به گزارش اقتصادنیوز، حسن فروزانفرد، رئیس کمیسیون حکمرانی سازمانی اتاق تهران در بخشی از گفتوگوی خود با اقتصادنیوز در پاسخ به این پرسش «با توجه به همزمانی فشارهای خارجی با مسائلی نظیر بحران سوخت، احتمال افزایش قیمت حاملهای انرژی، کاهش ارزش پول ملی و ... به نظر شما این وضعیت تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟ اگر این جنگ فرسایشی اقتصادی ادامه یابد، چه پیامدهایی دارد؟» گفت: خودم، همکارانم و مسئولان را به واقعبینی توصیه می کنم. واقعبینی در واقع میتواند به ما کمک کند تا به اندازهای که میتوانیم نقش درستی ایفا کنیم و آنجایی را هم که نمیتوانیم، از پیش پیشبینی کرده و برایش برنامهای داشته باشیم؛ نه اینکه به طور ناخودآگاه و ناخواسته با آن مواجه شویم.
اقتصادنیوز: رئیس کمیسیون حکمرانی سازمانی اتاق تهران میگوید: شرایط در حال دشوارتر شدن است و باید این موضوع جنگ اقتصادی را تمام مسئولانی که در این زمینه وظیفه تصمیمگیری دارند، بسیار جدیتر از گذشته ببینند. این مسئله چیزی نیست که بگوییم از قبل هم وجود داشته است؛ این جریانی است که دارد شدت میگیرد و احتمالاً شرایط را دشوارتر خواهد کرد.
او ادامه داد: من به عنوان یک فعال اقتصادی، وقتی در مجموعه خودم پروژهای را در دست دارم، وقتی واقعبینانه به دادهها توجه میکنم و گزارشها را از بخشهای مختلف دریافت میکنم، این فرصت را به خودم میدهم که از غافلگیری یکباره یا وارد شدن شکست و خسارتی بزرگ به پروژه جلوگیری کنم. وقتی از تمامی ظرفیتها و زوایا به پروژه نگاه میکنم، اتفاقات مثبت و منفی مسیر اجرای آن را با دقت بررسی میکنم و تیمی را مأمور میکنم که این موارد را از دیدگاههای مختلف بسنجند، در واقع احتمال شکست را کاهش میدهم.
فروزانفرد افزود: اما اگر پروژهای باشد که به هر دلیلی نسبت به آن تعصب داشته باشم و بخواهم به هر ترتیبی آن را انجام دهم، آنگاه ممکن است دچار این اشتباه یا توهم عملیاتی شوم که با پیشزمینه و قضاوت قبلی دادهها را بررسی کنم؛ یعنی دادههایی را که در راستای اجرای پروژه هستند بزرگ و بااهمیت جلوه دهم و وزن بیشتری به آنها بدهم، و در مقابل، مواردی را که نشان میدهند پروژه ممکن است به دلایلی شکست بخورد، آسیب ببیند یا متوقف شود، کموزن جلوه دهم یا به آنها توجه کمتری داشته باشم. در این صورت، ریسک عدم موفقیت پروژه به شدت بالا میرود. نگرانی من به عنوان یک فعال اقتصادی و یک ایرانی نسبت به آنچه امروز در حال رخ دادن است، این است که ما به دلایل مختلف از واقعبینی دور شویم. آنچه میتواند ما را موفق کند این است که به واقعیتها به اندازهای که هستند و در زمان مناسب توجه داشته باشیم. در این رویارویی و وزنکشی نیز دقیقاً همین مسئله حائز اهمیت است.
او ادامه داد: ما نقاط قوتی داریم، از ظرفیتهای ملی خوبی برخورداریم و در یک مواجهه تاریخی قرار گرفتهایم که به هر حال میخواهیم امتیاز لازم را در قالب این رویارویی کسب کنیم و تحولاتی ایجاد شود. اگر واقعاً به دنبال این هستیم، باید با واقعیتها همانگونه که هستند مواجه شویم. بخشی از واقعیتها نقاط قوت ما و برخی دیگر نقاط ضعف ما هستند؛ برخی نیز از جنس ابهامند که باید با آنها به درستی برخورد کرد، وزن مناسبی به آنها داد، بدون سوگیری و تعصب به آنها نگریست و از جانبداری نسبت به برخی واقعیتها، فرصتها یا تهدیدها دوری کرد؛ نه بدبینانه نگاه کنیم و نه خوشبینانه، بلکه واقعبینانه و بر اساس دادهها رفتار کنیم.
این فعال اقتصادی گفت: اگر اینگونه با موضوع برخورد کنیم، به نظرم میتوانیم منافع ملیمان را تا جایی که امکان دارد تأمین کنیم و مانع از تحمیل زیان به عموم جامعه شویم. نگرانی من صرفاً این است که در سطح حاکمیت یا سطوح مدیریتی مختلف در سازمانهای مهم و تصمیمساز و تأثیرگذار، شرایطی به وجود آید که مسئولان دچار توهم دادهها شده یا درگیر جانبداری از برخی فرصتها یا تهدیدها شوند.
او ادامه داد: یعنی یا بیش از اندازه بترسیم یا بیش از حد خشنود باشیم؛ هر دوی اینها میتواند به توانایی ما در رسیدن به نتیجه و بهرهمندی آسیب بزند. به همین ترتیب، همین موضوع در طرف مقابل ما هم وجود دارد. داریم میبینیم که در برخی مواقع کاملاً روشن است که طرف مقابل ما بلوف میزند یا از قدرتی که ندارد سخن میگوید، یا از فرصتی دم میزند که برایش پیش نیامده است. این موضوع در سطح گفتگوهای عمومی و توییتها جایگاه خود را دارد، اما در واقعیت و در اتاقهای فکر بحث دیگری مطرح است. اینکه در توییتها چه میگذرد و در گفتگوهای عمومی اینچنینی چه اتفاقی میافتد، به نظرم چندان مهم نیست؛ مهم این است که ما مطمئن باشیم در اتاق فکر ما، تمامی ظرفیتها، دادهها و فرصتها به درستی دیده میشوند، وزن مناسبی به خود میگیرند و کار به درستی پیش میرود. اگر این اتفاق رخ دهد، به نظر من ما در جایگاهی خواهیم بود که بتوانیم از رویدادها بهرهبرداری مناسبی داشته باشیم و دستاورد کسب کنیم. اما اگر به شکل غیرواقعبینانه، بیتوجه یا کمتوجه به واقعیتها حرکت کنیم، ممکن است آسیبهای جبرانناپذیری ببینیم.