به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، امروز دوشنبه دوم شهریور ماه در رأس هیئتی رسمی وارد تهران میشود؛ سفری که به گفته «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه، در راستای تقویت همکاریهای دوجانبه تهران-اسلامآباد و ادامه مساعی جمیله پاکستان برای کمک به تقویت صلح و امنیت در منطقه انجام میشود.
اقتصادنیوز: بازگشت روسیه به نقشی مشابه دوران مذاکرات برجام میتواند روند مذاکرات را تقویت کند و کشوری را به عنوان میانجی قرار دهد که هر دو با آن سابقه تعامل دارند.
فرمانده ارشد پاکستان اما از آغاز آتشبس جنگ تحمیلی علیه ایران، یعنی از ۱۹ فروردین ۱۴۰۴، سه بار به تهران سفر و با مقامات ایرانی گفتوگو کرده است. نخستین سفر مرتبط با میانجیگری او به تهران، ۲۶ فروردینماه صورت گرفت. منیر در این سفر سهروزه با رئیسجمهور، رئیس مجلس و اعضای تیم مذاکرهکننده ایران دیدار و ارتش پاکستان در بیانیهای این سفر را نشانه عزم راسخ اسلامآباد برای تسهیل یک توافق مذاکرهشده توصیف کرد.
دومین سفر، اول خرداد ماه سال جاری انجام شد، سخنگوی وزارت امور خارجه، ضمن توصیف این سفر بهعنوان نشانه رسیدن مذاکرات به یک «نقطه عطف»، تأکید کرد شکاف میان تهران و واشنگتن همچنان «عمیق و قابلتوجه» است و نمیتوان گفت به نقطه نزدیک شدن به توافق رسیدهایم. فرمانده ارتش پاکستان همچنین ۱۲ تیرماه هم به منظور شرکت در مراسم تشییع رهبر شهید ایران، به تهران سفر کرد.
میانجیگری پاکستان زیر سایه واقعیات میدان و سیاست
این چهارمین حضور فرمانده ارتش پاکستان در تهران از زمان آتشبس ۱۹ فروردین است و دقیقا روزی صورت میگیرد که به ادعای رسانهها، آمریکا قرار است جزئیات آنچه سنگینترین بسته تحریمی تاریخ علیه ایران، میخواند؛ اعلام کند. سفر منیر مانند همه سه دوره گذشته و با توجه به مجموع تحولات مورد رصد و تحلیل بسیاری از رسانهها قرار گرفته است. رویترز به نقل از منابع آگاه خود در پاکستان اعلام کرده است که در این سفر محورهای اصلی مذاکرات منیر با مقامات ایران، شامل تفاهمنامه اسلامآباد، هشدار ترامپ، توافق دفاعی پاکستان-ترکیه-عربستان سعودی خواهد بود. خبرگزاری آسوشیتدپرس هم به نقل از دو مقام منطقهای گزارش داده است که سفر رئیس ستاد ارتش پاکستان، به تهران در چارچوب تلاشهای مستمر اسلامآباد برای کاهش تنش میان آمریکا و ایران و ترغیب دو کشور به بازگشت به میز مذاکرات انجام میشود.
فرمانده ارتش پاکستان که چهره محوری تفاهم اسلامآباد و مذاکرات ایران و آمریکاست، در حالی وارد تهران میشود که «دونالد ترامپ» شیوه مقابله با ایران را از حملات نظامی به حملات اقتصادی تغییر، محاصره دریایی علیه ایران را گسترش و کشورها و دولتهایی که با ایران همکاری اقتصادی کنند را تهدید کرده است. در مقابل اما تهران بر مقاومت در برابر زیادهخواهیهای آمریکا تاکید دارد. وزیر امور خارجه تحریمها و تهدیدات اقتصادی جدید آمریکا را تکرار سناریوها و فیلمهایی میداند که پیش از این به شیوههای دیگر و در دوران روسای جمهور پیش از ترامپ هم اکران شده اما تاثیری در روندها نداشته است. «سید عباس عراقچی» معتقد است: «اینکه از عملیات نظامی و تهدید و حمله دوباره رسیدهاند به همان طرحهای قدیمی، نشان می دهد که مستاصل هستند و در برابر ملت بزرگ ایران چارهای به ذهنشان نمیرسد و دائم طرحهای تکراری را به صحنه میآورند.»
سفر منیر به تهران در چنین شرایطی و در حالی صورت میگیرد که میانجیگری میان تهران و واشنگتن هم میتواند با توجه به مخالفتهای منطقه و فرامنطقه با تداوم جنگ به ماموریتی با نتیجه در دسترس تعریف شود و هم با توجه به پیچیدگی های مسیر پیشرو، ماموریتی غیرممکن.
