چگونگی بازتعریف تجارت جهانی زیر سایه زیادهخواهی آمریکا
اقتصاد ایران: اختلال در تنگه هرمز دیگر فقط یک مسئله امنیتی یا نفتی نیست؛ این بحران در حال تغییر معادلات تجارت جهانی است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، ازسرگیری تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، بار دیگر تنگه هرمز را به کانون نگرانی بازارهای جهانی تبدیل کرده است؛ آبراهی که نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی نفت خام و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع، محصولات پتروشیمی و کودهای شیمیایی از آن عبور میکند.
به گفته کارشناسان هرچند بازار انرژی تاکنون توانسته بخشی از شوک اولیه را مدیریت کند، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیامدهای این بحران، فراتر از نوسانات قیمت نفت، ساختار تجارت جهانی و زنجیرههای تأمین را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد.
این درحالی است که پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا نشانههایی از بازگشت تدریجی کشتیهای تجاری به تنگه هرمز مشاهده شد، اما ازسرگیری مجدد درگیریهای نظامی، این روند را متوقف کرد و بار دیگر نگرانیها درباره امنیت مهمترین گذرگاه انرژی جهان را افزایش داد.
اکنون برای دولتها و شرکتهای بینالمللی، پرسش تنها زمان بازگشت شرایط عادی به تنگه هرمز نیست، بلکه این است که آیا این بحران به تغییر دائمی در الگوی تأمین انرژی، مسیرهای کشتیرانی و مدیریت زنجیرههای تأمین جهانی منجر خواهد شد یا خیر.
بازار نفت چگونه شوک اولیه را مدیریت کرد؟
برخلاف پیشبینیهای اولیه، بازار جهانی انرژی توانست بخش مهمی از شوک ناشی از بحران هرمز را کنترل کند.
«نیل اتکینسون» رئیس پیشین بخش نفت آژانس بینالمللی انرژی و عضو ارشد مرکز ملی تحلیل انرژی آمریکا، معتقد است بازار سریعتر از انتظار خود را با شرایط جدید تطبیق داد.
به گفته وی، استفاده از مسیرهای جایگزین صادرات، افزایش تولید نفت در خارج از خلیج فارس، آزادسازی ذخایر راهبردی و کاهش تقاضا، موجب شد شوک عرضه بسیار محدودتر از برآوردهای اولیه باشد.
در حالی که گلدمن ساکس در ماه مارس هشدار داده بود اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را تا 200 دلار در هر بشکه افزایش دهد، قیمت نفت برنت در نهایت تا حدود 126 دلار افزایش یافت و سپس با کاهش شدت اختلالات عرضه، روند نزولی به خود گرفت.
مسیرهای جایگزین صادرات فعال شدند
همزمان با محدود شدن تردد در تنگه هرمز، عربستان سعودی صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ افزایش داد و امارات نیز بخش بیشتری از صادرات نفت خام را از بندر فجیره انجام داد تا وابستگی به عبور از تنگه هرمز کاهش یابد.
در سوی دیگر، چین، ژاپن، کره جنوبی و هند نیز بخشی از واردات نفت خود از خلیج فارس را کاهش داده و از ذخایر راهبردی یا منابع جایگزین استفاده کردند.
همزمان، تولیدکنندگانی مانند آمریکا، برزیل، کانادا، قزاقستان، روسیه و ونزوئلا صادرات خود را افزایش دادند تا بخشی از کمبود عرضه جبران شود.
بازنگری در امنیت انرژی
با وجود مدیریت شوک اولیه، کارشناسان معتقدند بحران هرمز میتواند تغییرات بلندمدتی در سیاستهای انرژی کشورها ایجاد کند.
به اعتقاد اتکینسون، صادرکنندگان حوزه خلیج فارس احتمالاً سرمایهگذاری بیشتری در مسیرهای جایگزین صادرات و ایجاد مخازن ذخیره نفت در نزدیکی بازارهای آسیایی انجام خواهند داد.
در مقابل، واردکنندگان بزرگ انرژی نیز به دنبال کاهش وابستگی به یک تأمینکننده یا یک مسیر حملونقل خواهند بود.
ژاپن و کره جنوبی در جریان این بحران بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز خود را از آمریکا، برزیل و نروژ تأمین کردند و به اعتقاد این کارشناس، حتی پس از بازگشت شرایط عادی نیز بعید است دوباره به سطح وابستگی گذشته به نفت خلیج فارس بازگردند.
با این حال، وی تأکید میکند این روند به معنای کاهش نقش راهبردی خلیج فارس در بازار جهانی انرژی نخواهد بود و تقاضای جهانی برای نفت، بهویژه در اقتصادهای در حال توسعه، همچنان بالا باقی خواهد ماند.
