تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4365577
شناسه : 4365577
تاریخ :
وقتی ماشین‌ها احساس داشته باشند/ آیا هوش مصنوعی می‌تواند درد و لذت را تجربه کند؟ اقتصاد ایران: اقتصادنیوز:پیشرفت سریع هوش مصنوعی در گفت‌وگو، استدلال و حل مسئله، پرسشی قدیمی را به یکی از موضوعات جدی پژوهش‌های علمی تبدیل کرده است: آیا ماشین‌ها می‌توانند روزی مانند انسان تجربه درونی داشته باشند، درد را احساس کنند یا از چیزی لذت ببرند؟ پژوهشگران علوم اعصاب و شناختی در تلاش‌اند مرز میان پردازش اطلاعات و آگاهی واقعی را مشخص کنند.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، وبگاه تِک‌اِکسپلور در گزارشی آورده است: آیا ماشین می‌تواند روزی احساس درد یا لذت داشته باشد؟ آیا می‌تواند تجربه درونی خود را از جهان داشته باشد؟ با پیشرفت هوش مصنوعی در گفت‌وگو، استدلال و حل مسئله، این پرسش از داستان‌های علمی‌تخیلی به آزمایشگاه‌های پژوهش منتقل شده است.

اولیس کلاتزمن (Ulysse Klatzmann)، پژوهشگر پسادکتری در علوم اعصاب شناختی و محاسباتی، و آدرین دوریگ (Adrien Doerig)، استاد دانشگاه آزاد برلین، در مقاله‌ای جدید که در نشریه ترِندز اوپِن/ Trends Open منتشر شده، ریشه آگاهی و امکان آگاهی در ماشین‌ها را بررسی کرده‌اند.

آگاهی چیست و چرا تعریف آن اهمیت دارد؟

پژوهشگران ابتدا به این نکته اشاره می‌کنند که باید بر سر تعریف آگاهی به توافق برسیم. آگاهی می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد: بیداربودن، درک‌کردن، یا تفکر خودآگاهانه. آن‌ها بر آگاهی پدیداری (تجربه ذهنی) تمرکز دارند: دیدن آسمان آبی، شنیدن یک آهنگ، احساس درد. ما این تجربه‌ها را داریم، اما نمی‌دانیم مغز چگونه آن‌ها را تولید می‌کند.

دو دیدگاه درباره آگاهی

دو دیدگاه اصلی درباره آگاهی وجود دارد:

۱. طبیعت‌گرایی زیستی: بر اساس این دیدگاه، آگاهی محصولِ چیستی مغز (بافت زیستی) است و بدون زیست‌شناسی نمی‌توان آگاهی داشت؛ به‌عبارت ساده‌تر، فقط موجودات زنده با مغز زیستی می‌توانند آگاه باشند و ماشین‌ها از این توانایی بی‌بهره‌اند.

۲. کارکردگرایی: کارکردگرایی معتقد است که آگاهی به کاری که مغز انجام می‌دهد (پردازش اطلاعات) بستگی دارد و یک سامانه مصنوعی نیز می‌تواند آن را بازتولید کند؛ به‌عبارت دیگر، اگر ماشینی بتواند همان عملکردهای مغز را انجام دهد، ممکن است آگاه باشد، حتی اگر از جنس سیلیکون ساخته شده باشد. مثلاً مانند یک ماشین‌حساب که فرقی نمی‌کند از چه ماده‌ای ساخته شده باشد؛ مهم این است که محاسبات را درست انجام دهد.

آیا زیست‌شناسی برای آگاهی ضروری است؟

پژوهشگران برای روشن‌کردن این بحث، یک آزمایش ذهنی (فکری) مطرح می‌کنند: تصور کنید بخشی از مغز یک فرد با یک تراشه رایانه‌ای جایگزین شود که دقیقاً همان عملکردها را انجام می‌دهد. فرد همچنان می‌بیند، صحبت می‌کند و رفتار می‌کند، اما آیا آگاهی او تغییر کرده است؟

اگر طبیعت‌گرایی زیستی درست باشد، باید پاسخ منفی باشد چون بخشی از مغز دیگر زیستی نیست؛ اما اگر رفتار و پاسخ‌های فرد کاملاً مشابه قبل باشد، هیچ آزمایشی نمی‌تواند تفاوت را تشخیص دهد. این، به‌گفته پژوهشگران، یک ضعف اساسی در نظریه طبیعت‌گرایی زیستی است؛ چون هیچ پیش‌بینی قابل‌آزمایشی ارائه نمی‌دهد.

کارکردگرایان معتقدند که زیست‌شناسی به‌خودی‌خود شرط آگاهی نیست؛ بلکه نوع خاصی از پردازش اطلاعات است که آگاهی را ایجاد می‌کند. سؤال اصلی این است که کدام ویژگی‌های مغز برای آگاهی ضروری هستند و آیا یک ماشین می‌تواند آن‌ها را بازتولید کند یا خیر.

هشدار درباره شهودها

پژوهشگران هشدار می‌دهند که شهودهای ما (احساسات درونی و بدیهی) درباره آگاهی لزوماً درست نیستند. تاریخ علم نشان می‌دهد که چیزهایی که بدیهی به نظر می‌رسیدند، بعداً اشتباه از آب درآمدند؛ برای مثال، ما فکر می‌کنیم اجسام جامد هستند، اما در واقع بیشتر آن‌ها از فضای خالی ساخته شده‌اند. همچنین زمان را مطلق و جهانی می‌دانیم، اما اینشتین نشان داد که زمان نسبی است و برای هر کس متفاوت است؛ پس چرا باید شهود ما درباره آگاهی همیشه درست باشد؟

آیا هوش مصنوعی می‌تواند آگاه شود؟

دکتر اولیس کلاتزمن (Ulysse Klatzmann)، پژوهشگر پسادکتری در علوم اعصاب شناختی و محاسباتی، توضیح داد: اگر مدل‌های فعلی هوش مصنوعی به آگاهی برسند، شگفت‌زده می‌شوم، اما نمی‌توانیم این احتمال را به‌کلی رد کنیم.

آیا روزی ماشین‌ها آگاه خواهند شد؟

در نهایت، این مقاله پاسخ قطعی به این پرسش نمی‌دهد که آیا هوش مصنوعی می‌تواند آگاه شود یا نه؛ اما نشان می‌دهد که برای پاسخ به این سؤال، باید ابتدا مشخص کنیم که کدام ویژگی‌های مغز برای آگاهی ضروری هستند و آیا یک ماشین می‌تواند آن‌ها را بازتولید کند یا نه. این پرسش نه‌تنها از نظر علمی، بلکه از نظر اخلاقی و فلسفی نیز اهمیت زیادی دارد و می‌تواند آینده تعامل انسان و ماشین را شکل دهد.