تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4362964
شناسه : 4362964
تاریخ :
فلاحت‌پیشه: احتمالا آمریکا بعد از انتخابات وارد جنگ با ایران شود | کنار گذاشتن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد یعنی جنگ جدید! اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: فلاحت‌پیشه با تأکید بر اینکه عملیات «طرد اقتصادی» بخشی از جنگ آمریکا با ایران است، سه سناریوی پیش روی واشنگتن را بازگشت به جنگ، شکستن مقاومت اقتصادی ایران یا احیای دیپلماسی دانست.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، دوشنبه اسکات بسنت وزیر خزانه داری آمریکا در برابر دوربین‌ها ظاهر شد و از عملیات طرد اقتصادی (D-Day) رونمایی کرد؛ عملیاتی که به گفته او، کارزار بی‌سابقه‌ای برای خفه‌ کردن اقتصاد ایران است.

این کارزار حوزه‌های مختلفی از رمزارز تا کشتیرانی را شامل می‌شود و بر اساس آن، کشورهای دیگر در صورت قطع نکردن روابط تجاری خود با ایران با تحریم‌های ثانویه رو‌به‌رو خواهند شد.

خبر مرتبط
سبحانی: حمله نظامی به ایران منتفی نیست | احیای تفاهم‌‌نامه اسلام‌آباد از نان شب واجب‌تر است، از فرصت سفر عاصم منیر به ایران استفاده کنیم
سبحانی: حمله نظامی به ایران منتفی نیست | احیای تفاهم‌‌نامه اسلام‌آباد از نان شب واجب‌تر است، از فرصت سفر عاصم منیر به ایران استفاده کنیم

اقتصادنیوز: یک کارشناس مسائل بین‌الملل می‌گوید: احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از نان شب هم برای هر دو طرف واجب‌تر است؛ زیرا در صورت ادامه این روند، دشواری‌ها و درگیری‌ها در منطقه به شدت افزایش خواهد یافت.

اکنون این پرسش به میان می‌آید که آیا تشدید فشارهای اقتصادی جایگزین اقدامات نظامی آمریکاست یا باید آن را مقدمه‌ای برای دور جدیدی از درگیری‌ها دانست؟

اقتصادنیوز پاسخ این سوال را از حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس پیشین امنیت ملی مجلس شورای اسلامی جویا شده است.

فلاحت‌پیشه عملیات «طرد اقتصادی» را نه اقدامی جدا از جنگ، بلکه بخشی از همان رویارویی می‌داند و معتقد است واشنگتن در قبال ایران سه مسیر یا سناریو را پیش رو دارد.

مشروح دیدگاه این تحلیلگر سیاست خارجی را در ادامه بخوانید؛

****

* آقای فلاحت‌پیشه، آمریکا با آغاز عملیات طرد اقتصادی (D-Day) اعلام کرده که به دنبال بستن تمام گلوگاه‌های باقی‌مانده اقتصادی ایران است. این اقدام واشنگتن را چگونه باید ارزیابی کرد؟ آیا این عملیات به معنای آن است که آمریکا از رسیدن به اهداف خود از طریق جنگ ناامید شده و می‌خواهد اهدافش را با تحریم دنبال کند یا اینکه این عملیات مقدمه‌ای برای یک تنش دیگر است؟

عملیات به‌اصطلاح «دی‌دی» یا عملیات طرد ایران، بخشی از جنگ آمریکا با ایران است. واقعیت این است که ایران و آمریکا هنوز در شرایط جنگی به سر می‌برند. تنها وقفه دیپلماتیکی که در جنگ ۴۰ روزه بین ایران و آمریکا شکل گرفت، تفاهمنامه اسلام‌آباد یا پاکستان بود. اما طرفین، به‌ویژه تیم‌های مذاکره‌کننده دو طرف، یعنی ونس و قالیباف، نتوانستند این تفاهمنامه را حفظ کنند و نتیجه این شد که عملاً دوباره دو کشور وارد شرایط جنگی شدند.

سه سناریو روی میز واشنگتن برای ایران

بنابراین، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هر دو بخشی از مدیریت جنگ هستند و این موضوع ادامه پیدا می‌کند و به سه سناریو منتهی می‌شود.

سناریوی اول این است که بستری فراهم شود برای بازگشت به سیاست نظامی و جنگ.

سناریوی دوم این است که آمریکایی‌ها همین مسیر را ادامه دهند تا در فرجه دیگری، عملاً مقاومت اقتصادی ایران شکسته شود و ایران خواسته‌های آمریکا را بپذیرد.

