پرسپولیس؛ فشنگهای زیاد و ماشهای که باید درست چکانده شود
اقتصاد ایران: بررسی عملکرد پرسپولیس در چند هفته آغازین لیگ نشان میدهد که این تیم در فاز هجومی دستی پر اما نیاز به کار دارد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پرسپولیس در حالی با سه گل از سد ملوان بندر انزلی گذشت که بررسی فنی این مسابقه نشان میدهد سرخپوشان از نظر هجومی کمبودی ندارند، اما برای تبدیل شدن به تیمی که در بازیهای بزرگ نیز بتواند نتیجه بگیرد، باید کنترل ریتم مسابقه و جنگندگی در میانه میدان را ارتقا دهد.پرسپولیس با پیروزی 3 بر صفر مقابل ملوان، یکی از بردهای پرگل خود را به ثبت رساند؛ بردی که علاوه بر سه امتیاز، از نظر روحی نیز میتواند برای تیمی که به دنبال قرار گرفتن در جمع مدعیان است، اهمیت زیادی داشته باشد. سه گل در یک مسابقه نشان میدهد که تیم از نظر ظرفیت هجومی شرایط مناسبی دارد، اما برای ارزیابی دقیقتر عملکرد یک تیم مدعی، نمیتوان تنها به عدد روی تابلوی نتایج نگاه کرد.
پرسپولیس مقابل ملوان نشان داد که همچنان از نظر کیفیت بازیکنان هجومی، توانایی ایجاد خطر و استفاده از فضاهای ایجادشده را دارد. با این حال، یک مسئله مهم همچنان قابل بررسی است؛ اینکه آیا سرخپوشان میتوانند همین کیفیت را در مسابقاتی که حریف اجازه بازی راحت را به آنها نمیدهد و جنگ میانه میدان شدیدتر است، به همان اندازه به نتیجه تبدیل کنند؟ پاسخ به این سؤال میتواند یکی از کلیدهای موفقیت پرسپولیس در بازیهای بزرگ فصل باشد.

قدرت آتش پرسپولیس قابل انکار نیست
پرسپولیس از نظر مهره و ابزار هجومی تیمی است که میتواند برای خطوط دفاعی حریفان خطرناک باشد. بازیکنان این تیم زمانی که فضای لازم را در اختیار داشته باشند، قابلیت تغییر شرایط مسابقه را دارند. سرعت انتقال از دفاع به حمله، حضور بازیکنان در فاز دوم حمله و توانایی استفاده از اشتباهات حریف، از جمله ویژگیهایی است که میتواند پرسپولیس را به تیمی خطرناک در یکسوم هجومی تبدیل کند. یکی از مهمترین ویژگیهای سرخپوشان نیز توانایی آنها در حمله پس از بازپسگیری توپ است. اگر پرسپولیس بتواند در منطقه میانی یا مناطق بالاتر زمین توپ را از حریف پس بگیرد، چند ثانیه ابتدایی بعد از توپگیری میتواند برای این تیم بسیار ارزشمند باشد.
در چنین شرایطی، کانترپرس (بازیابی فوری مالکیت پس از لو دادن توپ) پرسپولیس میتواند به یک سلاح مهم تبدیل شود؛ توپگیری سریع، پاس رو به جلو و رساندن توپ به بازیکنان هجومی پیش از آنکه حریف فرصت سازماندهی دوباره پیدا کند، اما همین نقطه قوت، یک روی دیگر نیز دارد. فوتبال فقط سرعت نیست؛ تشخیص زمان سرعت نیز اهمیت دارد، یک تیم بزرگ نباید همیشه با بیشترین سرعت ممکن بازی کند. سرعت زمانی ارزشمند است که در زمان درست به کار گرفته شود.
پرسپولیس اگر بعد از هر توپگیری بلافاصله به دنبال حمله مستقیم باشد، ممکن است در بعضی مسابقات از مزیت انتقال مثبت خود استفاده کند، اما در بازیهای بزرگ با یک مشکل مواجه خواهد شد چون حریفان قدرتمند معمولاً بعد از از دست دادن توپ، فضای لازم برای انتقال سریع را در اختیار پرسپولیس قرار نمیدهند.در چنین شرایطی، تیم باید بتواند بازی را برای چند ثانیه کنترل کند، توپ را به گردش درآورد، حریف را جابهجا کند و سپس در لحظه مناسب سرعت حمله را افزایش دهد.این همان چیزی است که میتوان از آن به عنوان «کنترل قبل از انفجار» یاد کرد.
پرسپولیسِ تحتهدایت مهدی تارتار انفجار هجومی را بلد است؛ مسئله اما این است که باید زمان انفجار را بهتر انتخاب کند.

