به گزارش اقتصادنیوز، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با حمله به فرماندهان نظامی، تأسیسات هستهای، مراکز فرماندهی، سامانههای پدافند هوایی و پایگاههای موشکی آغاز شد، اما در هفتههای اخیر دامنه عملیات به پلها، خطوط راهآهن، بنادر و زیرساختهای انرژی نیز کشیده شده است.
این الگو در جنگهای مدرن بیسابقه نیست. در بسیاری از درگیریها، دولتها در ابتدا تصور میکنند که حملات اولیه به اهداف نظامی میتواند جنگ را به سرعت پایان دهد، اما زمانی که این راهبرد به نتیجه نمیرسد، فهرست اهداف به تدریج گسترش یافته و زیرساختهایی را در بر میگیرد که زندگی روزمره غیرنظامیان به آنها وابسته است.
هدف جنگ زیرساختی چیست؟
دیوید ویپمن و گلن سی. آلتشولر در هیل نوشتند: در چنین شرایطی، هدف از افزایش فشار بر زیرساختها معمولا وارد کردن هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگین به کشور مقابل، و وادار کردن آن به پذیرش شروط سیاسی یا نظامی است. با این حال، تجربه جنگهای مختلف نشان میدهد این راهبرد در بسیاری از موارد نه تنها به تحقق اهداف مورد نظر منجر نشده، بلکه تنها خسارتهای انسانی و اقتصادی را افزایش داده است.

چرا این راهبرد در ایران نتیجه معکوس دارد؟
نویسنده مدعی شد: هدف از حمله به زیرساختهای ایران، کاهش توان این کشور برای کنترل کشتیرانی در تنگه هرمز، و افزایش فشار بر تهران جهت پذیرش خواستههای واشنگتن عنوان میشود.
با این حال، مطالعات مربوط به کارآمدی قدرت هوایی نشان میدهد که بمباران بهتنهایی به ندرت دولتها را وادار به تسلیم کرده است.
تجربههای تاریخی نشان میدهد حملاتی که باعث رنج گسترده غیرنظامیان میشود، اغلب به جای تضعیف روحیه عمومی، احساس همبستگی ملی را تقویت میکند. مقاومت بریتانیا در برابر حملات هوایی آلمان، پایداری ویتنام شمالی در برابر بمبارانهای آمریکا و مقاومت اوکراین در برابر حملات روسیه، از جمله نمونههایی هستند که نشان میدهند تخریب زیرساختها لزوما به فروپاشی اراده سیاسی کشور هدف منجر نمیشود.
عراق، کوزوو و اوکراین؛ سه تجربه متفاوت با نتیجه مشابه
عراق
در جنگ خلیج فارس سال ۱۹۹۱، نیروهای ائتلاف شبکه برق، پلها، پالایشگاهها، صنایع دفاعی و زیرساختهای حملونقل عراق را هدف قرار دادند. اگرچه بسیاری از این تأسیسات کاربری نظامی نیز داشتند، اما نابودی آنها باعث اختلال گسترده در شبکه آب، بیمارستانها، تأسیسات تصفیه فاضلاب و اقتصاد عراق شد. با وجود این، خروج نیروهای عراقی از کویت تنها پس از آغاز عملیات زمینی امکانپذیر شد.

کوزوو
در سال ۱۹۹۹ نیز ناتو برای متوقف کردن پاکسازی قومی در کوزوو، ابتدا سامانههای پدافندی، مراکز فرماندهی و نیروهای نظامی یوگسلاوی را هدف قرار داد، اما پس از ناکامی این حملات، دامنه عملیات به وزارتخانهها، شبکه برق، پلها، پالایشگاهها و مراکز پخش تلویزیونی گسترش یافت. این حملات موجب قطع برق شهرها، اختلال در خدمات درمانی و شبکه آبرسانی و افزایش تلفات غیرنظامیان شد و حتی اتهام ارتکاب جنایت جنگی علیه ناتو را مطرح کرد، هرچند دادگاه بینالمللی کیفری یوگسلاوی سابق در نهایت اعلام کرد شواهدی از هدف قرار دادن عمدی غیرنظامیان وجود ندارد.
اوکراین
در جنگ اوکراین نیز روسیه پس از ناکامی در تحقق اهداف اولیه، حملات گستردهای را علیه شبکه برق، تأسیسات انرژی و دیگر زیرساختهای غیرنظامی آغاز کرد تا توان دفاعی و روحیه مردم اوکراین را تضعیف کند. با این حال، این سیاست نه تنها به پایان جنگ منجر نشد، بلکه حمایت داخلی از دولت اوکراین و همراهی کشورهای غربی با کییف را تقویت کرد و در نهایت دادگاه کیفری بینالمللی برای ولادیمیر پوتین و چند مقام ارشد روس حکم بازداشت صادر کرد.
قوانین جنگ چه محدودیتهایی را برای حمله به زیرساختها تعیین میکنند؟
بر اساس حقوق بینالملل، هدف قرار دادن عمدی غیرنظامیان و زیرساختهای تک کاربری غیرنظامی، ممنوع است.
با این حال، بسیاری از تأسیسات مانند راهآهن، پلها، نیروگاههای برق و شبکههای انرژی دارای کاربری دوگانه هستند و هم در خدمت بخش غیرنظامی و هم در خدمت فعالیتهای نظامی قرار میگیرند.
در چنین شرایطی، حمله به این مراکز تنها زمانی مشروع تلقی میشود که نابودی آنها مزیت نظامی مشخصی ایجاد کند و خسارت احتمالی واردشده به غیرنظامیان در مقایسه با آن مزیت، نامتناسب نباشد. با این حال، تجربه جنگهای طولانی نشان میدهد هرچه درگیریها ادامه پیدا میکند، دولتها معمولا به دنبال تعریف گستردهتری از هدف نظامی میگردند تا دامنه حملات خود را به همان نسبت افزایش دهند.

تهدیدات ترامپ و گسترش نگرانی ها
دونالد ترامپ در ماههای اخیر بارها تهدید کرده است که در صورت ادامه حملات ایران، زیرساختهای حیاتی این کشور از جمله نیروگاهها، پلها و مراکز انرژی را هدف قرار خواهد داد و حتی هشدار داده ایران را به عصر حجر بازخواهد گرداند.
در این میان، در حالی که وزارت دفاع آمریکا ادعا میکند که عملیات تنها علیه اهداف نظامی انجام میشود، از انتشار جزئیات دقیق فهرست اهداف خودداری کرده است.
همزمان، گسترش تدریجی اهداف حملات باعث افزایش نگرانیها درباره پیامدهای انسانی جنگ و احتمال آسیب بیشتر به غیرنظامیان شده است.
تشدید حملات بحران را تشدید میکند
بررسی تجربه جنگهای گذشته نشان میدهد حمله به زیرساختهای حیاتی، بهجز در مواردی محدود، دولتها را وادار به تسلیم نمیکند. در مقابل، این حملات اغلب احساس همبستگی داخلی را تقویت، دشمنی با طرف مهاجم را تشدید و حمایت افکار عمومی از حکومت کشور هدف را افزایش داده است.
از همین رو، تشدید حملات علیه زیرساختهای ایران نیز ممکن است نه به پایان سریع جنگ، بلکه به طولانیتر شدن درگیری، گسترش بحران به سایر کشورهای خاورمیانه، افزایش فشار بر اقتصاد جهانی و پیچیدهتر شدن مسیر دستیابی به یک راهحل سیاسی منجر شود؛ موضوعی که با توجه به وابستگی اقتصاد جهانی به امنیت انرژی و تنگه هرمز میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و منطقه داشته باشد.