تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4360583
شناسه : 4360583
تاریخ :
حمله نظامی یا مذاکره؛ چشم انداز رابطه ایران و آمریکا در پایان تفاهم 60 روزه | بیگدلی: زمان استفاده از اهرم «تنگه هرمز» رو به اتمام است اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: یک کارشناس مسائل بین‌الملل معتقد است: سیاست یک بازی چند نفره است، اما ما همیشه آن را یک بازی یک نفره در نظر میگیریم و این همیشه به ضرر ما تمام شده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با پایان یافتن دوره 60 روزه آتش‌بس میان ایران و آمریکا، ابهامات زیادی پیرامون چگونگی ادامه این روند در روزهای آینده وجود دارد. در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای مورد مناقشه است.

اما چشم‌انداز هردو طرف برای ادامه این وضعیت چیست؟ آیا تنگه هرمز همچنان می تواند برگ برنده ایران در مذاکرات آینده باشد؟ آیا حمله نظامی به ایران در دستور کار آمریکا قرار دارد؟ آیا احتمالا محاصره زمینی ایران وجود دارد یا ... 

خبر مرتبط
آمریکا در دو راهی؛ مصالحه و توافق با ایران یا بازگشت به جنگ؟ | آغاز جنگ همواره آسان‌تر از پایان دادن به آن است
آمریکا در دو راهی؛ مصالحه و توافق با ایران یا بازگشت به جنگ؟ | آغاز جنگ همواره آسان‌تر از پایان دادن به آن است

اقتصادنیوز: آغاز جنگ همواره آسان‌تر از پایان دادن به آن است. واشنگتن حتی برای جنگ‌هایی که منافع محدودی در آنها دارد، اهداف حداکثری تعیین می‌کند و رهبران آمریکا معمولا حاضر نیستند که بدون تحقق اهداف اعلام‌شده، عملیات نظامی را متوقف کنند؛ چرا که چنین اقدامی ممکن است به‌عنوان نشانه ضعف سیاسی تعبیر شود.

در همین رابطه، اقتصادنیوز با علی بیگدلی، کارشناس مسایل بین الملل، به گفتگو نشسته است. بیگدلی بر ضرورت دیپلماسی و استفاده از کارت تنگه هرمز، برای امتیازگیری از آمریکا تاکید دارد.

او ضمن اینکه می گوید؛ «احتمال غالب این است که حمله نظامی نباید صورت بگیرد، مگر در یک شرایطی خاص» تاکید می کند؛ «زمان استفاده از اهرم تنگه هرمز رو به اتمام است.»

مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با علی بیگدلی را در ادامه بخوانید؛

*******

*آقای بیگدلی! با توجه به اتمام دوره 60 روزه آتش بس در تفاهم نامه اسلام آباد و ابهام درباره مسیر پیش‌رو، ارزیابی شما از وضعیت جنگ ایران و آمریکا در روزهای آینده چیست؟ آیا احتمال بازگشت به درگیری نظامی بیشتر است یا دو طرف همچنان می‌توانند از طریق مذاکره و مدیریت تنش، شرایط را کنترل کنند؟

ببینید، هر دو طرف اکنون به یک نقطه از ابهامی رسیده‌اند که گذر کردن از آن نقطه خیلی مشکل است. احتمال غالب این است که حمله نظامی نباید صورت بگیرد، مگر در یک شرایطی خاص. برای اینکه هر دو طرف مشکلاتی در داخل کشورشان دارند که نمی‌توانند خود را درگیر یک برخورد نظامی دیگر کنند.

میزان محبوبیت دونالد ترامپ کاهش پیدا کرده و تقریبا ۷۵ درصد مردم این کشور از جنگ خسته و ناراضی هستند. همچنین کنگره اعتبارات نظامی را تامین نمی‌کند و حزب جمهوری‌خواه را تحت فشار قرار داده است. بنابراین برای آمریکا شروع یک جنگ دیگر بسیار سخت است.

