به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با آغاز سال سیاسی جدید در غرب، جهان با مجموعهای از بحرانهای موازی روبهروست. کشورها از خاورمیانه گرفته تا آسیا، آمریکا و اروپا، همگی با چالشهای فزایندهای روبهرو هستند؛ جنگهای فرسایشی، بحرانهای انسانی، مشکلات اقتصادی و بحرانهای اقلیمی.
با اینحال، آینده تنها در دستان سیاستمداران نیست، بلکه به تصمیم میلیونها نفر در سراسر جهان بستگی دارد.
جهان آشفته امروز
سیمون تیسدال در گاردین نوشت: کافی است نگاهی به وضعیت جهان بیندازیم تا تصویری نگرانکننده پیش چشممان قرار بگیرد. جنگها یکی پس از دیگری ادامه دارند، بحرانهای انسانی گسترش یافتهاند، دولتهای اقتدارگرا قدرت گرفتهاند، دموکراسیها با بحران کارآمدی مواجهند و افراطگرایی نژادی و مذهبی در بخشهایی از جهان رو به رشد است. قانونگریزی نیز بیش از گذشته به بخشی از واقعیت سیاسی تبدیل شده است.
همه اینها در شرایطی رخ میدهد که جهان با نابرابری شدید اقتصادی، طمع شرکتها و افراد، بدهیهای سنگین دولتها، تبعات نامعلوم توسعه سریع هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و گسترش تسلیحات هستهای دستوپنجه نرم میکند.
حاصل چنین ترکیبی، چشماندازی است که بیش از هر زمان دیگری به یک بحران جهانی فراگیر شباهت دارد.
اقتصادنیوز: رابرت تافت، سناتور جمهوریخواه اوهایو و یکی از برجستهترین چهرههای محافظهکاری، معتقد بود قانون تنها نیرویی است که میتواند از وقوع جنگ جهانی دیگری جلوگیری کند. او در سال ۱۹۴۹ خواستار اتحادی از کشورها شد که خود را به قوانین مشترک متعهد کنند و دادگاهی بینالمللی نیز بر اجرای آنها نظارت داشته باشد.
رهبران ناگزیر به مواجهه با چالشهای بینالمللی هستند
رهبران دموکراتیک که وعده آیندهای امنتر و امیدوارکنندهتر میدهند، نمیتوانند از این فضای بینالمللی جدا بمانند. اندی برنهام، نخستوزیر جدید بریتانیا، از آغاز «عصر تازهای از امکان» سخن گفته است، اما حتی دولت تازهرویکارآمده او نیز خیلی زود با پیامدهای این بیثباتی روبهرو شد. آشفتگی بازار جهانی اوراق قرضه، هزینه استقراض دولت بریتانیا را بالا برد و برنامههای اقتصادی آن را از همان ابتدا تحت فشار قرار داد.
انتخاب اوکراین برای نخستین سفر خارجی برنهام نیز معنای نمادین مهمی داشت، اما در عین حال واقعیتی ناخوشایند را برجسته کرد: بریتانیا که یکی از اصلیترین مخالفان حمله روسیه به اوکراین است، اکنون عملا در رویارویی مستقیم با مسکو قرار گرفته و خود را در معرض تهدید میبیند.
حتی آرژانتین نیز در حال بررسی آسیبپذیریهای دفاعی بریتانیاست؛ تحولی که نشان میدهد جهان امروز تا چه اندازه از فضای امن و قابل پیشبینی فاصله گرفته است.
جنگ جهانی سوم آغاز شده است؟
برخی تحلیلگران حتی معتقدند که جنگ جهانی سوم همین حالا نیز آغاز شده است. این برداشت شاید در نگاه اول اغراقآمیز به نظر برسد، اما وضعیت جغرافیای سیاسی جهان در سال ۲۰۲۶، دلایل کافی برای ایجاد چنین نگرانیهایی را ایجاد کرده است.
جنگهای فرسایشی؛ از اوکراین تا ایران
درگیری ها از اوکراین تا ایران، سودان و میانمار، یکی پس از دیگری ادامه دارند. جنگ روسیه علیه اوکراین وارد پنجمین سال خود شده و حملات مداوم علیه غیرنظامیان همچنان ادامه دارد. جنگ آمریکا و ایران نیز بدون چشماندازی روشن برای پایان باقی مانده است. در سودان، فجایع انسانی در مقیاسی گسترده رخ میدهد و در میانمار، جنگ علیه حکومت نظامی همچنان قربانی میگیرد.
