به گزارش اقتصادنیوز، پیشرفت سریع چین در فناوریهای پیشرفته، آمریکا را با یک تناقض راهبردی مواجه کرده است. واشنگتن دسترسی شرکتهای چینی به بازار خود را محدود کرده، اما همین سیاست میتواند باعث تضعیف رقابتپذیری صنعتی آمریکا شود.
در این میان، برخی معتقدند که راه حل واقعی نه قطع کامل ارتباط با پکن، بلکه گشودگی گزینشی همراه با نظارت و محدودیتهای امنیتی است.
سفر به آینده!
پیتر کاوی و مگ ریتمایر در فارن افرز نوشتند: مسافرانی که از چین بازمیگردند، اغلب میگویند گویی به آینده سفر کردهاند. رباتهایی که در رستورانها غذا درست میکنند، پهپادهایی که غذا و دارو تحویل میدهند و رباتهای صنعتی و انساننما در کارخانهها، تنها بخشی از پیشرفت فناوری چین هستند. خودروهای برقی چینی نیز از لندن تا سانتیاگو در حال گسترشاند.
با این حال، بیشتر آمریکاییها شاهد این تحولات از نزدیک نیستند. خودروهای برقی چینی عملا با تعرفههای سنگین و محدودیتهای امنیت ملی از بازار آمریکا کنار گذاشته شدهاند و نگرانیهای امنیتی درباره پهپادها، رباتها و دیگر فناوریهای چینی نیز مانع ورود آنها شده است.
اقتصادنیوز: کره شمالی اکنون به جای وابستگی کامل به چین، میان سه طرف توازن برقرار کرده است: از چین برای ثبات اقتصادی، از روسیه برای تقویت توان امنیتی و از تهدید آمریکا برای توجیه حفظ برنامه هستهای خود استفاده میکند.
چرا واشنگتن از چین فاصله گرفت؟
آمریکا دلایل مشخصی برای این سیاست دارد. دولتهای مختلف این کشور سالها چین را به رقابت ناعادلانه، یارانههای گسترده و انتقال فناوری متهم کردهاند. واشنگتن از ابزارهای تجاری و امنیتی، از جمله بررسیهای کمیته سرمایهگذاری خارجی آمریکا، برای جلوگیری از انتقال فناوریهای حساس به شرکتهای چینی استفاده کرده است.
اکنون نیز فشار برای محدود کردن ارتباط اقتصادی با چین افزایش یافته است؛ از جلوگیری از آزمایشهای بالینی شرکتهای دارویی آمریکایی در چین گرفته تا پیشنهاد ممنوعیت مالکیت زمینهای کشاورزی آمریکا توسط چینیها.
با این حال، این تصور که میتوان با کنار گذاشتن شرکتهای چینی بهسرعت رقبای آمریکایی را تقویت کرد، اشتباه است؛ چرا که شرکتهای چینی دیگر صرفا تولیدکنندگان ارزانقیمت یا کپیکار نیستند و در بسیاری از صنایع به رهبران جهانی تبدیل شدهاند.
به همین دلیل، محروم کردن آنها از بازار آمریکا میتواند نتیجه معکوس داشته باشد: شرکتها و مصرفکنندگان آمریکایی از فناوریهای پیشرفته جهان فاصله میگیرند و ظرفیت صنعتی آمریکا نیز تضعیف میشود.
نویسندگان در ادامه میگویند: راهحل مناسب، گشودگی گزینشی است؛ یعنی آمریکا باید در حوزههایی که سرمایهگذاری چینی میتواند منافع اقتصادی و فناوری ایجاد کند، اجازه فعالیت بدهد، اما همزمان تدابیر امنیتی سختگیرانه اعمال کند.
اسبهای تروا؟
چین خود سالها از چنین الگویی استفاده کرده است. از دهه ۱۹۹۰، شرکتهای خارجی برای فعالیت در بازار چین ملزم بودند تا بخشی از تولید و زنجیره تأمین خود را محلی کرده و انتقال دهنده فناوری خود باشند. آنها به نیروهای کار آموزش میدادند و همچنین در زمینه دادهها و امنیت تحت نظارت دولت قرار داشتند.
هدف چنین رویکردی این بود که حضور شرکتهای خارجی به تقویت اکوسیستم صنعتی چین کمک کند. نتیجه نیز ظهور رقبای چینی قدرتمندی مانند میدیا، هایر و استیت گرید بود.
پیشنهادهایی که به دلایل امنیتی رد میشوند
اکنون شرکتهایی مانند شیائومی و CATL نیز به بازار آمریکا چشم دوختهاند و حتی حاضرند در ازای دسترسی به این بازار، در داخل آمریکا سرمایهگذاری کنند. اما واشنگتن بسیاری از این پیشنهادها را به دلیل نگرانیهای امنیتی رد کرده است.
برای مثال، خودروهای برقی فقط وسیله نقلیه نیستند؛ آنها مجموعهای از حسگرها، نرمافزارها، باتریها و سامانههای ارتباطی هستند که میتوانند داده جمعآوری کنند. نگرانی درباره امکان استفاده از آنها برای شناسایی زیرساختهای حساس آمریکا قابل توجه است، اما تبدیل این نگرانی به ممنوعیت گسترده میتواند آمریکا را از نظر اقتصادی منزوی کند.
اگر شرکتهای آمریکایی دیگر مجبور نباشند با رهبران جهانی رقابت کنند، خطر آن وجود دارد که تنها برای بازار داخلی تولید کنند و در نتیجه، پویایی و رقابتپذیری اقتصاد آمریکا کاهش یابد.
