تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4359069
شناسه : 4359069
تاریخ :
چگونه جنگ‌‌ ایران و اوکراین به شوک انرژی تبدیل شدند؟ | حتی عملیات باز کردن تنگه هرمز، ترافیک تجاری را احیا نخواهد کرد اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: جنگ‌های ایران و اوکراین دیگر شوک‌های موازی نیستند. آن‌ها اکنون در حال ترکیب هم‌افزایی هستند و پیامدهایشان اقتصاد و سیاست را در سراسر جهان متاثر ساخته است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، هنگامی که دوباره درگیری‌ها میان ایالات متحده و ایران در ۸ جولای از سر گرفته شد، یک پیش‌شرط، این تصمیم را از نظر سیاسی برای واشنگتن مقرون به صرفه می‌کرد: اوضاع بازار جهانی نفت بهبود یافته بود.

نفت برنت از سقف بهاری خود تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه به حدود ۷۲ دلار در اوایل جولای کاهش یافته بود -چرا که محموله‌های سرگردان خلیج فارس سرانجام تخلیه شدند و امارات متحده عربی پس از خروج اوپک تولید خود را افزایش داده بود. واشنگتن این داستان را به عنوان مدرکی مبنی بر عبور از بحران انرژی تلقی کرد و پنداشت که می‌توان با خیال آسوده از بابت قیمت‌ها تنش‌ها را تشدید کرد.

خبر مرتبط
چگونه جنگ معاملات «هوش مصنوعی» ترامپ در خلیج فارس را نابود کرد؟ | آمریکا معامله قرن را به اماراتی‌ها داد
چگونه جنگ معاملات «هوش مصنوعی» ترامپ در خلیج فارس را نابود کرد؟ | آمریکا معامله قرن را به اماراتی‌ها داد

اقتصادنیوز: مراکز داده از سال‌ها پیش بخشی از اهداف حملات سایبری بوده‌اند، اما حملات فیزیکی به آن‌ها مختص سال ۲۰۲۶ هستند.

با این همه، به نظر می‌رسد این تصوری نادرست بود. سیستمی که نفت خام را به فرآورده‌های سوختی و حاملین انرژی تبدیل می‌کند، هرگز بهبود نیافت و کمپین اوکراین علیه پالایش روسیه، ظرفیت تولید اضافی را در هم می‌شکست. دو ماه بعد، این دو جنگ، در پیوندی که هیچ‌کدام از طرفین متخاصم پیش‌بینی‌اش را نکرده بودند، به یکدیگر گره خورده‌اند و به طور فزاینده‌ای به اختلالات اقتصادی آبشاری، فراتر از هر دو جبهه نبرد، دامن می‌زند.

استراتژی پشت بازگشت به جنگ ایران

به نوشته نشنال اینترست، هدف جنگی ایران از 28 فوریه ثابت بوده است. تهران از نظر نظامی نمی‌تواند با ایالات متحده برابری کند، بنابراین در مسیری می‌جنگد که اهرم فشار دارد: تبدیل یک درگیری نظامی به یک بحران اقتصادی که واشنگتن کنترلی بر آن ندارد. درگیری‌ها زمانی از سرگرفته شد که تهران متوجه شد که نهادینه کردن یا بهره‌مندی از ترتیبات پس از درگیری در تنگه هرمز مطابق انتظارش پیش نمی‌رود.

1

توافق‌نامه ماه ژوئن مجوز موقت فروش نفت خام و فرآورده‌های نفتی را به ایران اعطا کرد، اما واشنگتن ظرف چند هفته پس از بازگشایی تنگه آن را لغو کرد. هیچ ترتیبات دریایی پایداری از مذاکرات حاصل نشد و صادرات تهران دوباره تحت کمپین‌های فشار شدید قرار گرفت. بازیگری که از خویشتنداری‌اش هیچ بهره اقتصادی کسب نمی‌کند، هیچ دلیل اقتصادی برای حفظ آن ندارد.

موفقیت استراتژی تهران در اهرم‌سازی از اختلال در تجارت دریایی، کاملاً به سیگنال قیمتی که به رأی‌دهندگان آمریکایی می‌رسد بستگی دارد. و درست به همین دلیل است که تفاهم‌نامه ژوئن این استراتژی را به خطر انداخت. صادرات نفت خام خلیج فارس از سر گرفته شد، قیمت‌ها کاهش یافت و هزینه سیاسی از سرگیری عملیات نیز به همراه آن کاهش یافت.

