به گزارش اقتصادنیوز، پس از سالها دیپلماسی فشرده در دهه ۱۹۹۰، آمریکا سرانجام توانست روسیه و چین را متقاعد کند که انتقال بیشتر فناوریهای حساس غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم به برخی از کشورها را متوقف کنند. این فناوریهای دومنظوره میتوانند هم برای تولید سوخت راکتورهای هستهای صلحآمیز و هم برای ساخت سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرند. واشنگتن از این طریق توانست اجماعی شکننده ایجاد کند مبنی بر اینکه این فناوریها بیش از حد خطرناکاند و نباید بهطور گسترده در اختیار کشورها قرار گیرند.
نشنال اینترست در گزارشی نوشت: یک نسل بعد، اما خود آمریکا در آستانه شکستن همین سابقه دشوار بهدستآمده قرار گرفته است؛ آن هم با موافقت احتمالی با ساخت یک تاسیسات غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان.
اقتصادنیوز: تشکیل ائتلاف ۱۵ کشوری دریای سرخ به رهبری عربستان، نشانهای از تغییر معماری امنیتی خاورمیانه و کاهش وابستگی کشورهای منطقه به آمریکا است.
پیامد چنین اقدامی قابل پیشبینی است: مسکو و پکن که دیگر خود را به الگوی آمریکا متعهد نمیبینند، احتمالا برای ارائه فناوری غنیسازی و بازفرآوری به مشتریان احتمالی با یکدیگر رقابت خواهند کرد و این فناوریها را بهعنوان مشوقی در قراردادهای تجاری هستهای خود عرضه میکنند. در چنین شرایطی، سد و مانعی که طی دههها برای جلوگیری از گسترش فناوری تولید سوخت هستهای ساخته شده، فرو خواهد ریخت و چند کشور دیگر نیز یک گام به دستیابی به سلاح هستهای نزدیکتر خواهند شد.
همین خطر در توافق هستهای کنونی میان آمریکا و عربستان وجود دارد؛ توافقی که در قالب یک توافق ۱۲۳ ذیل بخش ۱۲۳ قانون انرژی اتمی آمریکا تنظیم شده و چارچوب همکاری هستهای واشنگتن با کشورهای خارجی را تعیین میکند.
بر اساس گزارشها، این توافق یا توافقهای جانبی مرتبط با آن، شامل یک مطالعه مشترک دوساله خواهد بود تا مشخص شود آیا آمریکا باید یک تاسیسات غنیسازی اورانیوم را در عربستان احداث و اداره کند یا خیر.
باز کردن راه برای غنیسازی اورانیوم در عربستان، حتی اگر این تاسیسات تحت کنترل عملیاتی آمریکا باشد، به معنای کنار گذاشتن چندین دهه سیاست واشنگتن برای جلوگیری از گسترش فناوریهای حساس چرخه سوخت هستهای خواهد بود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هنوز میتواند با بازنگری در این توافق، پیش از آنکه در ماه سپتامبر برای بررسی به کنگره ارائه شود، اهداف عدم اشاعه هستهای آمریکا را حفظ کند. شرکتهای آمریکایی همچنان میتوانند راکتورهای هستهای عربستان را بسازند و سوخت تولیدشده در آمریکا را در اختیار این کشور قرار دهند؛ اما فرآیند غنیسازی نباید از خاک آمریکا خارج شود.
سیاست عدم اشاعه هستهای در معرض خطر
سیاست دیرینه آمریکا در زمینه عدم اشاعه هستهای تصادفی شکل نگرفته است. `پس از آنکه آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم به بمب اتم دست یافت، کنگره این کشور در سال ۱۹۴۶ قانون انرژی اتمی را تصویب کرد تا انحصار هستهای آمریکا حفظ شود. اصلاحیه سال ۱۹۵۴ این قانون، که زمینهساز برنامه اتم برای صلح آمریکا شد، امکان انتقال فناوری، تأسیسات و مواد هستهای آمریکایی به شرکای خارجی را فراهم کرد؛ مشروط بر اینکه کشورهای دریافتکننده تضمین کنند این کمکها برای اهداف تسلیحات هستهای مورد استفاده قرار نخواهند گرفت.
اما آزمایش هستهای هند در سال ۱۹۷۴ که با استفاده از مواد و فناوریهایی انجام شد که تحت پوشش اهداف صلحآمیز در اختیار این کشور قرار گرفته بود، کشورهای اصلی تأمینکننده فناوری هستهای را شوکه کرد.
برای تشدید کنترل صادرات، آمریکا و متحدانش از چارچوب کمیته زانگر که در سال ۱۹۷۱ برای پشتیبانی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، یعنی NPT، شکل گرفته بود استفاده کردند و در سال ۱۹۷۵ نیز گروه تأمینکنندگان هستهای (NSG) را ایجاد کردند.
