تحلیل جامعهشناختی تشییع امام شهید/ نهادینهشدن سرمایه اجتماعی خلق شده
اقتصاد ایران: دبیر دپارتمان غرب آسیا اندیشکده روابط بینالملل گفت:سرمایه اجتماعی خلقشده درتشییع رهبر شهید باید نهادینه شود.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: حضور پرشمار و میلیونی مردم در مراسم تشییع پیکر امام شهید، علاوه بر بازتاب گسترده در داخل کشور، به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه تحلیلگران سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. بسیاری از کارشناسان این حضور را نمادی از سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و ناکامی راهبردهای دشمن در جنگ روایتها میدانند.
حمزه علیپور، دبیر دپارتمان غرب آسیا اندیشکده روابط بینالملل و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، با تبیین ابعاد جامعهشناختی و ژئوپلیتیکی این رویداد، از تأثیر آن بر همبستگی ملی، شکست پروژه انزوای ایران و الزامات تبدیل این سرمایه اجتماعی به ظرفیتهای پایدار سخن گفته است.
تسنیم: تشییع پیکر امام شهید را از منظر جامعهشناسی سیاسی چگونه میتوان تحلیل کرد؟
علیپور: به نظر من تشییع پیکر امام شهید باید در چهارچوب نظریه همبستگی مکانیکی دورکیم تحلیل شود؛ جایی که یک جامعه در لحظات بحرانی، با بروز احساسات جمعی شدید، مرزهای درونی را کنار میزند و به مثابه یک کل واحد ظاهر میشود. تشییع رهبر شهید به نظر من دو کارکرد اساسی داشت. کارکرد نخست، کارکرد درونی یا همان بازتولید اجتماعی بود.
بر اساس نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام، حضور میلیونی مردم اعتماد افقی میان اقشار مختلف جامعه و اعتماد عمودی به نهادهای نظام را به بالاترین سطح ممکن رساند. این سطح از مشارکت را در ادبیات علوم سیاسی میتوان مشارکتی فراجناحی دانست که نشاندهنده انسجامی فراتر از منافع گروهی است.
*تشییع امام شهید یک «همپیماننامه ملی» بود
کارکرد دوم، کارکرد بیرونی این مراسم بود؛ یعنی شکست پروژه انزوای ایران. دشمن در جنگ 40 روزه یکی از محورهای اصلی راهبرد خود را بر جنگ روایتها و انزوای دیپلماتیک ایران متمرکز کرده بود، اما تصاویر منتشرشده از تشییع حضرت آقا، حتی در رسانههای غربی مانند بیبیسی و سیانان، به تعبیر من «اثر تصویر معکوس» ایجاد کرد؛ یعنی آنچه دشمن بهعنوان صحنه فروپاشی طراحی کرده بود، به صحنههای اتحاد و اقتدار ملی تبدیل شد و عملاً ناتوی رسانهای غرب را در القای روایت خود ناکام گذاشت.
این مراسم صرفاً یک وداع نبود، بلکه یک همپیماننامه ملی در برابر تهدید بیرونی بود. ملتی که برای پیکر رهبر خود اشک میریزد، مطمئن باشید در برابر هر بمب، گلوله، موشک و هواپیمایی که دشمن به سمت ایران روانه کند، سینه خود را سپر خواهد کرد.
تسنیم: چرا تحلیلگران غربی نتوانستند چنین حضوری را پیشبینی کنند؟
*تحلیل جامعهشناختی تشییع امام شهید؛ بازتولید سرمایه اجتماعی در اوج بحران
علیپور: تحلیلگران غربی اغلب با اتکا به مدلهای عقلانیت ابزاری رفتار انسان را صرفاً مبتنی بر محاسبه هزینه و فایده پیشبینی میکنند، اما در جامعه ایرانی، عقلانیت عاطفی ـ هویتی نقش پررنگتری دارد. بر اساس نظریه کنش عاطفی ماکس وبر و همچنین نظریه دلبستگی مکانی در جغرافیای انسانی، پیوند عاطفی مردم با مکانهای مقدس و رهبران کاریزماتیک نیروی محرکی فراتر از منافع مادی ایجاد میکند.
حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید برای بسیاری از ایرانیان یک کنش هویتی و وجودی بود؛ یعنی تأکید بر اینکه «من بهعنوان یک ایرانی شیعه، هویت خود را با این آرمانها و این رهبر تعریف میکنم.»
رسانههای بینالمللی با اتکا به نظرسنجیهای مرسوم، این حجم از جمعیت را غیرقابل باور توصیف میکردند و تصورشان این بود که حداکثر پنج درصد جامعه در مراسم حاضر خواهند شد؛ اما در جوامعی که از رهبری کاریزماتیک و مقبول برخوردارند، این میزان میتواند به 20، 30 یا حتی 40 درصد نیز برسد که در روز تشییع حضرت آقا دقیقاً همین امر محقق شد.
تسنیم: ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
علیپور: ناکامی آمریکا و اسرائیل را نباید صرفاً یک شکست نظامی تلقی کرد، بلکه این یک شکست راهبردی در سه عرصه بود.
*دشمن فروپاشی را طراحی کرد، اما با نمایش اقتدار ملی روبهرو شد
عرصه نخست، عرصه شناختی است. بر اساس نظریه بنبست راهبردی در علوم سیاسی، دشمن تصور میکرد با حذف رهبر، سیستم فرو خواهد پاشید؛ زیرا در نظریه جریانهای سیاسی، رهبر بهعنوان نقطه ثقل شناخته میشود. اما در جمهوری اسلامی، نظاممندی نهادی، شورای راهبردی، مجمع تشخیص و ساختار امنیتی چنان مستحکم هستند که با فقدان رهبری کاریزماتیک، بلافاصله مدیریت بحران نهادی شکل میگیرد و خلأ ایجادشده جبران میشود.