نمودار تجارت و کشتیرانی در تنگه هرمز قبل و بعد از تنشها

کشتیرانی هنوز به شرایط عادی بازنگشته است
کارشناسان معتقدند حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه هرمز نیز بازگشت اعتماد به صنعت کشتیرانی زمانبر خواهد بود که این روند میتواند اثرات بلند مدتی در اقتصاد جهانی داشته باشد.
وجود مینهای دریایی، نگرانیهای امنیتی، افزایش هزینههای بیمه و احتمال اعمال عوارض ترانزیتی، همچنان از مهمترین عوامل بازدارنده برای شرکتهای حملونقل دریایی محسوب میشوند.
اتکینسون در این باره میگوید بازگشت کشتیها تنها زمانی اتفاق خواهد افتاد که مالکان، خدمه و شرکتهای بیمه اطمینان یابند تهدیدی متوجه کشتیهای تجاری نیست.
تداوم نااطمینانی
دادههای سامانه شناسایی خودکار کشتیها (AIS) نشان میدهد پیش از آغاز بحران، روزانه بین 125 تا 135 کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند، اما در اوج درگیریها این رقم به کمتر از 10 کشتی در روز کاهش یافت.
عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز تنها در دو هفته نخست بحران، دستکم 16 حمله به کشتیهای تجاری را ثبت کرده و در روزهای اخیر نیز چند حمله دیگر گزارش شده است.
در همین حال، شرکت MSC، بزرگترین شرکت حملونقل کانتینری جهان، ناچار شد عبور کشتیهای خود از تنگه هرمز را بهطور موقت متوقف کند. یکی از کشتیهای این شرکت هدف حمله قرار گرفت و یک فروند دیگر نیز توقیف شد.
شرکت CMA CGM نیز هشدار داده است حتی در صورت دستیابی به توافق سیاسی، هیچ تضمینی برای بازگشت کامل امنیت در این مسیر وجود ندارد.
برخی از اقتصادهای آسیبپذیر که وابستگی زیادی به نفت تنگه هرمز دارند

زنجیرههای تأمین جهانی در حال بازآرایی هستند
حدود 80 درصد تجارت جهانی کالا از طریق حملونقل دریایی انجام میشود و هرگونه اختلال در تنگه هرمز به سرعت زنجیرههای تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
«لوز ماریا دِلا مورا» مدیر تجارت و کالاهای بینالمللی کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD)، با اشاره به اهمیت راهبردی تنگه هرمز تأکید میکند هزینههای این بحران بهطور یکسان میان کشورها توزیع نمیشود.
به گفته وی، UNCTAD تاکنون 61 کشور آسیبپذیر را شناسایی کرده است که همزمان با افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی مواجه هستند. بیشتر این کشورها واردکننده خالص نفت و غلات هستند و افزایش هزینه حملونقل، بیمه و انرژی، فشار مضاعفی بر اقتصاد آنها وارد کرده است.
برآوردها نشان میدهد نزدیک به یک میلیارد نفر در این کشورها زندگی میکنند و بیش از 30 درصد جمعیت آنها با کمتر از سه دلار در روز امرار معاش میکنند.
دلا مورا معتقد است هر روز تداوم نااطمینانی در تنگه هرمز، هزینههای بیشتری را به اقتصادهای کوچک و در حال توسعه تحمیل میکند.
بحران هرمز؛ شتابدهنده بازسازی زنجیرههای تأمین
به اعتقاد کارشناسان، بحران هرمز روندی را که از دوران همهگیری کرونا آغاز شده بود، سرعت بخشیده است؛ روندی که بر تنوعبخشی به تأمینکنندگان، مسیرهای حملونقل و بازارهای صادراتی برای افزایش تابآوری زنجیرههای تأمین جهانی تأکید دارد.
با این حال، بازآرایی زنجیرههای تأمین فرآیندی زمانبر و پرهزینه است و به گفته کارشناسان، شرکتها نمیتوانند در مدت کوتاهی وابستگی خود را به یک تأمینکننده یا یک مسیر تجاری تغییر دهند.
به هرحال از این منظر، بحران هرمز بیش از آنکه صرفاً یک بحران امنیتی باشد، به نقطه عطفی در بازنگری سیاستهای انرژی، حملونقل و تجارت جهانی تبدیل شده است؛ روندی که آثار آن احتمالاً حتی پس از پایان تنشهای نظامی نیز ادامه خواهد داشت، اما نباید فراموش کرد که موقعیت استراتژیک و امتیازات مختلف منطقه بگونهای است که همواره جایگاه اقتصادی آن در منظر کشورها دیده شده و برای آن برنامهریزی انجام دادهاند.