تا هفته اول جولای، واشنگتن آزادی عمل خود را بازیافته بود. حملات به کشتیرانی در 7 جولای، حملات ایالات متحده در همان شب و شب بعد، و اعلامیه ترامپ در 8 جولای مبنی بر «پایان آتش‌بس»، ظرف چند روز پس از بازگشت قیمت نفت برنت به سطوح قبل از جنگ، رخ داد.

انرژی

اما به نظر می‌رسد هر دو طرف شاخص اشتباهی را می‌خواندند. تشدید تنش علیه برنت تنظیم شده بود، زیرا برنت عددی است که مورد توجه قرار می‌گیرد. با این حال، عرضه نفت خام دقیقاً به این دلیل بهبود یافت که بخشی از سیستم با ظرفیت اضافی، ذخیره‌سازی شناور و ذخیره استراتژیک در پشت آن است. صنعت پالایش هیچ یک از این موانع را ندارد. تولیدکنندگان خلیج فارس در ماه ژوئن حدود 4 میلیون بشکه در روز نفت خام صادر کردند، اما تنها 1 میلیون بشکه در روز فرآورده‌های نفتی -یک چهارم حجم قبل از جنگ- صادر کردند، و پالایشگاه‌های اصلی در عربستان سعودی، بحرین، کویت و امارات متحده عربی هنوز تا حدی یا کاملاً تعطیل هستند. آژانس بین‌المللی انرژی، میزان پالایش جهانی نفت در سه‌ماهه دوم را حدود ۵.۳ میلیون بشکه در روز اعلام کرد که نسبت به سال گذشته کاهش محسوسی داشته است.

کارزار اوکراین و پیوندی که هیچ‌کس آن را طراحی نکرده است

از سوی دیگر، تشدید تنش‌ها از سوی کی‌یف منطق استراتژیک خاص خود را دارد و جنگ ایران آن را تسریع کرد. اوکراین به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند صرفا به حمایت آمریکا تکیه کند و به‌طور فزاینده‌ای روی توانایی‌هایی سرمایه‌گذاری کرده که نیازی به اجازه هیچ‌کس ندارد: پهپادهای ارزان و دوربرد که در مقیاس وسیع تولید می‌شوند. اهداف کی‌یف از نظریه پیروزی روسیه پیروی کردند. مسکو با رویکردی فرساینده عمل می‌کند: «طولانی کردن جنگ، پیشروی و دستاوردهای ارضی تدریجی و مشغول کردن توجه واشنگتن با مذاکرات در عین ادامه جنگ. »

جنگ اوکراین

کی‌یف نیاز داشت به جای رقابت روی زمین، جایی که معادله به نفعش نیست، هزینه ادامه جنگ را افزایش دهد. انرژی ابزار آن است. این انرژی است که ماشین جنگی پوتین را تأمین مالی می‌کند و تضعیف بخش پالایش به جای تولید، چیزی است که تاثیرات جنگ را برای مردم عادی روسیه ملموس می‌کند.

سپس جنگ ایران این کارزار را تسریع کرد. نرخ‌های بالای نفت خام، تقاضا برای بشکه‌های روسی و درآمدی را که مسکو از آنها به دست می‌آورد، افزایش داد -در حالی که قرار بود تحریم‌ها به عکس این داستان عمل کنند. نفت اورال پس از سه سال فروش با تخفیف‌های بالا، برای تحویل در ماه‌های آوریل و مه به هند و چین، با اختلاف ۷ تا ۸ دلار در هر بشکه نسبت به نفت برنت معامله شد. دانشکده اقتصاد کی‌یف درآمد صادرات نفت روسیه را در ماه آوریل در حدود 21 میلیارد دلار تخمین زد که ۸.۲ میلیارد دلار بیشتر از سال قبل است. جنگ در خلیج فارس بودجه روسیه را تامین می‌کرد و در نتیجه این ماجرا، اوضاع در کی‌یف رو به وخامت گذاشت.

خبر مرتبط
حمله به آخرین خروجی خلیج فارس | نگرانی بازارها از تهدید در گلوگاه تازه | پیام حمله مشکوک در کانال سوئر برای مصر چیست؟
حمله به آخرین خروجی خلیج فارس | نگرانی بازارها از تهدید در گلوگاه تازه | پیام حمله مشکوک در کانال سوئر برای مصر چیست؟

اقتصادنیوز: در حالی که هیچ طرفی مسئولیت حمله به تانکرها در بندر دمیاط مصر را بر عهده، خطر بالقوه برای گلوگاه انرژی در کانال سوئز به نگرانی‌های بازار افزوده است.