عرصه دوم، عرصه اقتصادی است. دشمن بر اساس نظریه فشار حداکثری تصور میکرد با تشدید تحریمها اقتصاد ایران فرو میپاشد، اما سیاست مقاومتی فعال که مبتنی بر اقتصاد غیرنفتی، مبادلات تهاتری و کریدورهای شرقی بود، حلقههای فشار را گسست و نشان داد اقتصاد ایران برخلاف پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول از تابآوری ساختاری برخوردار است.
عرصه سوم، عرصه میدانی بود که نقطه عطف جنگ محسوب میشود. در این عرصه، آمریکا با درک هزینه فرصت مواجه شد. با بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت به بیش از 150 دلار در هر بشکه رسید و فشار بر متحدان اروپایی آمریکا به حدی افزایش یافت که آنان از همراهی با واشنگتن خودداری کردند. به تعبیر نظریه بازیها و بازی زندانیان، آمریکا میان ادامه جنگ با هزینههای سنگین و خروج آبرومندانه گرفتار شد و در نهایت گزینه خروج آبرومندانه را برگزید.
تسنیم: از منظر ژئوپلیتیکی، ایران چگونه میتواند از ظرفیت تنگه هرمز بهرهبرداری کند؟
علیپور: در ادبیات ژئوپلیتیک، تنگه هرمز صرفاً یک دستاورد طبیعی نیست، بلکه یک اهرم وابستگیسازی متقابل محسوب میشود. ایران بهجای آنکه صرفاً از این تنگه بهعنوان ابزار تهدید استفاده کند، باید آن را به بستری برای چانهزنی دائمی با قدرتهای جهانی تبدیل کند.
*تنگه هرمز باید به اهرم چانهزنی دائمی ایران تبدیل شود
در این زمینه دو پیشنهاد دارم. نخست، ایجاد یک منطقه همکاری چندجانبه و تشکیل «سازمان امنیت آبراههای جنوب غرب آسیا» با حضور اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت که در آن ایران بهعنوان متولی امنیت تنگه، نقش محوری داشته باشد و در مقابل، تضمینهایی برای تداوم صادرات انرژی از سوی قدرتهای غربی دریافت کند.
پیشنهاد دوم، مبادله امنیت انرژی با رفع تحریمهاست. از منظر اقتصاد سیاسی بینالملل، میتوان دسترسی امن اروپا به نفت و گاز خلیج فارس را در برابر رفع تدریجی تحریمهای بانکی و نفتی، بهعنوان یک بسته پیشنهادی ارائه کرد. این راهبرد، برخلاف رویکردهای صرفاً تهدیدمحور، قدرت اقناعی را جایگزین قدرت اجباری میکند و در دیپلماسی عمومی نیز اثرگذاری بسیار بیشتری خواهد داشت.
تسنیم: برای حفظ سرمایه اجتماعی ایجادشده در تشییع امام شهید چه باید کرد؟
علیپور: سرمایهای که در تشییع پیکر حضرت آقا خلق شد، اگر به نهادها و ساختارهای روزمره منتقل نشود، بهتدریج تحلیل خواهد رفت. بر اساس نظریه نهادگرایی اجتماعی، برای پایدارسازی این سرمایه سه راهکار میتوان پیشنهاد کرد.
*سرمایه اجتماعی خلقشده در تشییع رهبر شهید باید نهادینه شود
راهکار نخست، نهادینهسازی همبستگی اجتماعی است. این سرمایه نباید صرفاً در رویدادهای بزرگی مانند راهپیماییها خلاصه شود، بلکه باید به تشکلهای مردمی پایدار مانند گروههای جهادی، مؤسسات محلی و شوراهای اجتماعی سپرده شود تا اعتماد افقی در متن زندگی روزمره بازتولید شود.
راهکار دوم، شفافیت نهادی است. بر اساس شاخص ادراک فساد در علوم اقتصادی، بزرگترین تهدید سرمایه اجتماعی، نابرابری اطلاعاتی و فساد سیستماتیک است. بنابراین ایجاد سامانههای هوشمند شفافیت و نظارت مردمی میتواند این اعتماد احساسی را به اعتمادی عقلانی و پایدار تبدیل کند.
راهکار سوم، تبدیل سوگ جمعی به گفتمان توسعه است. از منظر روانشناسی اجتماعی، انرژی عاطفی ناشی از سوگ میتواند به انگیزه عمل جمعی تبدیل شود. پیشنهاد من این است که در سالگرد امام شهید، علاوه بر مراسم یادبود، گزارشدهی عملکرد نظام در حوزههای معیشتی، عمرانی و توسعهای مورد توجه قرار گیرد تا مردم پیوند عاطفی خود را با نتایج عملی نظامداری گره بزنند.
راز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران در جنگ 40 روزه نه صرفاً در سلاحهای پیشرفته، بلکه در همتنیدگی اراده ملی بود؛ ارادهای که در تشییع پیکر امام شهید به اوج نمادین خود رسید و در بهرهگیری از ظرفیت تنگه هرمز به اوج راهبردی خود خواهد رسید.
امروز وظیفه نخبگان سیاسی، نهادینهسازی این اراده در قالب ساختارهای شفاف، پاسخگو و امیدآفرین است.