمهای گسترده، حملات نظامی و محاصره دریایی را در بر میگیرد و ورود و خروج کالا از ایران را هدف قرار داده است.
از سویی، ترامپ توافق آتشبس ماه ژوئن را «توافقی که ارزش کاغذی را که روی آن نوشته شده ندارد» توصیف کرده و مسیر دیپلماسی را کنار گذاشته است. در مقابل، کاخ سفید تلاش کرده تا از طریق تحریمهای جهانی، حملات نظامی و کنترل مسیرهای دریایی، فشار بر ایران را افزایش دهد.
این فشار چندجانبه ایران را در موقعیتی کمسابقه قرار داده است؛ فشاری که علاوه بر اقتصاد، زندگی روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین فضایی، مقامهای نظامی ایران بیش از گذشته از تغییر تاکتیکها سخن میگویند و هشدار میدهند که در صورت ادامه فشارها، دامنه درگیری میتواند به فراتر از وضعیت کنونی گسترش یابد.
منطقه ممنوعه در خلیجفارس؟
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در گفتوگویی با رسانههای داخلی اعلام کرد که شرایط جدید ایجاب میکند که راهبردهای تازهای در جنگ، مذاکرات و مقابله با محاصره اتخاذ شود.
او همچنین از احتمال ایجاد «منطقه ممنوعه» در خلیج فارس و دریای عمان سخن گفت؛ اقدامی که میتواند دامنه محدودیتهای دریایی ایران را فراتر از تنگه هرمز گسترش دهد.
در هفتههای گذشته، ایران و عمان مذاکراتی را برای مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز دنبال کردهاند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اعلام کرده است که احتمالا طی روزهای آینده «مسیر امن موقت» عبور از تنگه در سازمان بینالمللی دریانوردی ثبت خواهد شد؛ هرچند هنوز مشخص نیست آمریکا چنین توافقی را به رسمیت خواهد شناخت یا نه.
در همین حال، قطر که یکی از میانجیهای اصلی بحران محسوب میشود، از دو مانع اصلی برای پیشرفت مذاکرات سخن گفته است.
ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، تأکید کرده که حل بحران هم به اراده سیاسی نیاز دارد و هم به یافتن راهحلهای فنی. به گفته او، مسئله تنها پیدا کردن یک توافق نیست، بلکه باید روایتی شکل بگیرد که همه طرفهای درگیر بتوانند از طریق آن از بحران خارج شوند.
تلاش تهران برای ایجاد تعادل
با وجود توقف روندهای دیپلماتیک، مقامهای ارشد ایران از جمله مسعود پزشکیان بارها تمایل خود را برای بازگشت به توافق ماه ژوئن اعلام کردهاند؛ توافقی که بسیاری از ناظران آن را نسبتا مطلوبتر از شرایط کنونی برای تهران ارزیابی میکنند.
نویسندگان مدعی شدند: اما این موضع در داخل ایران با مخالفت برخی جریانها روبهرو شده است. منتقدان دولت معتقدند هرگونه توافق با آمریکا میتواند دستاوردهای دوران جنگ را تضعیف کند و تیم مذاکرهکننده را به عقبنشینی در برابر واشنگتن متهم میکنند.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بینالمللی بحران مدعی است که تهران اکنون تلاش میکند تا میان دو فشار متفاوت تعادل برقرار کند؛ از یک سو جامعهای که از جنگ و مشکلات اقتصادی خسته شده و به کاهش فشارها نیاز دارد، و از سوی دیگر پایگاه سیاسی و که هیچگونه عقبنشینی در برابر آمریکا را نمیپذیرد.
او در ادامه مدعی شد: به همین دلیل، از نگاه او، گزینه مطلوب برای تهران همچنان دیپلماسی است؛ اما دیپلماسیای که بتوان آن را در داخل کشور نتیجه قدرت ایران معرفی کرد، نه نتیجه عقبنشینی.
آمادگی نظامی به موازات اعلام آمادگی برای دیپلماسی
گزارش مدعی شد: در چنین شرایطی، تهران در وضعیتی دشوار قرار گرفته است. اگر بر خواستههای خود درباره مدیریت تنگه هرمز، برنامه هستهای و لغو تحریمها پافشاری کند، احتمال کاهش فشارهای واشنگتن اندک خواهد بود؛ اما اگر امتیاز قابل توجهی بدهد، با واکنش جریانهای داخلی روبهرو میشود.
حسین طائب، فرمانده سازمان بسیج، روز دوشنبه با تأکید بر همین موضع گفت که ملت ایران نه تهدید را میپذیرد، نه اجبار را و نه مذاکراتی را که نتیجه آن تضعیف حقوق کشور باشد. به گفته او، مذاکره باید برای تأمین حقوق کشور باشد، نه برای تسلیم شدن.
