به گزارش اقتصادنیوز، تنها سه روز مانده به انتخابات مقدماتی دموکراتها در فلوریدا، یک محل برگزاری برنامههای انتخاباتی در فورت لادردیل، برنامهای با حضور رشیده طلیب، نماینده کنگره، و سه نامزد انتخابات کنگره، یعنی آنجی نیکسون، الیجا منلی و الیور لارکین را لغو کرد. این تصمیم پس از آن گرفته شد که مایکل گاتلیب، نماینده دموکرات مجلس ایالتی، این تجمع را «ضدیهودی» خواند.
مسئولان محل برگزاری نیز نگرانیهای امنیتی را دلیل لغو برنامه اعلام کردند و برگزارکنندگان در نهایت محل دیگری را برای این رویداد پیدا کردند.
چیزی در جامعه آمریکا تغییر کرده است
جنی ویلیامز در میدلایست مانیتور نوشت: این دست از اتفاقات برای بسیاری آشناست. سیاستمداران آمریکایی که از حمایت واشنگتن از اسرائیل انتقاد میکنند، سالها با این استدلال مواجه بودهاند که مواضعشان از مرزهای سیاست قابل قبول فراتر رفته است.
اقتصادنیوز: با وجود ناکامی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز، ترامپ همچنان قدرتمندترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد. با اینحال، علیرغم این که دولت او از ورود به عملیات گسترده برای باز کردن مسیرهای دریایی خاورمیانه به دلیل هزینههای سیاسی و انسانی آن پرهیز میکند، استفاده از قدرت دریایی برای پیشبرد اهداف قارهای و منطقهای خود را کنار نگذاشته است.
با این حال، آنچه اکنون در اطراف این سیاستمداران در حال تغییر است، اهمیت بیشتری دارد؛ اینکه نامزدها همچنان با چنین مواضعی وارد رقابتهای انتخاباتی شده و برخی رأیدهندگان نیز، از آنها حمایت میکنند. بنابراین، بحث درباره فلسطین در حال پیوند خوردن با یک نگرانی قدیمی در جامعه آمریکا است؛ نگرانی از اینکه این کشور بار دیگر وارد جنگی جدید در خاورمیانه شود.
این همان چیزی است که سال ۲۰۲۶ را متفاوت کرده است.
هزینه تحمیل شده جنگ به شهروندان آمریکایی
جنگ برعلیه ایران که آمریکا و اسرائیل از اواخر فوریه آغاز کردند، باعث شده تا سیاست خارجی دیگر بهسادگی از زندگی روزمره آمریکاییها جدا نباشد.
درحالی که شش ماه از آغاز درگیریها میگذرد، هنوز چشمانداز روشنی درباره نقطه پایان آن وجود ندارد. در مقابل، آنچه روشنتر شده هزینههای ملموس این جنگ است.
بر اساس گزارش رویترز، متوسط قیمت بنزین در آمریکا در هفته جاری به حدود ۴.۰۸ دلار در هر گالن رسیده که تقریباً ۲۹ درصد بیشتر از یک سال قبل است. دونالد ترامپ در واکنش به این افزایش، از آمریکاییها خواسته تا آن را بهعنوان هزینه ادامه جنگ بپذیرند.
این موضع از سوی ترامپ به این دلیل قابل توجه است که او بخش مهمی از محبوبیت خود را بر وعده کاهش هزینههای زندگی و پایان دادن به «جنگهای بیپایان» دولتهای پیشین بنا کرده بود. اکنون رأیدهندگان متوجه این تناقض شدهاند.
جنگ ایران به یک بحث انتخاباتی تبدیل شده
مرکز پژوهشی پیو دریافته است که حدود شش نفر از هر ۱۰ آمریکایی معتقدند که تصمیم این کشور برای استفاده از نیروی نظامی علیه ایران اشتباه بوده است؛ این مخالفت در میان دموکراتها بسیار شدیدتر است.
