پیشدرآمدی بر انهدام ساختار نظامی آمریکا
اقتصاد ایران: کانونهای تصمیمگیری در پنتاگون و سنتکام وارد دورهای از بحرانهای مزمن، چندلایه و ساختاری شده است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- تبعات شکست مشترک واشنگتن و تلآویو در «جنگ رمضان» فراتر از اتلاف سنگین منابع لجستیکی، تحلیل رفتن ادوات مدرن و ازدسترفتن موازنههای میدانی پیشین است. این رویداد، کانونهای تصمیمگیری در پنتاگون و سنتکام را وارد دورهای از بحرانهای مزمن، چندلایه و ساختاری کرده است؛ بحرانی که بارزترین نماد مدیریتی آن، «پیت هگست» در رأس وزارت جنگ ایالات متحده است.
انتصاب چهرهای کمتجربه که از ابتدا حتی از سوی طیفی از جمهوریخواهان سنا اقدامی هزینهساز برای ساختار دفاعی واشنگتن تلقی میشد، اکنون بهعنوان محرک اصلی فرسایش درونی نهادهای نظامی آمریکا شناخته میشود. هگست که متأثر از پیشفرضهای ابطالشده تلآویو و توصیههای لابی آیپک از طراحان و حامیان سرسخت جنگ رمضان بود، در جریان نبرد نیز دست به تسویهحسابهای گسترده با ژنرالهای منتقد زد؛ روندی که نه تنها تنش را مهار نکرد، بلکه بحران را وارد سطوح عالیتر ارتش ساخت.
گزارشهای درونسازمانی حاکی از آن است که «دَن دریسکول»، وزیر ارتش در دولت ترامپ، کنارهگیری خود از قدرت تا پایان سال 2026 را در دست بررسی دارد؛ تصمیمی که واکنشی مستقیم به اقدامات ساختارشکنانه هگست،بهویژه برکناری چهرههای ارشدی چون ژنرال «رندی جورج»، رئیس ستاد مشترک ارتش،محسوب میشود. این استعفاها و جابهجاییها نشاندهنده یک گسل بنیادین در لایههای عالی نظامی آمریکاست.
صورتمسئله بنیادین به تقابل مستقیم میان «ساختار سنتی تصمیمسازی» و «کارگزاران ساختارگریز» بازمیگردد. شکست نظامی در مواجهه با ایران، زنجیره مناسبات دیرپای درونپنتاگون و ارتش را دچار گسست کرده است. در این میان، هگست با رویکردی متأثر از الگوی رفتاری دونالد ترامپ، خود را فراتر از ضوابط امنیتی و سلسلهمراتب کارشناسی میداند و با بیاعتنایی به اصول پایهای دفاعی، عملاً به کاتالیزور فروپاشی ساختار تصمیمسازی در ارتش آمریکا تبدیل شده است.
نخستین اثر ملموس این شکست، تشکیک افکار عمومی و نخبگان نظامی ایالات متحده در صلاحیت فرماندهی، میزان آمادگی نیروها، انضباط بودجهای و فرآیند تخصیص منابع دفاعی است. تلاش کاخ سفید و وزیر دفاع برای انکار این شکست، شکاف میان جامعه و نهادهای دفاعی را عمیقتر کرده است. از سوی دیگر پس از هر شکست راهبردی، ارزیابی نقادانه عملکرد اطلاعاتی، عملیاتی و پشتیبانی آغاز میشود.
این بازبینیها که از میانه جنگ رمضان در پنتاگون کلید خورد، اکنون به بحرانی هویتی برای ساختار دفاعی آمریکا بدل شده است. استراتژیستهای ارشد حوزه امنیت نظامی در آمریکا معتقدند که رویه هگست و ترامپ در سرکوب و حذف منتقدان درون ارتش، مانع از بازسازی دکترین نظامی این کشورشان خواهد شد.
برهمخوردن تعادل میان «ساختار دفاعی» و «کارگزاران سیاسی» آسیبی نیست که در کوتاهمدت یا حتی توسط دولتهای بعدی واشنگتن قابل ترمیم باشد.
در نهایت، تاکتیک انحصارطلبانه کاخ سفید برای پوشش خطاهای راهبردی، ساختارهای آشکار و پنهان قدرت در آمریکا را با تهدیدی درونی مواجه کرده است. شکست در جنگ رمضان نهتنها پرده از خطاهای محاسباتی پنتاگون برداشت، بلکه نشان داد استفاده از کارگزاران غیرحرفهای برای مهار بحرانها، صرفاً سرعت فروپاشی مکانیزمهای تصمیمگیری راهبردی را مضاعف خواهد ساخت.
انتهای پیام/