تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4362073
شناسه : 4362073
تاریخ :
ترکیه در دام تحرکات نتانیاهو نیفتاد | توافق مکه معادلات منطقه را تغییر می‌دهد؟ | چرا ترکیه، تل‌آویو را تهدیدی امنیتی می‌بیند؟ اقتصاد ایران: اقتصادنیوز:حمله اسرائیل به سوریه نشانه تشدید اختلاف با ترکیه و تغییر نظم خاورمیانه است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، روز سه‌شنبه، جنگنده‌های اسرائیلی پایگاه هوایی ابوالظهور در شمال‌غرب سوریه را هدف قرار دادند؛ حمله‌ای که با محکومیت آمریکا، بریتانیا، سازمان ملل متحد و شماری از کشورهای منطقه روبه‌رو شد. دولت اسرائیل مدعی شد اطلاعاتی در اختیار داشته که از جابه‌جایی نیروهای نظامی ترکیه به این پایگاه حکایت می‌کرد.

الجزیره در گزارشی نوشتتام باراک سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه واشنگتن در امور سوریه، در مصاحبه‌ای اعلام کرد که اسرائیل شش روز پیش از حمله، این اطلاعات را در اختیار آمریکا قرار داده بود. با این حال، نهادهای اطلاعاتی آمریکا تحقیقات و بررسی‌های مستقل خود را انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که شواهدی برای تأیید ادعای اسرائیل وجود ندارد.

این حادثه تنها نشان‌دهنده تغییر مناسبات میان ترکیه و اسرائیل نیست؛ بلکه از شکل‌گیری نظم جدید در خاورمیانه حکایت دارد.

واکنش ترکیه به حمله اسرائیل

آنکارا حمله اسرائیل به پایگاه سوریه را اقدامی تحریک‌آمیز ارزیابی کرد، اما از تشدید تنش خودداری کرد و در عوض تلاش کرد راهی برای خروج از بحران ایجاد کند.

ترکیه این مسئله را صرفا در قالب اختلافی دوجانبه میان آنکارا و تل‌آویو مطرح نکرد، بلکه آن را موضوعی میان اسرائیل و آمریکا و همچنین مسئله‌ای مرتبط با اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی درباره آینده سوریه دانست.

به‌طور معمول، میان ترکیه و اسرائیل یک سازوکار برای جلوگیری از درگیری و سوءتفاهم نظامی وجود دارد. با این حال، همان‌طور که باراک در مصاحبه خود اشاره کرد، اسرائیل پیش از حمله به ترکیه هشدار نداده بود؛ اقدامی که می‌توانست واکنش نظامی آنکارا را در پی داشته باشد.

تام باراک

فرستاده ویژه آمریکا خواستار ایجاد یک سازوکار جدید برای جلوگیری از درگیری میان دو طرف شده است. اما چنین سازوکاری تنها زمانی می‌تواند مؤثر باشد که طرف‌های درگیر واقعاً خواهان کاهش تنش باشند.

در این مورد، شواهد چندانی وجود ندارد که اسرائیل به دنبال کاهش تنش بوده باشد. برعکس، به نظر می‌رسد تشدید تنش بخشی از هدف اسرائیل بوده است؛ چرا که تل‌آویو نه ترکیه و نه حتی آمریکا را از حمله مطلع نکرد و بر مبنای ادعایی اقدام کرد که اطلاعات آمریکا نیز آن را تأیید نکرده بود.

این اقدام می‌تواند تلاشی برای تقویت موقعیت انتخاباتی بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل، باشد.

پس از آتش‌بس تحمیل‌شده از سوی آمریکا در جبهه ایران، نتانیاهو احتمالاً در آستانه انتخابات اسرائیل به دنبال باز کردن جبهه‌های جدید برای تشدید تنش است؛ چه در سوریه، چه در لبنان و چه در غزه.

چالش ترکیه این است که ضمن جلوگیری از عادی شدن چنین حملاتی، در دام تحریکات نتانیاهو نیز گرفتار نشود.

برای رسیدن به این هدف، مداخله مستقیم دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، برای مهار نتانیاهو ضروری خواهد بود. در واقع، یک سازوکار سه‌جانبه برای جلوگیری از درگیری میان آمریکا، ترکیه و اسرائیل تنها زمانی می‌تواند کارآمد و معتبر باشد که واشنگتن واقعاً از نفوذ خود استفاده کند.

با این حال، حتی ایجاد چنین سازوکاری نیز واقعیت مهم‌تری را تغییر نخواهد داد: سوریه نگاه ترکیه و اسرائیل به یکدیگر را تغییر داده است.

برای مدت طولانی، اصلی‌ترین عامل نارضایتی ترکیه از اسرائیل، مسئله فلسطین بود. به همین دلیل، مخالفت آنکارا با اسرائیل بیشتر ماهیتی انسانی، هویتی و مبتنی بر همبستگی با فلسطینی‌ها داشت. اما امروز نگاه ترکیه تغییر کرده است.

آنکارا تلاش‌های اسرائیل برای تضعیف روند گذار سیاسی در سوریه را مستقیماً مرتبط با امنیت ملی ترکیه می‌داند. به همین دلیل، ترکیه دیگر اسرائیل را صرفاً از دریچه مسئله فلسطین نگاه نمی‌کند، بلکه به‌طور فزاینده‌ای اسرائیل را یک چالش امنیت ملی می‌بیند؛ چالشی که سیاست‌های تجدیدنظرطلبانه اسرائیل در منطقه می‌تواند منافع ترکیه را تهدید کند.