در چنین شرایطی، شعار «نه به جنگ با ایران» دیگر صرفا شعاری در تظاهرات یا موضعی متعلق به فعالان سیاست خارجی نیست. این شعار به بخشی از یک بحث انتخاباتی تبدیل شده است: اینکه واشنگتن چگونه از پول مالیاتدهندگان، قدرت نظامی آمریکا و اختیاراتی که رأیدهندگان به دولت میدهند استفاده میکند.
تغییر محاسبات در حزب دموکرات
عبدالسید، نامزد دموکرات انتخابات سنا در میشیگان، زودتر از بسیاری از سیاستمداران این تغییر را درک کرد.
پس از آنکه ترامپ در فوریه دستور نخستین حملات را صادر کرد، عبدالسید استدلال کرد که رئیسجمهوری وعده پایان دادن به جنگهای بیپایان را داده بود، اما خود جنگ دیگری را آغاز کرده است. او همچنین درباره هدف جنگ و نبود مجوز کنگره برای آن پرسشهایی مطرح کرد.
پنج ماه بعد، دموکراتهای میشیگان او را بهعنوان نامزد حزب برای مجلس سنا انتخاب کردند. البته این نتیجه به این معنا نیست که همه رأیدهندگانی که از عبدالسید حمایت کردند، به دلیل مواضع او درباره ایران یا فلسطین به او رأی دادهاند. انتخابات هرگز چنین ساده نیستند. رأیدهندگان میشیگان درباره مراقبتهای درمانی، قیمتها، ترامپ، اشتغال و مجموعهای از مسائل داخلی و ملی نیز تصمیمگیری کردند.
با این حال، سیاست خارجی هم موضوعی حاشیهای در این رقابت نبود.
آیپک و گروههای وابسته به آن، مبلغی بیسابقه برای اثرگذاری بر این رقابت هزینه کردند. آسوشیتدپرس گزارش داد که هزینههای مرتبط با تلاش لابی طرفدار اسرائیل برای تأثیرگذاری بر انتخابات مقدماتی از ۳۰ میلیون دلار فراتر رفته است. با این حال، عبدالسید توانست هیلی استیونز را شکست دهد.
نکته این نیست که آیپک ناگهان اهمیت خود را از دست داده باشد؛ چنین ادعایی درست نیست. نکته مهمتر این است که حتی چنین هزینه هنگفتی هم، نتوانست انتقاد عبدالسید از سیاستهای اسرائیل و نظامیگری آمریکا را به همان هزینه سیاسی سنگینی تبدیل کند که شاید در گذشته میتوانست به قیمت شکست او تمام شود.
بنابراین، به نظر میرسد که چیزی در سیاست حزب دموکرات در حال تغییر است.
وجه مشترک مسئله ایران و فلسطین در نگاه مردم آمریکا
این تغییر در نگرش عمومی آمریکاییها نسبت به اسرائیل نیز دیده میشود. نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در ماه آوریل نشان داد که ۶۰ درصد آمریکاییها دیدگاهی نامطلوب نسبت به اسرائیل دارند. این رقم در میان دموکراتها و مستقلهایی که به دموکراتها گرایش دارند، به حدود ۸۰ درصد میرسد. همزمان، ۵۹ درصد آمریکاییها اعلام کردند که یا اعتماد اندکی به بنیامین نتانیاهو دارند، یا اساسا به او اعتماد ندارند.
این درحالی است که تا همین چند سال پیش، چنین ارقامی بسیار غیرعادی به نظر میرسید.
این تغییر همچنین توضیح میدهد که چرا مسئله فلسطین و مخالفت با جنگ با ایران بیش از گذشته در یک گفتوگوی سیاسی مشترک قرار گرفتهاند. وجه مشترک این دو موضوع، ایران نیست؛ بلکه واشنگتن است.
برای بسیاری از رأیدهندگان، پرسش اصلی این است که آیا آمریکا باید همچنان تشدید نظامی را واکنش پیشفرض خود به بحرانهای خاورمیانه بداند و آیا حمایت از دولت اسرائیل باید همچنان تا حد زیادی از نظارت و پرسشگری معمول درباره سایر دریافتکنندگان سلاح و کمک مالی آمریکا مصون بماند یا خیر. اعضای کنگره نیز بهتدریج در حال به چالش کشیدن این رویکرد هستند.