نویسنده مدعی شد: از سویی، در خاورمیانه نیز پیامدهای حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳ به یک جنگ منطقهای گسترده منجر شده که اسرائیل، فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، عراق، ایران و کشورهای خلیج فارس را درگیر کرده است. در نتیجه، شمار افرادی که در جهان به دلیل جنگ و خشونت آواره شدهاند، به رکوردهای تازهای رسیده است.
نگرانی بزرگتر آن است که این بحرانها دیگر از یکدیگر جدا نیستند. پیوندهای سیاسی، نظامی و اقتصادی میان آنها افزایش یافته و همین مسئله خطر تبدیل مجموعهای از جنگهای منطقهای به یک درگیری گسترده و غیرقابل کنترل را بیشتر کرده است.
نهادهای بینالمللی کارایی گذشته را ندارند
یکی از پایههای اصلی نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم، شبکهای از ائتلافها و همکاریهای بینالمللی بود. اما این ساختار نیز اکنون تحت فشار قرار گرفته است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در زمانی که اروپا و ناتو بیش از هر زمان دیگری به انسجام نیاز دارند، با وضع تعرفه، تهدید به کاهش حضور نظامی و حملات لفظی، بر متحدان اروپایی خود فشار وارد میکند.
همچنین، روابط واشنگتن و اتاوا نیز بهشدت متشنج شده است و کاخ سفید همزمان درباره ونزوئلا و حتی ایده الحاق سرزمینها، همانند رویکردش درباره گرینلند، مواضعی تهاجمی اتخاذ میکند.
آسیا در آستانه انفجار
وضعیت در آسیا حتی پیچیدهتر شده است. چین از کره شمالی حمایت میکند؛ کره شمالی به روسیه نزدیک شده و روسیه نیز با ایران همکاری دارد. ایران هم روابط نزدیک خود را با گروههایی مانند حزبالله و حوثیها حفظ کرده است. در ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین و استرالیا، قدرت فزاینده چین نگرانیهای امنیتی را افزایش داده، آن هم در شرایطی که اعتماد به واشنگتن در حال فرسایش است.
تایوان در مرکز این نگرانیها قرار دارد و نگرانی نسبت به حمله چین افزایش یافته است. در این میان، رفتار آشتیجویانه ترامپ در قبال شی جینپینگ نگرانیها را بیشتر میکند.
بحران فراگیر انسانی؛ از جنگ تا تغییرات اقلیمی
بحران فقط به میدانهای جنگ محدود نیست. جنگ، تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی در نقاط مختلف جهان موج جدیدی از مهاجرت، سوءتغذیه و بیماری ایجاد کردهاند. در همین حال، نظام امدادرسانی بینالمللی به رهبری سازمان ملل، به دلیل کاهش حمایت مالی آمریکا و بریتانیا، توان کمتری برای مقابله با این بحرانها دارد.
در کرانه باختری، صدها هزار فلسطینی با ناامنی غذایی مواجهاند و فشار شهرکنشینان افراطی، خانهها و زمینهای کشاورزی آنها را تهدید میکند.
در سومالی نیز میلیونها نفر تحت تأثیر خشکسالی شدید و احتمال وقوع سیلابهای گسترده قرار دارند. افغانستان و کلمبیا نیز با بحرانهای مشابه روبهرو هستند.
سرکوبهای سیاسی نیز در کنار این بحرانها ادامه دارد.
اقتصاد جهانی در وضعیت شکننده
آشفتگی بازار اوراق قرضه تنها یکی از مشکلات اقتصادی جهان است. پرسش بزرگ این است که آیا اقتصاد جهانی در آستانه بحرانی شبیه سال ۲۰۰۸ و حتی شدیدتر قرار گرفته است؟
بدهی ملی آمریکا به ۴۰ تریلیون دلار رسیده و کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و ژاپن نیز با بدهیهای سنگین مواجهاند. کسری حساب جاری، تورم و هجوم سرمایه به شرکتهای بزرگ حوزه هوش مصنوعی، نگرانیها درباره شکلگیری حبابی جدید را افزایش داده است.
شرکتهایی مانند انویدیا، آمازون، گوگل، متا و مایکروسافت اکنون سهمی بسیار بزرگ از ارزش بازار سهام آمریکا را در اختیار دارند. در عین حال، افزایش هزینه انرژی و مواد غذایی در نیمکره شمالی میتواند فشار بیشتری بر خانوارها و دولتها وارد کند.
