تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4365812
شناسه : 4365812
تاریخ :
خالقی: راهی جز بازاری‌تر شدن اقتصاد برای «توسعه پایدار» وجود ندارد | در شرایط تحریم، توسعه تبدیل به کالای لوکس می‌شود اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: رفع تحریم مهمترین و پیش نیاز هرگونه رستگاری برای ایران و ایرانی است! اینجا باید محکم ایستاد گفت، توسعه با تحریم نداریم! در شرایط تحریم، یا به همان گفته مشهور «شرایط حساس کنونی» از اساس توسعه کالای لوکس می شود، افق تصمیم گیری ها کوتاه است و گذران امروز دیگری فرصتی بریا اندیشیدن به فردا نمی گذارد.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، پایان جنگ و احتمال شکل‌گیری یک توافق سیاسی می‌تواند برای اقتصاد ایران به معنای ایجاد یک فرصت تازه برای عبور از سال‌ها تحریم، انزوا و فشار اقتصادی باشد؛ فرصتی که البته به خودی خود تضمین‌کننده رشد و توسعه پایدار نخواهد بود. پرسش مهم این است که اگر یک شوک مثبت سیاسی و اقتصادی در اختیار ایران قرار گیرد، اقتصاد کشور با چه الگویی باید مسیر توسعه را دنبال کند و چه نسبتی میان دولت و بازار می‌تواند زمینه‌ساز ثروت‌آفرینی و رفاه پایدار باشد؟

خبر مرتبط
طبیبیان: پایان جنگ و رفع تحریم‌ها «فرصت» است نه آغاز توسعه | ایران نیازمند برنامه بازسازی نهادی و اقتصادی است
طبیبیان: پایان جنگ و رفع تحریم‌ها «فرصت» است نه آغاز توسعه | ایران نیازمند برنامه بازسازی نهادی و اقتصادی است

اقتصادنیوز: دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان می گوید: «پایان جنگ و رفع تحریم فرصت است، نه توسعه؛ توسعه زمانی اتفاق می‌افتد که قواعد بازی اقتصاد اصلاح شود.»

تجربه کشورهای مختلف، از الگوی بازارمحور آمریکا تا دولت رفاه در اروپا و اقتصاد چین، نشان می‌دهد توسعه نسخه‌ای واحد و قابل کپی‌برداری نیست و تفاوت‌های نهادی، تاریخی و سیاسی کشورها در انتخاب مسیر توسعه اهمیت تعیین‌کننده دارد. در این میان، اقتصاد ایران علاوه بر تحریم، با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری از ناکارآمدی دولت و بودجه گرفته تا نظام مالی، صندوق‌های بازنشستگی و ضعف حاکمیت قانون مواجه است.

امیرحسین خالقی، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز با تأکید بر اینکه «راهی جز بازاری‌تر شدن اقتصاد برای توسعه پایدار وجود ندارد»، معتقد است رفع تحریم‌ها پیش‌نیاز هرگونه حرکت جدی به سمت توسعه است، اما دولت نباید خود را موتور توسعه بداند؛ بلکه باید مسیر را برای فعالیت نیروهای بازار و خلق ثروت هموار کند.

او همچنین بر اهمیت اصلاحات حقوقی، گشودگی به اقتصاد جهانی و محدود کردن میل دولت به مهندسی اقتصاد و جامعه تأکید دارد.

متن کامل گفت‌وگوی تفصیلی اقتصادنیوز با این اقتصاددان، پیشِ روی شماست؛

******

*آقای خالقی! با نگاه رو به آینده، اگر جنگ پایان یابد و توافقی حاصل شود که یک شوک مثبت سیاسی و اقتصادی برای ایران ایجاد کند، یک پرسش مهم پیش روی مسئولان و سیاست‌گذاران این است که «ایران برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، کدام الگوی توسعه را باید دنبال کند که با ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران سازگار باشد؟» اگر سه الگوی توسعه آمریکا، چین و اروپا را ملاک قرار دهیم، کدام‌یک برای ایران مطلوب‌تر است؟ ایران برای توسعه اقتصادی باید بیشتر بر بازار آزاد و رقابت تکیه کند، یا رفاه و عدالت اجتماعی، یا برنامه‌ریزی و هدایت دولتی یا ...؟

به قول فون میزس اقتصاددان نامدار مکتب اتریشی به طور کلی در اقتصاد یک سوال بیشتر نداریم: دولت یا بازار؟ در بحث توسعه و پیشرفت هم ماجرا متفاوت نیست و باید تجارب مختلف را هم از همین لنز دید و بررسی کرد.