فهرست اقلام حساس کمیته زانگر که در سال ۱۹۷۴ نهایی شد و دستورالعملهای NSG که در سال ۱۹۷۸ منتشر شدند، محدودیتهای سختگیرانهای برای انتقال تجهیزات غنیسازی و بازفرآوری ایجاد کردند؛ چراکه این تجهیزات در قلب هر دو حوزه، یعنی تولید انرژی هستهای غیرنظامی و ساخت سلاح هستهای، قرار دارند.
قانون عدم اشاعه هستهای آمریکا در سال ۱۹۷۸ نیز قانون انرژی اتمی را اصلاح و معیارهای سختگیرانهتری برای انتقال فناوری، تاسیسات و مواد هستهای آمریکا تعیین کرد.
بر اساس این قانون، توافقهای ۱۲۳ باید شامل ارزیابی وزارت خارجه آمریکا درباره عدم اشاعه، رضایت قبلی واشنگتن برای هرگونه تلاش کشور دریافتکننده جهت غنیسازی یا بازفرآوری و بررسی دقیقتر کنگره باشند.
دولتهای مختلف آمریکا نیز این رویکرد را تقویت کردند و بهطور مستمر از انتقال چنین فناوریهایی، حتی به متحدان نزدیک خود، خودداری کردند.
نتیجه این سیاست آن است که امروز تنها پنج کشور غیرهستهای دارای توانایی غنیسازی یا بازفرآوری هستند؛ این رقم پس از حذف تواناییهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ از شش کشور کاهش یافته است.
آمریکا همواره با عدم اشاعه هستهای بهعنوان یک ضرورت راهبردی برخورد کرده، نه یک مانع تجاری.
خطرات غنیسازی اورانیوم در عربستان
اجازه دادن به احداث یک تاسیسات غنیسازی با ساخت آمریکا در عربستان، حتی اگر آن تحت شرایط موسوم به جعبه سیاه فعالیت کند، سابقه چند دههای سیاست آمریکا را در هم خواهد شکست. منظور از مدل «جعبه سیاه» این است که دسترسی مقامهای سعودی به فناوری اصلی محدود شود.
اگر آمریکا سانتریفیوژها را در خاک عربستان مستقر کند، نمیتوان خطر جاسوسی، نشت فناوری یا تصرف احتمالی تاسیسات در آینده را نادیده گرفت.
تصور اینکه در صورت افزایش تنش در خلیج فارس، ریاض این تاسیسات را ملی کند یا دانش بهدستآمده را بهصورت مخفیانه به یک برنامه موازی منتقل کند، چندان دشوار نیست؛ اتفاقی مشابه آنچه عبدالقدیر خان، پدر برنامه تسلیحات هستهای پاکستان، پس از کسب دانش حساس در یک تأسیسات غنیسازی هلندی در دهه ۱۹۷۰ انجام داد.
در چنین شرایطی، رئیسجمهور آینده آمریکا ممکن است با انتخابی بسیار دشوار روبهرو شود: یا وجود یک کشور جدید در آستانه هستهای شدن را در بیثباتترین منطقه جهان تحمل کند، یا دستور حمله نظامی به زیرساختی را صادر کند که خود آمریکا در ایجاد آن نقش داشته است.
ملی شدن شرکت نفتی آمریکایی آرامکو در عربستان در سال ۱۹۸۰ نشان میدهد که در صورت تغییر اولویتهای ملی، حتی تضمینهای قراردادی نیز ممکن است از میان بروند.
اما حتی بدون وقوع نشت فناوری یا ملی شدن تأسیسات، صرف ایجاد چنین سابقهای میان آمریکا و عربستان میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد.
بازیگران دیگر منطقه، از جمله ترکیه، مصر، قطر و عمان، ممکن است خواستار برخورداری از امتیازات مشابه شوند. امارات متحده عربی نیز همچنان این حق را برای خود محفوظ داشته است که اگر واشنگتن چنین قابلیتی را در اختیار کشور دیگری قرار دهد، تعهد خود برای صرفنظر کردن از غنیسازی و بازفرآوری در توافق ۱۲۳ با آمریکا را مورد بازبینی قرار دهد.
به این ترتیب، مانعی که آمریکا طی دههها برای جلوگیری از گسترش فناوری تولید سوخت هستهای ایجاد کرده، ممکن است به دست خود واشنگتن فرو بریزد.
صرف حضور آمریکا در تاسیسات هستهای عربستان کافی نیست
دولت ترامپ در مقابل استدلال کرده است که یک توافق دوجانبه میان آمریکا و عربستان، همراه با حق بازرسی آمریکا، میتواند انگیزههای ریاض برای حرکت به سمت اشاعه هستهای را مهار کند.
اما حتی بازرسیهای گسترده نیز بدون اراده سیاسی کافی، محدودیتهایی دارند.