اگر این روندها همزمان تشدید شوند، نتیجه میتواند رکود اقتصادی جهانی و بیثباتی سیاسی بیشتر باشد؛ حباب بزرگی که خطر ترکیدن آن هر روز جدیتر میشود.
تهدیدهای اقلیمی و هستهای
بحران تغییرات اقلیمی نیز به مرحلهای رسیده که آثار آن دیگر قابل انکار نیست. سیلهای ویرانگر در جنوب آسیا نمونهای از حوادثی هستند که ارتباط آنها با تغییرات آبوهوایی بیش از گذشته آشکار شده است.
در کنار این بحران، مسابقه تسلیحات هستهای نیز در حال شتاب گرفتن است. هر ۹ کشور مجهز به سلاح هستهای در حال توسعه یا نوسازی زرادخانههای خود هستند و چین در این میان با سرعت زیادی ظرفیتهای هستهای خود را گسترش میدهد.
برخی کشورهای دیگر، از جمله کره جنوبی و عربستان سعودی، نیز در حال بررسی گزینههای هستهای خود هستند. نگرانی مهمتر این است که رقابت هستهای دیگر محدود به زمین نیست و به حوزه فضا نیز کشیده شده است.
دموکراسی غربی در معرض فشار
ارزشهای اساسی جوامع لیبرال نیز تحت فشار قرار گرفتهاند. حاکمیت قانون در بسیاری از نقاط جهان تضعیف شده و احکام نهادهای بینالمللی بیش از گذشته نادیده گرفته میشوند.
در اروپا، احزاب راست افراطی در حال پیشروی هستند و در برخی کشورها به نیرویی جدی در ساختار سیاسی تبدیل شدهاند. در فرانسه نیز انتخابات آینده میتواند نقطه عطفی برای سیاست این کشور باشد.
در آمریکا، مخالفان ترامپ هشدار میدهند که او با تکیه بر حمایت اکثریت کنگره و بخش محافظهکار دیوان عالی، در حال افزایش اختیارات ریاستجمهوری و تضعیف برخی سازوکارهای نظارت دموکراتیک است. حتی برنامه ساخت یک طاق پیروزی عظیم در پایتخت آمریکا نیز از نگاه منتقدان، نمادی از همین روند شخصیسازی قدرت است.
به این ترتیب، مسئله تنها آینده آمریکا نیست؛ سنت دموکراتیک غرب نیز تحت فشار قرار گرفته است.
راه بازگشت همچنان وجود دارد؟
با وجود این فضای تیره و تار، هنوز هم دلایلی برای خوشبینی وجود دارد.
نخست آنکه ستونهای اصلی نظم جهانی پس از ۱۹۴۵ هنوز کاملاً فرو نریختهاند. سازمان ملل و بسیاری از نهادهای وابسته به آن، دیوان بینالمللی دادگستری و نهادهای چندجانبهای مانند اتحادیه اروپا، ناتو و گروه هفت همچنان پابرجا هستند.
دوم آنکه دوران بسیاری از رهبران اقتدارگرا هرچند با شتاب کم رو به پایان است. نسل قدیمی سیاستمداران خشن و مستبد نمیتوانند برای همیشه در قدرت بماند و دیر یا زود جای خود را به نسلهای جدید خواهد داد.
سوم و مهمتر از همه، نسلهای جوانتر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و قدرتهای میانی، بهوضوح از وضع موجود رویگردان هستند. جنبشهای اعتراضی جوانان، از هند گرفته تا دیگر نقاط جهان، نشان میدهد که بخش مهمی از نسل جدید حاضر نیست آینده را همانند گذشته بپذیرد.
آینده به تصمیمات میلیونها نفر بستگی دارد
آینده جهان در اختیار دیکتاتورها، سیاستمداران افراطی و رهبران جنگطلب نیست. این آینده به تصمیمها و رفتار میلیونها انسان عادی نیز بستگی دارد؛ به شجاعت، همبستگی، نوعدوستی و باور آنها به امکان تغییر.
جهان امروز ممکن است در یکی از خطرناکترین مقاطع چند دهه اخیر قرار داشته باشد، اما هنوز زمان داریم. شاید مهمترین وظیفه همین باشد که چشمها را باز نگه داریم، واقعیت را ببینیم و از نگاه کردن به آینده هراس نداشته باشیم.