از دیدی که امثال من هوادار آن هستیم، یعنی اقتصاد مکتب اتریش یا همان اقتصاد اتریشی، توسعه یا development از اساس یک پروژه دولتی است و حالا می شود پرسید در این پروژه چقدر به نیروهای بازار میدان داده شده است؟ دولت به جای بازار نشسته یا به درجاتی با آن همراهی می کند؟ در سه الگویی که اشاره کردید حرف و حدیث زیاد است و برای مثال در رویکرد اروپایی، الگوی آلمانی از اسکاندیناوی متفاوت است؛ یا کشورهایی مثل استونی و لهستان تجارب متفاوتی را از سر گذراندند.

راهی جز بازاری تر شدن اقتصاد برای توسعه پایدار وجود ندارد

اما این طور فرض می کنیم که با مسامحه سه الگو را با توجه به میزان حضور و شدت مداخله تفکیک کنیم؛ نمونه چینی که حضور و مداخله دولت بسیار پررنگ است؛ الگوی اروپایی با دولت رفاه یا همان به اصطلاح عدالت اجتماعی شناخته می شود و الگوی امریکایی که نزدیکتر به بازار آزاد است. جواب ساده یک خطی می تواند به پرسش شما این باشد که راهی جز بازاری تر شدن اقتصاد برای توسعه پایدار وجود ندارد.

حضور دولت ها شاید در مراحل اولیه برای کشورهای کمتر توسعه یافته تکانی به اقتصاد بدهد ولی بسیار بعید است با افزایش نقش آفرینی دولت بتوان به یک پیشرفت با ثبات امیدوار بود؛ کتاب خوبی از پیتر بوتکه هست به نام شکست برنامه ریزی توسعه که نشان می دهد حتی در نمونه های به اصطلاح موفق توسعه مثل چین و کره هم تا چه اندازه با احتیاط باید حکم کرد.

در واقع توسعه داستانی نیست که یک معمار توسعه، از ابتدا آن را بی غلط می نویسد بلکه یک فرصت مناسب است که یک انتروپروتر یا کارآفرین سیاسی آن را کشف می کند و با آزمون و خطا شاید بتواند کشتی اقتصاد را از طوفان فقر و عقب ماندگی بگذراند.

امیرحسین خالقی

توسعه مثل دعای باران برای کشوری اسیر خشکسالی است

* کدام بخش از تجربه این کشورها برای ایران قابل استفاده است؟ کدام قسمت قابل استفاده نیست و حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد؟

همه تجارب جایی به درد مشاهده گر تیزبین می خورند؛ اما تاریخ توسعه بیشتر درس گرفتن از کارهایی است که نباید انجام داد. وردی وجود ندارد که بخوانیم و مشکلات ساختاری و تاریخی یکباره ناپدید شوند. ما حتی از تجارب قبلی هم می توانیم بسیار بیاموزیم؛ برای یک تجربه توسعه صنعتی در دهه 1340 داریم که از نظر نرخ رشد و تورم پایین جز نمونه های خوب به حساب می آید ولی برای مثال آن تجربه در دهه 1350 یا 1370 و 80 به دلایل مختلف تکرار نشد.

چیزی که من می فهمم بزرگترین چالش برای پیشرفت ایران زیبا شاید این باشد که در پروژه دولتی توسعه هم باید قید و محدودیتی برای مهار به اصطلاح معماران توسعه وجود داشته باشد والا میل شدید به مهندسی اقتصاد و جامعه، حتی به فرض توفیق در بعضی حوزه ها باعث ناکامی خواهد شد. این هم بسیار دشوار است، باید زور داشته باشی که کار پیش برود ولی زور زیاد هم داشته باشی شاید خیلی چیزها را از بین ببری؛ توسعه مثل دعای باران برای کشوری اسیر خشکسالی است، باران چیز خوبی است ولی احتمال سیل آمدن هم کم نیست.

بدون نقش آفرینی نهادها نمی‌توان از ثروت آفرینی و رشد سخن گفت

*آیا اساساً امکان ترکیب الگوهای توسعه کشورهای مختلف برای ایران وجود دارد یا این مدل‌ها به دلیل تفاوت‌های نهادی قابل کپی‌برداری نیستند؟

بگذارید یک بار تکلیف این ماجرای توسعه بومی را روشن کنیم که سوال شما هم به آن اشاره دارد؛ توسعه یا بومی است یا از اساس توسعه نیست! روی زمین ناهموار نمی توان عمارتی باشکوه بنا کرد. صرف عَلَم کردن یک سازمان یا تصویب بخشنامه و ماده و تبصره، گسترش بوروکراسی است نه به اصطلاح نهادسازی؛ نهاد یعنی ساختاری که آزمون زمان را از سر گذرانده و به دلیل کارکردش تثبیت شده است؛ بدون نقش آفرینی نهادها نمی‌توان از ثروت آفرینی و رشد سخن گفت،

می‌توان از دیگران آموخت و تقلید کرد و سپس با جرح و تعدیل به نسخه‌ای تازه رسید ولی جز این راهی وجود ندارد، پروژه‌های بازسازی افغانستان بعد از جنگ‌های خاورمیانه‌ای آمریکا شاید بهترین مثال باشد که باید در هر زمینی بذر خاص خودش را کاشت.

