عملکرد مردادماه شرکت پتروشیمی پردیس (شپدیس) دقیقا یکی از همین موارد است؛ جایی که تقاطع شوکهای هزینهای و تنگناهای لجستیکی، میتوانست ترمز هر بنگاه اقتصادی را بکشد، اما خروجی کار، ثبت یک رکورد تاریخی بود. راز این معمای فروش رویایی در دل بحرانها چیست؟
شوک اول: دیپلماسی صادرات از دل محاصره دریایی
فروش محصول در بازارهای جهانی، تنها به معنای یافتن مشتری نیست؛ رساندن فیزیکی کالا به مقصد، آن هم در شرایطی که محدودیتهای شدید تردد و مانعتراشیهای بینالمللی یک «محاصره دریایی» نانوشته را بر خطوط کشتیرانی تحمیل کرده، چالش اصلی بنگاههای صادراتمحور است. در چنین فضایی، صدور ۱۹۸ هزار تن محصول به بازارهای هدف در یک ماه، فراتر از یک عملیات تجاری روتین بوده و یک دستاورد بزرگ لجستیکی محسوب میشود. عبور دادن این حجم عظیم از محصول از مسیرهای پرالتهاب دریایی و دور زدن موانع حملونقل، نیازمند یک شبکه مویرگی، منعطف و هوشمند است که پتروشیمی پردیس توانسته آن را با موفقیت پیادهسازی کند.
شوک دوم: نبرد در جبهه هزینهها
برای درک بزرگی دستاورد پتروشیمی پردیس، ابتدا باید به ساختار هزینههای این شرکت نگاه کرد. بررسیها نشان میدهد این مجتمع پتروشیمی با نرخ گاز خوراک ۱۸۴ هزار ریالی دستوپانجه نرم میکند. تحمیل چنین هزینه سنگینی در بخش بهای تمامشده، به طور کلاسیک میتواند حاشیه سود هر شرکت اورهسازی را به شدت منقبض کرده و انگیزه تولید را کاهش دهد. با این حال، راهبرد تیم مدیریتی پردیس، به جای تسلیم شدن در برابر این شوک قیمتی، شیفت به سمت بهینهسازی تولید و حداکثرسازی درآمدهای ارزی بوده است. نتیجه این استراتژی، خلق درآمد خیرهکننده ۱۰.۹ همت (هزار میلیارد تومان) از محل فروش صادراتی تنها در یک ماه (مرداد) است؛ عددی که نشان میدهد اثر مخرب گاز گرانقیمت، با یک مهندسی دقیق در بخش فروش و بازاریابی خنثی شده است.
فرماندهی در سکوت؛ امضای «قنبریان» پای کارنامه شپدیس
آنچه این دوگانه (بهای تمامشده بالا و محدودیتهای لجستیکی) را به یک خروجی درخشان تبدیل کرده، سبک راهبری «عبدالرحیم قنبریان» در جایگاه مدیرعامل است. در شرایطی که بسیاری از مدیران صنعتی، سیگنالهای منفی محیطی و زیرساختی را بهانهای برای افت عملکرد قرار میدهند، قنبریان با رویکرد «فرماندهی در سکوت»، تمرکز مجموعه را از حواشی به متن عملیات و دیپلماسی فروش معطوف کرده است.
مدیریت او در پتروشیمی پردیس نشان میدهد که چگونه میتوان بدون هیاهوی رسانهای و تنها با اتکا به یک دیپلماسی فعال در بازاریابی بینالمللی و مدیریت ریسک زنجیره تامین، محدودیتها را بیاثر کرد. رقم ۱۰.۹ همتی فروش صادراتی مردادماه، سودای یکشبه و تصادفی نیست؛ بلکه محصول سیستم مدیریتیِ مبتنی بر حلی مسئله است که توانسته در میانه طوفان هزینهها (گاز ۱۸۴ هزار ریالی) و تحریمهای کشتیرانی، ۱۹۸ هزار تن محصول را با موفقیت به مقاصد رسانده و به ارز تبدیل کند.
امروز «شپدیس» تنها یک پتروشیمی ارزآور نیست، بلکه یک (Case Study) قابل اتکا در اقتصاد تحریمزده است که نشان میدهد راهبری استراتژیک چگونه میتواند تهدیدهای محیطی را به رکوردهای بلامنازع مالی تبدیل کند.