سناریوی سوم هم این است که در این مسیر، تاب‌آوری به‌گونه‌ای در دو طرف شکل بگیرد که عملاً به یک سازوکار دیپلماتیک جدید برسند.

هیئت پاکستانی حامل تهدیدهای جدید آمریکا بود

بعد از اینکه عاصم منیر فرمانده ارتش و محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، به ایران آمدند، این موضوع مطرح شد که دیپلماسی دوباره زنده شده است. اما معتقدم که اگرچه روزنه‌هایی در دیپلماسی وجود دارد، دو مقام پاکستانی بیش از اینکه برای احیای تفاهمنامه اسلام‌آباد آمده باشند، بیشتر حامل تهدیدهای جدید آمریکا بودند.

هم‌زمان با اعلام سفر آقای عاصم منیر و وزیر کشور پاکستان، به یک کشتی عربستانی در دریای سرخ توسط یمنی‌ها حمله شد. از طرف دیگر، اگر پاکستانی‌ها حامل یک نامه دیپلماتیک بودند، به جای عاصم منیر ممکن بود نخست‌وزیر پاکستان بیاید و به جای وزیر کشور نیز می‌بایست وزیر خارجه پاکستان می‌آمد. آنها بیشتر سعی کردند یک پیام تهدید را برسانند.

علاوه‌بر این، هم‌زمان با سفر هیئت پاکستانی به ایران، عملاً طرح طرد اقتصادی ایران توسط آمریکایی‌ها و از سوی وزیر خزانه‌داری اعلام شد. به این ترتیب، ایران و آمریکا در شرایط جنگی به سر می‌برند و این شرایط ممکن است به یکی از آن سه سناریو کشیده شود.

در داخل ایران، طرف ایرانی در طول دو سال اخیر پیش‌بینی چنین شرایطی را کرده است. در این دو سال، بخش اعظم خریدهای خارجی ایران در درجه اول شامل اقلام به‌اصطلاح مربوط به زیست مردم، یعنی اقلام غذایی و دارویی، بوده و بخش دوم نیز خریدهای نظامی بوده است. این موضوع همان چیزی است که با نام تاب‌آوری مطرح می‌شود و براساس همین سیاست است.

آمریکا نمی‌خواهد اروپایی‌ها در جنگ با ایران بی‌طرف بمانند

از سوی دیگر، هدف اروپایی‌ها، علاوه بر تحریم‌های گذشته، مشخص کردن صف‌بندی امروز در منطقه بوده است. یعنی آمریکایی‌ها می‌خواهند کشورها بی‌طرف نمانند. ورود کشورها به جنگ دشوار است. کشورها هم برای پرهیز از موشک‌ها و پهپادهای ایران و هم برای اینکه در جنگ با یک کشور اسلامی همراه با آمریکا و اسرائیل نشوند، از مشخص کردن صف خود در مورد ایران تردید داشتند.

اما در حوزه اقتصادی، چون بحث منافع مطرح است و سیاست آمریکا تحریم از مبدأ است، یعنی کشورهای طرف مقابل با ایران تحریم می‌شوند، آمریکایی‌ها امیدوار هستند که این کشورها روشن‌تر صف خودشان را در کنار آمریکا قرار دهند و از ایران جدا شوند.

این شرایط شکل‌گرفته، بیش از هر چیز ناشی از شکست تفاهمنامه پاکستان بود. تفاهمنامه پاکستان، تفاهمنامه خوبی بود که امکان حفظ این تفاهمنامه وجود داشت. اما هم ونس در مقابل جریان جنگ‌طلب آمریکا و جریان حامی اسرائیل در آمریکا شکست خورد و هم در داخل، قالیباف و عراقچی نتوانستند حمایت لازم را در داخل ایران به عمل آورند. این تفاهمنامه‌ای که می‌توانست مسیر تحولات را به سمت دیپلماسی پیش ببرد، عملاً با شکست مواجه شده است.

فلاحت پیشه

روزنه‌هایی برای احیای تفاهمنامه پاکستان هست، اما ...

* معتقدید که امکان بازگشت به تفاهم وجود ندارد؟

همان‌طور که گفتم، روزنه‌هایی وجود دارد. آمریکایی‌ها امیدوار هستند که به هر حال، سریع‌تر ایران شرایط آنها را بپذیرد. اما در طرف دیگر، ایرانی‌ها در طول دو سال گذشته عملاً سیاست جنگی کشور را مبتنی بر نوعی تاب‌آوری قرار داده‌اند، حتی از نظر اقتصادی.

