به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، نام قرارگاه «خاتمالانبیا» در ایران بیشتر با قرارگاه سپاه شناخته میشود که در وظایفش سازندگی تعریف شده است، یعنی قرارگاه سازندگی خاتم؛ مجموعهای عظیم که در پروژههای عمرانی، نفتی و زیرساختی فعالیت دارد. اما بعد از وقوع دو جنگ اخیر، آن قرارگاه خاتم بیشتر معروف شده که در کار جنگ و حمله و دفاع است؛ قرارگاهی در ساختار نیروهای مسلح، با نام کامل «قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)»؛ قرارگاهی نظامی که عالیترین فرماندهی عملیاتی و جنگی را در اختیار دارد.
قرارگاه خاتم ریشه در جنگ ایران و عراق دارد؛ و پس از جنگ 8 ساله، در کنار ستاد کل نیروهای مسلح وظیفه عملیاتهای برون مرزی و تهاجمی را بر عهده گرفت.
اما اخیرا در حکم آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبری نظام، که برای انتصاب سردار علی عبداللهی، به عنوان رئیس جدید ستاد کل نیروهای مسلح صادر شد، برای او سه مأموریت اصلی تعیین شد و یکی از آنها که شاید مهمترین هم باشد، «تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) مبتنی بر تدبیر امام شهید» بود. همین بند نشان از یک تغییر مهم در معماری فرماندهی نیروهای مسلح دارد؛ تغییری که میتواند ساختار فرماندهی راهبردی و عملیاتی جمهوری اسلامی را به هم نزدیکتر کند.
قرارگاهی که از دل جنگ بیرون آمد
سابقه تشکیل قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا به دهه ۶۰ و جنگ ایران و عراق بازمیگردد. آن زمان دو نیروی نظامی ایران یعنی ارتش و سپاه در تاکتیکها، تکنیکها و نحوه عملکرد در جبههها کمکم به اختلاف رسیدند و برای فرماندهان ارشد سیاسی و نظامی جنگ، این اختلافات آزاردهنده بود و به نوعی کاهنده انرژی نیروهای مسلح در بحبوحه جنگی طاقتفرسا. این دو سازمان نظامی هر دو یک هدف یعنی دفاع از ایران را داشتند اما با نگاههای متفاوت. ارتش کلاسیک نگاه میکرد و سپاه صاحب نگاهی متفاوت بود.
هرچند عملیاتهای مشترک و هماهنگی میان این دو نیرو در مقاطع مختلف جنگ شکل گرفت، اما اداره یک جنگ گسترده نیازمند سطحی بالاتر از فرماندهان دو نیرو بود؛ سطحی که هر دو نیرو از آن تبعیت کنند و آن سطح حرف آخر را بزند؛ و همینطور ظرفیتهای دو سازمان نظامی را با یکدیگر هماهنگ کند.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در چنین فضایی و پیش از عملیات خیبر در سال 1362 به فرماندهی اکبر هاشمی رفسنجانی شکل گرفت. این قرارگاه به تدریج به مرکز هماهنگی و فرماندهی عملیاتهای گسترده تبدیل شد و تلاش کرد مسئلهای را حل کند که جنگ بهروشنی آن را آشکار کرده بود: چگونه میتوان نیروهای مختلف با ساختارهای مستقل را در یک میدان نبرد زیر یک فرماندهی واحد قرار داد؟
این تجربه، بعدها به یکی از پایههای شکلگیری و تحول ساختار فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی تبدیل شد.
تفاوت «ستاد کل» و «قرارگاه مرکزی»
تا پیش از روند جدید ادغام، میان مأموریت ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا تفاوت مشخصی وجود داشت. ستاد کل نیروهای مسلح در سطح کلان، مسئول هماهنگی، سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت بر نیروهای مسلح است. ارتش، سپاه، فرماندهی انتظامی، بسیج و دیگر اجزای ساختار نظامی کشور در سطح عالی با این نهاد مرتبط هستند.
اما قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا ماهیتی عملیاتی و جنگی دارد؛ ساختاری که در شرایط جنگ، بحران و عملیاتهای گسترده، وظیفه هماهنگی و هدایت مشترک ظرفیتهای نظامی را بر عهده میگیرد. به بیان دیگر، ستاد کل را میتوان «مغز راهبردی» ساختار نیروهای مسلح دانست و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا را «اتاق جنگ و عملیات» آن.