در شرایط تحریم، توسعه تبدیل به یک کالای لوکس می شود

*آقای خالقی! آیا رفع تحریم‌ها به‌تنهایی می‌تواند اقتصاد ایران را وارد مسیر رشد پایدار کند یا اصلاحات داخلی پیش‌شرط آن است؟

رفع تحریم مهمترین و پیش نیاز هرگونه رستگاری برای ایران و ایرانی است! اینجا باید محکم ایستاد گفت، توسعه با تحریم نداریم! در شرایط تحریم، یا به همان گفته مشهور «شرایط حساس کنونی» از اساس توسعه کالای لوکس می‌شود، افق تصمیم گیری‌ها کوتاه است و گذران امروز دیگری فرصتی برای اندیشیدن به فردا نمی گذارد.

خبر مرتبط
جبل‌ عاملی: اقتصاد ایران به «حد آستانه» نزدیک شده | بزرگترین اصلاحات مورد نیاز در ایران، خروج از وضعیت دستوری در اقتصاد و جامعه است

بدون رفع تحریم اصلاحاتی صورت نمی گیرد، گروه‌های سیاسی همه دنبال بهره گیری بیشتر از کیکی هستند که مدام در حال کوچک شدن است. تصور می‌کند تجربه تحریم های فلج کننده از ابتدای دهه 1390 هم همین را نشان می دهد. اینکه می شود در تحریم هم کارهایی کرد که بهتر از اوضاع کنونی باشد یک بحث است، اینکه کل یک اقتصاد سطح جدیدی از ثروت و رفاه را تجربه کند، چیزی دیگر!

 * اقتصاد ایران برای ورود به یک دوره جدید توسعه، ابتدا باید کدام مشکلات ساختاری را حل کند؟

محورهای کلی را بارها از من عاقل‌ترها گفته‌اند؛ از هزینه ها و بودجه دولتی بگیرید تا نظام مالی و صندوق های بازنشستگی و محیط زیست و فهرستی طولانی دیگر؛ تحریم را که عرض کردم گام نخست است؛ بحران ناکارآمدی دولت که نیاز به گفتن ندارد و داریم به نوعی دولت ورشکسته نزدیک می‌شویم ولی راستش فکر می‌کنم محوری که کمتر اشاره شده «اصلاح حقوقی» است، به جای قوه مجریه باید رفت سراغ اصلاح حقوقی رفت. پیشنیاز هر بهبود برابری حقوقی افراد، نظم بخشی به مناسبات آنها و مهار اراده‌های خاص است و این یعنی رفتن به سوی حاکمیت قانون.

تا تولد ایده توسعه فاصله داریم

*آیا شرایط امروز ایران و با پشت سر گذاشتن جنگ، با دوره‌های قبل از تحریم تفاوتی ایجاد کرده که الگوی توسعه کشور را تغییر دهد؟

جنگ تمام نشده که ما برای بعدش فکر کنیم، متاسفانه فکر می کنم جنگ بعدی ویرانگرتر خواهد بود و مطمئن نیستیم بعد از آن چه رخ می دهد؛ تغییر مثبتی در راه توسعه که رخ نداده حتی همان کوره راه قبلی هم مه آلودتر شده! حرکت در مسیر تولید ثروت که اسمش را توسعه می گذاریم یعنی اجماع در سطح نخبگان برای زدن به راهی پرخطر.

تا وقتی اهالی سیاست برای حذف حریف هیچ مرزی ندارند طبیعی است که تا تولد ایده توسعه هم فاصله داریم؛ اوضاع چنان به هم ریخته که رخ ندادن ابرتورم و قحطی هم نوعی دستاورد تلقی می‌شود چه رسد به توسعه و تفنن‌هایی از این دست!

زمانی می توان در مسیر رشد پیش رفت که از انزوا فاصله بگیریم

*مهم‌ترین ویژگی‌هایی که ایران می‌تواند از تجربه آمریکا، اروپا و چین یاد بگیرد چیست؟

می تواند این باشد که بدون نوعی گشودگی به بیرون باید با تولید ثروت خداحافظی کرد، تفاوتی نمی‌کند چه درجه ای از دخالت دولت را تجربه می‌کنیم؛ حتی در نمونه چین در اواخر دهه 1970 هم دیدیم زمانی می توان در مسیر رشد پیش رفت که از انزوا فاصله بگیریم.

قدرت در دنیای جدید را نمی‌توان با ماموریت غیرممکن «تاثیر نپذیرفتن از دیگری» تعریف کرد بلکه «در مرکز بودن» توصیفی بهتری از قدرت را در قرن 21 دست می دهد. باید به یاد داشت دولت موتور توسعه نیست هموارکننده مسیر آن است.