به‌طور طبیعی، اگر در داخل ایران دولت بتواند با وارد آوردن فشار به تراستی‌ها و کسانی که تاکنون از تحریم و جنگ سود برده‌اند، بخشی از سودهای بادآورده آنها را دوباره به اقتصاد کشور تزریق کند، تاب‌آوری کشور افزایش پیدا خواهد کرد.

ممکن است آمریکا بعد از انتخابات وارد جنگ با ایران شود

در سمت دیگر هم این سناریو که آمریکایی‌ها ممکن است در نهایت، بعد از انتخابات، وارد جنگ با ایران شوند، وجود دارد. در داخل ایران هم طبیعتاً بخش اعظم تولید پهپاد و موشک وابستگی به خارج ندارد.

طبیعتاً ایرانی‌ها ضمن اینکه به دنبال تاب‌آوری اقتصادی هستند، بخش اعظم تلاش در حوزه نظامی را هم برای تولید حداکثری پهپاد و موشک به کار می‌گیرند و در عین حال، با تاکتیک‌هایی مثل پدافند دورپرتاب و غیره، طرف ایرانی سعی می‌کند پدافند کشور را تقویت کند و برای جنگ احتمالی نیز آماده شود. اینها مجموع مواردی است که در نهایت ترامپ باید هزینه-فایده کند.

کنار گذاشتن تفاهمنامه اسلام‌آباد یعنی جنگ

به شخصه امیدوارم که حداقل روزنه‌های باقی‌مانده برای دیپلماسی به نتیجه برسد. اما تا وقتی که طرف آمریکایی سعی می‌کند یک طرح یک‌جانبه را به ایران تحمیل کند، عملاً دیپلماسی به نتیجه نمی‌رسد. کمااینکه آمریکایی‌ها وسوسه شدند که این بار، اگر به دیپلماسی بازگردند، بخشی از تعهدات موجود در تفاهمنامه اسلام‌آباد را زیر پا بگذارند و در ازای آن، حتی خواسته‌های افراطیون داخل آمریکا و حتی اسرائیل را در تفاهمنامه احتمالی آینده بگنجانند. اما به نظر من، کنار گذاشتن تفاهمنامه اسلام‌آباد یعنی جنگ.

توافق مکه یعنی ناامیدی کشورها از دیپلماسی

* یک‌سری تحرکات از سمت کشورهای منطقه داریم می‌بینیم. مثلاً اردوغان با ترامپ گفت‌وگو کرده بود و درخواست بازگشت به دیپلماسی را داشته بود یا مثلاً مصر اعلام آمادگی کرده بود که به مسیر دیپلماتیک کمک کند. آیا اینها می‌تواند آمریکا را دوباره به مسیر مذاکره برگرداند؟

وقتی پاکستان، ترکیه و عربستان تفاهمنامه سه‌جانبه‌ای را شکل دادند که در آن چیزی شبیه بند پنج ناتو گنجانده شده، یعنی حمایت بی‌قیدوشرط در صورت جنگ از یکدیگر، معنای آن این است که کشورها از دیپلماسی ناامید شده‌اند و به دنبال شکل دادن به سازوکارهای دفاع و امنیت جمعی هستند.

فرصت سوزانده شدن دیپلماسی باعث شده که میانجی‌ها بیش از اینکه دنبال میانجیگری باشند، به دنبال خارج نگه داشتن گلیم منافع ملی خودشان از جنگ ایران با آمریکا باشند.

عمان نمی‌تواند مستقل از آمریکا با ایران توافق کند

* فکر می‌کنید مذاکرات ایران و عمان چقدر می‌تواند در روند، حالا چه مذاکرات ایران و آمریکا و چه جنگ، تأثیرگذار باشد؟

این یک اشتباه است که به هر حال، طرف ایرانی فکر می‌کند عمان می‌تواند مستقل از آمریکا با ایران تعامل کند. این یک اشتباه است. عمان در شرایطی که به هر حال در محاصره ناوهای آمریکایی است و در شرایطی که در سیاست توسعه‌ای عمان، هیچ‌گونه چالش سیاست خارجی گنجانده نشده و حتی پیش‌بینی نشده، به هیچ وجه عمانی‌ها نمی‌توانند توافقی با ایران امضا کنند که موافقت آمریکا را داشته باشد.