به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، اختلال در مسیرهای تجاری و محدودیتهای حملونقل دریایی، تنها مسئلهای مرتبط با تجارت خارجی نیست؛ بلکه میتواند مستقیماً به یکی از شریانهای اصلی تولید و فعالیت اقتصادی در ایران تبدیل شود.
در اقتصادی که بخش قابل توجهی از مواد اولیه، کالاهای واسطهای و نهادههای مورد نیاز خود را از مسیر دریا تأمین میکند، جایگزین کردن کشتی با کامیون یا قطار صرفاً به معنای تغییر مسیر حمل نیست، بلکه با محدودیت جدی ظرفیت، زیرساخت، زمان و هزینه مواجه است.
در چنین شرایطی، تداوم اختلال در مسیرهای دریایی میتواند از افزایش هزینه حملونقل و قیمت تمامشده کالاها فراتر رفته و تولید، صادرات، واردات و حتی جریان گردش اقتصادی کشور را تحت فشار قرار دهد.
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، با تأکید بر اینکه هیچیک از مسیرهای جادهای و ریلی فعلی توان جایگزینی مسیرهای آبی ایران را ندارند، نسبت به تبعات ادامهدار شدن این اختلالات هشدار داد.
*****
*آقای نجفی! اگر اختلال در مسیرهای دریایی و محدودیتهای تجاری ایران ادامهدار شود، در افق سهماهه، ششماهه و یکساله چه اتفاقی برای اقتصاد کشور رخ خواهد داد؟ در سه ماه نخست، شش ماه بعد و در صورت تداوم این وضعیت برای بیش از یک سال، انتظار دارید چه تغییراتی در تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه، واردات و صادرات، قیمت کالاها، تولید و فعالیت بنگاهها ایجاد شود؟ بهطور مشخص، اقتصاد ایران از چه نقطهای ممکن است از مرحله «اختلال در تجارت» وارد مرحله «بحران در تأمین و تولید» شود؟
ما داریم همه کریدورهای ممکن را بررسی میکنیم. الان این اتفاقاتی که افتاد باعث شد فعالان اقتصادی، بهخصوص در استانهای مجاور مرز، مطالعه و بررسی کنند و هرکسی به نوبه خودش سعی کند راهحلی و مسیری برای تبادلات و مبادلات اقتصادی پیدا کند. ولی واقعیت امر این است که هیچکدام از اینها نمیتواند جایگزین راه آبی ما باشد و زیرساختهای کشور به هیچ عنوان بهگونهای نیست که بتواند پاسخگوی نیاز کشور، پاسخگوی صنعت کشور و پاسخگوی صادرات ایران باشد.
لذا ما بهطور جدی داریم آسیب میبینیم و هیچ تعارفی هم نداریم. محدودیتهای آبی، همانطور که برای منطقه و برای دنیا مؤثر است، برای ما هم تأثیرات منفی خودش را دارد. ما در هیچ شرایطی نمیتوانیم خطوط شوسه و جادهای و حتی خطوط آهن را جایگزین خطوط آبی خود کنیم. این یک واقعیت است.

*اگر هزینه و زمان انتقال کالا به دلیل ناامن شدن مسیرهای اصلی افزایش پیدا بکند، این شوک بیشتر در کدام بخش اقتصاد ایران تخلیه میشود؟ آیا باید منتظر تورم مصرفکننده، افزایش هزینه تولید یا کاهش فعالیت بنگاهها باشیم؟
یقیناً همه این نکاتی که گفتید کاملاً درست است؛ یعنی هم کاهش تولید داریم، هم ایجاد تورم و افزایش قیمتها و هم کاهش درآمدهای کشور را در پی خواهد داشت. ببینید، یکی از شاهراهها و شاهرگهای اقتصادی کشور، ترابری است. حملونقل دریایی ما اصلاً قابل مقایسه با سایر روشهای حملونقل نیست. یک کشتی ۳۰ هزار تنی، هر کشتی که در بنادر جنوبی کشور پهلو میگیرد، هزاران تن یا ۵۰ هزار تن کالا میآورد؛ در حالی که یک قطار، اگر کاملاً پر باشد و بخواهد مثلاً از چین به ایران بیاید، در بهترین حالت نهایتاً شاید بتواند حدود ۲ هزار تن کالا بیاورد.