نقطه کلیدی؛ میانه میدان
اگر بخواهیم یک منطقه از زمین را به عنوان مهمترین بخش قابل ارتقای پرسپولیس معرفی کنیم، بدون تردید باید به میانه میدان اشاره کرد. منظور از جنگندگی در مرکز زمین البته فقط برخورد فیزیکی، تکل زدن یا دوئل مستقیم نیست. هافبکها باید بتوانند توپ دوم را جمع کنند، مسیر پاس حریف را ببندند، پشت بازیکنان هجومی را پوشش دهند، بعد از توپگیری اولین پاس را با کیفیت بدهند و در زمان از دست رفتن توپ، بلافاصله ساختار دفاعی را حفظ کنند. این جزئیات در بازی با تیمهایی که کیفیت بیشتری دارند، اهمیت دوچندان پیدا میکند. در مسابقات بزرگ، ممکن است یک تیم در 20 دقیقه اول مالکیت بیشتری داشته باشد، اما اگر نتواند توپهای دوم را جمع کند یا در نبردهای مرکزی شکست بخورد، به تدریج کنترل مسابقه را از دست خواهد داد. سرخپوشان تهرانی برای اینکه در چنین مسابقاتی برتری خود را حفظ کنند، باید بتوانند در مرکز زمین هم «بجنگند» و هم «بازی کنند».
این دو موضوع در فوتبال مدرن از یکدیگر جدا نیستند.

سه هافبک؛ یک انتخاب تاکتیکی قابل توجه
در همین راستا، استفاده از سه هافبک در مسابقاتی مانند دیدار با تراکتور قابل توجه است. این تغییر را میتوان از منظر تاکتیکی نیز بررسی کرد. سه هافبک به پرسپولیس اجازه میدهد تعداد بیشتری بازیکن در منطقه مرکزی داشته باشد و در نتیجه در مقابل تیمی که میتواند فشار زیادی به مرکز زمین وارد کند، تعادل بیشتری ایجاد شود. اما سه هافبک الزاماً به معنی فوتبال تدافعی نیست. اگر ساختار تیم درست طراحی شود، هافبک سوم میتواند به تیم کمک کند توپهای دوم بیشتری به دست بیاورد، فشار حریف را بهتر کنترل کند و پس از توپگیری، زمینه لازم برای انتقال سریع را فراهم کند.
به بیان سادهتر، هافبک سوم لزوماً یک بازیکن هجومی را از ترکیب حذف نمیکند؛ بلکه میتواند شرایطی ایجاد کند که همان بازیکن هجومی با کیفیت و آزادی بیشتری وارد فاز حمله شود. بنابراین، سؤال اصلی این نیست که پرسپولیس باید با دو هافبک بازی کند یا سه هافبک؛ سؤال این است که در برابر هر حریف، کدام ساختار میتواند مرکز زمین را در اختیار پرسپولیس قرار دهد.