آمریکا در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ حق بازرسی گستردهای در تأسیسات هستهای تایوان داشت. واشنگتن در چارچوب یک توافق محرمانه دوجانبه، همراه با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حتی به بازرسان خود دسترسی نامحدود به تأسیسات هستهای تایوان داده بود.
این بازرسیها که با تلاشهای گسترده اطلاعاتی آمریکا پشتیبانی میشدند، به کشف فعالیتهای مشکوک در زمینه بازفرآوری و فعالیتهای مرتبط با سلاح هستهای کمک کردند. اما شناسایی این فعالیتها بهتنهایی کافی نبود. در نهایت، این فشار سیاسی و امنیتی مستمر آمریکا، از جمله تهدید به قطع حمایت نظامی و همکاری هستهای که تایپه به آن وابسته بود، بود که برنامه هستهای تایوان را متوقف کرد.
ممکن است آمریکا چنین اهرم فشاری را در برابر عربستان در اختیار نداشته باشد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در سال ۲۰۱۸ و بار دیگر در سال ۲۰۲۳ علنا تهدید کرده بود که اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، عربستان نیز چنین مسیری را دنبال خواهد کرد.
اگر ریاض مصمم به دنبال کردن گزینه تسلیحات هستهای باشد، توافقهای دوجانبه پادمانی یا حتی حضور آمریکا در یک تأسیسات هستهای در خاک عربستان، تضمینی برای خویشتنداری این کشور نخواهد بود.
یکی از نشانههای نگرانکننده این است که عربستان از امضای پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، که سختگیرانهترین چارچوب بازرسی این نهاد محسوب میشود، خودداری کرده است.
پروتکل الحاقی به آژانس امکان دسترسی به تاسیسات اعلامنشده و مکانهای مشکوک را میدهد و ۱۴۶ کشور آن را پذیرفتهاند. با این حال، بعید است توافق پادمانی دوجانبه مورد نظر آمریکا و عربستان چنین دسترسی گستردهای را شامل شود.
عربستان همچنین در برخی مسائل راهبردی مهم برای واشنگتن، خود را شریکی کاملا قابل اتکا نشان نداده است.
نویسنده گزارش مدعی شده است: ریاض از پیوستن به توافق ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل خودداری کرده و این اقدام را به دستیابی به پیشرفت برگشتناپذیر در مسیر تشکیل کشور فلسطین مشروط کرده است.
عربستان همچنین در ۷ اوت توافق دفاعی مشترکی با ترکیه و پاکستان امضا کرد که نشاندهنده تمایل این کشور برای متنوع کردن ترتیبات امنیتی خود فراتر از چتر امنیتی آمریکا است.
ریاض در ماه مه نیز در جریان عملیات نظامی آمریکا علیه ایران و عملیات اسکورت دریایی در تنگه هرمز، با اعطای مجوز پرواز به آمریکا مخالفت کرد.
به نوشته نویسنده، چنین اقداماتی نشان میدهد اعطای امتیازات هستهای بیسابقه به عربستان، حتی فراتر از آنچه برخی متحدان دائمی آمریکا دریافت کردهاند، تصمیمی پرریسک خواهد بود.
آیا امتناع آمریکا عربستان را به سمت روسیه و چین میراند؟
حامیان توافق هستهای آمریکا و عربستان استدلال میکنند که اگر واشنگتن با غنیسازی اورانیوم در عربستان مخالفت کند، ریاض در نهایت به سمت روسیه یا چین خواهد رفت. اما نویسنده این استدلال را یک «مغالطه» میداند.
به گفته او، هیچیک از این دو کشور فناوری غنیسازی یا بازفرآوری را به عربستان پیشنهاد نکردهاند. روسیه و چین نیز از اواخر دهه ۱۹۹۰ در انتقال فناوریهای حساس چرخه سوخت هستهای با احتیاط قابلتوجهی عمل کردهاند؛ دقیقا به این دلیل که هنجارهایی که آمریکا برای ایجاد آنها تلاش زیادی کرده است، مانع چنین انتقالهایی شدهاند.
مسکو و پکن، با وجود اختلافات جدی با واشنگتن و تلاش برای تضعیف آمریکا در حوزههای مختلف، در زمینه چرخه سوخت هستهای بیشتر منافع تجاری خود را دنبال کردهاند تا اینکه رقبای جدیدی در حوزه تولید سوخت هستهای ایجاد کنند.
بنابراین، کنار گذاشتن محدودیتهای دیرینه آمریکا احتمالا نهتنها عربستان را مهار نمیکند، بلکه روسیه و چین را نیز تشویق خواهد کرد تا فناوریهای مشابه را در اختیار شرکای خود قرار دهند و در نتیجه، گسترش جهانی سلاحهای هستهای را سرعت ببخشند، نه اینکه آن را محدود کنند.