پاسخ به دوگانه ذکر شده را باید در دو نگاه متفاوتی دید که اکنون بر تهران و واشنگتن حاکم است؛ دو نگاه تقریبا متضاد که عاصم منیر برای کاستن از زاویه و فاصله بین آنها به تهران سفر کرده و احتمالا با مقامات آمریکا هم گفتوگوهایی انجام داده است. تشریح شرایطی که در حال حاضر ترامپ در آن قرار دارد نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا گرچه در ظاهر و با ابزار اقتصادی، علیه ایران وارد شده اما همین بازگشت به همین ابزار هم نشانهای از ناکامی رئیسجمهوری است که روسای جمهور پیش از خود را به دلیل فشار اقتصادی و نه عملیات نظامی مورد سرزنش قرار میداد.
اینکه ترامپ را شرایط سیاسی پیش از انتخابات مجالس آمریکا از یک سو و شرایط اقتصادی نه چندان قابل قبول داخلی از سوی دیگر، وادار به تغییر استراتژی کرده، گزارهای غیرقابل چشمپوشی است اما واقعیت دیگری به نام ایستادگی ایران هم به عنوان پارامتر اثرگذار دیگر در روند این تصمیمگیری سهیم بوده است. واقعیتی که رئیسجمهور آمریکا در پذیرش آن اکراه بزرگی دارد اما تنها مسیر بازگشت به عقلانیت در روند آغاز شده دقیقا همین گزاره است؛ پذیرش واقعیتی بهنام ایران که توانسته آمریکا را در رسیدن به اهدافش ناکام گذارد و حتی وادار به تغییر استراتژی و هدف کند.
بر مبنای همین ایستادگی و مقاومت است که تهران در حال حاضر فشارها اقتصادی آمریکا را نه به عنوان «عاملی فلجکننده که بقای ایران را تهدید کند» که به عنوان ابزار مهاری چهل ساله از سوی واشنگتن تفسیر کرده و در تلاش است آمادگی لازم را در برابر آن به دست آورد. با چنین توصیفی ما با دو ذهنیت روبرو هستیم: ترامپی که همچنان بر مدار زور و قدرت ایستاده؛ حتی اگر واقعیتهای پیرامونیاش اعمال این زور و قدرت را ممکن نشان نمیدهند. ایرانی که بر مدار مقاومت بر سر اصول ایستاده و معتقد است، وقتی در برابر ۴۰ روز بمباران شدید آمریکا و رژیم اسرائیل دوام آورده و با وجود تمام هزینههای مادی و معنوی ایستاده است، پس در برابر فشارهای اقتصادی و تهدیدات و محاصره هم به طریق اولی توان ایستادن دارد.
آنچه از مواضع رسمی ایران در هفتههای اخیر برمیآید، این است که تهران در مرحله اول خواستار بازگشت عملی امریکا به تعهداتی است که در یادداشت تفاهم اسلام آباد پای آنها را امضا کرده اما هیچ گاه اجرایی نکرد.
توالی چهار سفر عاصم منیر به تهران در کمتر از شش ماه، بهروشنی نشان میدهد مسیر دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، با وجود فراز و فرودهای مکرر، همچنان از کانال پاکستان عبور میکند اما تکرار این سفرها، به همان اندازه که نشانه تداوم تلاش دیپلماتیک است، نشانه ابهام و شکنندگی این مسیر نیز است؛ مسیری که هر بار به نقطهای نزدیک به توافق میرسد، اما با یک ماجراجویی آمریکا از حمله به جنوب ایران تا تهدید به تحریمهای تازه، بار دیگر دچار نوسانهای شدید شده و متوقف میشود.
اکنون باید دید آیا این چهارمین سفر میتواند مسیر را به همان نقطهای بازگرداند که تفاهمنامه اسلامآباد در پی آن بود؛ یعنی راهی که دو کشور با عبور از آن، میزان پایبندی یکدیگر به تفاهمها را ارزیابی کرده و برای ورود به مرحلهای جدیتر و توافقی جامعتر آماده شوند. به تعبیر عراقچی صحبت با احترام با مردم ایران و راهحلی مبتنی بر عدالت و شرافت، تنها گزینههایی هستند که میتوانند تا حدودی اعتماد از دست رفته تهران را بازسازی کرده و امکان میانجیگری برای عاصم منیر را هم فراهم کنند. این مسیر را اما زیادهخواهیهای کاخ سفید میتواند بار دیگر به نقطه صفر برگرداند؛ تشدید تحریمهای اقتصادی، کارزار نظامی یا هر اقدامی دیگری، میتواند هر روند دیپلماتیک و هر میانجیگری را بین دو کشور ناکام گذارد و شرایط را وارد رکود و ابهام بیشتر کند.