اجماع بین‌المللی درباره سوریه

از شرق مدیترانه گرفته تا شاخ آفریقا و دیگر بخش‌های خاورمیانه، ترکیه و اسرائیل درباره سیاست‌ها، اولویت‌ها و برداشت از تهدیدهای منطقه‌ای اختلافات جدی دارند.

با این حال، سوریه را می‌توان نمونه کوچکی از تفاوت دیدگاه‌های دو کشور درباره نظم منطقه‌ای آینده دانست. آنکارا خواهان آن است که همسایه جنوبی‌اش، یعنی سوریه، کشوری یکپارچه، باثبات و دارای توان نظامی باشد.

در مقابل، اسرائیل سوریه‌ای ضعیف، چندپاره و فاقد توان نظامی جدی می‌خواهد.

اما این فقط اختلاف میان دیدگاه ترکیه و اسرائیل نیست. اسرائیل در مسئله سوریه عملاً در برابر اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گرفته است.

اردوغان و نتانیاهو

آمریکا، بریتانیا، اروپا و کشورهای منطقه همگی از شکل‌گیری دولتی مرکزی و باثبات در دمشق حمایت کرده‌اند. از این منظر، شاید تنها کشور منطقه‌ای دیگری که احتمالاً خواهان سوریه‌ای ضعیف یا حتی فروپاشیده است، ایران باشد.

سوریه، مانند هر کشور مستقل دیگری، ارتش خواهد داشت. اگر اسرائیل بر این باور باشد که تنها راه تأمین امنیت خودش، ضعیف نگه داشتن کشورهای همسایه و دیگر کشورهای منطقه، تجزیه آنها و محروم کردنشان از توان نظامی است، چنین رویکردی در نهایت چیزی جز جنگ‌های دائمی و انزوای منطقه‌ای و بین‌المللی به همراه نخواهد داشت.

تضعیف دولت سوریه و شکست روند گذار سیاسی در این کشور، زمینه را برای قدرت گرفتن بازیگران غیردولتی و گروه‌های افراطی فراهم خواهد کرد؛ اتفاقی که برای کل منطقه، از جمله خود اسرائیل، پیامدهای منفی خواهد داشت. لبنان هم باید برای اسرائیل یک نمونه هشداردهنده باشد.

خاورمیانه پس از توافق ابراهیم

اختلاف ترکیه و اسرائیل تنها به سوریه محدود نمی‌شود. دو طرف درباره نظم منطقه‌ای مطلوب نیز دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

توافق اخیر مکه که ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را گرد هم آورد، ذاتا توافقی ضداسرائیلی نیست. با این حال، این توافق نشانه‌ای از یک تغییر منطقه‌ای است که شکست نظمی را آشکار می‌کند که توافق‌های ابراهیم یا ابتکارات مشابهی مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) و همچنین ائتلاف I2U2 میان هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و آمریکا، در پی ایجاد آن بودند.

چشم‌انداز مبتنی بر توافق‌های ابراهیم بر عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی و اسرائیل و همکاری آنها زیر چتر امنیتی آمریکا استوار بود.

در این چارچوب، مهار سخت ایران، مهار نرم ترکیه و کم‌رنگ کردن مسئله فلسطین بخشی از همان طرح محسوب می‌شد.

اکنون سیاست‌های تهاجمی و تجدیدنظرطلبانه اسرائیل، احتمال انزوای منطقه‌ای آن را افزایش داده، هزینه هرگونه عادی‌سازی با اسرائیل را بالا برده و چشم‌انداز این نظم منطقه‌ای موسوم به نظم ابراهیمی یا نظم اسرائیل‌محور را با شکست مواجه کرده است.

سیاست‌های تجدیدنظرطلبانه اسرائیل نه‌تنها میان این کشور و دیگر قدرت‌های مهم منطقه شکاف ایجاد کرده، بلکه اختلاف میان اسرائیل و آمریکا درباره آینده نظم منطقه‌ای را نیز آشکارتر کرده است.

ترامپ و اردوغان

اسرائیل با توافق مکه مخالف است، اما ترامپ از آن استقبال کرده است. احتمالاً دلیل این حمایت آن است که ترامپ این توافق را با راهبرد خود برای تقسیم مسئولیت‌های امنیتی و انتقال بخشی از بار مسئولیت به متحدان منطقه‌ای همسو می‌داند.

از سوی دیگر، این توافق از مشروعیت و پذیرش منطقه‌ای بیشتری برخوردار است. موضع آمریکا همچنین می‌تواند نشانه‌ای از بازنگری واشنگتن در نگاه خود به آینده خاورمیانه باشد.

طی یک دهه گذشته، آمریکا سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای ایجاد نظمی منطقه‌ای انجام داده که بر اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس استوار بود.

اما در عمل، این پروژه بیش از هر چیز یک طرح اسرائیل‌محور برای بازآرایی نظم منطقه‌ای بود. اکنون این چشم‌انداز دیگر قابل دوام نیست و هیچکس بیش از خود اسرائیل در نابودی آن نقش نداشته است.