ایلهان عمر، دیگر سیاستمداری که بارها مخالفتش با سیاستهای اسرائیل علیه او مورد استفاده قرار گرفته، در ماه مارس از قطعنامه اختیارات جنگی ایران حمایت کرد. خواسته این قطعنامه چندان انقلابی نبود: رئیسجمهوری پیش از وارد کردن آمریکا به درگیریهای نظامی بیشتر باید مجوز کنگره را دریافت کند.
این اصل نباید در یک نظام دموکراتیک بحثبرانگیز باشد، اما دههها جنگی که روسایجمهوری آمریکا بدون مجوز مستقیم کنگره آغاز کردهاند، آن را به موضوعی تقریبا غیرمعمول تبدیل کرده است.
انتقاد از اسرائیل توسط نامزدها عادی میشود؟
سه نامزدی که در کنار طلیب در این تجمع حضور داشتند، روز ۱۸ اوت با رأیدهندگان خود روبهرو خواهند شد. رقابت انتخاباتی هرکدام متفاوت است و نباید هیچیک را پیروزی قطعی جریان مترقی دانست. با این حال، تلاش برای بدنام کردن این تجمع پیش از آنکه رأیدهندگان حتی پای صندوق بروند، نشان میدهد که این موضوع تا چه اندازه حساس شده است.
برای سالها، انتقاد از اسرائیل با افزایش هزینه سیاسی برای سیاستمداران همراه بود. بنابراین، نامزدها میدانستند چه موضوعاتی را بهتر است که مطرح نکنند، کمککنندگان مالی میدانستند چگونه میتوانند رقبای خود را با صرف هزینههای سنگین کنار بزنند و اعضای کنگره نیز میدانستند که انتقاد از سیاست نظامی اسرائیل چگونه میتواند خیلی سریع به جنجالی علیه خود منتقد تبدیل شود، نه علیه سیاست مورد انتقاد.
اما زمانی که خود رأیدهندگان در حال تغییر هستند، حفظ این وضعیت دشوارتر میشود.
تابلوهای پمپ بنزین نمایانگر واقعیتی تلخ هستند
اکنون پیامدهای جنگهای خاورمیانه روی تابلوهای پمپبنزین و در بودجه خانوارهای آمریکایی نیز کاملا مشهود است.
از آمریکاییها خواسته میشود افزایش قیمتها را بپذیرند، در حالی که واشنگتن میلیاردها دلار برای ادامه یک درگیری دیگر هزینه میکند. آنها رئیسجمهوری را میبینند که با وعده پایان دادن به جنگهای بیپایان روی کار آمد، اما اکنون از جنگی دفاع میکند که نزدیک به شش ماه ادامه داشته است. همزمان، به آنها گفته میشود که زیر سؤال بردن کمکهای نظامی به دولت نتانیاهو همچنان از نظر سیاسی مسئلهساز است.
تناقضها به پای صندوقهای رأی رسیدهاند
البته نباید وانمود کرد که اکثریتی ضدجنگ ناگهان کنترل سیاست آمریکا را به دست گرفته است. چنین اتفاقی نیفتاده و پیروزی چند نامزد مترقی نیز نمیتواند دههها مداخلهگرایی دوحزبی آمریکا را از میان ببرد.
اما محاسبات سیاسی قدیمی دیگر به اندازه گذشته قابل اتکا نیستند.
یک نامزد میتواند با مخالفت با جنگی دیگر علیه ایران، در انتخابات مقدماتی مهم سنا پیروز شود. یک عضو کنگره میتواند خواستار محدود شدن اختیارات رئیسجمهوری برای آغاز جنگ شود و در برابر تلاشها برای حذف سیاسی خود دوام بیاورد. نامزدها میتوانند حمایت بیقیدوشرط نظامی از اسرائیل را به چالش بکشند، بدون آنکه این موضع لزوما به معنای پایان کار سیاسی آنها باشد.
برای ساختار سیاست خارجی کاخ سفید، شاید همین تحول مهمترین مسئلهای باشد که باید درباره آن نگران بود.