پرسپولیس نباید مالکیت را با برتری اشتباه بگیرد
یکی دیگر از نکات مهم در تحلیل عملکرد پرسپولیس این است که نباید مالکیت توپ را به تنهایی معیار موفقیت قرار داد. این تیم میتواند مقابل بعضی از حریفان با مالکیت بالا بازی کند و با گردش توپ به دفاع آنها نفوذ کند، اما مقابل تیمهای قدرتمند، گاهی حتی واگذاری بخشی از مالکیت میتواند برای پرسپولیس مفید باشد؛ به شرطی که تیم در زمان درست توپ را پس بگیرد و از فضای ایجادشده استفاده کند.
حریف هرچه بیشتر جلو بیاید، فضای بیشتری پشت خط دفاعی خود ایجاد میکند. این فضا برای پرسپولیس میتواند یک فرصت باشد.اگر سرخپوشان بتوانند با یک پرس هدفمند توپ را پس بگیرند و در همان لحظه بازیکنان هجومی را وارد فاز انتقال کنند، میتوانند از یکی از مهمترین نقاط قوت خود استفاده کنند. این مدل بازی اما به یک پیششرط نیاز دارد؛ اینکه پرس باید سازمانیافته باشد. اگر کانترپرس شکست بخورد و فاصله خطوط زیاد باشد، همان فضایی که قرار بود برای حمله پرسپولیس استفاده شود، میتواند به فضایی برای حمله حریف تبدیل شود.
بعد از توپی که از دست رفته، یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی تیمهای مدرن قبل از توپگیری، نحوه رفتار آنها در لحظه از دست دادن توپ است. پرسپولیس اگر توپ را در منطقه هجومی از دست بدهد، باید در چند ثانیه نخست تصمیم بگیرد که برای بازپسگیری اقدام کند یا عقبنشینی کند.این تصمیم باید جمعی باشد. اگر دو بازیکن پرس کنند و بقیه خطوط عقب بمانند، پرس ناقص خواهد بود. اگر همه تیم جلو برود اما فشار روی توپ کافی نباشد، حریف میتواند با یک پاس از فشار خارج شود و فضای بزرگی در پشت سر بازیکنان پرسپولیس ایجاد شود.
بنابراین، کیفیت کانترپرس تنها به سرعت بازیکن وابسته نیست؛ به فاصله خطوط، زاویه فشار، پوشش نفرات و تصمیمگیری جمعی بستگی دارد. پرسپولیس در این بخش ظرفیت بالایی دارد، اما برای بازیهای بزرگ باید اجرای آن را دقیقتر کند. از «تیم خطرناک» تا «تیم کنترلکننده» تفاوت مهمی وجود دارد. تیم خطرناک میتواند در یک لحظه بازی را با یک حمله تغییر دهد، اما تیم بزرگ علاوه بر این ویژگی، میتواند مسابقه را نیز کنترل کند.پرسپولیس در بخش اول تواناییهای قابل توجهی دارد. این تیم میتواند در انتقال، ضدحمله و کانترپرس خطرناک باشد و با استفاده از کیفیت بازیکنان هجومی خود به حریف ضربه بزند، اما برای رسیدن به سطح بالاتر، باید در بخش دوم نیز پیشرفت کند؛ یعنی بتواند زمانی که بازی از ریتم مدنظرش خارج میشود، بازی را دوباره تحت کنترل قرار دهد. گاهی این کار با مالکیت انجام میشود، گاهی با فشار، گاهی با تغییر آرایش و گاهی حتی با کاهش سرعت بازی.
تیم بزرگ تیمی نیست که همیشه سریع بازی کند، بلکه تیمی است که خودش تصمیم بگیرد چه زمانی سریع بازی کند.

فشنگهای زیاد، ماشهای که باید دقیقتر چکانده شود
اگر بخواهیم وضعیت فعلی پرسپولیس را با یک تصویر ساده توصیف کنیم، میتوان گفت سرخپوشان از نظر فشنگ کمبودی ندارند. ابزار هجومی وجود دارد. سرعت وجود دارد. بازیکنانی برای انتقال سریع وجود دارند. کانترپرس میتواند یک سلاح مهم باشد و کیفیت فردی نیز میتواند در بسیاری از مسابقات گرهگشا شود، اما برای گل زدن در بازیهای بزرگ، داشتن فشنگ کافی نیست؛ باید ماشه را نیز در زمان درست چکاند. این «ماشه» در فوتبال به معنای تصمیم درست است؛ اینکه چه زمانی حمله کنیم، چه زمانی توپ را حفظ کنیم، چه زمانی فشار بیاوریم و چه زمانی بازی را آرام کنیم.پرسپولیس برای ادامه فصل باید در همین جزئیات پیشرفت کند. برد 3 بر صفر مقابل ملوان نشان داد که قدرت آتش سرخپوشان همچنان بالاست، اما بازیهای بزرگ معیار متفاوتی دارند. در آن مسابقات، حریف فضا و زمان کمتری در اختیار پرسپولیس قرار میدهد و جنگ میانه میدان میتواند سرنوشت بازی را تعیین کند. به همین دلیل، شاید مهمترین مأموریت فنی پرسپولیس در ادامه فصل، نه اضافه کردن یک سلاح هجومی دیگر، بلکه تقویت مرکز زمین و افزایش توانایی کنترل ریتم مسابقه باشد.
اگر این اتفاق رخ دهد، آنوقت پرسپولیس فقط تیمی نخواهد بود که میتواند سه گل به ملوان بزند؛ بلکه تیمی خواهد بود که مقابل مدعیان نیز میتواند بازی را به ریتم مدنظر خود ببرد، فشار حریف را تحمل کند، در لحظه مناسب توپ را پس بگیرد و سپس ماشه را بچکاند. در نهایت، برای پرسپولیس مسئله کمبود فشنگ نیست؛ مسئله این است که در بازیهای بزرگ، شلیک باید دقیق، حسابشده و در بهترین زمان انجام شود.
نویسنده: امیر کریمی
انتهای پیام/