اکنون دستور برای تکمیل ادغام این دو ساختار، میتواند به معنای نزدیکتر شدن این دو سطح از فرماندهی باشد؛ یعنی فاصله میان تصمیمسازی راهبردی و فرماندهی عملیاتی کمتر شود.
ادغام در میانه جنگ
زمان صدور دستور ادغام شاید به اندازه خود دستور اهمیت داشته باشد.
تحولات نظامی سالهای اخیر، بهویژه تجربه درگیریهای مستقیم و گسترده، نشان داده که جنگ مدرن دیگر به یک میدان زمینی محدود نیست. موشکها، پهپادها، پدافند هوایی، نیروی هوایی، جنگ الکترونیک، عملیات اطلاعاتی و تهدیدات سایبری میتوانند بهطور همزمان در یک بحران فعال شوند.
در چنین شرایطی، فرماندهی نیروهای مسلح با مسئلهای پیچیدهتر از گذشته روبهرو است: چگونه باید مجموعهای از توانمندیهای متنوع و پراکنده را در کوتاهترین زمان ممکن به یک پاسخ هماهنگ تبدیل کرد؟ همین مسئله احتمالاً یکی از دلایل اصلی اهمیت یافتن دوباره مفهوم «فرماندهی مشترک» است.
دستور اخیر نیز تنها به ادغام ساختاری محدود نمیشود. در حکم رئیس جدید ستاد کل، بر ارتقای آمادگیهای دفاعی و امنیتی و فراهمسازی امکان پاسخ به تهدیدهای متعارف، نوین، شناختی و ترکیبی تأکید شده است؛ عبارتی که نشان میدهد نگاه جدید به فرماندهی نیروهای مسلح، صرفاً معطوف به جنگ کلاسیک نیست.
پایان یک قرارگاه مستقل؟
با این حال، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که ادغام به معنای حذف کامل عنوان و ساختار قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا خواهد بود. عبارت «تکمیل روند ادغام» بیشتر از آنکه از یک تصمیم ساده برای تعطیل کردن یک نهاد خبر دهد، نشاندهنده یک بازآرایی سازمانی است؛ بازآراییای که احتمالاً هدف آن ایجاد زنجیره فرماندهی منسجمتر میان سطح راهبردی و عملیاتی است.
نکته قابل توجه این است که علی عبداللهی پیش از رسیدن به ریاست ستاد کل، خود در ساختار قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا حضور داشت و این مسئله میتواند اجرای روند جدید را از نظر مدیریتی سادهتر کند. همچنین پس از صدور احکام جدید، تغییرات در جایگاه فرماندهی قرارگاه و ستاد کل، این گمانه را تقویت کرده که ساختار نهایی در حال بازطراحی است.
اتاق جنگ جمهوری اسلامی در حال بازطراحی است؟
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا محصول تجربه جنگ ایران و عراق بود؛ جنگی که ضرورت هماهنگی میان ارتش و سپاه را به یکی از مسائل اصلی جمهوری اسلامی تبدیل کرد.
امروز اما مسئله پیچیدهتر شده است. اگر در دهه ۶۰ چالش اصلی، ایجاد هماهنگی میان دو نیروی بزرگ نظامی بود، در شرایط جدید باید میان مجموعهای از توانمندیهای موشکی، هوایی، دریایی، پهپادی، پدافندی، اطلاعاتی و سایبری هماهنگی ایجاد شود.
از این منظر، ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا را میتوان بیش از یک جابهجایی اداری دانست. این تغییر، در صورت اجرای کامل، میتواند تلاش جمهوری اسلامی برای ساختن یک زنجیره فرماندهی فشردهتر و متمرکزتر باشد؛ زنجیرهای که در آن فاصله میان «تصمیمگیری درباره جنگ» و «هدایت جنگ» کمتر شود.
اینکه ساختار نهایی دقیقاً چه شکلی خواهد داشت، هنوز مشخص نیست؛ اما یک نکته روشن است: قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا با آن تجربیات منحصر به فردش، اکنون خود در آستانه یکی از مهمترین تغییرات تاریخی قرار گرفته است. تغییری که شاید در نهایت به معنای بازگشت به ایدهای قدیمی باشد: یک فرماندهی واحد برای نیروهای متفاوتی که قرار است در لحظه بحران، مانند یک نیروی واحد عمل کنند.