این وضعیت باعث شده تهران در حالی که همچنان از بازگشت به مسیر مذاکره سخن میگوید، همزمان گزینههای نظامی را نیز به عنوان ابزاری برای افزایش هزینههای طرف مقابل روی میز نگه دارد.
تغییر آرایش منطقه
تفاهمنامه ماه ژوئن قرار بود نقشه راهی برای ادامه مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران و لغو تحریمها ترسیم کند و همزمان زمینه را برای آیندهای فراهم سازد که در آن تهران نقشی در مدیریت تنگه هرمز داشته باشد؛ آبراهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند.
گزارش مدعی شد: اما در هفتههای پس از امضای این تفاهمنامه، تحولات مسیر دیگری پیدا کرد. ایران تلاش کرد کنترل بیشتری بر رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز اعمال کند و در مقابل، آمریکا موج سنگینی از حملات علیه اهداف ایرانی در امتداد سواحل جنوبی کشور آغاز کرد.
به ادعای مقامات آمریکایی، نیروی دریایی آمریکا اسکورت نفتکشهای حامل نفت خام را از تنگه هرمز بر عهده گرفته و بهتدریج حجم عبور نفت از این مسیر را افزایش دادند تا فشار بر بازارهای جهانی کاهش یابد. این اظهارات درحالی است که مقامات ایرانی وجود هرگونه تردد بدون هماهنگی با تهران در تنگه را رد میکنند.
در همین حال، برخی کشورهای منطقه نیز برای کاهش وابستگی خود به هرمز، مسیرهای جایگزین صادرات انرژی را توسعه دادهاند.
انور قرقاش، مشاور رئیس امارات متحده عربی، در نشست هیلی فروم در ابوظبی گفت که امارات در حال گسترش ظرفیت بنادر ساحل شرقی خود است. همزمان خطوط لوله، شبکههای ریلی و مسیرهای تجاری لازم نیز برای ایجاد کریدورهای جایگزین حملونقل کالا نیز در حال توسعه و تقویت هستند.
آزمودن خطوط قرمز یکدیگر
واشنگتن همزمان بر فشار نظامی نیز تاکید داشته و همچنان حملات علیه اهداف ایرانی را ادامه میدهد. در یکی از این حملات که هفته گذشته انجام شد، ۱۸ نفر جان باختند.
به گفته مقامهای ایرانی، چهار نفر از قربانیان، از جمله یک کودک، در مراسم عروسی در روستایی در حاشیه تنگه هرمز کشته شدند؛ جایی که ترکشهای ناشی از حمله آمریکا به خانهای مسکونی اصابت کرد.
در مقابل، ایران نیز برخی اهداف منطقهای و کشتیهای عبوری از تنگه را هدف قرار داده و نیروهای همپیمان آن در یمن نیز به تأسیسات نفتی عربستان حمله کردهاند. با این حال، شدت این حملات با روزهای نخست جنگ قابل مقایسه نیست؛ همان زمانی که ایران صدها موشک و پهپاد را به سوی اهداف منطقهای، از جمله اسرائیل، شلیک کرد و خسارت و اختلال گستردهای در منطقه به وجود آورد.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد گروه بینالمللی بحران معتقد است که این اقدامات به معنای تمایل ایران به آغاز جنگی فراگیر نیست، بلکه محتملترین سناریو، تشدیدی کنترلشده است؛ از جمله افزایش فشار بر کشتیرانی، گسترش حملات علیه پایگاههای آمریکا، هدف قرار دادن داراییهای دریایی واشنگتن یا حمله به برخی زیرساختهای انرژی در منطقه.
در همین حال، نمایندگان مجلس و فرماندهان نظامی ایران نیز طی روزهای اخیر پیامهای بازدارندهای منتشر کردهاند و از بهکارگیری تجهیزات و تاکتیکهای جدید، از جمله حمله به ناوهای جنگی و پایگاههای نظامی، سخن گفتهاند. مقامهای نظامی همچنین اعلام کردهاند که تجهیزات و سامانههای ارتش متناسب با تهدیدهای جدید بهروزرسانی شده است.
افزایش هزینه جنگ برای آغاز دوباره مذاکرات
به گفته عزیزی، هدف از این رویکرد آن است که هزینههای وضعیت کنونی برای آمریکا به اندازهای افزایش یابد که دیپلماسی دوباره به گزینه مطلوبتر تبدیل شود.
با این حال، او هشدار میدهد که چنین راهبردی خطرهای جدی نیز به همراه دارد. به گفته او، زمانی که دو طرف شروع به آزمودن خطوط قرمز یکدیگر میکنند، احتمال محاسبه اشتباه به شکل قابل توجهی افزایش مییابد. اگر حملهای از سوی ایران تلفات سنگینی به نیروهای آمریکایی وارد کند، یا آمریکا در پاسخ از یکی از خطوط قرمز تهران عبور کند، این رویارویی میتواند به سرعت از چارچوب تشدید تنش کنترلشده خارج شده و دوباره به یک جنگ تمامعیار تبدیل شود.