به گزارش اقتصادنیوز، توافق همکاری هستهای غیرنظامی میان آمریکا و عربستان نه تنها با هدف تامین منافع اقتصادی و راهبردی واشنگتن خواهد بود، بلکه اهرم فشار بیشتری را در اختیار آمریکا برای مدیریت جاهطلبیهای هستهای ریاض قرار می دهد. اکنون دولت ترامپ پس از نهایی کردن این توافق، باید متن آن را برای بررسی به کنگره ارائه کند
پاول جی سندلرز در نشنال اینترست نوشت: با این حال، نگرانی اکنون در واشنگتن ابهامات درباره پذیرش احتمالی حق عربستان برای غنیسازی اورانیوم در آینده است؛ مسئلهای که از منظر منع اشاعه هستهای اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، کنار کشیدن آمریکا از توافق یا اجازه دادن به فروپاشی آن میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و نفوذ واشنگتن بر برنامه هستهای عربستان را کاهش دهد.
منافع اقتصادی؛ از ایجاد اشتغال تا فروش خدمات
همکاری هستهای با عربستان تنها به فروش رآکتور محدود نمیشود. ساخت رآکتورهای آمریکایی در عربستان میتواند هزاران شغل و میلیاردها دلار درآمد برای شرکتهای آمریکایی ایجاد کند و همزمان به گسترش فناوری و استانداردهای فنی آمریکا کمک کند.
اقتصادنیوز: یک کارشناس مسائل خاورمیانه تاکید دارد؛ پیمان مکه با هدف تقابل با انصارالله شکل گرفته است؛ اما به دلیل اینکه نگاه کشورهای عضو مانند پاکستان و ترکیه کاملاً متفاوت است، اهداف دیگری نیز دنبال میشود.
از سوی دیگر، ساخت رآکتورها در عربستان میتواند به شرکتهای آمریکایی امکان دهد تا زنجیرههای تأمین، ظرفیت تولید داخلی و مقیاس فعالیت خود را توسعه دهند؛ موضوعی که میتواند در بلندمدت هزینه انرژی در داخل آمریکا را کاهش دهد و توان رقابت شرکتهای آمریکایی در بازارهای جهانی را افزایش دهد.
منافع این همکاری می تواند در طول چند دهه ادامه داشته باشد. رآکتورهای هستهای معمولا ۶۰ تا ۸۰ سال یا حتی بیشتر فعالیت می کنند و در تمام این مدت به خدمات نگهداری، سوخت، قطعات یدکی و نیروی متخصص نیاز دارند. بنابراین فروش رآکتور، رابطهای بلندمدت میان شرکتها و نهادهای آمریکایی و عربستانی ایجاد میکند و آموزش و همکاری میان مهندسان، اپراتورها و متخصصان دو کشور را نیز به دنبال خواهد داشت.
بنابراین، همکاری هستهای صرفا یک قرارداد تجاری نیست؛ بلکه میتواند به یک رابطه راهبردی و ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
رقابت غیرمستقیم با روسیه و چین
آمریکا در رقابت جهانی بر سر انرژی هستهای با چالش هایی جدی روبهروست. روسیه اکنون یکی از بازیگران مسلط در صادرات رآکتور و خدمات غنیسازی اورانیوم است. شرکت دولتی روساتم حدود ۲۰۰ میلیارد دلار سفارش در اختیار دارد که بخش عمده آن مربوط به نیروگاههای هستهای است. همچنین این کشور حدود ۴۰ درصد ظرفیت جهانی غنیسازی اورانیوم را در اختیار دارد.
چین نیز به سرعت در حال گسترش صنعت هستهای خود است. شرکتهای چینی در حال ساخت ۳۷ رآکتور هستند و زمانی که صادرات گسترده رآکتورهای چینی آغاز شود، آمریکا با رقیبی مواجه خواهد شد که فناوری اثباتشده، زنجیره تأمین گسترده و هزینههای پایینی دارد.