از طرفی، مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد و آمریکا درصدد تنگ‌تر کردن این محاصره است که در آن صورت شرایط برای ما خیلی سخت خواهد شد.

احتمال حمله نظامی به ایران خیلی بعید است زیرا...

براساس گزارش هایی که حالا آشکار و پنهان داده می‌شود، شاید ایران طی حداکثر ۲۰ تا ۳۰ روز آینده در رابطه با مسئله بنزین با مشکل روبرو شود و به احتمال زیاد روی به افزایش قیمت آن بیاورد.در مورد دارو و مواد غذایی مانند گندم هم این مشکلات وجود دارد. در واقع، ما هم با مشکلات درونی خودمان مواجهیم و با شرایط سخت اقتصادی روبرو هستیم.

از سویی، بعضی از اظهار نظرات پراکنده در ایران مطرح می‌شود که دونالد ترامپ بعد از انتخابات آمریکا، به ایران حمله می‌کند، اما از نظر من این احتمال خیلی بعید است.

با این‌حال، من فکر می کنم که هنوز پنجره های دیپلماسی باز هستند. منتهی ما اخیرا یک درخواست هایی داشتیم که شرایط را سخت می کند، مثل اینکه تمام تحریم‌ها لغو شود، درصورتی که اصلا تمام تحریم‌ها دست آمریکا نیست، بخشی از تحریم‌ها توسط اروپا و شورای امنیت وضع شده است.

باید به سمت رفع محاصره دریایی برویم

بنابراین، ما باید کمی انتظاراتمان رو کاهش بدهیم و نرمش بیشتری به سمت حل مسئله تنگه هرمز و برداشتن تحریم‌ها داشته باشیم تا این محاصره دریایی هم از میان برود و در آینده نه چندان دور، باید برای حل مسائل هسته‌ای اقدام کنیم.

الان انقدر مسئله تنگه هرمز سایه بر مسائل هسته‌ای انداخته است که هم آمریکایی ها و اروپایی ها هم کشورهای منطقه بیشتر فشار خود را متمرکز بر بازگشایی آن کرده‌اند.

علی+بیگدلی

راه‌های تجارت زمینی توانایی تامین نیاز 90 میلیون ایرانی را ندارد

*وال‌استریت ژورنال به‌تازگی گزارشی را مبنی بر تلاش آمریکا برای محدود کردن مسیرهای تجاری ایران از کریدورهای زمینی شمالی و ایجاد اختلال در روند واردات، به‌ویژه در حوزه کالاهای اساسی منتشر کرده است. پیش بینی می کنید این ادعا عملیاتی شود یا ...

راه‌های زمینی که ما الان داریم واقعا از جهت اقتصادی خیلی مقرون به‌صرفه نیست. مثلا کالاها از چین به پاکستان منتقل شده و سپس از سمت افغانستان وارد کشور می‌شود. حالا طول زمان این روند یک طرف قضیه است، اما هزینه‌های آن هم بسیار بالاست که درنهایت سیستم تولیدی ما را با مشکل مواجه می کند. اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین چند روز پیش گفته بود که باید به حال ارتباط اقتصادی ما با چین گریست.

الان که ترامپ انعطاف بیشتری نشان می دهد وارد مذاکره شویم و امتیاز بگیریم

این راه‌های غیردریایی توان پاسخگویی به نیاز ۹۰ میلیون جمعیت را ندارد. پیشنهاد من این است که الان که آمریکایی ها و شخص ترامپ انعطاف پذیری بیشتری دارند، وارد مذاکره شویم و امتیازات بیشتری را از آمریکایی ها بگیریم. اما اگر ما بخواهیم خود را برای همیشه گرفتار تنگه هرمز کنیم، کشیدن خطوط انتقال نفت جدید توسط کشورهای منطقه، ارزش این اهرم را کمتر کرده و آن را از ما می‌گیرد.