به طرز متناقضی، از بین بردن ظرفیت پالایشی، روسیه را مجبور به صادرات نفت خام فرآوری نشده‌ای کرد که نمی‌توانست آن را در داخل کشور پالایش کند و در نتیجه، در حالی که قیمت‌ها بالا بود، درآمدش کاهش یافت. از آن زمان، داده‌ها این مکانیسم را تأیید کرده‌اند. صادرات نفت خام دریایی روسیه در ماه ژوئن به ۴.۴۱ میلیون بشکه در روز رسید که ۲۸ درصد نسبت به سال افزایش داشت، در حالی که صادرات فرآورده‌ها به ۱.۶۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که ۳۱ درصد کاهش داشت و بارگیری در پایین‌ترین سطح خود در تاریخ ثبت شده بود. بنابراین، اوکراین دقیقاً در زمانی که جهان نفت خام دارد و فاقد ظرفیت فرآوری آن است، بشکه‌های روسی را از فرآورده‌ها به نفت خام تبدیل می‌کند.

جنگ اوکراین

این مقیاس اکنون به ابعاد استراتژیک رسیده، به طوری که بر اساس گزارش فایننشال تایمز، ۴۰ درصد از ظرفیت پالایش روسیه از اوایل جولای غیرفعال شده است. هر یازده تولیدکننده بزرگ بنزین روسیه مورد حمله قرار گرفته‌اند، از جمله پالایشگاه اومسک در ۶ جولای و گازپروم نفتخیم سالاوات در باشقیرستان که تولید خود را در ۱۴ جولای به طور کامل متوقف کرد.

مسکو در ۸ جولای، همان روزی که واشنگتن پایان آتش‌بس را اعلام کرد، صادرات گازوئیل را ممنوع و بزرگ‌ترین صادرکننده گازوئیل دریایی جهان را از بازار خارج کرد. این ممنوعیت بر ذخایر از پیش مصرف شده تأثیر می‌گذارد: ذخایر ایالات متحده در ماه می به حدود ۱۰۰ میلیون بشکه کاهش یافت که نزدیک به پایین‌ترین حد خود در ۲۳ سال گذشته است و ذخایر شمال غربی اروپا در طول جنگ ایران تقریباً تا یک پنجم کاهش یافت.

مسکو قصد دارد ممنوعیت صادرات بنزین که در ماه آوریل اعلام شد را تا پایان سال ۲۰۲۶ تمدید کند تا از عرضه داخلی محافظت کند. در همین حال، مسکو واردات فرآورده‌های نفتی را آغاز کرده است، بنابراین یک صادرکننده بزرگ اکنون در کنار مشتریانی که قبلاً به آنها عرضه می‌کرد، خریدار شده است. 

یک چرخه دو طرفه؛ چرا بحران پالایش، خروجی شفافی ندارد؟

نتیجه این ماجرا، یک چرخه دو طرفه است. جنگ در ایران، قیمت نفت خام را افزایش داد، درآمد صادراتی روسیه را افزایش داد و کی‌یف را مجبور کرد تا برای افزایش هزینه فرساییده، تنش‌های تازه‌ای ایجاد کند. سپس تنش اوکراین، موانعی را که بازار سوخت را آرام نگه داشته بود، از بین برد و هرچه این بازار محدودتر شود، هزینه سیاسی ادامه عملیات آمریکا علیه ایران بیش‌تر می‌شود.

ایران ناخواسته از کمپین اوکراین سود می‌برد و اوکراین در پاسخ به سیگنال قیمتی که در خلیج فارس ایجاد می‌شود، تنش‌ها را بالاتر ‌برده و کمپین خود را تشدید می‌کند.

5

هیچ بازیگری نمی‌تواند از این چرخه به راحتی خارج شود. تهران دیگر با تنگه هرمز به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای کاهش تحریم‌ها رفتار نمی‌کند. اکنون اهرم تهدید علیه تجارت دریایی برای تهران هم بازدارندگی و هم تصویر جان سالم به در بردن از جنگ در برابر دو قدرت نظامی بزرگ را تضمین می‌کند. بنابراین حملات بدون تغییر محاسبات، هزینه‌هایی را تحمیل می‌کنند.