برخلاف شرکتهای آمریکایی، شرکتهای دولتی روسیه و چین میتوانند قراردادهای جامع را همراه با تأمین مالی ارزان و امتیازات متعدد ارائه کنند. بنابراین اگر آمریکا از بازارهایی مانند عربستان کنار بکشد، به احتمال زیاد روسیه و چین جای آن را پر کنند.
مسئله غنیسازی بزرگ ترین مانع فعلی است
یکی از دشوارترین مسائل در توافق هستهای با عربستان، حق غنیسازی اورانیوم است. بر اساس پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، غنیسازی در چارچوب استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای یک حق محسوب میشود. در این میان، مشخص نیست که رهبران عربستان حاضر باشند این حق را برای همیشه کنار بگذارند.
اصرار آمریکا بر ممنوعیت کامل غنیسازی، بهویژه اگر توافق فعلی تحت شرایط مشخصی امکان آن را پذیرفته باشد، ممکن است باعث فروپاشی توافق شود و عربستان را به سمت همکاری با روسیه یا چین سوق دهد؛ گزینهای که احتمالا انتخاب دوم ریاض خواهد بود، اما در صورت شکست مذاکرات میتواند به گزینهای جدی تبدیل شود.
آمریکا در ۷۰ سال گذشته با حدود ۵۰ کشور توافقهای همکاری هستهای غیرنظامی امضا کرده است. توافقهای سادهتر تا حد زیادی انجام شدهاند و اگر واشنگتن بخواهد در ۱۴۰ کشور باقیمانده با چین و روسیه رقابت کند، ناچار است وارد مذاکرات دشوارتری شود. در غیر این صورت، رقبای آمریکا بازارهای هستهای، فرصتهای اقتصادی و حتی آموزش نسل آینده مهندسان هستهای را در اختیار خواهند گرفت.
اگر عربستان به سمت سلاح هسته ای برود...
نویسنده مدعی شد: مهمترین مسئله برای واشگتن، ایجاد اهرم نفوذ است. در بدترین سناریو، ممکن است کشوری واقعاً با هدف دستیابی به توانایی ساخت سلاح هستهای به دنبال توافق غیرنظامی باشد و این هدف را از آمریکا پنهان کند.
در چنین شرایطی، آمریکا دو گزینه دارد: یا با رد توافق و اعمال شروط بسیار سخت، آن کشور را به سمت یک رابطه راهبردی با رقیب آمریکایی سوق دهد؛ یا توافق را بپذیرد و در نتیجه دسترسی و نظارت بیشتری بر برنامه هستهای آن کشور پیدا کند و در عین حال بتواند در صورت تخلف، برخی مزایای ارائهشده را متوقف یا پس بگیرد.
گزینه دوم میتواند برای آمریکا و متحدانش مطلوبتر باشد، زیرا حفظ یک رابطه هستهای تحت نظارت آمریکا، در بسیاری از شرایط اهرم بیشتری نسبت به از دست دادن کامل آن رابطه ایجاد میکند.
مشکل همیشگی آمریکا در خاورمیانه
آمریکا در سالهای گذشته بارها اهداف بزرگ اما دشواری را دنبال کرده و در برخی موارد فرصتهای عملیتر و قابل دستیابیتر را نادیده گرفته است. خاورمیانه نیز یکی از مناطقی است که این مشکل در آن بیش از همه دیده میشود.
توافق همکاری هستهای غیرنظامی با عربستان میتواند همزمان چند هدف را پیش ببرد: ایجاد فرصتهای اقتصادی و فناوری برای شرکتهای آمریکایی، مقابله با نفوذ روسیه و چین در بازار انرژی هستهای، ایجاد روابط بلندمدت میان آمریکا و عربستان و مهمتر از همه، افزایش اهرم واشنگتن برای نظارت و اثرگذاری بر مسیر برنامه هستهای ریاض.
نویسنده در پایان مدعی شد: بنابراین، به نفع آمریکا است که به جای از دست دادن توافق با شروط غیرواقعبینانه، از این فرصت برای تقویت موقعیت راهبردی خود در خاورمیانه استفاده کند.