دروازهبانی هوشمندانهتر
بهجای کنار گذاشتن کامل سرمایهگذاری چینی، آمریکا میتواند مانند چین، شرایط مشخصی را برای ورود این سرمایهگذاریها تعیین کند. طرح «هیئت سرمایهگذاری» ترامپ هنوز بیشتر در حد یک ایده باقی مانده، اما واشنگتن ابزارهای لازم برای ایجاد چنین چارچوبی را در اختیار دارد. کمیته سرمایهگذاری خارجی در آمریکا (CFIUS) و نهادهایی مانند وزارت بازرگانی، سازمان غذا و دارو و کمیسیون ارتباطات فدرال میتوانند برای حوزههایی مانند علوم زیستی، خودروهای متصل و روباتیک، مقررات هدفمند وضع کنند.
این مقررات میتواند شامل الزام به ذخیرهسازی دادهها در آمریکا، همکاری با شرکتهای داخلی، متنوعسازی زنجیره تأمین و حتی انتقال فناوری باشد. CFIUS هماکنون در برخی موارد با شرکتها توافقهایی برای حفاظت از امنیت سایبری، مدیریت دادهها و نظارت مستمر بر تصمیمات شرکتها منعقد میکند. اما این توافقها عمدتا بر کاهش تهدیدهای امنیتی متمرکزند و کمتر به این پرسش توجه دارند که سرمایهگذاری خارجی چگونه میتواند به تقویت ظرفیت صنعتی آمریکا کمک کند.
مدل تسلا چه درسی را در خود داشت؟
تجربه تسلا در چین نشان میدهد که چگونه میتوان میان جذب سرمایهگذاری خارجی و حفاظت از منافع ملی تعادل برقرار کرد. پکن در سال ۲۰۱۹ تصمیم گرفت به تسلا، که در آن زمان پیشروترین شرکت جهان در خودروهای برقی بود، اجازه دهد تا بدون حضور شریکهای چینی، کارخانه خود را در این کشور احداث کند. دولت محلی شانگهای زمین و وامهای یارانهای در اختیار شرکت گذاشت، اما همزمان تسلا را ملزم کرد دادههای شخصی رانندگان چینی را در داخل چین ذخیره کند و برای برخی خدمات نیز از شرکتهای چینی استفاده کند.
نتیجه، رشد سریع تولید تسلا و شکلگیری یک زنجیره تأمین محلی بود. این روند نهتنها به سود تسلا تمام شد، بلکه به توسعه صنعت خودروهای برقی چین نیز کمک کرد و شرکتهایی مانند BYD را به رقابت جدیتر واداشت. امروز BYD در فروش جهانی خودروهای برقی از تسلا پیشی گرفته است.
دوران جدایی گسترده از اقتصاد چین گذشت
طنز ماجرا برای آمریکا این است که بخشی از تخصص تولیدی و سرمایهگذاری مورد نیاز برای رقابت با چین، ممکن است اکنون فقط از خود چین قابل تأمین باشد. تلاشهای چند دولت آمریکا برای ایجاد ائتلافی از متحدان و ساختن یک بازار جایگزین برای چین، از مشارکت ترانسپاسیفیک گرفته تا چارچوب اقتصادی هند اقیانوس آرام دولت بایدن، نتوانستهاند مقیاس چین را به چالش بکشند. باید پذیرفت که زمان جدایی گسترده از اقتصاد چین دیگر گذشته است.
قابل توجه است که حتی متحدانی مانند کانادا و بریتانیا نیز به سمت رویکردی عملگرایانهتر حرکت کردهاند. کانادا بهجای تعرفههای سنگین، به سمت سهمیه واردات خودروهای برقی چینی و بومیسازی تولید رفته است. در اروپا نیز ایدههایی برای محدود کردن مالکیت خارجی و همزمان الزام شرکتهای چینی به استفاده از زنجیره تأمین و فناوری محلی مطرح شده است.
موفقیت مدل تیکتاک
آمریکا مجبور نیست تا میان «باز بودن کامل» و «محروم کردن کامل» یکی را انتخاب کند. پرونده تیکتاک نمونهای از یک راه متعادل است. نگرانیهای امنیتی درباره جمعآوری دادههای کاربران آمریکایی توسط شرکت چینی بایتدنس واقعی بود، اما دولت ترامپ در نهایت به جای ممنوعیت کامل، به توافقی رسید که در آن کنترل فعالیت آمریکایی تیکتاک به یک سرمایهگذاری مشترک تحت کنترل آمریکا واگذار شد، در حالی که بایتدنس سهم اقلیت خود را حفظ کرد. همچنین دادههای شخصی کاربران در آمریکا ذخیره میشود و سازوکارهایی برای نظارت و گزارشدهی در نظر گرفته شده است.
پذیرش گزینشی به جای حذف کامل
بنابراین، هدف باید پذیرش گزینشی سرمایهگذاری چینی در حوزههایی باشد که صنعت آمریکا را تقویت میکنند، همراه با تضمینهای امنیتی قابل اجرا.
در این میان، مشکل اصلی نه فقدان ابزار، بلکه یک مسئله سیاسی است؛ واشنگتن باید بپذیرد که آمریکا در برخی صنایع حیاتی از چین عقب افتاده و موانعی که برای جلوگیری از ورود سرمایه و فناوری چینی ایجاد کرده، ممکن است بیش از آنکه از آمریکا محافظت کند، به رقابتپذیری اقتصادی و صنعتی خود این کشور آسیب بزند.