گزینه‌های واشنگتن در برابر این وضعیت کم‌اثر است، زیرا حتی عملیات موفقیت‌آمیز برای باز کردن تنگه هرمز، ترافیک تجاری را احیا نخواهد کرد. حق بیمه ریسک جنگ از حدود 0.25 درصد ارزش بدنه به بین 3 تا 10 درصد تغییر کرده و برخی از بیمه‌گران به مشتریان خود دستور داده‌اند که سفرهای دریایی از طریق هرمز را پس از حملات ماه جولای به طور کامل متوقف کنند.

6

نیروی دریایی می‌تواند مین‌ها را پاکسازی کند، اما نمی‌تواند یک سندیکا را مجبور به نوشتن بیمه‌نامه کند. کی‌یف، به نوبه خود، ابزاری را تولید کرده که در چهار سال گذشته خسارت اقتصادی در سطح استراتژیک به روسیه وارد کرده و به واسطه کمبود گازوئیل در اروپا، آن را تسلیم نخواهد کرد.

بنابراین، هر کنارکشیدنی، خروج به نفع یک دشمن است. توافق با تهران، موضع ایران در تنگه را تأیید می‌کند. فشار بر کی‌یف برای جلوگیری از حمله به پالایشگاه‌ها، اقتصاد جنگی مسکو را التیام می‌بخشد. تغییر نکردن هیچ چیز، تاثیر شوک محصولات را در طول زمستان عمیق‌تر می‌کند، و این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با 27 درصد محبوبیت به انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک می‌شود و 57 درصد از رأی‌دهندگان جنگ را اشتباه می‌دانند. و توقف درگیر‌ی‌ها، محرک‌های ساختاری را دست نخورده باقی می‌گذارد.

خطای دسته‌بندی در بازارهای جهانی انرژی

عبارتی که بیشترین آسیب را در این بحران ایجاد کرده، «درگیری منطقه‌ای» است. جنگ ایران صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده خلیج فارس را مختل کرده و جنگ اوکراین صادرات روسیه را؛ هر یک از این دو، دیگری را آسیب‌زننده‌تر کرد، زیرا هر دو از یک منبع محدود ظرفیت تبدیل جهانی استفاده می‌کردند. محاصره حوثی‌ها علیه عربستان سعودی که در 20 جولای اعلام شد، بر صادرات این پادشاهی از طریق گذرگاه دریای سرخ تأثیر گذاشت، که به دلیل بسته بودن تنگه هرمز وجود دارد. اثرات صرفاً افزایش نمی‌یابند - بلکه تشدید می‌شوند.

7

همچنین در جایی که سیاست به آن دسترسی ندارد، این اثرلت تشدید می‌شوند. یک رئیس جمهور ابزارهایی در اختیار دارد که بر نفت خام تأثیر می‌گذارند، اما در جایی دیگر با محدودیت مواجه است: آزادسازی ذخایر استراتژیک، بشکه‌هایی را به سیستمی اضافه می‌کند که نمی‌تواند بشکه‌های موجود را پالایش کند، و ممنوعیت صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده، نفت خام را بدون اضافه کردن یک واحد پالایشی، در ساحل خلیج فارس سرگردان می‌کند. بنابراین، شوک مرزهای اقتصاد را در می‌نورددد.

قیمت گازوئیل، کرایه حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد و قیمت کالاهایی که خانوارها می‌خرند، کرایه حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد و رأی‌دهندگان مسئول این افزایش قیمت‌ها را دولت می‌دانند و افرایش قیمت‌ها، صرف نظر از زمان توقف درگیری، طبق برنامه از راه می‌رسند.

جنگ‌هایی در این مقیاس دیگر شوک‌های مستقلی نیستند که در یک شبکه مشترک پخش می‌شوند. آن‌ها به محرک‌هایی برای یکدیگر تبدیل شده‌اند که توسط بازاری که هیچ یک از طرفین متخاصم آن را کنترل نمی‌کنند، میانجی‌گری می‌شوند. سوال این نیست که کدام گلوگاه بعدی از کار می‌افتد، بلکه سوال این است که آیا هیچ بازیگری آماده است هزینه افزونگی را بپردازد که به سیستم اجازه می‌دهد از شکستی که دیگر نمی‌تواند از آن جلوگیری کند، جان سالم به در ببرد.