ما به هیچ عنوان نمیتوانیم این مقادیر را با هم مقایسه کنیم و قاعدتاً ما باید از خیلی وقت پیش به بندر چابهار خودمان فکر میکردیم، به بندر گوادر فکر میکردیم، به بندر کراچی دقت میکردیم و زیرساختهای لازم بین بندر کراچی و مثلاً استان سیستان و بلوچستان را، از نظر ریلی و جادهای، ایجاد میکردیم. باز امروز هم باید این سرمایهگذاری را انجام بدهیم و یک رابطه قوی بین خودمان و آبهای آزاد کشورهای همسایه ایجاد کنیم.
اگر به یک اقتصاد شکوفا فکر میکنیم، قطعاً با این شرایط نمیتوانیم به آن برسیم
*با توجه به این وقایع، آیا میتوان انتظار داشت که وضعیت تورمی جدیدی را در افق پیشرو شاهد باشیم؟
نه، درباره تورم دیگر ما به این قضیه عادت کردهایم. من خیلی امیدوار هستم که علیرغم بحثهایی که مطرح میشود، بهزودی وارد یک توافق منطقی، آبرومند و در حقیقت همهجانبه، با حفظ منافع ملی کشور، بشویم. لذا من نمیخواهم اصلاً به آن موضوعات فکر کنم، چون در آن صورت، به نظر من تبعات و گرفتاریهای فراوانی ایجاد خواهد شد و مصلحت کشور در این نیست.
*به نظر شما اقتصاد ایران اساساً برای یک دوره طولانی اختلال در تجارت خارجی آماده است؟ اگر پاسخ منفی است، بزرگترین نقطه ضعف کشور در برابر محاصره اقتصادی و وابستگیهای موجود چیست؟
اقتصاد را ابتدا تعریف کنیم و ببینیم اساساً منظور ما از اقتصاد در شرایط فعلی چیست. یک زمان است که ما به یک اقتصاد شکوفا فکر میکنیم و یک زمان هم موضوع، گذران زندگی، امرار معاش و سیر کردن شکم مردم است. اگر داریم به یک اقتصاد شکوفا فکر میکنیم، خب قطعاً با این شرایط نمیتوانیم به آن برسیم. اما اگر فکر میکنیم اقتصاد یعنی اینکه بتوانیم معیشت روزمره و غذای عمومی و قوت لایموت مردم را تأمین کنیم، میتوانیم مدتی شرایط را تحمل کنیم و به فعالیت خود ادامه دهیم.
مهم این است که ما با چه خاستگاهی به آینده فکر میکنیم؛ خاستگاهی که بتوانیم در اقتصاد جهانی اثرگذار باشیم، نقشآفرین باشیم و در پروژههای جهانی بتوانیم بازیگر باشیم. با این رویهها نمیشود. باید رویکردمان را تغییر دهیم. اگر الان دچار چالش جدی شویم، با این روند نمیتوانیم موفق شویم.
تولید صدمه جدی و زیرساختی خواهد خورد
*در مورد کریدورهای زمینی صحبت کردیم؛ به نظر شما اولویت دولت باید صرف توسعه این مسیرهای جایگزین شود یا تمرکز بر کاهش ریسک و حفظ مسیرهای دریایی باشد؟
باز هم هر دو را باید در نظر گرفت. ما در هر صورت باید همیشه شرایط را بر این اساس ببینیم که هر لحظه ممکن است هر نوع آسیب دیگری به ما وارد شود و هر لحظه ممکن است به هر دلیل دیگری حملهای به کشور ما صورت بگیرد. بنابراین، حتماً باید راهحلها و گزینههای دیگری هم داشته باشیم که در مواقع لازم بتوانیم به آنها متوسل شویم.
* اگر اختلال در تجارت خارجی بیش از ۶ ماه تداوم یابد، کدام بخشهای اقتصاد ایران زودتر آسیب میبینند و پیامد آن برای رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و اشتغال چه خواهد بود؟
قطعاً تولید در اولویت اول صدمه جدی و زیرساختی خواهد خورد؛ چه در بخش صادرات، چه در واردات مواد اولیه و چه در تأمین نیازهای تولید. در جامعه نیز اختلال در گردش اقتصادی کشور و ناآرامی ایجاد خواهد شد.