دیپائول گلش را تقدیم به مسی و پدر فقیدش کرد+ فیلم
اقتصاد ایران: هافبک آرژانتینی اینترمیامی پس از گلزنی در بازی بامداد امروز این تیم، گلش را به برنده هشت توپ طلا تقدیم کرد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرگزاری تسنیم، تیم فوتبال اینترمیامی بامداد امروز (دوشنبه - به وقت تهران) در گروه A مسابقات لیگز کاپ (رقابتی که سالانه بین باشگاههای برتر MLS و مکزیک برگزار میشود) در حالی با نتیجه 2 بر یک مغلوب مونتری مکزیک شد که در این دیدار لیونل مسی را که به خاطر درگذشت پدرش به روساریو سفر کرده، در اختیار نداشت.
تنها گل اینترمیامی در این بازی را رودریگو دیپائول دوست صمیمی مسی روی پاس کاسمیرو در دقیقه 32 به ثمر رساند. او هنگام شادی گل هم پیراهنش را درآورد که زیر آن پیراهن لئو مسی را به تن داشت و این گل را به دوست خود و خانوادهاش تقدیم کرد که به خاطر درگذشت خورخه مسی روزهای سختی را پشتسر میگذارنند.
باشگاههایی بارسلونا و پاریسنژرمن و البته رئال مادرید با انتشار بیانیههایی درگذشت خورخه مسی را به لیونل مسی و خانوادهاش تسلیت گفتهاند و با او ابراز همدردی کردهاند.
گل دیپائول و شادی گلش را در فیلم زیر میتوانید ببینید:
روزنامه «اوله» آرژانتین در این خصوص خبر داد؛ خورخه مسی شنبه شب به وقت محلی روساریو پس از یک مبارزه طولانی با یک بیماری جدی، در سن 68 سالگی درگذشت. سلامتی او مدتی بود که رو به وخامت گذاشته بود. خورخه مسی هم در طول جام جهانی و هم پس از آن درگیر بیماری بود و به همین دلیل بود که لیونل پس از فینال جام جهانی 2026 فوراً به روساریو سفر کرد تا با پدرش که تقریباً دو ماه او را ندیده بود، وقت بگذراند.
طبق این گزارش؛ اشکهای مسی پس از به ثمر رساندن اولین گلش در بیستوسومین دوره جهانی مقابل الجزایر اولین نشانه از وضعیت دشواری بود که پدرش از سر میگذراند. در مقطعی از همین مسابقات، لئو حتی به فکر رفتن به دیدن پدرش افتاد. لیونل مرتباً با پدرش در تماس بود تا از وضعیتش مطلع شود که گاهی اوقات به نظر میرسید رو به بهبود است، هرچند وضعیت کلی همچنان وخیم باقی ماند.
لئو مسی چندی پیش در گفتوگو با شبکه تلویزیونی « TyC Sports» درباره پدرش گفته بود: پدرم تقریباً هر روز ساعت 4 صبح از خواب بیدار میشد و ساعت 9 شب فقط برای شام خوردن به خانه میآمد. بنابراین ما به ندرت یکدیگر را میدیدیم و هر وقت هم همدیگر را میدیدیم، واقعاً برای وقت گذراندن با من ارزش قائل بود، هرگز سر من داد نمیزد یا به من سخت نمیگرفت. من از بودن با او خیلی لذت میبردم چون دلم برایش تنگ میشد و بیصبرانه منتظر بودم که به خانه برسد تا بتوانم او را در آغوش بگیرم و در کنارش باشم، چون حقیقت این است که او تمام وقتش را صرف کار کردن میکرد.
انتهای پیام/