به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه سازندگی، چهار سال پس از آغاز یکی از جنجالیترین پروندههای حقوقی سینمای ایران، سرانجام آخرین فصل ماجرای «قهرمان» اصغر فرهادی، با رأی دادگاه تجدیدنظر تهران به پایان رسید.
شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران در آخرین رأی خود، دعوای مطالبه خسارت مادی و معنوی علیه این فیلمساز را رد کرد و فرهادی را از این بخش از اتهامات مطرحشده درباره فیلم «قهرمان» مبرا دانست.
رأیی که به یک پرونده پرحاشیه پایان داد؛ پروندهای که نه فقط درباره یک فیلم، بلکه درباره یکی از قدیمیترین پرسشهای دنیای هنر بود: مرز میان الهام گرفتن از واقعیت و استفاده از اثر دیگری کجاست؟ ماجرا از سال ۱۴۰۰ آغاز شد؛ زمانیکه آزاده مسیحزاده، یکی از هنرجویان دورههای آموزشی اصغر فرهادی، علیه استاد سابق خود شکایت کرد. ادعای او این بود که فیلم «قهرمان» بدون اجازه از مستند او با عنوان «دو سر برد، دو سر باخت» ساخته شده و فیلمنامه این فیلم در واقع اقتباسی از اثری است که او پیشتر ساخته بود. مسیحزاده همچنین مدعی شد که برای واگذاری حقوق این اثر تحتفشار قرار گرفته است. این ادعا خیلیزود فراتر از یک اختلاف شخصی میان یک فیلمساز و شاگرد سابقش رفت و به یکی از بزرگترین بحثهای سینمایی سالهای اخیر تبدیل شد.
دلیل اهمیت ماجرا روشن بود: طرف مقابل، یکی از شناختهشدهترین کارگردانان تاریخ سینمای ایران بود؛ فیلمسازی که با آثاری چون «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» اعتبار جهانی بهدست آورده و «قهرمان» نیز در زمان اکران، یکی از مهمترین فیلمهای سال سینمای جهان محسوب میشد.«قهرمان» نخستینبار در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۱ بهنمایش درآمد و توانست جایزه بزرگ هیأت داوران این جشنواره را دریافت کند.
فیلمی که داستان رحیم، زندانی بدهکاری را روایت میکند که در مرخصی کوتاهمدت خود با پیدا کردن یک کیف پر از سکه طلا، در موقعیتی اخلاقی قرار میگیرد. او ابتدا تصمیم دارد از این فرصت برای پرداخت بدهیهایش استفاده کند، اما بعد تصمیم میگیرد کیف را به صاحبش بازگرداند. همین تصمیم، او را به چهرهای محبوب تبدیل میکند؛ اما خیلیزود شک و تردیدها درباره حقیقت ماجرا آغاز میشود.
ماجرای یک اختلاف
اما کمی پس از موفقیت جهانی فیلم، بحثی دیگر درباره آن شکل گرفت؛ بحثی که مسیر «قهرمان» را از جشنوارهها به دادگاه کشاند. در سوی دیگر این پرونده، آزاده مسیحزاده قرار داشت که معتقد بود، داستان فیلم فرهادی براساس مستند او ساخته شده است. مستند «دو سر برد، دو سر باخت» درباره یک اتفاق واقعی در شیراز بود؛ ماجرایی که به زندگی یک زندانی بدهکار و اتفاقی مربوط میشد که شباهتهایی با داستان فیلم «قهرمان» داشت. وکلای فرهادی اما روایت دیگری ارائه کردند. آنها اعلام کردند که فیلمنامه «قهرمان» براساس یک رویداد واقعی و گزارشهایی نوشته شده که پیشتر در رسانهها منتشر شده بود. از نگاه آنها، شباهت میان دو اثر ناشی از استفاده از یک منبع خبری مشترک بوده، نه اقتباس از مستند مسیحزاده. مسئله اصلی پرونده نیز دقیقاً همین نقطه بود: آیا یک اتفاق واقعی که در رسانهها منتشر شده، متعلق به یک فرد یا یک اثر خاص است؟ آیا کسی که درباره یک واقعه واقعی، فیلم یا مستند ساخته، مالک خود آن اتفاق محسوب میشود؟ یا اینکه هنرمند دیگری میتواند با برداشت خودش از همان واقعیت، اثر تازهای خلق کند؟ این پرسشها باعث شد پرونده «قهرمان» به موضوعی فراتر از اختلاف دو نفر تبدیل شود. بسیاری از حقوقدانان و کارشناسان سینما معتقد بودند این پرونده میتواند به یکی از مهمترین آزمونهای حقوق مؤلف در ایران تبدیل شود؛ حوزهای که با وجود قوانین موجود، کمتر شاهد شکلگیری رویه قضایی روشن درباره آن بوده است. در طول رسیدگی قضایی، پرونده بارها پیچیدهتر شد. انتشار گزارشهایی درباره آن در رسانههای داخلی و خارجی، ازجمله گزارشی در مجله نیویورکر، باعث شد، موضوع در سطح بینالمللی نیز مطرح شود. در همین دوره، اصغر فرهادی که در جشنواره کن ۲۰۲۲ عضو هیأت داوران بود، برای نخستینبار بهصورت رسمی درباره این اتهامها صحبت کرد. فرهادی در توضیحات خود گفت که «قهرمان» براساس مستند مسیحزاده ساخته نشده و این فیلم برداشت داستانی او از یک رویداد واقعی بوده است؛ رویدادی که پیش از ساخته شدن مستند نیز در رسانهها مطرح شده بود. او تأکید کرد که فیلم داستانی او مسیر متفاوتی از مستند داشته و نمیتوان آن را کپی یا سرقت ادبی دانست. با ادامه روند رسیدگی، پرونده وارد مرحله کارشناسی شد؛ مرحلهای که قرار بود مهمترین پرسش را پاسخ دهد: آیا میان «قهرمان» و «دو سر برد، دو سر باخت» رابطهای وجود دارد که بتوان آن را نقض حقوق مؤلف دانست؟
ورود کارشناسان به پرونده
پرونده با ورود به مرحله کارشناسی، از فضای رسانهای فاصله گرفت و وارد یکی از پیچیدهترین مباحث حقوق مالکیت فکری در ایران شد. براساس آنچه بعدتر در بیانیه دفتر روابط عمومی اصغر فرهادی منتشر شد، دادگاه موضوع را در چند مرحله به کارشناسان حقوق مالکیت فکری ارجاع داد؛ از کارشناسیهای تکنفره و سهنفره گرفته تا هیأتی از استادان دانشگاه متخصص در حوزه کپیرایت. در نهایت، بنا بر این بیانیه، کارشناسان ادعاهای مطرح شده درباره نقض حقوق مؤلف را فاقد وجاهت تشخیص دادند و نتیجه بررسیها به سود کارگردان «قهرمان» پایان یافت. اسفند ۱۴۰۲ نخستین نقطهعطف پرونده بود؛ زمانی که اصغر فرهادی از اتهام نقض حقوق مؤلف تبرئه شد. با اینحال، ماجرا به پایان نرسید. در کنار پرونده کیفری، دعوای حقوقی دیگری با موضوع مطالبه خسارت مادی و معنوی همچنان جریان داشت؛ دعوایی که شاکی در آن مدعی بود حتی اگر اتهام کیفری به نتیجه نرسد، استفاده از داستان و موقعیت مورد نظر، خسارتهایی برای او به همراه داشته و باید جبران شود. در همین فاصله، پرونده وارد مرحله تازهای از بحثهای حقوقی شد. وکیل آزاده مسیحزاده در گفتوگوهایی اعلام کرد که حتی اگر استدلال فرهادی مبنی بر استفاده از زندگی واقعی یک زندانی شیرازی پذیرفته شود، باز هم این موضوع میتواند از زاویهای دیگر محل اختلاف باشد. او استدلال میکرد اگر فیلم بر اساس زندگی واقعی یک فرد ساخته شده، این پرسش مطرح میشود که آیا خود آن شخص نیز نسبت به داستان زندگیاش دارای حقوقی نیست و آیا نباید برای استفاده از آن رضایت او جلب میشد؟ این استدلال، پرونده را وارد حوزهای متفاوت کرد؛ جاییکه دیگر بحث فقط بر سر مستند «دو سر برد، دو سر باخت» نبود، بلکه مسئله حقوق افراد نسبت به روایت زندگی شخصیشان نیز مطرح میشد. وکیل شاکی معتقد بود داستان زندگی یک فرد میتواند نوعی دارایی باشد و صاحب آن حق داشته باشد درباره تبدیل شدن آن به کتاب، فیلم یا هر اثر هنری دیگری تصمیم بگیرد.
فراتر از اختلاف حقوقی
در تمام این سالها، بحث درباره «قهرمان» هرگز صرفاً یک اختلاف حقوقی باقی نماند. سرانجام، دوشنبه ششم مرداد، آخرین حلقه این زنجیره حقوقی نیز تکمیل شد. شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران دعوای مطالبه خسارت مادی و معنوی علیه اصغر فرهادی را رد کرد و به این ترتیب، پرونده حقوقی «قهرمان» نیز به سود این فیلمساز پایان یافت.
در متن رأی دادگاه، استدلالی قابلتوجه نیز دیده میشود؛ اینکه «این زندگی است که به روایت و اثر هنری اعتبار میبخشد، نه آنکه اثر هنری به زندگی هویت بدهد». دادگاه برای توضیح این برداشت حتی به نمونه زندگی مهاتما گاندی اشاره و تأکید کرده که آثار هنری، روایتکننده واقعیتهایی هستند که پیش از خلق اثر وجود داشتهاند و هویت خود را از آن واقعیتها میگیرند، نه برعکس. با این رأی، یکی از طولانیترین و خبرسازترین پروندههای حقوقی تاریخ سینمای ایران پایان یافت؛ پروندهای که از یک مستند دانشجویی آغاز شد، به جشنواره کن رسید، رسانههای بینالمللی را درگیر کرد، ماهها موضوع بحث حقوقدانان و سینماگران بود و در نهایت با رأی دادگاه تجدیدنظر بسته شد.