به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، حدود 2 سال از شروع ریاست جمهوری مسعود پزشکیان به عنوان رئیس دولت چهاردهم میگذرد؛ دورهای که با فراز و فرودهای بسیار همراه بوده و تحولات زیادی چه از منظر سیاسی و چه از منظر اقتصادی به وقوع پیوسته است. هر کدام از این تحولات بر اقتصاد کشور تاثیرگذار بوده و اهمیت بسیاری در زندگی و معیشت ایرانیان داشته است.
برای اینکه بتوان کارنامه دولت چهاردهم را مورد بررسی قرار داد، راهی به غیر از مراجعه به آمار و ارقام وجود ندارد؛ ارزیابی سیاستهای دولت از آنجایی حائز اهمیت است که میتواند چشمانداز آینده را بهتر به تصویر کشیده و همچنین مسئولان را در مقابل مطالبات جامعه پاسخگوتر کند.
از همینرو نویسنده در این گزارش با بررسی شاخصهای مانند رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، نرخ تورم و رشد نقدینگی تصویری هرچند کلی اما به نسبت دقیق از آنچه که در طول دوره ریاست جمهوری پزشکیان ارائه داده است. البته در این میان به حوادث و تحولاتی که نیمی از دوره دولت چهاردهم را تحت تاثیر قرار داده نیز در انتها پرداخته خواهد شد.
سقوط رشد اقتصادی
دولت چهاردهم در مرداد سال 1403 سکان هدایت قوه مجریه را به دست گرفت. در آن موقع رشد اقتصادی که توسط مرکز آمار اعلام شده بود در بهار معادل 4.7 درصد بود. در بهار حجم اقتصاد کشور نسبت به بهار 1402 حدود 3.1 درصد رشد کرده و در پاییز و زمستان 1403 نیز رقم رشد اقتصادی به ترتیب 1.7 درصد و 2.8 درصد محاسبه شد. بنابراین در نمایی کلی روند رشد اقتصادی کشور از ابتدای سال 1403 تا انتهای این سال نزولی بوده است.
در سال گذشته یعنی 1404 روند رشد اقتصادی کشور نسبت به سال 1403 حتی بدتر نیز شد. در بهار رشد اقتصاد ایران منفی 0.2 درصد، در تابستان 0.5 درصد، در پاییز 2.7 درصد و در زمستان منفی 2.2 درصد برآورد شد.
وضعیت بازار کار کشور نیز تعریف چندانی نداشته است. نرخ مشارکت اقتصادی در تمام فصول سال 1404 نسبت به سال 1403 پایینتر بوده است. این مقایسه از آنجا اهمیت دارد که دادههای بازار کار به شدت تحت تاثیر شرایط فصلی هستند و زمانی که نرخ مشارکت اقتصادی در یک فصل نسبت به فصل مشابه در سال قبل کمتر برآورد شده و این امر در تمام فصلها نیز صادق بوده به این ترتیب میتوان گفت تمایل افراد برای حضور در بازار کار کاهش یافته و امید به یافتن شغل کمرنگتر شده است.
از طرف دیگر نرخ بیکاری براساس آخرین آمار گزارش شده توسط مرکز آمار در بهار سال جاری معادل 9.1 درصد برآورد شده و که نسبت به برآورد این شاخص در بهار سالهای 1403 و 1404 بیشتر بوده است.
بنابراین در یک کلام میتوان گفت که نه تنها مشارکت مردم در بازار کار و امید به پیدا کردن شغل کمتر شده بلکه افرادی که در تلاش برای رسیدن به شغل بودهاند نیز به نسبت ناکامتر مانده و به هدف خود نرسیدهاند.

قدرت خرید ایرانیان بهطور بیسابقهای ضعیفتر شد
شاخصی که میتواند نمایانگر قدرت خرید ایرانیان باشد بلاشک رشد شاخص قیمت مصرفکننده یا همان تورم است. با اینحال عامل اصلی شکلدهنده به تورم، رشد نقدینگی یا افزایش نرخ چاپ پول در اقتصاد است. رشد نقدینگی موجب شکلگیری تورمهای پایدار و باثبات بوده که این موضوع جدای از اعداد و ارقام خود را در آب رفتن مداوم قدرت خرید مردم نشان میدهد.
بنابراین قبل از پرداختن به آمار تورم در دوره مسئولیت دولت چهاردهم، به سراغ روند رشد نقطهای نقدینگی میرویم. از مرداد سال 1403 تا اسفندماه سال 1404 آنچه که نمودار رشد نقطه به نقطه نقدینگی تنها و تنها یک چیز را نشان میدهد؛ اینکه رشد نقدینگی از کنترل بانک مرکزی خارج شده و به عبارتی افسار پاره کرده است. رشد نقطه به نقطه نقدینگی که در مرداد 1403 معادل 28.4 درصد بوده، در اسفند سال گذشته به 53.3 درصد رسیده که رکوردی تاریخی به حساب میآید. کسری بودجه دولت در این بین و نیاز فزاینده دولت به منابع مالی دلیل اصلی این رشد افسار گسیخته نقدینگی است.