بنابراین ما باید با عقلانیت سیاسی به این موضوع نگاه کنیم و نگذاریم که دومرتبه گرفتار جنگ جدیدی شویم. کشور و مردم ما تحمل بار سنگین یک جنگ دیگری را ندارند.

کشورهای منطقه راه دور زدن تنگه هرمز را پیدا کرده‌اند

*همانطور که اشاره داشتید، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی ایران در این مناقشه بوده، به نظر شما این اهرم تا چه زمانی می‌تواند اثرگذاری خود را حفظ کند؟ آیا در شرایط فعلی، ادامه مسیر دیپلماسی با استفاده از هرمز به‌عنوان یک کارت چانه‌زنی، بهترین گزینه برای ایران است؟

بله. الان کویت نفت خود را از طریق عراق به ترکیه و اروپا صادر می‌کند. یک خط دیگری هم از طریق عراق به سوریه و دریای مدیترانه وجود دارد. امارات و عربستان نیز قبلا همین کار را کرده بودند. حتی بحرین هم همین استراتژی را دنبال می‌کند.

بنابراین ارزش این نقطه استراتژیک، روز به روز درحال از دست رفتن است. پس ما باید تا زمانی که این اهرم ارزش دارد، وارد معامله شده و از این طریق از آمریکا امتیاز بگیریم.

سیاست یک بازی چند نفره است اما ما همیشه آن را یک بازی یک نفره در نظر می گیریم و این همیشه به ضرر ما تمام شده است.

در صورت ادامه محاصره دریایی با کمبود مواد اولیه در داخل کشور مواجه می‌شویم

* ارزیابی شما از رویکرد و خواسته‌های آمریکا در این مقطع چیست و هرمز چه جایگاهی در این محاسبات دارد؟

آمریکا به غیر از این که مسئولیت امنیت و انتقال انرژی در منطقه را بر عهده دارد، الان در برابر جهان و اروپا هم مسئوولیت بالایی دارد، چون این مسئله تنگه هرمز دنیا را با کمبود انرژی مواجه کرده است. از طرف دیگر، محاصره دریایی هم ما را با کمبود مواد غذایی مواجه کرده و همانطور که عرض کردم، در صورت ادامه این روند شاید ما تا ۴۰ روز آینده مواد غذایی اولیه نداشته باشیم. پس باید تا اهرم تنگه هرمز اهمیت دارد، برای رفع محاصره، بازشدن شبکه بانکی جهانی و آزادسازی پول‌های بلوکه شده، معامله بکنیم.

این در صورتی است که ما الان به‌دنبال لغو همه تحریم‌ها و دریافت اطمینان از عدم حمله هستیم، امری که از جانب ترامپ هم شدنی نیست.

اگر فشار محاصره در دریا و زمین افزایش یابد....

*در صورت ادامه شرایط کنونی نه جنگ نه صلح، عقربه های ساعت در واقع بیشتر به ضرر کدام طرح حرکت می کند؟

از نظر من، هردو طرف از ادامه شرایط کنونی متضرر خواهند شد. اگر ما احساس کنیم که از جهت نظامی پیروز شدیم، اما از نظر اقتصادی تحت فشار هستیم. از طرفی، آمریکا هم چون نتوانست با حملات نظامی به اهداف خودش دست پیدا کند، به سراغ فشار از طریق تحریم ها و محاصره دریایی رفته و شاید در ادامه محاصره زمینی برود که در آن صورت، شرایط بسیار برای ما سخت خواهد شد. 

اگر فشارهای محاصره هم در دریا هم در خشکی افزایش یابد شرایط اقتصادی ایران خیلی سخت خواهد شد. پیشنهاد من این است که هنوز که پنجره های دیپلماسی باز است، باید بتوانیم از طریق مذاکرات، حداقل دوره 60 روزه آینده را برای ادامه گفت‌وگوها تمدید کنیم.