به گزارش اقتصادنیوز به نقل از چندثانیه، برای خانواده، کسی که خانه است همیشه یک نفرِ در دسترس به نظر میرسد؛ حتی وقتی پشت لپتاپ نشسته، جلسه دارد و باید تا یک ساعت دیگر کارش را تحویل بدهد.
«حالا که خانهای، این کار را هم انجام بده.»
«فقط پنج دقیقه بیا.»
«جلسهات که تمام شد، خرید را انجام بده.»
هرکدام از این جملهها بهتنهایی چیز مهمی نیستند؛ اما وقتی مشکلسازند که مدام تکرار شوند. آن وقت ساعت کاری کمکم از بین میرود و فرد دورکار باید همزمان پاسخگوی کار و خانه باشد.

برای خانواده، وقتی فرد در خانه است یعنی میتواند هر لحظه کمک کند. اما کسی که دورکاری میکند، وسط همان خانه هم جلسه دارد، کار تحویل میدهد و باید حواسش به مسئولیتهایش باشد. دورکاری فقط میز کار را از اداره به خانه آورده؛ کار همچنان سر جایش است.
وقفههای خانوادگی در ساعات کاری میتوانند تمرکز را پایین بیاورند و فشار و کلافگی را بیشتر کنند. از طرف دیگر، وقتی کار و زندگی بیش از حد در هم قاطی شوند، جدا شدن از کار هم سختتر میشود.
البته ساختن این مرز فقط وظیفه خانواده نیست. فرد دورکار هم باید ساعت کاریاش را مشخص کند، درباره زمانهای شلوغش با خانواده حرف بزند و بعد از پایان کار، واقعاً از فضای کاری فاصله بگیرد.
دورکاری وقتی مرز نداشته باشد، آدم را تمام روز سر کار نگه میدارد؛ حتی وقتی محل کارش اتاق خانه است.
کسی که در خانه کار میکند، بیکار نیست؛ فقط ادارهاش چند قدم آنطرفتر از آشپزخانه است.