ولخرجی دولت و تامین منابع خود از طریق شبکه بانکی که در نهایت به افزایش تاریخی چاپ پول یا همان رشد نقدینگی منجر شده، بیش از هر چیز بر آتش تورم میدمد.
تورم سالانه اقتصاد ایران که البته با تاخیر افزایش شاخص قیمتها را در خود منعکس میکند، در تیرماه امسال به رقم تاریخی 66 درصد رسید. رقمی که از جنگ جهانی دوم به بعد در تاریخ اقتصاد ایران بیسابقه بوده است. اینها درحالی است که تورم سالانه در زمان آغاز به کار دولت چهاردهم برابر 34.8 درصد بود. بنابراین بهطورکلی در مدتی که دولت پزشکیان در راس امور قرار گرفته، قدرت خرید مردم نیز به طرز بیسابقهای تضعیف شده است.

دولت چهاردهم در محاصره آتش جنگ
آغاز به کار دولت چهاردهم در مرداد 1403 با ترور اسماعیل هنیه توسط اسرائیل همزمان شد. سپس عملیات وعده صادق دو به وقوع پیوست. بعد از این اتفاق نیز در آبان 1403 در آمریکا دونالد ترامپ رقیب خود کاملا هریس را شکست داد و بار دیگر به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده برگزیده شد. سپس زمانی که ترامپ بهطور رسمی وارد کاخ سفید شد مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا برگزار شد؛ مذاکراتی که به سرانجامی موفقیتآمیز نرسید و در خرداد سال 1404 با حمله اسرائیل به کشور رسما شکستخورده محسوب میشد. بنابراین تا اینجا میتوان گفت که در یک سال اول ریاست جمهوری پزشکیان تنشهای خارجی بر تمام اقتصاد کشور سایه افکنده بود. اما این تمام ماجرا نیست. آنچه بعدتر رخ داده چیزی شبیه به فاجعه است.
در فاصله جنگ 12روزه تا دی 1404 نااطمینانی و جنگ همچنان بر اقتصاد کشور سایه افکنده بود. در دیماه سال گذشته دولت به علت وضعیت بحرانی ذخایر ارزی که در نتیجه تحریمها و مشکلات مربوط به خرید و فروش نفت کاهش شدیدی را تجربه کرده بود، اقدام به حذف ارز 28 هزار و 500 تومانی کرد. موضوعی که موجب ایجاد یک شوک قیمتی در اقلام اساسی مورد نیاز خانوار شده و با وجود تلاش دولت برای جبران کاهش قدرت خرید مردم از طریق طرح کالابرگ الکترونیکی با اعتراضاتی گسترده در کف جامعه مواجه شد.
هنوز اقتصاد ایران از این شوک عبور نکرده بود که در 9 اسفندماه 1404 ارتش آمریکا و اسرائیل به کشور حمله کردند و جنگی را آغاز کردند که 40 روز به طول انجامید. در این جنگ علاوه بر اینکه رهبری و برخی مقامات بلندپایه نظام به شهادت رسیدند، به نهادها و ارکان نظامی کشور آسیب وارد شد، صنایع و بنگاههای اقتصادی نیز با خسارات فراوانی چه فیزیکی و چه غیرفیزیکی روبرو شدند. به این ترتیب دولت پزشکیان در عمر دو ساله خود دو جنگ را پشت سر گذاشته و در کنار این دو جنگ با فشار تحریمهای طولانی و انباشت بحرانهای ساختاری کشور نیز مواجه بوده است.
از همینرو عملکرد دولت چهاردهم در کنار تحولاتی که اتفاق افتاده بهتر قابل ارزیابی و قضاوت است. هر آنچه که در این دو سال دولت پزشکیان بر اقتصاد کشور گذشته نشان میدهد که اقتصاد کشور در سراشیبی خطرناکی گرفتار شده است. ترکیبی از تورمهای بالا، رشد اقتصادی پایینی و وضعیت نامطلوب بازار کار میتواند آینده اقتصاد ایران را از منظر سرمایهگذاری، فرصتهای رشد و رفاه بین نسلی با عواقبی منفی مواجه کند. بنابراین فارغ از اینکه چه دولتی بر سر کار است، آنچه اهمیت دارد تغییر مسیر سیاستگذاری کشور با هدف تحقق رشد اقتصادی پایدار و ثروتآفرینی است.
